گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVI)

بابک ثابتیان:

اینکه هدف استاد شجریان چه بوده از خلق این ساز، باید عرض کنم ایشان می خواستند سازی بوجود بیاورند که چهره ی ایرانی و صدایی نزدیک به کمانچه و قیچک داشته باشد تا در ارکسترهای ایرانی یک نوازنده ویلن بتواند آنرا براحتی بنوازد و برای همکاری با ارکستر موسیقی سنتی مجبور به یادگیری کمانچه نشود.

اما اینکه چرا من به سراغ این ساز رفتم: بزرگترین معضلی که ما در ایران با آن روبرو هستیم، اهمیت ندادن به هنر و فرهنگمان است! چیزی که مرا همیشه آزار میدهد… چطور؟:
ببینید یک زمانی در دوره ی قاجار، ویلن به ایران آمد و کمانچه کش ها آنرا به شیوه ی کمانچه نواختند، بعد به تدریج با ظهور وزیری و صبا، تکنیک صحیح نوازندگی تا حدودی جایگزین شد ولی در عین حال می بینیم که کمانچه بکلی فراموش شد و گویا تب غربزدگی هم به این مسئله دامن زد… خب، نوازندگانی پا به عرصه ی ظهور گذاشتند و سبکهای متنوعی را برای ویلن ایرانی بوجود آوردند…

بعد انقلاب شد و موسیقی تحریم شد و وقتی هم که از تحریم بصورت نصفه و نیمه بیرون آمد، خود هنرمندان موسیقی ایرانی این ساز را تحریم کردند و بکلی به حاشیه راندند… بماند که در همین دوره به کوشش برخی از اساتید، کمانچه را زنده کردند و امروز این ساز اصیل ما خوشبختانه دیگر مهجور نیست اما چرا باید یاحقی ها و تجویدی ها و بدیعی ها خانه نشین می شدند؟

تا امروز… من به عنوان کسی که به ویلن ایرانی عشق می ورزم، تا جایی که قطعات و اتودهای غربی را برای تکمیل تکنیک نوازندگی ویلن ایرانی نواخته ام، وقتی دیدم چنین سازی بوجود آمده خیلی خوشحال شدم چون ما میتوانیم به کمک این ساز، هنر منحصر بفرد ویلن ایرانی را به دنیا معرفی کنیم، کاری که ما نکردیم تا بحال! یعنی باز برمی گردم به حرف اولم که ما ایرانیان متاسفانه قدر نشناس و به قول {آقای ب} نخبه کشیم…

این مهم ترین دلیلی است که تلاش می کنم این ساز را معرفی کنم.

این ساز را چه استاد شجریان و چه هر کس دیگری ابداع می کرد، برای من جالب می بود و برای نیل به هدفی که عرض کردم به سراغ آن می رفتم اما وقتی پای استاد شجریان به میان میاید این قضیه ابعاد وسیعتری به خود میگیرد. استاد شجریان به حق یکی از نوابغ و دانایان موسیقی ما هستند و مطمئنا خیلی خوب نیاز موسیقی ما را درک کرده اند. ایشان که مثل بنده یک شاگرد کوچک تازه از راه رسیده نیستند که برای کسب شهرت یا درآمد دست به این کار زده باشند! ایشان یک موسیقیدان ایرانی با توانایی های منحصر بفرد و دانش و احاطه کامل بر ردیفهای ما و موسیقی نواحی ما هستند و در عین حال دریای عظیمی از تجربه با خود دارند. پس حرکت ایشان در جهت اعتلای هنر ایران زمین باید و باید و باید هزاران بار مورد تقدیر و تعظیم قرار بگیرد و با کمال احترام به مقام ایشان مورد نقد و انتقاد «سازنده» و نه مخرب و منکوب کننده واقع شود.

