درویش خان در گذار تمدن (II)

سياه قلم از چهره درويش خان اثر پيمان سلطاني (تقديم شده به فرامرز پايور)
سياه قلم از چهره درويش خان اثر پيمان سلطاني (تقديم شده به فرامرز پايور)
تضادهای ایران در عهد قاجار دو گروه موسیقیدان می سازد. عده ای سر سپرده گردش قدرت در ساختار سیاسی می شوند و خود را در دل حواشی موسیقی و بزم ها و محفل ها رها می کنند و گروه اندکی هم مبنای فهم اجتماعی را در تعارضات و تناقضات تاریخی و حقوق مردم می جویند.

درویش خان سرعت زندگی و سرعت موسیقی اش را با وزش نسیم بیداری و دگرگونی های سیمای جامعه می آمیزد و همچون میرزا فتحعلی آخوند زاده، ملکم خان، طالبوف و صور اسرافیل متجددین هم عصر اش، می کوشد تا در تجدد موسیقایی عصر خود صدایی داشته باشد. همین ویژگی جستجو گر و خستگی ناپذیرش او را برای ساختن آهنگی ضربی (پیش درآمد) در قالب موسیقی متریک دستگاهی را ترغیب می کند.

او را به عنوان نخستین موسیقیدان نو گرا در ساختار موسیقی دستگاهی می نامند. دانسته های درویش خان از موسیقی قدیم ایران و موسیقی مغرب زمین اندک است و او به ناچار از راهِ دریافت های شخصی و استقراری ذهنی و دریافت سریع و صحیح از اوضاع اجتماعی دوران اش بهاری دیگر را در موسیقی رقم می زند.

درویش خان باید اعتقادات اش را با تغییراتی از طرز بیان احساس در راستای موسیقی تجددخواه دنبال می کرد، به همین دلیل می بایست از تشبیهات قالب گونه و مندرس دوری کند و به جای تغییرات بنیادی و ساختاری در شیوه های بیان، تعابیر نو ظهور را تنها با کلماتی تازه بیان بکند. تنها این چنین می توانست آهنگِ موسیقی را با اصالت هایش حفظ کند. اگر این تقسیم بندی دوگانه از دوران درویش خان را بپذیریم، دیگر مشکلی در یاد کردن از چهره های شاخص هر یک از این دو جریان نخواهیم داشت.

تفاوت تفکر موسیقایی درویش خان با بسیاری از هم دوره هایش در آرمان های اجتماعی و رمانتیسم چالشگر و درونگرای اوست. به گمان من درویش خان در برخی از آثار خود یکی از بهترین میراث عاشقانه اش “ز من نگارم” را به متجددترین یادگار زندگی اش بدل می کند. و این نمونه ای از مجاهده ی درویش در نو گرایی است. شیوه ی توصیف و تعبیر سازی درویش خان، نسبت به گونه های توصیفی در روایت های دستگاهیِ استادان اش میرزا عبدالله و آقا حسینقلی، تازه جلوه می کند. چرا که به جای توصیف و پردازش کلی تیپ های ملودیک و انگاره های ریتمیک، جرئیات مخفی و دقایق پنهان را تشریح می کند.

نوازنده ی خوب بودن عنصری چون تناسب را می طلبد، اما موسیقیدان نو گرا شدن نیازمند آگاهی از مسائل تازه، مهم و فنی و همچنین توانایی های تاریخی و اجتماعی لازم برای پاسخگویی به آن آگاهی ها را شامل می شود. درویش خان به دنبال عنصری جدید در موسیقی دستگاهی بود و تا حدودی نیز به این هدف نزدیک شد. اما آن عنصر جدید چه بود؟ این که جلال و شکوه محیط اطرافش را در بحبوحه ی شور و هیجانات واقعیتِ افشا شده ی اجتماع اش در خواب و بیداری عصر خویش تزیین کند.

در میان باورهای مذهبی، تمایزات اجتماعی، و وابستگی های سیاسی این چه کسی است که به همه ی این صدا ها گوش می سپارد و می تراود؟ آیا شناسایی این اشخاص از دغدغه های درویش نیز بوده است؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

مدرس بحث را با بررسی نمونه‌هایی از این نقد پی‌گرفت. و ابتدا اشاره کرد که هیچ نمونه‌ای که به مفهوم کامل نقد روان‌شناسانه‌ی اثر موسیقایی باشد در فارسی نمی‌شناسد.
توماس آلن ویتز Thomas Alan Waits

توماس آلن ویتز Thomas Alan Waits

توماس آلن ویتز، خواننده، ترانه سرا، آهنگساز و بازیگر آمریکایی متولد ۱۹۴۹ در پونومای Pomona کالیفرنیاست. او کار حرفه ای خود را در اوایل دهه ۷۰ به عنوان خواننده در بارهای کثیف و ارزان آغاز کرد. او در ابتدا به شدت تحت تاثیر نسل شعرایی چون آلن گینسبرگ Allen Ginsberg و ویلیام اس باروز William S. Burroughs بود. ویتز علی رغم اینکه از طرف منتقدان با استقبال خوبی مواجه شده بود، نمیتوانست خرج زندگی خود را از موسیقی خود بدست آورد. مردم آن دوره، به ترانه های سبک پیش از راک، موسیقی کلاسیک کافه ای و آمریکانای Americana او که یادآور سبکهای جز، بلوز، وودویل و کلا موسیقی دهه ۴۰ و ۵۰ بود، علاقه نداشتند.
وان موریسون، نوری در تاریکی (I)

