مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (III)

از آن بدتر توسل به افکار عمومی و استقبال عموم و به کار بردن انواعی از مغلطه ها برای اثباتِ حقانیتِ این ملغمه سازی، در نوشته های تولید کنندگان چنین آثاری است ؛در اینجا فقط به برخی از این مغلطه ها که در نوشته یا مصاحبه های تولیدکنندگان این آثار موجود است اشاره میکنم.

۱- توسل به اکثریت: این حقیقت که عده ی زیادی به درستیِ گزاره ای باور دارند، شاھدی بر درستی آن گرفته می شود. به این شکل که در نوشته ها و مصاحبه هایشان دائم به استقبال زیاد و فروش بالا و…، درجهت اثبات درستی کارشان، احتجاج میکنند، در حالی که علاوه بر مغلطه بودن این عمل، اگر به درستیِ کارتان اطمینان دارید نیازی به حجت آوردن از اقبال عمومی نیست.

۲- توسل به عواطف: تلاش برای پذیراندن گزاره ای برپایۀ عواطف. یعنی دائما چنین بیان میکنند که ما با انتشار چنین آثاری موسیقی ایران را به جهان نشان دادیم و افتخار آفریدیم، که این هم برای پذیراندن زوریِ موسیقی شان به منتقدین دست به چنین مغلطه ای میزنند، تا با تحریک احساسات ملی، برای خود جایگاهی همانند قهرمانان ملی دست و پا کنند.

۳- توسل به مرجعیت: به کارگیری گواھی افراد به عنوان شاھد درستی یک گزاره، مثلا این مقدار موسیقدان، یا فلان فیلسوف، یا فلان بنیاد خارجی که جایزۀ مثلا گِرَمی میدهد، این کار را تایید کرده اند، یا در این کار همکاری کرده اند. اگر مراجع، شرایط اعتبار برای نظر دهی در مورد خاصی را داشته باشند، گواهی آنها معتبر است. در غیر این صورت توسل به مرجعیت افراد، سازمان ها یا. . . مغالطه است. در این نوع صحبتها و نوشته ها شان مرجعیت یک فیلسوف، یا موسیقی دانان یا همان بنیاد به مقدار شناخت آنها از موسیقیِ مورد نظر باز میگردد، که در مورد مثلا جایزه گِرَمی، کنار هم داوری کردنِ آثار موسیقی رپِ آمریکا با موسیقی های مردمیِ مثلا خاور دور، خود نشان دهندۀ غیر تخصصی بودن چنین جوایزی است. در ضمن همکاری این موسیقی دان های خارجی با موسیقیدانان داخلی، از روی عشق و محبت، مرحمت و افتخاری و خود خواسته(خود پیشنهاد همکاری داده) که نیست؛همگی مبالغ هنگفتی پول دریافت کرده و همکاری میکنند.

۴- شخص ستیزی: مغالطۀ شخص ستیزی، اظهارات شخص دیگر را با حمله به خود آن شخص، و نه اظهارات او، نفی یا انکار می کند. این مغلطه هم در نوشتار و گفتار این تولیدکنندگان، فراوان هست، که به دلیل فرار از پاسخ گوئی و استدلال آوری از آن استفاده میکنند.

۵- مغالطه بی ربطی: تلاش برای پشتیبانی از یک گزاره توسط شواهدی نامربوط و این هم به فراوانی استفاده میشود. مثلا این که من در فلان دانشگاه درس خوانده ام که بچه های کوچک به ساخت سمفونی مشغولند، توجیه غیر منطقی و مغلطه است برای پاسخ به نام گذاریِ یک اثر به نام سمفونی (البته اگر سمفونی باشد و در نوشته های همراه آن چندین نام برای آن ذکر نشده باشد) یا هر نام دیگر. بد نیست بدانیم سمفونی یا هر فرم دیگری در موسیقی دارای مشخصاتی نسبتا روشن است و صد البته هر دانشی مانند موسیقی دارای اصطلاحات مخصوص خود است و به کار بردن نام هر چیزی در جای دیگری یا از سر کم سوادی است یا خِلط معانی یا بزرگ نمائی و دادن تشخص به اثر. دست کم میتوانند در برخی موارد مانند این بگویند دلم میخواهد سمفونی بنامم، موسیقی کلاسیک بنامم، موسیقی جهانی بنامم و… پاسخ دلم میخواهد هم سکوت است.

