ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

۱۴- آنگاه ادامه می‌دهد که اثر زیباشناسانه –حتا آن گونه اثر غیر معنایی که به وسیله سازماندهی صدا (در موسیقی) یا رنگ و خط (در نقاشی یا مجسمه سازی) پدبد می‌‌آید– همیشه اشاره به نوعی از پندار اجتماعی، راهی از بودن با، و/یا برای دیگران، دارد. ممکن است در این زمینه اظهار نظرهای «جِیمسون» (Jameson) را در انتهای ” ناآگاهی سیاسی” در بخشی با عنوان “دیالکتیک آرمانشهر و ایدئولوژی”، به مفهوم آنکه ” تمام آگاهی طبقاتی –در مفاد نص تمام ایدئولوژیها چنان است– بیش از فرم‌های انحصاری آگاهی طبقات حاکم، متقابلا فرمهای طبقات ستمکشیده در طبیعت بسیار آرمانیشان هستند ” بیاد آوریم، هر چند آنها ادبیات محور هستند.

مطابق این موضوع جِیمسون ادعا کرد –‌ این برداشتش از زیباشناسی فرانکفورت است – که ارزش زیباشناختی کار هنری معین هرگز نمی‌تواند به لحظه تکوینش محدود شود، وقتیکه ویلی-نیلی را مجبور کرد به بعضی فرمها یا دیگر برتری‌ها مشروعیت ببخشد.

تصور کیفیت آرمانیش به عنوان “هنر” و “افسون جاودانیش”، تفسیر مارکس (خرده بورژوای اروپای مرکزی) بر شعر حماسی یونان را به یاد می آورد– دقیقا چیزی است که به گونه ای لذت بخش، وحدت خیالی یک مالکیت اجتماعی را بیان می‌کند، پس “هنر آرمانیست که نه بعنوان چیزی در خودش، بلکه بیشتر برای توسعه چنین مالکیت‌های اشتراکی‌ای است، که خودشان رمزهایی برای تجسم نهایی زندگی اشتراکی هستند، که به آرمانشهر جامعه بی‌طبقه دست پیدا کرده‌اند” (۱۷). ۱۵- اگرچه مطمئن نیستم جِیمسون خودش این نکته را این گونه خاطر نشان می‌کرد، چیزی که این موضوع به طور ضمنی بیان می‌کند، آن است که ضمیر ناخودآگاه زیباشناسی، کمونیسم است (همچنین کسی لازم است که روی رابطه میان موسیقی – واگنر، ریچارد اشتراوس- و فاشیسم کار کند).

۱۶- می‌خواهم دراینجا موضوعی را معرفی کنم، که بخصوص در سبکی که من درباره موسیقی فکر و تجربه می‌کردم خیلی وخیم بود، این پیامد رابطه موسیقی با مواد مخدر است. این موضوع که در عباراتی از تهوع که پیش از این آورده‌ام گفته شده، از تجربیات سارتر با مسکالین در دهه ۳۰ مشتق شده است. خیلی از شما ممکن است شرح شخصی از تجربیاتتان با داروهای توهم‌زای اصلی دهه ۶۰ داشته باشید، اما اینجا – از آنجایی که محتمل نیست در آینده نزدیک کاندید دادگاه عالی شوم!– تجربه‌ی من آمده است.

سال ۱۹۶۳، دیروقت شب است. در کالج یک دانشجوی کارشناسی ارشد هستم و برای اولین بار از «پیُت» (peyote) استفاده کرده‌ام . سرپایین روی نیمکتی با روکش مخمل سرخ خوابیده‌ام. موسیقی موتزارت پخش می‌شود، چیزی شبیه آداجیوی یک کنسرتو پیانو. هنگامیکه تهوعم آرام آرام محو میشد – پیُت سبب تهوع براستی شدیدی در نیم ساعت اول مصرف یا چیزی در این حدود می‌شود– متوجه شدم که موسیقی به طور فزاینده‌ای شفاف و زیبا به نظر می‌رسد.

