گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIV)

علی اسدی:
درود بر دو دوست عزیزم ؛ بابک جان و سجاد جان

سپاس از حضور و نظرات مفید که لازمه ی پیشرفت هنر است. به گمانم از منظر دگری هم می توان به نو آوری در حوزه ی هنر و ابزار خلق هنر پرداخت. نظر عمومی ام را اول بازگو میکنم و آن این است که هنر پروری در یک فرهنگ در هر سطح پسندیده و مبارک است.

نو آوری در ذات آفرینش هنری نهادینه است.

این نو آوری در موسیقی در حوزه های مختلف ظهور میکند.

ایجاد ابزار نو برای تولید اصوات نو همیشه در فرهنگ های بشری در طول تاریخ یکی از این حوزه هاست.

«دل و دل» شجریان، «شورانگیز» قنبری – تجویدی، «شاه کمان» کلهر – پیتر بیفن و «سلانه» حسین علیزاده – سیامک افشاری نمونه هایی از این ابداعات هستند.

ساز ها هم همانطور که ارگانیزم ها در بیولوژی سیر فرگشت را طی میکنند، طی زمان با محک نقد، تجربه، محاسبات علم فیزیک – آکوستیک، دانش تجربی سازندگان و استقبال شنونده متحول می شوند.

نو آوری در ذات بشر است، در خدمت تعالی هنر است پس باید از آن استقبال کرد.

ساز «دل و دل» سازی نوپاست، به یقین با آن شاخص ها که ذکر کردم متحول خواهد شد، طرحی نوست باید نواخته شود توسط “نوازندگان توانمند و باید نقد شود توسط منتقدان زیرک” و باید شنیده شود توسط هنردوست و هنرمند.

این میان نیرویی نو در حوزه علم جایی در زمانی پیدا خواهد شد و روی فیزیک – آکوستیک جعبه رزونانسی ساز کار خواهد کرد.

دانش تجربی و علم نظری همیشه دو بال تعالی هنر اند.

از دید یک متفکر که فلسفه هنر برایم عزیز است، نظرم را عمومی بیان کردم.

به شخصه «شاه کمان» و «شور انگیز» را بسیار موفق میدانم و «دل و دل» را هر چند در مقایسه با این دو جوانتر می شناسم اما صدایش دوست دارم و خوش آینده می شناسم این طرح و حرکت را و از آن حمایت میکنم.

شجریان سنتور ساز توانایی است، تجربه ی طولانی دارد در ساز سازی، هوش موسیقیایی او بر کسی پوشیده نیست، شاید فیزیک آکوستیک نداند (ادعایی هم ندارد که این طرح بی نقص و کامل است و آگاه به علم نظری آن است) اما خوش فکر است، خوش سلیقه است و همیشه خلاق در موسیقی ایران و البته قابل نقد.

نقد چه له چه علیه در خدمت رونق نو آوری و فکر نو است.

باید با همفکری چه مخالف چه موافق، رویکردی همدلانه داشته باشیم به کلیت حرکت که صواب است و ثواب دارد چون در هر صورت سازنده است.

شاهین مهاجری:
– جدی شدن مقوله سازهای تجربی، ایده ا ی نو در موسیقی ایرانی است… چنانکه در موسیقی غرب هم اتفاق افتاده… دستیابی به صداهای جدید، رها شدن از زندان صداهای تکراری… و اصولا مقوله شخصی شدن موسیقی. در غرب موسیقی جدید دارای بیان شخصی حتی در زمینه اصوات موسیقایی هست؛ بااین حال حرکت برای تولید صداهای جدید در موسیقی دستگاهی حرکتی زیباست و نیاز به حمایت و تحقیق دارد. اصولا هر سازی قابلیت های خودش را دارد؛ چه فیزیکی و چه اجرایی. کار بر روی صدادهی همه سازها لازم است، نه تنها سازهای مرسوم بلکه حتی صداهای جدید بهینه شده.