در نهایت جدای مغالطات، توسل به بددهنی در پاسخ به نقد موسیقیدانان و موسیقی شناسان رفتار ناشایستی است که این هنرمندان انجام میدهند، چنین حرکاتی یاد آور دستگاه های دروغ پراکنی و عوام فریبیِ فاشیست ها، تمامیت خواه ها و گردانندگان شبکه های مافیائی است، اما در حیطه موسیقی. درحالی که انتظار از هنرمندان که جزو روشنفکران و نخبگان جامعه محسوب میشوند، جز این است. درانتها تمایل دارم یاد آوری کنم که نقدی کاملا فنی و همه جانبه، که شامل نقاط قوت و ضعف باشد. به صورت موردی و در نشریه ای تخصصی درباب موسیقی باید انجام پذیرد. تا اگر “عیبِ مِی” (۴) را گفتیم و “هنری” نیز داشت بیان کنیم.

پی نوشت
۳- منبع: کتاب هنر استدلال همراه با منطق نمادین، نوشته دیوید کِلِی، ترجمه امیر غلامی، نشر الکترونیکی، ۱۳۸۵
۴- اشاره به پاسخ حافظ ناظری به هوشنگ کامکار که با این تیتر منتشر شده بود: «عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

از روزهای گذشته…

اسکار پیترسون

اسکار پیترسون

اوایل قرن بیستم یعنی هنگامی که موسیقی کلاسیک (رمانتیک و مدرن) از یکسو و موسیقی Jazz از سوی دیگر شنوندگان موسیقی در اروپا، آمریکا و سراسر جهان رامتوجه خود کرده بود، در شهر مونترئال کانادا یکی دیگر از نوابغ موسیقی Jazz متولد شد، کسی که توانست کارهای بسیاری را با افرادی چون چارلی پارکر، دیزی گیلسپی، لوییس آرمسترانگ، الا فیتسجرالد، دوک الینگتون ۱ و … تهیه کند، کسی که هنوز در سن ۸۰ سالگی تمام وقت و زندگی خود را وقف موسیقی می کند.
علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

بدنبال تهیه مطلب رحیمیان و موسیقی سمفنیک ایران و به منظور آشنا کردن هرچه بیشتر جامعه هنری با هنرمندان بزرگ کشور، با علی رحیمیان موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
آغاز برگزاری کلاس «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران»

آغاز برگزاری کلاس «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران»

دوره «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران» از تاریخ جمعه ۲۳ آذر ۹۷ در آموزشگاه موسیقی برومند در تهران و به صورت یک هفته در میان از ساعت ۱۰ تا ۱۳ برگزار می شود. مدرس این دوره فرهود امیرانی پژوهشگر، نوازنده و مدرّس سه تار است که قبلا از وی چندین مقاله و ترجمه در زمینه موسیقی و نیز کتابی انتقادی به نام «سه تار و تاراندیشی» منتشر شده است.
برای پیر خندان ما

برای پیر خندان ما

حالا دیگر ظرفیت ما در برابر حوادث بیش از پیش شده است. یکی قربانی می‌کند، دیگری قربانی می‌شود. یکی سکوتش را پای محبت می‌گذارد و یکی آغوش گشاده دارد آن قدر که گویی میهمان می‌آید.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«[…] هر دو نقد به وظیفه ازلی خود که همان قضاوت کردن است واقف‌اند، با این تفاوت که قضاوت در نقد سنتی در مورد محتوای اثر و از طریق شم و سلیقه منتقد انجام می‌گیرد، حال آنکه منتقد جدید به این ابزارها بدبین است و مسئولیت خود را به اظهار نظر در مورد «اعتبار» یک اثر محدود می‌کند، چرا که او دستیابی به حقیقت اثر را نه تنها از توان خود، بلکه از توان هر منتقد دیگر نیز خارج می‌داند.» (اسداللهی و آسیب پور ۱۳۸۸)
کوارتت های فلوت موتسارت