درمورد صدای این ساز سه نکته ی مهم را باید عرض کنم:
۱- مشکل این ساز این است که شبیه ویلن نواخته میشود والا باور کنید یا نکنید، صدایش از برخی لحاظ از کمانچه خیلی زیباتر است به عنوان مثال: سیم اول کمانچه خیلی صدای تیزی دارد ولی صدای سیم اول این ساز خیلی گوشنواز است.
۲- همانطور که در کامنت قبلی عرض کردم، هیچکدام از سازهای ایرانی غیر از سنتور هارمونیک های بالا را به گوش نمی رسانند اما ذائقه ما ایرانیان، قرنهاست که به این سازها خوگرفته. امروز اما صدای جدیدی را داریم می شنویم که اتفاقا از نظر آکوستیکی چندان هم ضعیف نیست، من حتی پوزیسیونهای بالا را با این ساز نواختم که بطور عجیبی یکنواخت و بدون کوچکترین افتی صدا میدهد.
۳- به نظر من این ساز باید اندکی از لحاظ ظاهر تغییراتی پیدا کند ولی درکل شکل خود را یافته است. شکل ظاهری این ساز به نظر من خیلی زیبا و چهره اش کاملا ایرانی است… صدادهی آن نیز میتواند با تغییراتی جزئی و انتخاب متریال مناسب بهتر و بهتر شود.
اما اینکه من و شما و دیگر دوستان آنرا بپسندیم یا نه، امری سلیقه ای است که در مورد هر ساز دیگری صدق می کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

گفت و گو با جان کیج (IX)

شما پاسخ این پرسش را می دانید. بخشی از تاریخ شده است. آلن کا پرو (Allan Kaprow) عنصر زمان را بیشتر و بیشتر در کارهایش وارد کرد. در حالت عادی یک موزیسین بر اساس میزان، آهنگش را می نویسد و سپس فیگورهای مترونومیک را برای واحدهای میزانی تعیین می کند. در نتیجه آندانته، لارگو و همه این موارد را داریم. در قطعه ای به نام موسیقی تغییرات (Music of Changes) که برای کتاب تغییرات (Book of Changes) ساخته بودم تمام چیزهایی که می توانستم در یک قطعه موسیقی تشخیص دهم دستخوش شانس شده اند.

از روزهای گذشته…

«بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» در کنگره فارابی

«بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» در کنگره فارابی

کنگره «فارابی» با همکاری نهادها و سازمان‌‌های فرهنگی و هنری در سال ۹۹ برگزار می‌شود. بخشی از این کنگره به «بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» اختصاص دارد که با هدف ایجاد بستری مناسب برای شناخت آرای موسیقایی فارابی و تأثیرات آن بر موسیقی حوزه ایرانی، عربی و ترکی توسط فرهنگستان هنر برگزار می‌شود.
آوازخوان معلم اخلاق (I)

آوازخوان معلم اخلاق (I)

در سال ۱۲۸۲ خداوند به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی، معروف به تاج الواعظین فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشتند. شیخ اسماعیل از خوشخوان های اهل منبر بود و مسلط به ردیف آوازی؛ جلال را به مدرسه علیه واقع در بازارچه رحیم نزدیک مسجد رحیم خان گذاشتند که فاصله چندانی با منزلش نداشت. ۸ ساله بود که مختصر زمزمه ای می کرد؛ پدرش مشوق او شد و جلال را به سید رحیم سپرد تا تعلیم آواز ببیند. بعدها نزد نایب اسدالله و سپس نزد میرزا حسین خضوعی ساعت ساز رفت و به تکمیل اطلاعات خود پرداخت تا این که مراحل ترقی را طی کرد و نامش به عنوان خوانند های برجسته بر سر زبانها افتاد.
کنسرتو ویولن بتهوون

کنسرتو ویولن بتهوون

ضربات کوتاه تیمپانی آغازگر موسیقی ایست که گرچه در زمان حیات مصنف خود بیش از یک بار اجرا نشد و تا سالها بعد از آفرینشش فراموش گشت، امروزه جزو زیباترین شاهکارهای ویولن به شمار می آید.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