وان موریسون، نوری در تاریکی (I)

جرج ایوان موریسون (George Ivan Morrison) متولد ۳۱ آگوست ۱۹۴۵ در بلفاست، ایرلند شمالی است. او خواننده و ترانه سرایی است که به شخصیتی سرکش و والا شهرت دارد. وی که توسط هوادارانش با عنوان “وان، آن مرد” شناخته شده تنها فرزند خانواده موریسون بود، پدرش جرج، چوپان و مادرش ویولت، در جوانی خواننده و رقاص بود. موریسون که به عنوان وان شناخته شده بود تحت تاثیر پدر که آثار موسیقی بسیاری را جمع آوری می کرد با گوش سپردن به موسیقی بزرگان همچون، جلی رول مورتون (Jelly Roll Morton)، ری چالرز (Ray Charles)، لید بلی (Lead Belly) و سولمون براک (Solomon Burke) پرورش یافت؛ خود موریسون بعدها گفته است: “اگر هنرمندانی چون ری و سولمون را نمی شناختم، نمی توانستم جایی که امروز هستم، باشم.” مجموعه غنی و متنوعی که پدر گرد آورده بود او را با ژانرهای وسیع موسیقی آشنا کرد؛ بلوز از مادی واترز (Muddy Waters)، گاسپل از مالیا جکسون (Mahalia Jackson)، جاز از چارلی پارکر (Charlie Parker)، موسیقی محلی از وودی گاتری (Woody Guthrie) و موسیقی بومی از هانک ویلیامز (Hank Williams) و جیمی راجرز (Jimmie Rodgers).
گزارشی از جلسه نقد و رونمایی آلبوم «مانترا» با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی (II)

گزارشی از جلسه نقد و رونمایی آلبوم «مانترا» با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی (II)

شاید من و بهنام ابوالقاسم بعد از خود سام اصفهانی نزدیکترین افراد به جزییات این آثار هستیم و خیلی خوشحالم و برایم جذاب است که شاهد نقطه نظرات مشترکی از جانب مخاطبین و متخصصین موسیقی حاضر هستم. مانترا از دید من، شبیه تابلویی نیست که شما به یک دیوار خالی نصب کنید تا صرفا از جنبه ی دکوراتیو آن بهره ببریم در اصل باید آنرا نصب کرد و عمیق به آن نگاه کرد و از داشتنش لذت برد. باید آنرا عمیق گوش داد.
نگاهی به اپرای مولوی (VI)

نگاهی به اپرای مولوی (VI)

سبک خوانندگی خاص علیشاپور به حدی در این اپرا به زنده شدن نقش او کمک کرده که گویی تا به حال علیشاپور برای خواندن این نقش روی این سبک کار میکرده است! نوع بیان او، نوع تحریر ها و محبتی که در این صدا وجود دارد، سلطان العلما را با قدرت در ذهن مخاطبان حک کرده است.
پنج آلبوم برگزیده اینترنتی هفته

پنج آلبوم برگزیده اینترنتی هفته

آلبومهای برگزیده اینترنتی بر اساس میزان فروش آنها در بازارهای اینترنت ارزش گذاری میشوند و این هفته (۲۱-Nov-2004) پنج آلبوم اول فهرست از این قرار هستند:
صهبایی: ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

صهبایی: ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

بدنبال تهیه مطالب “آخرین پرچمدار” و “ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود” اینک در این مطلب قسمت دوم مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید.
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (III)

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (III)

آموختن دستگاه‌ها از شناسایی نام‌ها آغاز می‌شود. گوینده نام‌ها را یک به یک می‌گوید و سپس مانند قبل، با پرسش‌هایی به بچه‌ها کمک می‌کند یادگیری خود را بیازمایند. جالب این است که نام‌های نادرست دستگاه‌ها همگی نام‌‌هایی است که در کاربردهای دیگر درست است؛ مانند: ابوموسی، هما و … در شیار ۸ اشارات کوتاهی به فرم در موسیقی دیده می‌شود.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

هر بار که “Sweet Home” را از رادیو می شنوم، سعی می کنم که معنی آن را بفهمم اما نهایتا تسلیمِ گروو (groove) قوی آن می شوم. البته در “Delta Swamp” گروو های فراوانتری وجود دارند. مانند “Stone Fox Chase” از “Area Code 615″، حتی اگر نام و عنوان آهنگ هم چیزی را برایتان تداعی نکنند، تمِ تیرهء ریف هارمونیکای آن را در “The Old Grey Whistle Test” به خاطر می آورید. وقتی که این قطعهء سازی را برای اولین بار شنیدم، فهمیدم که چقدر به گروه فانکِ معاصری مانند جنگ (War) نزدیک است.
گزارشی از برنامۀ «بررسی آثار محمد سعید شریفیان»

گزارشی از برنامۀ «بررسی آثار محمد سعید شریفیان»

جمعه یکم خرداد ۱۳۹۳، فرهنگسرای ارسباران میزبان برنامه‌ای بود که به همت باشگاه موسیقی ارسباران برگزار شد. بررسی آثار محمد سعید شریفیان، یکی از آهنگسازان با سابقۀ کشور هدف این برنامه بود و در آن سعی شده بود تا از طریق نمایش فیلم، اجرای زنده و بحث و گفتگو، تعدادی از این آثار معرفی و مورد تحلیل قرار گیرند.