بارکلی جیمز هاروست – I

Barclay James Harvest
Barclay James Harvest
گروه بارکلی جیمز هاروست (Barclay James Harvest) که به اختصار BJH نامیده میشود، تا سالها یکی از بدشانس ترین گروهها در موسیقی راک پیشرو (progressive rock) به شمار می آمد.

بدشانسی همزمانی با غولهای موسیقی راک
اعضای این گروه چهار نفری که از موسیقی دانانی عالی و آگاه تشکیل شده بود، دستی هم در سرودن ترانه های جذابی که با ملودیهای زیبا همراه شده بود، داشتند.

• جان لیز (John Lees) متولد ۱۹۴۷ انگلستان نوازنده گیتار و خواننده
• لس هالروید (Les Holroyd) متولد ۱۹۴۸ انگلستان نوازنده بیس و خواننده
• استوارت وولی ولستنهولم (Stuart Woolly Wolstenholme) متولد ۱۹۴۷ انگلستان نوازنده کی بورد و خواننده
• مل پریچارد (Mel Pritchard 2004 -1948) متولد انگلستان نوازنده درامز

شیوه اجرای ترانه ها بصورت هارمونیک اغلب مانند گروه بیتلز بود و ترانه های طولانی و اوج گیرنده شان بسیار قویتر از گروه مودی بلوز (the Moody Blues) بود. آنها درست همزمان با گروه پینک فلوید (Pink Floyd) با کمپانی ای ام آی (EMI) قرارداد بستند و هر دو گروه جذب بخش راک پیشروی کمپانی که هاروست (Harvest) نام داشت، شدند. با این حال، گروه بارکلی جیمز هاروست نتوانست در ابتدای کار در انگلستان و از آن کمتر در آمریکا، ارتباطی اساسی با مخاطبین برقرار کند.

audio fileHymn

شکل گیری و فعالیتهای ناموفق
گروه در سپتامبر سال ۱۹۶۶ در اولدهام (Oldham) لنکاشایر (Lancashire) شکل گرفت. لیز و ولستنهولم با یکدیگر هم کلاس بودند و در گروهی به نام the Blues Keepers ساز مینواختند. اندکی بعد این گروه با گروه دیگری به نام the Wickeds ادغام شد که هالروید و پریچارد از اعضای آن بودند.

آنها در سال ۱۹۶۷ گروه بارکلی جیمز هاروست را تشکیل دادند و تمرینهای خود را در یک خانه رعیتی واقع در لانکاشایر آغاز کردند. دوران سرخوش سایکدلیک (psychedelic) در اوج و دوران راک پیشرو در حال شکل گیری بود. به خصوص گروه مودی بلوز در عرصه موسیقی به شهرتی جهانی دست یافته بودند. در این سال گروه BJH چند نمونه کار آماده کردند و در بهار ۱۹۶۸ با پارلوفون (Parlophone)، از زیر مجموعه های کمپانی امی قرارداد بستند.

ترانه Early Morning اولین تک ترانه آنها در ماه آوریل منتشر شد که اثری با مایه های فولک و شبه کلاسیک بود. یک سال بعد گروه به طور ناخواسته درگیر تغییر و تحولات اداری در امی شد و چنین تصمیم گرفته شد که گروههای پیشرو به هاروست، زیرمجموعه تازه تاسیس دیگر امی که نام آن از گروه BJH گرفته شده بود، بپیوندند.

اولین اثر منتشره آنها با این کمپانی جدید، Brother Thrush نام داشت. در سال ۱۹۷۰، آنها اولین آلبوم خود را به نام خودشان Barclay James Harvest، منتشر کردند که شامل تعدادی از آثار اولیه آنها نیز بود و با آواز گروهی قدرتمند، گیتار الکتریکی قوی و پر تکاپو و قطعات برجسته کی بورد ملوترون، جلوه ای از قدرت هنری گروه به شمار می آمد. این آلبوم که بیشتر اشعارش به قلم لیز و هالروید بود، خط مشی آنان را در ارایه آثار بعدی تکمیل و مشخص کرد.

audio fileLove Is Like A Violin

این آلبوم، موفقیتی کسب نکرد و توری که متعاقبا برگذار شد، یک شکست تجاری مطلق بود. دومین آلبوم آنها، Once Again از نظر هنری هم چندان جالب نبود. اشعار بیحال و سست بودند و حتی ترانه عالی موجود در این آلبوم به نام Mockingbird، نتوانست تاثیر مثبتی بر کل مجموعه بگذارد.

