آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

مثلاً اگر سرعت و زمان بندی یک مقام یا گوشه کمتر یا بیشتر شود، امکان تجلی محتوای واقعی آن موسیقی مشکل می شود. یا مثلاً اگر زمان بندی طرح ها و نقش های داخلی یا بیرونی یک گنبد تغییر کند و ابعاد آن چند برابر بزرگتر یا کوچکتر شود، تأثیر بصری و حسی متفاوتی را نسبت به اصل خود در بیننده ایجاد می کند. بنابراین: موسیقی های سنتی ما زمان-بندی و سرعت ویژه خود را داشته اند. این زمان بندی و سرعت با آنچه امروزه از سرعت استنباط می شود متفاوت است.

زمان بندی و سرعت ویژه موسیقی سنتی ایران، به خاطر ضرورت ارتباط فشرده و تنگاتنگ موتیف ها و فیگورها، بسیار زنده و سرشار از تپش و حرکت و جوشش درونی است. اگر امروز از موسیقی های سنتی ایران لَختی و سستی و کندی ادراک می-شود این مربوط به ویژگی های این موسیقی ها نیست بلکه حاصل تحریف و تغییر این ویژگی ها است‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۶۸). ‌« مقوله میزان بندیِ ثابت در موسیقی از زمانی در اروپا رایج شد که نیاز به چندصدایی شدن موسیقی بیشتر احساس می شد.

تا زمانی که موسیقی کلیسای کاتولیک به صورت یک صدایی اجرا می شد، اصولاً این مشکل وجود نداشت. نیاز به رشد و تکوین پولیفونی، مصنفان اروپایی را به تدریج مجبور به ابداع روشی کرد تا بتوانند خطوط متعدد موسیقی را به صورت دقیق زیر هم بنویسند. میزان بندی پیشنهاد شد و از آنجا که با نیازهای آن زمان تطابق داشت، به سرعت جا افتاد‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۴۳).

• در همین رابطه توجه به قضیه تشکیل گروه های همنواز برای اجرای این موسیقی به شکل اصیل آن، لازم است. به این ترتیب که هرگاه نوازندگانی برای همنوازی و اجرا به هر صورت (پولیفونیک، هوموفونیک یا مونوفونیک) گرد هم آیند و به اجرای موسیقی کلاسیک ایرانی بپردازند، اگر تعداد نوازندگان ـ به غیر از سازهای ضربی ـ از دو یا سه نفر بیشتر شود، نقضِ یکی از خصوصیت های اصلیِ موسیقی ایرانی شکل می گیرد.

چنان که اگر این گروه نوازنده به غیر از حالت سؤال جواب و یا به غیر از حالتی که ایجاد بافت هتروفونیک می کند، به نوازندگی بپردازند، ناچار ساده سازی یا حذف تزئینات بسیار زیاد و پیچیده این موسیقی رخ می دهد. حتی اگر تزئینات و آرایه ها را حذف ننمایند، در حین گروه نوازی هایی با حجم بیش از سه نفر، اجرای تزئیناتی که از سطوح مختلف صدایی (از جهت حجم) برخوردارند به گوش نمی رسد و اجرای این آرایه ها مضمحل می شود. ‌‌«پدیده ای که در پولیفونی اروپا با یک بافت پیچیده آوازیِ چندصدایی شکل می گرفت، در موسیقی فرهنگ های غیر اروپایی ـ به ویژه هند ـ با صدایی واحد و یک موسیقی تک صدایی به ظهور می رسد. در این انواع، واژه ها با تکرارهای بی وقفه و حرکت های پیچاپیچ ملودی به صورت افقی برای رسیدن به مرتبتی بالاتر از آن آگاهی که در قالب عینی شان وجود دارد حرکت می کنند‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۴۰).

• یکی دیگر از خصوصیات موسیقی کلاسیک ایرانی در کنار گروهِ همنواز کوچک، توجه و نیاز به استفاده از سازهای مضرابی است. ایجاد ارکستر بزرگ و ساخت قطعات با بافت هارمونیک یا کنترپوانتیک به لحاظ نیاز به ایجاد تداوم کشش در اصوات تولید شده نیازمند سازهای کششی است، که به حذف سازهای مضرابی و بیانِ ویژه این سازها می انجامد؛ کاری که در موسیقی کلاسیک غرب انجام گرفته است. در ضمن، ایجاد گروه های بزرگ بدون وجود انواع مختلف سازها، از نظر گستره صدایی و سازهای کششی، موسیقی را دچار مشکلاتی از قبیل متوازن نبودن اصوات (نداشتن بالانس صوتی مناسب) می کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

از روزهای گذشته…

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VI)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VI)

در آنالیز موسیقی به شکل شناخته شده غربی در مبحث فرم شناسی، روش هایی برای آنالیز خط ملودی و صداهای همراهی کننده آن در نظر گرفته شده که بیشتر در آنالیز موسیقی های دوره باروک تا اواخر دوره کلاسیک اروپا کاربرد دارد. در این روش ما با الگوهایی برخورد می کنیم که در ۸۰% قطعات تصنیف شده در این دوره رعایت شده اند و می توانیم با یافتن این تکنیکها در قطعه، به آنالیز اثر بپردازیم.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (I)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (I)

مؤسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی فعالیت رسمی خود را از بهار سال ۱۳۸۰با انگیزه مشارکت در شناخت، حفظ و پژوهش میراث فرهنگی هنری ایران زمین با گرایش آموزش و پژوهش موسیقی آغاز کرد.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (II)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (II)

اشاره‌ به «موسیقی رسمی» و سعی در تبیین آن از ویژگی‌های اندیشه‌ی لطفی در باره‌ی موسیقی ایران به حساب می‌آید. این بخشی از معادل‌هایی است که او به جای واژه‌های مرسوم که آن‌ها را نادرست می‌داند، می‌نشاند. او صفت «سنتی» را برای توصیف موسیقی دستگاهی ایران درست نمی‌داند و معتقد است، “آن‌چه در شدن مدام است” نمی‌تواند سنت باشد.
وان موریسون، نوری در تاریکی (IV)

وان موریسون، نوری در تاریکی (IV)

“طلوع جزیره آوالون” آلبوم سال ۱۹۸۹ موریسون در مقام ۱۳ رده بندی آلبومهای انگلستان جای گرفت. در سالهای ۲۰۰۰ موریسون به سفر و ضبط آثارش ادامه می داد که اغلب سه اجرا در هفته داشتند. وی برچسب شخصی و مستقل خود را به وجود آورد که او را قادر می ساخت تا کنترل و حقوق کامل هر آلبوم را دارا باشد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

سپاس از حضور و نظرات مفید که لازمه ی پیشرفت هنر است. به گمانم از منظر دگری هم می توان به نو آوری در حوزه ی هنر و ابزار خلق هنر پرداخت. نظر عمومی ام را اول بازگو میکنم و آن این است که هنر پروری در یک فرهنگ در هر سطح پسندیده و مبارک است.
دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره ی جایزه ی بین المللی پیانوى باربد با حضور پیانونوازانی از سراسر ایران و کشور ارمنستان در شهر شیراز برگزار شد و دو نفر از برندگان نهایی که تابستان ١٣٩۶ برای شرکت در مستر کلاس های بزرگان پیانونوازی فرانسه و اجراى کنسرت عازم این کشور خواهند بود، معرفی شدند.
وهم یا نبوغ‌؟! (I)

وهم یا نبوغ‌؟! (I)

“… عجیب است؛ مردمی که متوسط بهره‌ی هوشی‌شان ۸۴ است (در مقایسه با دامنه‌ی نرمال ۹۰ تا ۱۱۰) و در طبقه‌ی ملت‌های دارای هوشِ «زیرِ متوسط» قرار می گیرند، خود را باهوش‌ترین ملت دنیا می دانند و از تکرار این باورِ فریب، لذت می‌برند و غره می شوند و با همین خودفریبی، پی در پی فرصت های تاریخی را… واگذار می کنند.”<
پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
آشنایی با اولین ساز الکترونیکی: <br>تصادفی که تاریخ موسیقی را متحول کرد

آشنایی با اولین ساز الکترونیکی:
تصادفی که تاریخ موسیقی را متحول کرد

همه ما الیشا گری (Elisha Gray) را به‌عنوان مخترع تلفن می‌شناختیم، اگر الکساندر گراهام‌بل یک ساعت قبل از او به دفتر ثبت اختراعات نرفته بود در عوض نام‌ گری در تاریخ «موسیقی الکترونیکی» به‌عنوان مخترع اولین ساز الکترونیکی ثبت شده است. حال اگر بخواهیم فهرستی از بدشناس‌ترین مردان تاریخ تهیه کنیم، نام الیشا گری (Elisha Gary) بعد از Remo Giazotto (آهنگ‌ساز و محقق موسیقی سبک باروک ایتالیا) در ردیف دوم قرار می‌گیرد. به هر حال در کنار این بدبیاری بزرگ، او اختراع اولین ساز الکترونیکی را مدیون یک اتفاق تصادفی است.
ارکستر فیلارمونیک چک (II)

ارکستر فیلارمونیک چک (II)

واکلاو نئومان (Václav Neumann) در دوره طولانی حضور خود در ارکستر از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۰ توانست برای ارکستر شهرت و محبوبیت بین المللی بیآفریند که دلیل آن ایجاد صدای متفاوت و سبکی ناب و به خصوص اجراهای غیر قابل مقایسه این ارکستر از موسیقی چک در قیاس با دیگر ارکسترها است. در دوره دشوار جنگ جهانی اول زمانی که چک اسلواکی به یک کشور مستقل تبدیل شد و همزمان با خدشه دار شدن امپراطوری مجارستان، رهبرانی همچون؛ اُسکار ندبال ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۶ و ویلم زمانک ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۶ ارکستر را به شایستگی اداره کردند.