احساس می‌کردم نفسم بدن مرا در مقابل نیمکت حرکت می‌دهد و نیمکت مانند یک موجود زنده به من پاسخ می‌دهد، خیلی نرم و ملایم، چنانکه بدن مادرم بود. من نزدیک بودن به مادرم را در اوایل کودکی به یاد می‌آورم یا به نظر می‌رسد که به یاد می‌آورم. در نوستالژی غرق شده‌ام. اتاق پر از نور شده است. من وارد یک حالت بی انتهای بهشتی، ورای نیک و بد شده‌ام. موسیقی پیش می‌رود و پیش می‌رود.

۱۷- در اینجا بدیهی است که نشئگی یا سفر(پرواز) بدی بود: مواد مخدر این احساس را تشدید می‌کند که سوزن گرام با پرز پوشیده شده، مانند یک چیز لزج، صدا گرفته و زشت شده، موسیقی به شدت پیش پا افتاده و احمقانه است؛ برگرفته از چارلی منسون؛ شنیدن پیامهای مکاشفه نهانی در “Helter Skelter” از آلبوم سفید گروه بیتل؛ راک در آلتامونت.

مدرنیسم در موسیقی، مثلا قطعات بی‌نهایت فشرده‌ی وبرن متاخر، دریافت احساسی از دیسونانس، از یک انسجام و درخشش گذرا، در میان پروازِ بد است، که نیرویش از همه عظیم‌تر است چراکه درخشش بیرونی آشوب و شرارت است. در زیباشناسی فرانکفورت دیسونانس صدای ستمدیدگان در موسیقی است. بنابراین برای آدورنو تنها دیسونانس است که تصور باطل آشتی نمایش داده شده بوسیله هارمونی را نابود میکند، تا آن که نیروی اغواگر از ویژگی امیدبخش موسیقی جان بدر برد (۱۸).

ملاحظه کنید که اعتدال نیار دارد خودش را خیلی خلاصه بیان کند … می‌توانید هر مروری را به سمت یک شعر، و هر افسوسی را به سوی یک رمان ادامه دهید. اما برای بیان رمانی در یک حرکت، شادیی در یک نفس، تمرکزی فوق‌العاده لازم است- چنین تمرکزی تنها در فقدان حس ترحم به خویش می‌تواند حضور یابد (شوئنبرگ درباره وبرن) (۱۹).

۱۸- قطعه”۳۳ ‘۴ کیج – قطعه‌ای که در آن اجرا کننده بدون نواختن چیزی برای چهار دقیقه و سی و سه ثانیه پشت پیانو می‌نشیند– تجلیل یک پست مدرنیست از زیباشناسی مدرنیستی، سریالیسم و زبان شخصی موسیقی است. چیزی که این قطعه به آن اشاره دارد آنست که موضوع شنیدنی از فقدان زیاد موسیقی، موسیقی می‌سازد، این نمایشی از عقیم گذاشتن اجرایی مورد انتظار است.

همینطور حاضر-آماده‌های دوشان یا نقاشی‌های سفید راشنبرگ در همین راستا هستند. این موقعیت به طور مناسبی یک اضطراب مدرنیستی را برمی‌خیزاند (شاید این اضطراب در چهچهه پرندگان اثر کله که سروصدایش از بسیار مینیاتوری شدن، درهم فشردگی و تنش سکوت فضای تصویری نشات میگیرد، به تمثیل آمده باشد) تا یک تجربه زیباشناسانه خارج از آنچه از پیش معلوم بود، بسازد.

۱۹- از سوی دیگر پست مدرنیسم در موسیقی، جایی است که دلمشغولی شنونده برای یافتن “مفهوم” قطعه به وسیله تصادف محض – در موسیقی شانسی کیج– دائما بی‌نتیجه میماند، یا به وسیله یک موسیقی ملایم آرام و پراکنده می‌شود، “شنیدن آسان” با تغییراتی که فقط در «لانگ دوری» (longue duree) کالیفرنیایی اتفاق می‌افتد، پوشیده می‌شود، مانند موسیقی دنیای نو، فیلیپ گلاس، تری رایلی یا استیو رایش. میتوان گفت: قصد این نوع موسیقی‌ها تخطی از تصویر سازی و رمزگذاری است، آنها یک جور شستشوی مغزی حقیقت هستند.