گروه دو آلبوم دیگر هم با کمپانی هاروست ضبط کرد و بیشتر سال ۱۹۷۲ را در جاده و به اجرای تور- از جمله توری ناموفق در آمریکا – پرداخت. علاوه بر این آنها با نام مستعار بومبادیل (Bombadil) دو تک ترانه منتشر کردند که When The City Sleeps و Breathless نام داشتند. سال ۱۹۷۳ مصادف با آخرین تک ترانه گروه برای کمپانی امی و جدایی گروه و کمپانی از یکدیگر بود.

18 دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۹, ۱۳۸۶ در ۱:۴۸ ب.ظ

    گروه هاروست گروهی بسیار قدرتمند در عرصه راک فضایی است . با این وجود به علتهای مختلف نتوانست در عرصه جهانی نامی کسب کند در حالی که گروههایی مانند مودی بلوز وپینک فلوید که به اعتقاد من در هیچ زمینه ای به پای قدرت تکنیکی ، هارمونیک ، ارکستراسیون ، قنای ملودیک ، توانایی و حرکت با شعور بیس و . . .به پار بارکلی نمیرسند راه ترقی و پیشرفت جهانی را پیمودند . این امر نمایانگر این حقیقت است که در هیچ زمینه ای همیشه شایسته سالاری ملاک پیشرفت و شهرت نیست.

  • Kid A
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۹ ب.ظ

    ساز مخالف زدن با پینک فلوید از مد افتاده جناب فاتح برخواری. (چرا این روز ها تا یکی میخواد ژست آدمای سطح بالا و دانشمند رو بگیره، پینک فلوید رو میبره زیر سئوال؟) لطفا تا یک گروه رو بطور کامل نشناخته اید در مورد اش اینچنین نظر ندید. تشکر.

  • Kid B
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۵ ب.ظ

    صحبت سر مخالفت با فلوید نیست، آقایی که مدافع حقوق پینک فلویدهستید، کسی هم که اظهار نظر می کند نمی خواهد خودش را روشنفکر جا بزند به هر حال نشان می دهد که شما با بارکلی جیمز هاروست آشنایی ندارید. در سبک پروگرسیو راک نمی توان به صراحت گفت که چه گروهی از سایرین برتر است شاید اصلا طبقه بندی خیلی از گروه ها با هم با این که همگی جزو پروگ-راک هستند اشتباه باشد. اما به شما می گویم که ساده ترین جواب همیشه پینک فلوید بوده. چون اکثر مخاطبان ایرانی پروگ-راک با این گروه (فلوید) آشنایی دارند اما از King Crimson, BJH, Yes, Hawkwind, Pendragon, Nice, ELP, Jethrotul, Procol Harum و خیلی گروه های دیگر جز چند ترک MP3 چیزی نشنیده اند. به هر حال صحبت بر سر این نیست که کسی بخواهد گروه دیگری را خراب کند.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۶ در ۴:۵۷ ب.ظ

    با سپاس از نطر کارشناسانه kid b این سخن حقیقت دارد . درست مثل زمانی که نام واقعی مایع ظرف شویی ترکیبات و خصوصیات و پیشینه چیزی رو نمیدونیم و به هر چیز لزج و کف آلودی میگیم ریکا.

  • amir
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۶ در ۲:۵۹ ب.ظ

    lotfan darbare gorohe ELOY ham matlab benevisid

  • Kid A
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۶ در ۱:۲۳ ق.ظ

    خب پس در اینصورت از آقای برخواری معذرت میخوام.
    به هر حال موفقیت و اعتبار جهانی هم خودش فاکتوری ست که اگر گروهی نداشته باشد، باید به perfect بودن آنها شک کرد.