– از نظر من ساز جدید، رنگ و ساخت هارمونیک جدید خودش را هم همراه دارد، فقط باید شنید و کارکرد و بهبود داد مثلا در مورد هارمونی ایرانی، خیلی ها مخالف هستند ولی {این هارمونی نیز} خوش صداست چون با منطق موسیقی میکروتونال ایرانی سازگار است، پس چرا با تحقیقات مفصل هم سازهای قدیمی و هم سازهای جدید، طوری طراحی نشوند که در ساختار صدا، هارمونیک های مرتبط با فواصل ایرانی را تقویت کنند؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (II)

از موسیقیدانان مرکزنشین، آنهایی که با انقلاب و پیروزی آن در بهمن ۱۳۵۷ پیوند فکری داشتند و در جریان آن فعالیت می کردند، برای مدتی کوتاه به فضای رزم و رزمندگان پیوستند. بخش مهمی از تک نوازان معروف، آهنگسازان و بویژه خوانندگان که بعد از انقلاب، فضا را برای زندگی و نوع کار خود مناسب نمی دیدند، به تدریج مهاجرت کردند و به آنچه در ایران اتفاق می افتاد، اعتنایی نکردند. بسیاری از آنها بدون هیچ اثری از کشور رفتند، اما بعضی از آنها آثاری ساختند گاه بس زیبا و شاید ماندگار، و بدون این که از کار خود وسیله ای تبلیغاتی بسازند، بار سفر را بستند و رفتند.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

از روزهای گذشته…

«سخنی نیست» علی قمصری فردا رونمایی می شود

«سخنی نیست» علی قمصری فردا رونمایی می شود

«سخنی نیست»، جدیدترین اثر علی قمصری، فردا در تالار وحدت رونمایی می شود؛ این اثر با همکاری بنیاد رودکی تهیه شده است. «سخنی نیست» اثری با کلام است که با اشعار سایه و احمد شاملو تهیه شده است که در آن چهار بانو همخوانی می کنند.
آسیب شناسی پروژه مدرنیته در جهان سوم

آسیب شناسی پروژه مدرنیته در جهان سوم

اولین و مهمترین خاصیت نظریه مدرنیته به تایید و تصریح اکثر منتقدان ایجاد شفافیت بیشتر و از میان برداشتن ابهام در مناسبات گذشته است (البته بدون در نظر گرفتن این موضوع که در واقع تا چه حد به این موضوع نزدیک می‌شود) و درست در همین نکته است که اولین تعارضات با محیط فرهنگی در جهان سوم آغاز می‌شود.
زمان با شکوه نقطه اوج (I)

زمان با شکوه نقطه اوج (I)

درک موسیقی بدون درک زمان امکان ناپذیر است. این موسیقی است که در میدانی از استمرار زمانی محدود ظاهر می شود، بنابراین لازم است پیش از بررسی این هنر به موضوع زمان پبردازیم اگر زمان حال یا اکنون(دم) را لحظه تجلی دو زمان گذشته و آینده تعریف کنیم.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

آثار موسیقایی زمانی که توسط مصنفین موسیقی نگاشته می شوند، با وجود موارد نسبی و قابل تغییری چون تمپو (Tempo) ، آکسان و شدت و ضعف صدا (Accentuation) نمی توانند صداقت و وفاداری شان را به خواسته ی آهنگ ساز و پارتیتور (Dynamics) نشان دهند و آکسان (score) تا زمانی که به اجرا در نیایند، به طور واقعی وجود نخواهند داشت؛ چرا که تأویل و تعبیر در موسیقی نیز نتیجه ی همین تعلیق در عناصر است و حتا عناصر دیگری چون شفافیت ، وضوح (Transparency)، سونوریته و صدا دهی (Audibility).
موسیقی کانتری (IV)

موسیقی کانتری (IV)

