منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

محمد منتشري
محمد منتشري
استاد منتشری، با سلام خدمت شما استدعا دارم در ابتدا یک شرح حال از خودتان به شیوه ای دوست دارید چاپ شود که آقای محمد منتشری چه کسی هستند.
به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد. اول اجازه بدهید که خدمت همه خوانندگان این مجله درودی عرض‌کنم. من اهل شمال هستم و در سال ۱۳۲۱ در شهرستان لنگرود متولد شدم. موسیقی از ابتدا در خانواده ما وجود داشت چون پدرم از صدای خوشی برخوردار بود. در آن زمان یادم می آید که تازه گرمافونی موسوم به بوقی باب شده بود و روی صفحه ضبط می شد، پدرم صفحات مربوط به صدای مرحوم بدیع زاده، ادیب خوانساری، تاج اصفهانی و طاهرزاده را می خرید و روی گرامافون پخش می کرد. ما از سن ۵-۶ سالگی در فضای موسیقیایی بزرگ شدیم.

من خیلی از آهنگ های قدیمی مثل خزانه عشق، جلوه گل، یکی یه پول خروس را از مرحوم پدرم به یاد دارم. این ها کارهایی است که مرحوم بدیع زاده خوانده است. یادم هست ما از سنین پایین با آوازهای تاج اصفهانی و ادیب خوانساری زندگی می کردیم، چون پدر من به آنها علاقه داشت و آنها را در شهرستان – چون از لحاظ صدا سرشناس بود- می خواند.

از سن ۱۰-۱۱ سالگی هم از شهرستان به تهران مهاجرت کردیم. در آن زمان سینمای ایران و تئاتر آن رونق گرفته بود. در سن ۱۳-۱۴ سالگی در لاله زار که زمانی مرکز هنر ایران بود –بهترین تئاترها، سینماها و رستوران ها در لاله زار بود- قدم می زدم.

یک روز در لاله زار دیدم که جامعه باربد که تئاتری است که در اول لاله زار است اعلان زده که تعدادی هنرجو برای کلاس تئاترش می خواهد. من چون به سینما و تئاتر علاقه مند بودم، برای شرکت در آزمون ثبت نام کردم و جزء هنرجوهای شرکت کننده در دوره تئاتر قبول شدم. چون به سن ۱۸ سال نرسیده بودم استاد مهرتاش به من گفت که چون شما هنوز به سن قانونی نرسیده ای باید از پدرت اجازه بگیری که در این کلاس شرکت کنی.

با خودم گفتم که اگر به پدرم این قضیه را بگویم شاید بخاطر ندانستن قضیه به من اجازه ندهد، خودم از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم و امضاء کردم و به استاد دادم و در آن کلاس شرکت کردم! من به همراه ۶۰ تا ۷۰ هنرجو، یک دوره ۳ ساله فن بیان و تئاتر را در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ در جامعه باربد گذراندم. اگر بخواهم از اساتید آن زمان یاد کنم مرحوم حالتی بود که به ما فن بیان درس می داد.

مرحوم دکتر نادرزاده کرمانی که به ما ادبیات فارسی درس می داد. مرحوم ولی الله خاکدام که به ما درس دکور می داد و تاریخ آن را بازگو می کرد و آقای علی اصغر ازهدی که هم مدیر داخلی تئاتر بود و هم تاریخ تئاتر را تدریس می نمود.

من به یاد دارم که در یکی از اعیاد، استاد در یکی از سالن های تهران برنامه ای به صورت پیش پرده و به نام “گردو فروش” داشت که به دنبال شخصی بود که آن را هم بتواند بازی کند و هم بخواند. در کلاس تئاتر گفت که کدامیک از شما صاحب صدا هستید و می خوانید؟ چند نفر خودشان را کاندید کردند که من هم جزء آنها بودم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

از روزهای گذشته…

نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

نطفه معصوم موسیقی در لجنزار کین و جنگ (I)

از دانشگاه تهران تا صفحه فروشی بتهون در خیابان پهلوی آن روز ولیعصر این روز، برای ما که جوان بودیم و مشتاق دست‌یابی به موسیقی خوب راه درازی نبود. سال ۱۳۵۱ بود، یعنی سی و اندی سال پیش، عاشق موسیقی کلاسیک بودیم. در آن زمان‌ها تهران، دو صفحه فروشی داشت که آثار کلاسیک را عرضه می کردند، یکی همین صفحه فروشی بتهون بود کمی پایین‌تر تخت‌جمشید قدیم و طالقانی امروز که در خیابان ولیعصر واقع شده بود و دیگری صفحه فروشی کارناوال در میدان فردوسی بود که صفحه‌های روسی می‌آورد و آثار اجرایی رهبران و نوازندگان روسی و اروپای شرقی را عرضه می‌کرد.
فراخوان پنجمین جشنواره و جایزه «نوای خرّم» منتشر شد

فراخوان پنجمین جشنواره و جایزه «نوای خرّم» منتشر شد

دبیرخانه پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم ) همزمان با سالروز تولد این هنرمند فقید فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه پنجمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) همزمان با سالروز تولد زنده یاد همایون خرم نوازنده و آهنگساز فقید موسیقی کشورمان فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های سنی متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد.
لیپت: استاد نباید مقلد تربیت کند!