  • Kid B
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۶ در ۹:۰۷ ق.ظ

    دوست عزیز. پر فروش بودن و موفق بودن را نمی توان معیار Perfect بودن به حساب آورد. و گرنه ۵۰ Cent ، Akon و جاستین تیمبرلیک باید از گروه های راک دهه ۷۰ Perfect تر باشند. با در نظر گرفتن معیار پیشنهادی شما و مقایسه موسیقی این دو گروه (رپ ها و پاپ های امروزی با راک های دهه ۷۰) خودتان به جوابی منصفانه خواهید رسید. در مورد پینک فلوید باید این حقیقت را پذیرفت که آن ها در سبک خود، استادان تمام عیاری هستند اما دوست عزیز، موسیقی ای که جزئی از آن ، بهتر بگویم گروهی که یکی از عناصر اصلی آهنگسازیشان Effect های صوتی است، سنگ کوچکتری را برمی دارد تا گروهی که تنها متکی به شعر و موسیقی است. برای بیان بهتر منظورم مقایسه ای با خواندن یک داستان در کتاب و دیدن همان داستان به صورت فیلم با هم انجام می دهیم. در کتاب این خلاقیت شما است که تمام کارکتر ها، صحنه ها و .. صورت و منظره خلق می کند اما در فیلم این کارگردان است که منظر و چهره ها را برای شما انتخاب کرده. موسیقی ای که افکت در آن یکی از پارت های مهم باشد مثل سینما می شود. به هر حال هر دو مدل لذت خودش را دارد و هرکدام تخصص خود را دارد. به شما قویا توصیه می کنم گروه هایی را که در نظر قبلی خودم نامشان را آوردم را گوش کنید و از سبک های مختلف پروگرسیو راک که هرکدام خاصیت و جذابیت خود را دارد لذت ببرید اگر هم دسترسی به آن ها ندارید Email خودتان را بگذارید، من در صورتی که شما در تهران باشید با کمال میل آرشیوم را در اختیار شما قرار خواهم داد.

  • فاتح برخواری
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۶ در ۴:۱۱ ب.ظ

    در چنین مواقعی باز به همان سئوال اصلی میرسیم ، چرا؟ چرا موسیقی ؟ گوش دادن و یا نواختن و یا ساختن تفاوتی ندارد ، چرا موسیقی؟ به اعتقاد من بشر موسیقی را میپرستتد . در همه حال و در همه جا ، چرا که ناخداگاه خواستار همنوایی و همخوانی و همنوازی وهمراهی با سنفنی ازلی و ابدی هستی ست . یک گام ، گامی که به تمامی همه و همه نتها را در خود دارد و قطعه ای که به تمامی همه و همه فاصله ها و گوشه ها مایه ها تونالیته ها، فرمها و فیگورها را در بر میگیرد .برماست که هر یک به سهم خود پارت خود را به در کمال بنوازیم .چنین باد

  • Kid A
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۴ ق.ظ

    جناب Kid B
    حق تا حدودی با شماست. هر چند به عنوان کسی که مدیوم سینما رو میپرسته و درک میکنه، به هیچ وجه با تعریفی که از سینما ارائه دادید موافق نیستم. به هر حال از اونجایی که اینجا سایت موسیقی به حساب میاد نباید وارد جزئیات بشم ولی ظاهرا سینما رو به جدیت موسیقی دنبال نمی کنید (;
    اما در مورد مقوله موفقیت و اعتبار، نمیشه به نتیجه ای رسید. پینک فلوید موفق بود، شاید جاستین تیمبرلیک هم پرفروش و موفق باشه، اما دلیلی نداره که هر دو در یک سطح قرار داده بشن. (چون مخاطب های متفاوتی دارن)
    من برخلاف شما “قدرت تکنیکی ، هارمونیک ، ارکستراسیون ، قنای ملودیک” یک گروه رو ملاک اصلی قضاوت در مورد گروهی قرار نمیدم. برای من احساس برانگیخته شده نهایی، مهمترین عامل به حساب میاد. من این احساس رو در مورد پینک فلوید دارم (البته بخش مهمی از اون حاصل افکار و اشعار شونه) و در مورد جاستین (که تا حالا آهنگی ازش نشنیدم) نخواهم داشت. گیریم که هر دو موفق باشند.

    در مورد آرشیو و ایمیل و … خیلی تشکر. نظر لطف تونه. به هر حال سعی میکنم اول اینترنت و آرشیو های دیگر رو بگردم و اگه نتونستم موفق بشم حتما مزاحم میشم.