در سال ۱۹۷۷ خانم دالی پارتون (Dolly Parton) موسیقیدان برجسته سبک کانتری با آهنگ “اینجا باز هم تو” به عنوان بهترین آهنگ کانتری و در رده سوم بر روی بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا جای گرفت. همچنین کنی راجرز (Kenny Rogers) پس از موفقیت در پاپ، راک و موسیقی محلی با آهنگ “لوسیل” به موسیقی کانتری راه یافت و در رده پنجم بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا قرارگرفت. در حقیقت راجرز و پاترون هر دو این توانایی را داشتند که هم زمان هم در موسیقی کانتری و هم پاپ برترین باشند.
یادداشتی بر آلبوم «حُزّان»

یادداشتی بر آلبوم «حُزّان»

رسوبِ شنیده‌های پرشمار ما از آثار یک قرن موسیقی دستگاهی، همواره در حال هجوم آوردن به شنود ما هستند و کنار زدن این انباشت، لاجرم رخدادهای تازه‌ای می‌طلبد. در کنار چنین چالشی، انتخاب دشتیِ کم‌دامنه برای یک آلبوم، با کنش‌های مدال اندک و اتوس غالب‌اش، اندوه، خود خطرکردن است و مجاب‌کردن گوش‌ها در چنین فضای محدودی دشوارتر. آنچه که حُزان را در بیشتر بخش‌های آن پیروز این نبرد خودخواسته می‌کند، علاوه بر کار نی‌نواز و خواننده، سرزندگی اجرا و تزریق رخداد به موسیقی، چه در روند کلی و چه در درون هر بخش است.
ویولون مسیح استرادیواریوس (V)

ویولون مسیح استرادیواریوس (V)

بیشترین اختلاف میان برداشت شماره ۱ (عدد عنوان شده در جدول) و برداشت شماره ۳ (اندازه مقطع عرضی ناحیه پایین در الگوی خط محیطی) بوده که حدود ۱/۱ میلی مترمی باشد.
بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

بحیرایی: خواننده و نوازنده از جایگاهی یکسان برخوردارند

به جرات میتوانم بگویم که خواننده یا نوازنده ای که به تئوری موسیقی و سلفژ تسلط دارد، درکش از موسیقی به مراتب بالاتر از کسانی است که با این مفاهیم آشنایی ندارند. مسئله عدم آشنایی با تئوری موسیقی و نت خوانی در مورد نوازندگان به دلیل اصلاح متدهای آموزشی که در گذشته ای نه چندان دور اتفاق افتاد، کمتر به چشم میخورد و الان اکثر نوازندگان سازهای ایرانی با تئوری موسیقی و نت خوانی آشنایی دارند.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (III)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (III)

راه سوم، تمرین «اسلر» -که بین گیتاریست‌ها «لگاتو» هم گفته می‌شود- است. هر کجای دسته‌ی گیتار را که مناسب می‌دانید انتخاب کنید و با سرعت کم در دو فرت مجاور با انگشت‌های ۱ و ۲ اسلر بزنید. از سیم یک شروع کنید تا سیم ششم بروید و برگردید. فشاری را که انگشت شست به پشت دسته‌ی گیتار وارد می‌کند کنترل کنید و مدام آن را کم کنید. حال شست را از پشت دسته بردارید و در هوا نگه دارید! به اجرای اسلرها ادامه بدهید. حواستان باشد که ماهیچه‌های شانه منقبض نشده باشد یا اگر شده سعی کنید از تَنِش و فشار رهایش کنید. برای هر کدام از این نکات زمان بگذارید.
اشکنازى از شوستاکوویچ مى گوید

اشکنازى از شوستاکوویچ مى گوید

اگر روى شوستاکوویچ برچسب معماگونه بودن مى زنند تنها براى آسان تر کردن کارشان است او یک انسان ساده است با درجه بالایى از هوشیارى نسبت به زندگى. جان استراتفورد و جان ریلى در اکتبر ۱۹۹۱ با ولادیمیر اشکنازى این مصاحبه را انجام دادند. اندکى پس از آن بود که اشکنازى ارکستر رویال فیلارمونیک را براى اجراى سمفونى هشتم شوستاکوویچ تمرین داده بود.