درویش خان در گذار تمدن (I)

سياه قلم از چهره درويش خان اثر پيمان سلطاني (تقديم شده به فرامرز پايور)
سياه قلم از چهره درويش خان اثر پيمان سلطاني (تقديم شده به فرامرز پايور)
غلامحسین درویش معروف به درویش خان، بخشی از زندگی خود را در روند دگردیسی یک تمدن گذراند و شاهد دو دوره ی تاریخی ایران- قاجار و پهلوی – بوده است. مشروطه از او انسان دیگری ساخت و زخمه هایش بر تار آهنگی دیگر گرفت. او در میانه های دوره ی قاجار در اولین سال سلطنت ناصرالدین میرزا در سال ۱۲۵۱ به دنیا آمد، با جنبش مشروطه به اوج رسید و به هنگام صدور فرمان تاریخی مشروطه و هم زمان با پیروزی و جشن و پایکوبی مردم، استادی بی مانند شده بود.

مرگ زود هنگام اش نیز هم زمان با اولین سال سلطنت رضا شاه در دوم آذر ماه ۱۳۰۵ (که به عنوان اولین سانحه رانندگی در ایران نیز رقم خورده است) نمادین شده است.

درویش در شب دوم آذر ماه سال ۱۳۰۵ به هنگام بازگشت از میهمانی برای رفتن به خانه درشکه‌ای کرایه کرده و در میانه ی راه، حوالی خیابان امیریه با خودرویی تصادف می‌کند. اسب‌های درشکه درجا تلف می‌شوند و درویش خان نیز از درشکه به بیرون پرتاب شده و از ناحیه سر آسیب می بیند.

وی را به بیمارستان نظمیه تهران می‌رسانند، اما پس از ۵ روز رنج و درد به دلیل ضربه مغزی از دنیا می رود.

درونمایه ی آثار او باز نمایی از تاریخ زمانه اش که همانا قدرت و دگرگونی است و نغمه هایش از گریزی هولناک و فرو پاشی یک عصر خبر می دهد. پـدرش حاجی بشیر از اهالی طالقان و مادرش از ترکمانان بود. وی به نام درویش خان شهرت داشت و بسیاری نیز از لفظ درویش برای خواندن او استفاده می کردند. پدر درویش‌خان آشنایی اندکی با سه‌تار داشت و او را از ده سالگی به شعبه موزیک مدرسه نظام، وابسته به دارالفنون سپرد که در آن زمان توسط ژان باتیست لومر فرانسوی اداره می شد.

درویش خان در آغاز دوره ی تحصیل اش در دارالفنون به فراگیری خط موسیقی، نواختن شیپور و طبل کوچک پرداخت.

درویش خان پس از آنکه در دربار شاهی، سازِ برخی از استادان را می شنود نزد آقا حسینقلی رفته و پس از سال‌ها آموزش لازم زیر نظر این استاد، برای تکمیل آموخته هایش دوره هایی دیگر را نیز با میرزا عبدالله، برادر بزرگ تر آقا حسینقلی می گذراند.

وی سمت ریاست و رهبری ارکستر انجمن اخوت را به عهده داشت و با شکل گیری جنبش مشروطه، کـنسرت هایی برای جمع‌آوری به قحطی زدگان روسیه، ایجاد مدرسه ی فرهنگ، حریق زدگان آمل، بازسازی خرابی‌های آتش‌سوزی بازار و نیز کنسرتی برای غارت شدگان ارومیه در دوران ریاست اش برگزار کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (I)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (I)

مساله‌ی انتخاب مواد و مصالح اولیه برای آهنگسازی یکی از دغدغه‌های موسیقی‌دانان ایرانی است که به موسیقی سمفونیک می‌پردازند. این موسیقی‌دانان چه در ایران کار کنند و چه خارج از آن با این چالش روبرو می‌شوند که چه عناصری را برای کار خودشان برگزینند. به طور معمول این دغدغه‌ای است که هر آهنگسازی ممکن است با آن مواجه شود، اما نزد ما معنایی فراتر از مکاشفه‌ای هنرمندانه برای یافتن آوایی نو نیز می‌تواند داشته باشد. معناهایی مانند: روبرو شدن با هویت‌مان تحت تاثیر تحمیلیِ «دیگری»، سازوکار دفاعی هویت‌گرا (که هر دو می‌توانند به گونه‌ای ژرف با سطوح مختلفی از حساسیت‌های ملی‌گرایانه ترکیب شود)، داشتن سبک و زبانی متمایز در موسیقی‌ سمفونیک، یا حتا به سادگی چون نمی‌توانیم جور دیگری تصنیف کنیم، که می‌توانند در مجموعه‌ای از علاقه‌مندی‌ها و گرایش‌های فنی نهان شوند.
بررسی موسیقایی زوزه گرگ (I)

بررسی موسیقایی زوزه گرگ (I)

گرگ (با نام علمی: Canislupus)، از پستانداران گوشتخوار بوده و جانوری درنده، بسیار باهوش و با ساختار پیچیده اجتماعی است. این حیوان بومی اوراسیا و آمریکای شمالی بوده و بیش ترین پراکندگی جغرافیایی را در بین تمام اعضای خانواده سگ ‌سانان دارد. سگ‌ها از نسل نوعی گرگ هستند که بین ۱۸ تا ۳۲ هزار سال پیش اهلی شدند. ۳۸ زیرگونه از گرگ شناسایی شده که سگ اهلی، دینگو، گرگ خاوری، گرگ قرمز و گرگ ایرانی از جمله آن‌ها هستند. گرگ ها علاقه ی زیادی به زندگی اجتماعی دارند و از زبان آوایی و رفتاری غنی و پیچیده‌ای بهره‌مند هستند. هسته ی اصلی گروه اجتماعی گرگ‌ها از یک خانواده متشکل از زن، شوهر و فرزندان تشکیل می‌شود که معمولاً در قالب گله‌ای از چند خانواده زندگی می‌کنند (۱).
مروری بر آلبوم «انگاره»