  • فاتح برخواري
    ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۸۶ در ۳:۵۶ ب.ظ

    با عرض پوزش ، اما به اعتقاد من اگر کیفیت موسیقی و اصول و مبانی فنی این هنر برای شما ملاک نیست . و صرفا به دنبال احساس بر انگیخته شده نهایی هستین پیشنهاد میکنم اعلاوه بر پینک فلوید ، خانم شکیرا ، بیریتنی اسپیرز ، بیانسی ، دیجی علیگیتور ، دیجی مریم و در مواردی قلیان احساسی شدید عزیز تازه سفر کرده آقا جلال همتی رو هم به لیستتون اضافه کنید. مطمئن باشید که نتیجه خواهید گرفت . با تشکر

  • Kid B
    ارسال شده در خرداد ۱۰, ۱۳۸۶ در ۲:۴۹ ب.ظ

    مثل این که اینجا به میدان جنگی تبدیل شده. به هر حال همه ما موزیک بازیم و شاید خیلی ها نوازنده و آهنگ سازیم که به این سایت می آییم و اظهار نظر می کنیم. ریچی بلکمور گیتاریست گروه های Rainbow و Deep Puple آهنگ جالبی دارد :
    Long Live Rock And Roll
    زنده باد راک اند رول

    کسی با پینک دشمنی ندارد دوست عزیز
    لذت ببرید که فعلا موسیقی یکی از منابع نامحدود تلذذ در کشور ما است.

  • ahmad
    ارسال شده در مهر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۷ ب.ظ

    سلام دوستان عزیز من هم باید عرض کنم همه گروه ها خوب هستند ولی هم آنها کامل نیستند . مثلا اگر دیپ پرپل – تین لیزی – لد زپلن _ وایت لاین _ وایت اسنیک _ گانزز رزز _ نازارث و تا دلتون بخواهد که من گوش میکنم را دوست دارم ولی از چند ترک آنها لذت میبرم و از بعضی از انها متنفرم

  • hani
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۷ در ۴:۱۸ ب.ظ

    سلام به همه شما دوستان موزیک باز امروز اتفاقی نظرات جالب شما را می خوندمخوشحال شدم وقتی دیدم خیلی نزدیک به من موزیک گوش می دید. من نمی دونم شما تا چه حد از لحاظ اکادمیک با موسیقی آشنا هستید ولی اگر دوست داشته باشید اطلاعاتی در مورد تکنیکها و نوآوریهای موسیقی پینک فلوید در اختیارتون می زارم که در دانشگاههای موسیقی اروپا تدریس میشه که وقتی آنها را خواندیدبیشتر متوجه قدرت بی شک و شبه این گروه بشید طبق گفته دکتر راندو که در جزوه آموزشی خودش در دانشگاه کمبریج که در هیچ دوره ای از موسیقی راک پیشرو چنین آهنگساز و نوازنده هایی وجود نداشته

  • Sam
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

    اول در مورد تفاوت و کتاب و سینما
    بای بگم به نظر من کاملا حق با kid Bه. شاید تنها استثنای این مساله زوربا باشه که فیلمش بهتر از کتابش شده اونم فقط به دلیل موسیقی تئودوراکیسه!
    اما ÷ینک فلوید، اگه ارسال من یه همچین چیزی راجع به ÷ینک فلوید میخوندم شاید خیلی شدیدتر از این جواب ممی دادم. اما واقعا گروه های دیگه ایی هم هستند که نه همه آثارشون اما قطعاتی دارن که راحت میشه گفت از خیلی آثار پینک فلوید بهترن. البته اینم بگم من تا حالا هیچ قطعه ای که بهتر از Atom,Heart, mother باشه نشنیدم. اما باور میکنین که همین هم تازگی بعد از کلی king crimsonو Jethrotull و ELP و … کشف کردم؟حتی اگه به ÷ینک ایمان هم داشته باشین بازم باید گروه های رقیبشو گوش کرد و لذت برد. باید به دهه ۷۰ ایمان داشت.
    یه نکته هم راجع به تحریک احساس در موسیقی:
    شاید توی بیشتر سبک ها تحریک احساس هدف غایی آهنگساز و شنونده باشه اما پراگرسیوی که فقط احساس سازندشو منتقل کنه یه قطعه پراگرسیو واقعی نیست.