پانویس‌ها

۱۷٫ Fredric Jameson, _The Political Unconscious Narrative as a Socially Symbolic Act_ (Ithaca: Cornell, 1981), 288-91.
۱۸٫ _Aesthetic Theory_, 21-22.
۱۹٫ مرجع این پانویس را فراموش کرده‌ام.

ترجمه شده از مقاله “مایکل بورلی”
ویرایش کوتاه شده‌ای از همین مطلب در ماهنامه‌ی نقد نو شماره‌ی ۱۳ منتشر شده است.

یک دیدگاه

  • pianist
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۶ در ۷:۴۲ ق.ظ

    I love the style of your writing
    Keep up the good work!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

از روزهای گذشته…

قطعه افسانه ای از آلبنیز – قسمت دوم

قطعه افسانه ای از آلبنیز – قسمت دوم

Leyenda ساخته آلبنیز بعنوان یکی از مهیج ترین قطعات موسیقی، الهام بخش داستانهای بسیاری در زندگی ما انسانها بشمار می آید. این اثر می تواند یادآور داستانهای دراماتیک از وقوع توفانهایی که در کتابهای مقدس ادیان الهی از آنها نام برده شده تا بروز زلزله های مخرب در گوشه کنار جهان، افسانه های مردمان انقلابی بر علیه ظلم و ستم حاکمان و … باشد.
گینگولد ویولونیست، هنرمند و استاد

گینگولد ویولونیست، هنرمند و استاد

متولد ۲۸ اکتبر ۱۹۰۹ (Brest-Litovsk) در روسیه سابق و بلا روس کنونیاست، پسر مییر (Meyer) (کارخانه دار کفش) و آنا میزرویتز (Leiserowitz) گینگولد. نواختن ویولون را از سن بسیار پائین آغاز کرد. در سال ۱۹۲۰ به همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد، در جنگ جهانی اول وقتی که آلمانیها مرزهای روسیه را اشغال کردند، خانواده گینگولد مجبور به گذراندن ماهها در چادرهای پناهندگان شدند.
فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

تک‌نوازی سنتور مشکاتیان؛ چیزی که خیلی‌ها منتظرش بودند، با حال و هوایی شبیه آن‌چه در نوار «مژده‌ی بهار» شنیده بودیم آغاز شد. این شیوه‌ی سنتورنوازی را (از دیدگاه صدادهی، ملودی و همراهی‌ها) آغازگر جریانی می‌دانند که بعدها به سنتورنوازی معاصر شهرت یافت. گونه‌ای از نوازندگی این ساز خوش صدا که در آن سال‌ها سخت تازه بود، اما امروز دیگر این طور نیست. ساز مشکاتیان با آواز «نوربخش» همراهی می‌شد.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (IV)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (IV)

این شاخه از گونه موسیقی رپ به همان سرعتی که در اوایل دهه ۸۰ میلادی شکل گرفت در اواخر همین دهه و به همان سرعت نیز در جوامع غربی به دلیل زبان هتاکانه و مفاهیم غیراخلاقی و غیرخانوادگی اش به سرعت منکوب شد و حالتی منزوی به خود گرفت تا جایی که همه ویژگی های محتوایی رپ گانگستری مانند خشونت و مواد مخدر، توسط برخی خوانندگان و گروه های ترانه ساز رپ که از اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی ظهور کردند، زیر سؤال رفت؛ تا جایی که ژانر جدیدی به نام «رپ مسیحی»، «انجیلی» یا «مقدس» توسط این منتقدان ایجاد شد.
Water Music

Water Music

اغلب مردم جهان خواسته یا ناخواسته با کارهای موسیقی جورج فردریک هندل آهنگساز آلمانی متعلق به دوره باروک آشنا هستند.
موسیقی مناسب تماشاگر را میخکوب میکند (II)

موسیقی مناسب تماشاگر را میخکوب میکند (II)