فرهاد فخرالدینی، امروز در مرز هشتاد سالگی‌اش در مقام یک آهنگساز و رهبر ارکستر، جایگاه تعریف‌شده و مشخصی دارد. اما جایگاه «فخرالدینیِ مؤلف» در حوزه‌ی پژوهش موسیقی کجاست؟ در چه زمینه‌هایی در پی پاسخ به چه پرسش‌هایی بوده‌است؟ محور گفتگوی حاضر، مقالات و کتاب‌های این موسیقیدان نام‌آشناست؛ آنگاه که چوب رهبری ارکستر را زمین می‌گذارد و قلم در دست می‌گیرد:
دومینگو رکورد دار تنور

دومینگو رکورد دار تنور

خوزه پلاسیدو دومینگو امبیل (Plácido Domingo) یکی از خوانندگان تنور میباشد که شهرت عمده ای به واسطه اجراهای بینظیرش در میان مخاطبان کلاسیک و حتی عام پیدا کرده است. وی یکی از فعالترین خوانندگان اپرا در سطح بین الملل میباشد و تاکنون نقش های بسیاری را در اپرا به اجرا گذاشته است در مارس سال ۲۰۰۸ وی صد و بیست و ششمین نقش خود را بر روی صحنه اجرا نمود که یک نوع رکورد محسوب میشود و از بسیاری از خوانندگان تنور دنیا نیز پیشی گرفته است.
تکمیل الحان منسوب به باربد (IV)

تکمیل الحان منسوب به باربد (IV)

در مورد وجه تسمیهء برخی از این الحان روایاتی نقل شده است. برخی از آنها یاد آورد حوادث‌ تاریخی و داستانهای گذشته است که ساسانیان به ذکر آن علاقهء وافری داشتند. لحن ۲۸ مربوط به‌ حکایت سیاوش، پسر کیکاوس و کشته شدن او و لحن ۲۹ مربوط به داستان ایرج پسر فریدون و کشته‌ شدن او می‌باشد. هر دو لحن اشاره به انتقام‌جویی پس از مرگ آنها دارد. برخی الحان مانند: باغ شرین یا تخت طاقدیس اشاره به قدرت و ثروت خسرو دارد. تخت طاقدیس نام تخت طاقی شکل جواهر نشان‌ خسرو پرویز بوده است که صورتهای بروج و ستارگان را بر آن نقش نموده بودند. الحانی که با نام «گنج» آغاز می‌شود، اشاره به گنجهای خسرو دارد و لحن ۲۳ اشاره به شبدیز اسب محبوب خسرو پرویز دارد.
گفتگوی هارمونیک دوازده ساله شد

گفتگوی هارمونیک دوازده ساله شد

گفتگوی هارمونیک امسال دوازدهمین سال فعالیت خود را جشن می گیرد. دوازده سال فعالیت گفتگوی هارمونیک نه تنها در فضای مجازی تأثیراتی بر جای گذاشته است بلکه به دنبال این بوده که در تمامی این سال ها با ایجاد معیارهایی برای شناسایی و شناساندن هنر موسیقی، مطالب مفیدی را با خوانندگان خود به اشتراک بگذارد.
جایمنوپدی

جایمنوپدی

جایمنوپدی، نام سه قطعه بسیار مشهور برای پیانو است که توسط اریک ستی (Erik Satie – ۱۹۲۵-۱۸۶۶) آهنگساز و پیانیست فرانسوی – ساخته شده و در سالهای ۱۸۸۸ به بعد در پاریس منتشر شده اند. قبل از اینکه به مقوله معنا و تاریخچه این نام بپردازیم، لازم است راجع به شیوه تفکر اریک ستی صحبتی داشته باشیم.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.
مرزهای زنانگی در هنر (IV)

مرزهای زنانگی در هنر (IV)

هر هنرمندی پس از فراگیری تکنینک ها و مهارت های لازمه شروع می کند به باز آفرینی جهان از منظر خودش اما جهانی که او خلق می کند صرفاً متعلق به او نیست زیرا او با مخاطبینش در بسیاری از تجربیات حسی، مشترک است. پس او اگر سعی دارد اثری خلق کند که مطلقاً متعلق به خودش باشد باید تجربیات حسی را تا حد ممکن به یک سو نهاده و اثرش را تا حد ممکن با یاری گرفتن از دریافت های شهودی اش بسازد و این همان حد اعتلای هنر است.