  • kid B
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱:۲۲ ب.ظ

    صحبت در مورد تکنیک و زیبایی صحبت جدیدی نیست. تقریبا تمامطرفداران پینک فلوید به گونه ای مذهبی به این گروه نگاه می کنند و هیچ انتقادی را در مورد این گروه نمی پذیرند. در کل نقل قول ها در هر موردی که باشد و در باره هر گروهی که باشد منبع موثقی نیستند چون بسیار دیده شده که گوینده آن هر بار نظری متفاوت می دهد لذا نقل قول از یک کتاب دانشگاهی از یک نویسنده در باره پینک فلوید وحی ملزم نیست. چنان که ریچی بلکمور در مورد ادوارد ون هالن در مصاحبه گیتار وورد گفته : ادی ون هالن کیبوردبیست خوبی است اما گیتاریست خوبی نیست.
    در یک مصاحبه در کانال وی-اچ ۱ در باره موسیقی راک دهه ۸۰ خودم شاهد بودم که ریچی بلکمور در مورد ون هالن گفت: بزرگ ترین گیتاریت دهه ۸۰ و اصیل ترین نوازنده راک ۸۰ بوده…..
    دوست عزیزی حرف جالبی زد. او می گفت دهه ۷۰ تمام نمی شود. راست هم گفته. تمام گروه هایی که نامشان در کامنت های این مطلب آمده از معروه ترین گروه های سبک پروگرسیو هستند. نام گروه هایی چون واندرکرافت جنریتور و گروه های کمتر شناخته شده در بین مخاطبان ایرانی واقعا خالی است.
    بت سازی یکی از خصوصیات ما ایرانی هاست. ما از خیلی چیزها و خیلی افراد برای خودمان بت می سازیم در موسیقی پینک فلوید یکی ازبت های بزرگ طرفداران نه چندان جدی و نه چندان با مطالعه موسیقی راک است. اغلب پینک فلوید بازان آشنایی مختصری با سینما دارند و در حد سه گانه کیشلوفسکی و آمادوار نوکی به سینما هم زده اند.
    متسفانه نشریات تخصصی موسیقی هم در ایران بسیار بسیار ضعیف عمل می کنند و در برابر حوزه های دیگر مطبوعاتی چون سینما، کاملا بی محتوا هستند و تنها به ترجمه مصاحبه یا بیوگرافی بسنده می کنند.
    تحلیل در موسیقی راک در ایران مفهومی ندارد و تنها در مورد موسیقی سنتی و کلاسیک گه گاه به مطلبی خواندنی و تحلیلی بر می خوریم که آن هم اکثرا قربانی باند بازی های فلان استاد و بهمان شاگرد می شود.
    بهترین کار گوش کردن است. به نوای آسمانی باب دیلن، جان لنون، جکسون براون، گلن هیوز، پت مثینی، الا فیتز جرالد و …
    گوش کردن و گوش کردن و مقایسه و مطالعه دقیق و منصفانه و خالی از تعصب. موسیقی هنر است نه شبه مذهب!

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۲۶, ۱۳۸۷ در ۱:۲۵ ب.ظ

    عجب!تو همه زمینه ها از پینک فلوید برتراند؟!تولزج وکف الود بودن چطور؟!

  • ارسال شده در تیر ۲۴, ۱۳۸۹ در ۱:۱۷ ق.ظ

    این صحبت ها صرفا یک نظره!
    البته به نظر من barclay james harvest از گروه پینک فلوید برتره
    طرز نوازندگی بارکلی خاص و جذابه!
    این موسیقی یک موسیقی واقعیه
    من از دوستان میخوام گروه های مشابه بارکلی که سبک کاریشون مثل بارکلی است رو معرفی کنند.ممنون میشم.لطفا در پیدا کردن یک آرشیو کامل به من کمک کنید.

  • مهیار
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۹۳ در ۴:۰۸ ب.ظ

    خیلی خوشحالم که انقدر خوب همه نظرات همو میشنون واقعا جایه این بحث ها تو تلوزیون و مجله های ماخالی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.

نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

قدیمی ترین اسطوره ای که از یک زن موسیقیدان نام می برد ضلال دختر کمیک بوده که مخترع سازهای زهی است. سیوطی در کتاب اوایل المحاضرات از نخستین زنی که دف زد کلثوم خواهر موسی (ع) را نام می برد. حکیم فردوسی در شاهنامه از بانویی رامشگر به نام سوسن نام می برد که در توران زمین بود و با رامشگری و مکر و حیله پهلوانان ایرانی را به بند می کشید و در جایی دیگر از سپنوی خنیاگر نام می برد که آوازش پلنگ را رام می کرد.

از روزهای گذشته…

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (I)

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (I)

قدم از قدم برداشتن در هوای تیره و سنگین موسیقی روزگار ما، کار توان فرسایی است. بخصوص که این قدم در راستای برگزاری کنسرت برداشته شود و این دشواری ها وقتی به مشکل تبدیل می شوند که سرپرست گروه موسیقی مرتکبِ ! انتخاب خواننده ی زن هم شده باشد. لاجرم پیش از هر گونه نگاه منتقدانه به کنسرت زمستان، باید به آقای حمید متبسم و گروه مضراب تبریک و خسته نباشید گفت. اما با وجود همه ی اینها نقد منصفانه ی آثار هنری همیشه و در هر وهله ای از شرایط اجتماعی می تواند به بهبود کیفیت آثار، از جنبه های گوناگون یاری ببخشد.
رسول صادقی: نی جدید هم جای کار زیادی دارد

رسول صادقی: نی جدید هم جای کار زیادی دارد

محدودیت اصلی و آزار دهنده نی، در ادامه سوراخ لا خلاصه شده، نغمه سی روی بدنه اصلی نی است و می شود آنرا در صدای بم قوی ایجاد کرد، جناب دکتر عمومی صدای سی را با افزایش طول نی (که حالا این افزایش زیاد مهم نیست، ایراد هم نیست) از پایین ایجاد کرده اند، به نوعی صدای سی بم که در قبل از دو اوج قرار گرفته، صدای سی بم نرم خواهد داد، چون نوع دمش ما در رجیستر دوم نی متفاوت است و آن حالت بم قوی را ندارد و هم اینکه همزمان صداهای سی بمل و سی در این طرح با محدودیت مواجه است ولی در عوض از همین سی می شود به عنوان سی بم یعنی بم ترین نت استفاده کرد که مطمئنا کارساز است ولی در کل باید همه این کلیدهای بالا و پایین را در حد توانمان برای تکمیل محدودیتهای نی بکار ببریم و همه اینها باید باشند، چون تا جایی که آزمایشات امروز من نشان داده است، الگوی سوراخ ها در نی هفت بند، یک الگوی کامل و بی نقصی است، بنابراین سوراخها و گره های نی را نمی شود تغییر داد یا بهتر بگویم، تجربه اینطور نشان داده که دستکاری داشته های اصلی نی، نه تنها بهترش نمی کند بلکه کار را خرابتر هم می کند!
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

خب می‌دانید که من بیشتر از ۴۰ اثر اپرایی در بازار‌های بین‌المللی موسیقی دارم و خوانندگان این آثار هم معروف هستند. من مانند آقای کارایان اعتقاد دارم که کار یک رهبر در رهبری اپرا مشخص می‌شود. هیچ‌وقت اپراهایی را که ضبط کرده‌ام از بازار‌های بین‌المللی خارج نشده است؛ زیرا کارهای موفقی بوده است. با «گویری جونس»، «دکاناوا»، «گئو ادام» باریتون معروف و «ساردینرو» که با کارایان هم زیاد کار می‌کرد و با «آراگال» تنور معروف نیز کار کرده‌ام. خوانندگانی که با آنها کار کردم بیشتر از نسل جدید هستند چون آواز مانند ساز تا سنین بالا نمی‌تواند کیفیت عالی داشته باشد. البته «برامبری» خواننده‌ی سیاه‌پوست که هشتاد‌ساله بود با من هفت، هشت سال پیش در فستیوال اتریش خواند، ولی این اتفاق به‌ندرت می‌افتد. نام بسیاری از این سولیست‌ها را فراموش کرده‌ام و شما که یادآوری می‌کنید بعضی را به‌خاطر می‌آورم. بالاخره سال‌هاست بدون وقفه مشغول کار هستم.