مروری بر آلبوم «انگاره»

روزی که جایزه‌ی رضا کروریان بنیاد گذاشته شد کم‌تر کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که تهران این‌گونه مملو از رویدادهای موسیقی الکترونیک شود که اکنون شده است. بی‌گمان خود این جایزه هم بازتاب‌دهنده‌ی بخشی از این اقبال فزاینده بود و هم شاید تداوم‌دهنده‌ی بخشی از آن، چنان‌که اغلب جایزه‌ها و فستیوال‌های قابل تامل در تاریخ موسیقی معاصر نیز تاثیری مشابه بر حوزه‌ی کار خویش گذاشته‌اند. آلبوم انگاره نمودی از برآیند همین کارکرد اولیه‌ی جایزه است و نیز در حکم معرفی چهره‌هایی تازه به دنیای موسیقی در ایران که بعضی‌شان بی‌نیاز از آن، در فاصله‌ی میان برگزاری دوره‌ی نخست و انتشار آلبوم آثار برگزیدگانش، شهرتی به‌سزا پیدا کرده‌اند.
وینتان مارسالیس، تکنیک درخشان ترمپت (I)

وینتان مارسالیس، تکنیک درخشان ترمپت (I)

وینتان مارسالیس (Wynton Marsalis)، به عنوان موسیقیدانی نابغه، فرهنگ دوست و بشردوستی دلسوز، ترمپت نوازی افسانه ای، آهنگسازی حرفه ای و استادی خستگی ناپذیر وصف شده است. این تعهد زندگی وینتان است که دانش و مهارت افراد را باید در موسیقی جاز بالا برد. او تاثیری بی مانند بر فرهنگ ملی و بین المللی گذارده است.
گفتگو با عبدالحمید اشراق (I)

گفتگو با عبدالحمید اشراق (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گفتگویی است با عبد الحمید اشراق، آرشیتکت و موسیقیدان که در مجله بخارا (در سال ۱۳۸۱) به چاپ رسیده است. این گفتگو توسط سردبیر بخارا، علی دهباشی انجام گرفته و از این نظر که حاوی مطالبی خواندنی در مورد موسیقی ایران است، بخشهایی از آن در گفتگوی هارمونیک به انتشار میرسد.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (I)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (I)

در سپیده دم قرن حاضر، پس از دوره قاجار، آن هنگام که سنتورنوازان بزرگ سر بر بالین نهادند بیم آن بود که صدای شیشه گون سنتور برای مدتی مدید خاموش شود. اما چنین نشد، بلکه در سه برهه زمانی سنتور بر تارک سازهای موسیقی ایرانی درخشیدن گرفت. شگفت آنکه هر سه بار عصر، عصر نوازندگانی دیگر بود و ایام به کام سازی دیگر.
الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (I)

الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (I)

الکساندر اسکریابین (Alexander Nikolayevich Scriabin) در سال ۱۸۷۲ در مسکو متولد شد. در سال ۱۸۸۸ در کنسرواتوار مسکو نزد تانیف و آرنسکی به تحصیل نوازندگی پیانو و آهنگسازی مشغول گشت. او پس از فراغت از تحصیل، مدت پنج سال را به سیر و سیاحت در غرب پرداخت و در سال ۱۸۹۷ به وطن بازگشت، ازدواج کرد و به عنوان استاد پیانو در کنسرواتوار مسکو مشغول به کار شد. در سال ۱۹۰۳، اسکریابین که حامی هنر پرور بسیار سخاوتمندی یافته بود، مجددا به سیر و سیاحت پرداخت و در سال ۱۹۰۵، همسر و چهار فرزندش را ترک و زندگی با زنی را آغاز کرد که با وی در فلسفه نیچه، سوسیالیسم و عرفان، اشتراک نظر داشت و هم مسلک او محسوب می شد.
جشن یکدهه فعالیت «گفتگوی هارمونیک» در نیاوران (اصلاح خبر)

جشن یکدهه فعالیت «گفتگوی هارمونیک» در نیاوران (اصلاح خبر)

پنجشنبه، اول خرداد ماه، جشن دهمین سالگرد فعالیت مجله «گفتگوی هارمونیک» با همکاری کارگروه موسیقی ایکوم در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود. در این برنامه درباره همکاری این مجله با کارگروه موسیقی ایکوم صحبت خواهد شد و نیز گزارشی از فعالیت های ۱۰ ساله سایت قرائت می شود.
تئودوراکیس، موسیقیدان سیاسی

تئودوراکیس، موسیقیدان سیاسی

تئودوراکیس را همه با موسیقی فیلم زوربایی یونایی میشناسند. آهنگسازی محبوب در میان مردم کشورش که جدا از حرفه اش در زمینه آهنگسازی فعالیت های سیاسی اش نیز مورد توجه بود و در برهه ای از زمان به دلیل این فعالیت های سیاسی، موسیقی و فعالیت وی در کشورش ممنوع بود! موسیقی و سیاست عناصری ناگسستنی در آثار تئودوراکیس میباشند.
یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

یوسف گمگشته باز آید به کنعان؟

سالن خیلی خلوت است؛ تعداد زیادی جا خالی است. عده ای از تماشاگران که جای نامناسبی دارند با متصدیان سالن بحث می کنند و می خواهند جایشان را عوض کنند. متصدیان خونسرد جواب می دهند : “ صبر کنید اگر جایی باقی ماند، حتماً. ” البته آن ها مطمئن بودند حتی یک جای خالی هم باقی نمی ماند!