آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIV)

این نکات، صرف نظر از مشکلاتی نظیر استاندارد نبودن سازهای ایرانی برای اجراهای اینچنینی است وگرنه سازهای ایرانی برای اجرا به شیوه اصیل خود دچار نواقص فراوان نیستند؛ گرچه می بایست نهادی متولی این امر، در کنار فرهنگستان موسیقی، با سرمایه و بودجه اساسی برای تحقیق و تکمیل سازهای ایرانی به وجود بیاید(منظور ما از تکمیل سازهای ایرانی نه صرفاً برای استانداردسازی به شیوه غربی برای ایجاد ارکسترهای بزگ، بلکه به منظور بهبود کیفیت ساختمان و مواد به کار رفته در این سازها و قیمت گذاری اصولی و… .

همچنین درباره بسیاری از اصطلاحات موسیقایی و مفاهیمی که به زبان های اروپایی در قرن اخیر به ایران و فرهنگ موسیقایی ایرانیان وارد شده است، نمی توان شخصاً اظهار نظر قطعی کرد. زیرا برداشت ها و معانی گوناگونی از اغلب آنها در دست است و تعیین مفهوم و معنایی یکدست، نیازمند وجود فرهنگستان موسیقیِ دارای کمیته های تخصصی مختلف است).

• نحوه بیان و اجرا در موسیقی ایرانی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. «از یک اجرای درست باید این انتظارات را داشت: در موسیقی ایرانی کیفیت نت ها مهم است و نه کمیت آنها. سرعت نمی تواند کیفیت را بسازد. متأسفانه آنچه امروزه در موسیقی ایرانی بیشتر آموخته می-شود سرعت، آرپژنوازی و آکورد و گام نوازی است. میرزاعبدالله، استاد موسیقی نسل قبل، در درجه اول از شاگردانش درجه کاملی از صلاحیت معنوی می خواست؛ چون تنها در این مرحله است که می توان به درجه استادی رسید. در مورد تکنیک، او می گوید تمرین بیشتر و تلاش کمتری لازم است تا سیم به ارتعاش درآید.

او می گوید فشار، بیشتر از آنچه مورد نیاز است اضافی است. گاهی اوقات در حین اجرا فشار بیش از حد باعث عصبیت می شود. ‌‌» (میلر/۵۶) ‌‌«زیرا همه چیز در این موسیقی گرایش به لطافت دارد، از هر چیز ناگهانی اجتناب می شود، هر چیز خشنی به دقت لطیف می شود‌‌» (سایگون ۱۳۸۳: ۱۶۶).

• مهمترین اصل در اجرای موسیقی ایرانی بداهه سازی بوده است. «نورعلی خان برومند در زمینه تشریح ‌‌بداهه نوازی گفته است: برای شناخت موسیقی ایران شما باید آواز بلبل را درک کنید، چرا که هیچ وقت آن را تکرار نمی کند و موسیقیدانان ایرانی نباید موسیقی خویش را تکرار کنند‌‌» (نتل/۱۳۸۴، ۱۶).

• شفاهی بودنِ آموزش، ستون اصلی موسیقی ایرانی بوده است. «در حقیقت سنت شفاهی، محکم ترین پیوندی است که همه فرم های موسیقی را به هم پیوند می دهد و تنها و مهم ترین زمینه ای است که به پژوهشهای سنتی، جنبه های عام می بخشد. به طور کلی موجودیت موسیقیِ غیر مکتوب، به بازیافته های شفاهی و محفوظاتی بستگی دارد که حاصل سواد و اندیشه های روشنفکرانه نیست.

موسیقی فرهنگ های پیشرفته ای که فرا روی ماست و برخی از آنها که دارای نت نویسی ابتدایی اند، این نظریه را تأیید می کنند که این نت نویسی ها، علایم اختصاری فرم های الهام گرفته شده ای هستند که تنها به مثابه خط راهنما و کمک به حافظه عمل می کنند‌‌» (مترجم:صارمی/۱۳۷۴، ۲۱).

‌‌ حذف هر یک از موارد پیش گفته به تغییر بیان که از عوامل مهم ارائه یک موسیقی است می انجامد. «تغییر در هر یک از محورهای اساسی موسیقی سنتی ایران مانند صدا، فواصل، گردش نغمات، وزن و تزئین، اجرای موسیقی سنتی را به سوی شیوه های نوین سوق می دهد. که از دو حال خارج نیست: یا موسیقی سنتیِ تغییر یافته در جهت تحول و تکامل است که محکِ زمان اصالت و ماندگاری آن را ثابت خواهد کرد و یا تغییر محورهای اساسی موسیقی سنتی در جهت تحریف و تخریب است‌‌» (کیانی/۱۳۷۱، ۱۳۳).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.