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (IV)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (IV)

مشکل اصلی وزن شناسی در تئوری پردازی ها، عدم توجه و تفکیک بین دو مفهوم مهم «ضرب و تاکید» در وزن شناسی است. «ضرب» و «تاکید»، پدیده های وابسته به هم و اغلب در هم ادغام شده هستند؛ آنچنان که تفکیک آنها از هم مشکل است. مشکل دیگر این است که واژه ها تعریف هایِ دقیق و تدوین شده ندارند. واژه «ضرب» در نوشته های موجود به مراتب بیشتر از «تاکید» اما با مفهوم های متفاوت مورد استفاده است.
بزرگترین شخصیت Jazz سال ۱۹۸۳ (II)

بزرگترین شخصیت Jazz سال ۱۹۸۳ (II)

اولین حضور حرفه ای او در سن سیزده سالگی در فستیوال سالیانه جز در یکی از شهرهای فرانسه بود. در آن سال کلارک تری (Clark Terry) نوازنده ترومپت نیاز به همکاری یک نوازنده پیانو داشت. پتروسیانی در این باره گفته است:
شرمِ آوایِ دوست

شرمِ آوایِ دوست

آیا ما در ارتباط با رؤیتِ مولد هایِ صوتی و تمامی سازهایی که در ایجاد صداها ما را یاری کرده اند از منظر اجتماعی محدود شده ایم؟ آیا نوازندگان ما در به صدا آوردن گونه های مختلف سازی مرتکب اشتباهی شده اند؟ یا ارجاعات بر آمده از تولید صداهای آلات موسیقی، در ذهن عده ای مصداقِ نامتعارفی یافته است؟!
مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (II)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (II)

من هریس را وقتی که در نیواولئان زندگی می کرد ملاقات کردم و فکر کردم که او صدای آماده ای دارد. من صدای افراد جوان دیگری را شنیده بودم اما آنها اکثراً سیاه پوست نبودند. من همیشه از اینکه چرا جوانان سیاه پوست وارد موسیقی خود نمی شوند متعجب بودند. من هرگز نتوانستم کشف کنم که چرا آنها نمی توانند با فرهنگ خود روبرو شوند یا قدر آن را بدانند. بنابراین وقتی کار او را شنیدم، فکر کردم ” پسر این یک چیز عالی است!”.
بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

همانطور که میدانید ما برای بیان کیفیت صدا همواره از کلمات زیر و بم استفاده میکنیم که در فارسی کلمه زیر معنی پائین و بم که مخفف بام است، معنی بالا می دهد! میبینید که این، کاملا مغایر با کابرد این دو کلمه در موسیقی است؛ یعنی: ما به صدای بالا، زیر و به صدای پایین بم میگوییم. بصورت کل، جمله اخیر بی معنی و بلاتکلیف مینماید لذا ما برای حل این نقیصه بطور ناخودآگاه قرار گذاشته ایم که دو اصطلاح زیر و بم را با هم و بالا و پائین را با هم بکار میبریم تا اشتباهی رخ ندهد. با این وجود…
بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (V)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (V)

این کتاب توسط آقای منصور پاک نژاد برای سازدهنی کروماتیک (Chromatic) نوشته شده و در سال ۱۳۸۲ توسط انتشارات سرود منتشر شده است. برخلاف کتاب قبلی این مجموعه، این بار CD یا نوار آموزشی به همراه کتاب منتشر نشده است.
دیمیتری شوستاگویچ (II)

دیمیتری شوستاگویچ (II)

در سال ۱۹۲۷ “دومین سمفونی” خود را ساخت همچنین در همان دوران آغاز به نوشتن اپرای “بینی” (The Nose) کرد بر اساس داستانی از گُگُل (Gogol) بود. در سال ۱۹۲۹ این اپرا توسط سازمان موسیقی استالین (RAPM)، فورمالیست و ممنوع خوانده شد! در سال ۱۹۲۷ با آهنگساز ایوان سولرتینسکی (Ivan Sollertinsky) آشنا شد که به دوستی بلند مدت آنان تا مرگ ایوان منجر شد.