کوارتت های فلوت موتسارت

موتزارت در زمستان سال ۱۷۷۷- ۱۷۷۸ ، یعنی هنگامی که در مانهایم (Mannheim) بسر می برد با یکی از ثروتمندان آلمانی بنام De Jean آشنا شد. او نوازنده مبتدی فلوت بود و به موتزارت پیشنهاد ساخت سه کنسرتو کوتاه و ساده و دو کوارتت برای فلوت داد. موتزارت این پیشنهاد را پذیرفت و آنها بر سر قیمت کار به توافق رسیدند، اما به هنگام تسویه حساب آقای De Jean تنها حدود نیمی از بهای توافق اولیه را به موتزارت پرداخت.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

از جمله با وزیر فرهنگ و هنر وقت آقای پهلبد، با رئیس سازمان رادیو تلویزیون آقای قطبی و همچنین با رئیس دانشگاه تهران آقای دکتر عالیخانی آشنا شدم که ایشان، عالیخانی، گویا از سوابق دانشگاهی من اطلاعاتی کسب کرده بود و با من راجع به دپارتمان موسیقی که اخیراً در دانشگاه تهران تأسیس‌شده بود صحبت کردند. به گفته او این دپارتمان بی‌سروسامان بود و برنامه خیلی مشخصی نداشت و به‌علاوه کادر آموزشی افرادی بودند که به‌صورت حق‌التدریسی می‌آمدند، درس می‌دادند و می‌رفتند و تماس با دانشجو، به جز سر کلاس، خیلی کم بود. این‌که کار دانشگاهی محسوب نمی‌شود، چراکه کار دانشگاهی فقط درس دادن و رفتن نیست. باید شخصا استاد درصحنه دانشگاه حضورداشته باشد تا به نیاز دانشجویان توجه کند و در برنامه‌های تحقیقاتی که دارند آنها را کمک نماید یعنی فقط رفتن سر کلاس نیست. به‌هرحال، آقای عالیخانی راجع به این‌که این دپارتمانی است که وضع هنوز مشخصی نیافته توضیح دادند بعلاوه کسی که بانی احداثش بود آقای دکتر مهدی برکشلی، یک موسیقیدان حرفه‌ای نبود.
گفتگو با ریچی (II)

گفتگو با ریچی (II)

ریچی می گوید: “کاواکاس ویولونیست خوبیست. استیلی معمارگونه دارد. ساختاری محکم و پر تپش. ساختار کاری او دارای نقاط واضح و کانونی مختص خود است. از لغزشهای بیهوده اجتناب می کند و این یک نقطه قوت است. ولی به لحاظ شخصیت همچنان معمارگونه است.”
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (I)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، حاوی اطلاعاتی تاریخی درباره شکل گیری و فعالیت های ارکستر سمفونیک تهران است و تمامی وقایع این نوشته بر پایه نوشته های مرتضی حنانه هنرآموز هنرستان عالی موسیقی و دیده های او می باشد و همینطور از جراید و مطبوعات آن سالها بهره برده شده است.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VII)

با گذشت زمان و صاحب شدن خانه ای دائمی تر، ذوق موسیقایی الگار برای باری دیگر فوران نمود: “سوئیت سورن” (Severn Suite op. 87)، “، قسمت دیگری از “رژه ی شکوه و جلال” (Pomp and Circumstance March op. 39)، “سوئیت پرستاران” (Nursery Suite)، و چندین و چند قطعه ی کوچک دیگر. اپرای “زن اسپانیایی” (The Spanish Lady op. 89) و “سمفونی سوم” (Symphony No 3 op. 88) نیز در همین دوران نگاشته شدند. اگرچه، این قطعات ادامه پیدا نکردند چرا که در اکتبر ۱۹۳۳، الگار دچار عارضه ی سرطان شد.