گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

حال مناسب است که معانی لغوی این واژگان با استناد به لغت نامه ها و فرهنگ های معتبر منعکس شود. قابل ذکر است که در اینجا تنها معانی مرتبط با بحث ارائه شده است.

حال مناسب است که معانی لغوی این واژگان با استناد به لغت نامه ها و فرهنگ های معتبر منعکس شود. قابل ذکر است که در اینجا تنها معانی مرتبط با بحث ارائه شده است.

آغاز= شروع، درآمد، مقابل فرجام. معنی صدا و ندا نیز به این کلمه داده اند. (لغت نامه دهخدا) شروع، ابتدا (فرهنگ معین) لحظه یا جای شروع کار (فرهنگ عمید).
پایان= آخر هر چیز (لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین، فرهنگ عمید)
شاهد= گواه، گواهی دهنده (فرهنگ معین، لغت نامه دهخدا) آنچه با آن بتوان وجود چیز دیگر را اثبات کرد. (فرهنگ عمید)
ایست= توقف (فرهنگ معین، فرهنگ عمید) وقفه، مکث (لغت نامه دهخدا).
نمایان= آشکار، هویدا، واضح (لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین، فرهنگ عمید)
با توجه به توضیحات فوق، تعاریف زیر قابل استناد و پیشنهاد خواهد بود. (۲)

۱- نت آغاز، شروع هر دستگاه و آوازی است که می تواند برای یک دستگاه یا آواز مشخص در نواخته ها یا ردیف های موجود متفاوت باشد.
۲- نت پایان، آخرین نت هر دستگاه و آواز است که به عنوان فرود نهایی نواخته می شود و نتی ثابت است. خالقی این نت را تونیک، حنانه شاهد و فرهت نت پایان نامیده اند.
۳- شاهد را می توان به عنوان نت مهم و جاذب در جملات یک قطعه معرفی کرد که در بعضی آواز ها همان نت پایان و در بعضی نتی متفاوت است. (مثلا در دشتی اگر نت پایان لا باشد، نت شاهد می است.)
۴- ایست نتی است که در فرودهای بین جملات، در بعضی دستگاه و آوازها روی آن توقفی صورت می گیرد اما بعد از آن وقفه نواختن ادامه پیدا می کند. مثل لا کرن در ابوعطا با شاهد دو و نت پایان سل و یا فا در همایون با شاهد لا کرن و نت پایان سل.
۵- نمایان حقیقی درجه ای از دستگاه است که برای حل و فرود نهایی روی نت پایان به کار می رود. این امر در ردیف ها به صورت مضراب «بال کبوتر» ‌استفاده شده است. (مثل دو در شور با نت پایان سل) این نکته قابل ذکر است که در متون موسیقی واژه نمایان به عنوان برگردانی از واژه غربی «دومینانت» استفاده می شود. از دیگر معانی لغوی واژه دومینانت (dominant) «برجسته بودن» می باشد. با این توضیح می توان به نمایان حقیقی دستگاه ها و آوازهای ایرانی اصطلاح «نت برجسته» را نیز اطلاق کرد. این موضوع به ظاهر بی اهمیت در مطالبی که در ادامه ارائه می شود، نقش مهمی ایفا خواهد کرد.

معانی گاه

کلمه «گاه» به تنهایی به معانی دوره، صندلی، مسند به کار می رود. این کلمه در ترکیب با کلمه دیگر به عنوان زمان خاص و یا مکان خاص خواهد بود. ترکیب دو کلمه دست و گاه، اسم مرکب «دستگاه» را به وجود می آورد که به معنای جای دست می باشد (لغت نامه دهخدا). هم چنین ترکیب گاه با اعداد به معنای خانه های تخته نرد به کار می رفته است، مثل یک گاه و یا شش گاه (لغت نامه دهخدا).

پی نوشت
۲- قابل ذکر است این تعاریف تنها برای این مقاله پیشنهاد شده است. به عقیده نگارنده برای تدوین و تبیین چنین اصطلاحاتی نیاز به یک شورا (یا کارگروه) متشکل از چند تن از زبان شناسان، ادیبان، موسیقی دانان و تاریخ دانان است تا احیانا نتیجه ای قابل اعتنا حاصل شود.

سینا حسینی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است