شما میتوانید به تعداد زیادی از ملودیها فکر کنید که تصور آن با تصویر مارتا، غیر ممکن باشد اما به همین نسبت هم میتوانید ملودیها یا قطعاتی را پیدا کنید که کاملا مناسب باشند … چگونه آنها را پیدا کردیم؟ به این ترتیب که از خودمان پرسیدیم، چگونه میتوانیم رابطه احساسی ایجاد کنیم؟ چگونه مردم را جذب کنیم؟ چه کنیم که بر جذابیت ماجرا بیافزاییم؟
به دنبال نگاه (III)

به دنبال نگاه (III)

اما توجه واقعی به موسیقی‌های غیر دستگاهی در ایران تقریبا از دهه‌ی ۴۰ شمسی آغاز شده است. زمانی که تحت تاثیر جریان قوم‌موسیقی‌شناسی در غرب (۱۱) نگاه‌ها معطوف نواحی مختلف ایران شد. ذخیره‌ای عظیم از ماده‌ی موسیقایی کاوش نشده که در اختیار پژوهش‌گران قرار داشت. اکنون دیگر خطر احساس می‌شد . تغییرات سریع در جامعه‌ی سنتی ایران (تحت تاثیر اصلاحات ارضی و …) باعث ترک گسترده‌ی روستاها شده بود. همه‌گیر شدن وسایل ارتباط جمعی نیز اثر خویش را باقی می‌گذاشت. هر چند که در دوره‌ی مورد بحث بیشترین نگرانی از مرگ یک سنت موسیقایی، معطوف به موسیقی دستگاهی بود اما جامعه‌ی دانشگاهی و روشن‌فکری وقت تا حدودی نسبت به این موضوع عکس‌العمل نشان داد.
از جان موسیقی ما چه می خواهید؟

از جان موسیقی ما چه می خواهید؟

چند روز پیش یک فایل سخنرانی از بهراد توکلی پژوهشگر موسیقی دستگاهی و نوازنده سه تار به دستم رسید با این عنوان: «سلسله مباحث تخصصی فرهنگ و هنر ایران – موسیقی ایران در دوران گذار (جلسه ی نخست شانزدهم مارچ ۲۰۱۸) دانشکده موسیقی دانشگاه مریلند – آمریکا»، در این نشست به تاثیرات متقابل فرهنگی و فلسفه غرب و اثرپذیری موسیقی ایرانی از موسیقی اروپا و همچنین تعریف مدرنیته و سنت پرداخته شد و در پایان این نشست به سئوالات مخاطبین پاسخ داده شد. پس از شنیدن این سخنرانی که حاوی مطالب ارزشمندی بود لازم دیدم به بعضی از مسائل (به زعم من) نادرستی که در این سخنرانی وجود داشت اشاره کنم.
گروه بین المللی رومی از زبان علیرضا قربانی

گروه بین المللی رومی از زبان علیرضا قربانی

گروه مولانا رومی به تازگی در یک تور اروپایی هشت کنسرت را در کشورهای سوئد، نروژ، سوییس و اسپانیا اجرا کرد که خوانندگی برعهده علیرضا قربانی بود. این گروه در تور اروپایی خود آثار جاوید افسری راد آهنگساز ارزنده و نوازنده سنتور را اجرا کرد. علیرضا قربانی خواننده برجسته موسیقی سنتی، همکاری تازه خود با گروه بین المللی مولانا “رومی” را تجربه ای ارزنده توصیف می کند و می گوید این گروه زمینه آن را دارد تا منشا کارهای متفاوت باشد.
نقد آرای محمدرضا درویشی (VIII)

نقد آرای محمدرضا درویشی (VIII)

فوزیه مجد و داریوش شایگان به عنوان بخش بزرگی از مصادر فکریِ آرای محمدرضا درویشی که دلایل آن پیشتر گفته شد، امروزه دچار بازنگری و تغییر و تحولاتی نسبت به مواضع فکری‌شان در دهه‌ی پنجاه شده‌اند و شجاعتِ بیان و ابراز آن را هم داشته‌اند.