لیپت: استاد نباید مقلد تربیت کند!

یک معلم باید برای حل هر کدام از این اشکالات در هنرجویش، راهکارهایی داشته باشد. فکوس کردن صدا، تشدید کردن، ساپورت عضلات و… باید برای هنرجو تشریح شود و همه با دقت کار شود.
یک ایرانی برنده مسابقه آهنگسازی میکروتونال کمپانی MOTU

یک ایرانی برنده مسابقه آهنگسازی میکروتونال کمپانی MOTU

کمپانی MOTU واقع در ایالت ماساچوست آمریکا – سازنده نرم افزار و سخت افزارهای موسیقایی از طریق موسسه تحقیقاتی AEH L’Atelier d’Exploration Harmonique اقدام به برگزاری مسابقه آهنگسازی جهت بررسی امکانات میکروتونال نرم افزار Ethno2 – Vst سازهای محلی ۵ قاره نمود.
ایران در کشاکش موسیقی (IV)

ایران در کشاکش موسیقی (IV)

موسیقی واپسگرایان دارای یک لحن و یک بیان بوده و در آن تکرار و یکنواختی، آنهم سرا پا ناله، حزن، اندوه و یاس آلودگی و مهمتر از همه بیان تسلیم گرایانه دیده می شود. درست است موسیقی بازتابی از سیر تحولات تاریخی هر ملتی است و کشور ما در طی تاریخ همواره مورد تخت و تاز بیگانگان قرار گرفته اما این امر به تنهایی نمی تواند دلیل یاس آلودگی کل موسیقی ما باشد.
گفتگو با تیبو (VII)

گفتگو با تیبو (VII)

کرایسلر که استعداد زیادی در پیاده کردن نت ها داشت تنظیم های شگفت انگیزی را انجام داده است. همچنین تیوادار ناچز (Tivadar Nachèz) و آرتور هارتمن آثار خوبی را تنظیم کرده اند. این آثار همراه با کارهای کوتاه تر ویوتام و وینیاوسکی، مثل Ballade et Polonaise از ویوتام، آثار خوبی برای اجرا هستند؛ هرچند پیوریست های موسیقی (musical purists) ممکن است این اثر را تأیید نکنند. به نظر من Polonaise در سطح آثار شوپن است یا مثلا از نظر ویرتوز بودن Gypsy Airs از سارازات را در در نظر بگیرید که با هر کدام از راپسودی های لیست برابرند.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (II)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (II)

« ویوتام خوب می دانست که ویولن ساخته شده بود تا قبل از هر کار دیگری باعث خشنودی و ایجاد حسی تکان دهنده شود. او مانند روبنشتاین بر این باور بود که هنرمند باید قبل از هر چیزی از خود ایده و قدرت احساسی داشته باشد، تکنیک او باید آن چنان کامل باشد که نیازی به فکر کردن به آن نداشته باشد. اکنون که بحث مکتب های ویولن نوازی پیش آمد به طور تصادفی این نکته به ذهنم رسید که تمایل زیادی برای ترکیب کردن مکتب بلژیکی و فرانسوی وجود دارد. هرچند این اتفاق نباید رخ دهد. این مکتب ها از یکدیگر جدا هستند هرچند بدون شک مکتب فرانسوی از مکتب بلژیکی شکل گرفته و تحت تأثیر آن بوده است. بسیاری از ویولنیست های بزرگ مانند ویوتام، لئونارد، مارسیک (Marsick)، رمی، پرنت (Parent)، دو برو (De Broux)، موسین (Musin) و تامسون (Thomson) همگی بلژیکی هستند».
در بازار موسیقی

در بازار موسیقی

بعد از انقلاب در کشور ما همواره به دلیل نبود تریبونی برای معرفی موسیقی خوب، تنها مکان عرضه و معرفی این کالاهای فرهنگی، نوار فروشی ها بوده است! متاسفانه بیشتر نوار فروشی ها از کم و کیف آثاری که به فروش گذاشته می شود بی خبر بوده و حتی گاهی آنها را نسبت به رنگ جلد طبقه بندی می کنند!
آفرینندگی اعداد (II)

آفرینندگی اعداد (II)

با این توضیح دسته نت های فوق نغمگی به تصاعد حسابی فرکانس ها با قدر نسبت ۲ و دسته نت های مادون نغمگی به تصاعد حسابی طول موج (معکوس فرکانس) با همان قدر نسبت بستگی دارند. تصاعد حسابی اعداد با قدر نسبت دو، سری اعداد ۳، ۵، ۷، ۹، ۱۱، ۱۳ و … را به دست می دهد. در جدول زیر نسبت فرکانسی دسته نت های فوق و مادون نغمگی در محدوده یک اکتاو ارائه شده است.
موسیقی با کلام و تجربه‌ی تغییر (II)

موسیقی با کلام و تجربه‌ی تغییر (II)

این راه حلی است که قمصری در جاهای دیگری هم آن را به کار گرفته است؛ مثلا اگر به قطعه‌ی اول آلبوم «سرو روان» توجه کنیم همین رویکرد در آن مشهود است. علاوه بر این می‌توان همسانی در نوع نگاه به قطعه‌ی آغازین آلبوم را که در نقش گشایش است دید؛ در هر دو مورد آواز جذب شده در یک زمینه‌ی ضربی نقش آغازگر را دارد.