گاه های گمشده (II)

حال مناسب است که معانی لغوی این واژگان با استناد به لغت نامه ها و فرهنگ های معتبر منعکس شود. قابل ذکر است که در اینجا تنها معانی مرتبط با بحث ارائه شده است.

آغاز= شروع، درآمد، مقابل فرجام. معنی صدا و ندا نیز به این کلمه داده اند. (لغت نامه دهخدا) شروع، ابتدا (فرهنگ معین) لحظه یا جای شروع کار (فرهنگ عمید).
پایان= آخر هر چیز (لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین، فرهنگ عمید)
شاهد= گواه، گواهی دهنده (فرهنگ معین، لغت نامه دهخدا) آنچه با آن بتوان وجود چیز دیگر را اثبات کرد. (فرهنگ عمید)
ایست= توقف (فرهنگ معین، فرهنگ عمید) وقفه، مکث (لغت نامه دهخدا).
نمایان= آشکار، هویدا، واضح (لغت نامه دهخدا، فرهنگ معین، فرهنگ عمید)
با توجه به توضیحات فوق، تعاریف زیر قابل استناد و پیشنهاد خواهد بود. (۲)

۱- نت آغاز، شروع هر دستگاه و آوازی است که می تواند برای یک دستگاه یا آواز مشخص در نواخته ها یا ردیف های موجود متفاوت باشد.
۲- نت پایان، آخرین نت هر دستگاه و آواز است که به عنوان فرود نهایی نواخته می شود و نتی ثابت است. خالقی این نت را تونیک، حنانه شاهد و فرهت نت پایان نامیده اند.
۳- شاهد را می توان به عنوان نت مهم و جاذب در جملات یک قطعه معرفی کرد که در بعضی آواز ها همان نت پایان و در بعضی نتی متفاوت است. (مثلا در دشتی اگر نت پایان لا باشد، نت شاهد می است.)
۴- ایست نتی است که در فرودهای بین جملات، در بعضی دستگاه و آوازها روی آن توقفی صورت می گیرد اما بعد از آن وقفه نواختن ادامه پیدا می کند. مثل لا کرن در ابوعطا با شاهد دو و نت پایان سل و یا فا در همایون با شاهد لا کرن و نت پایان سل.
۵- نمایان حقیقی درجه ای از دستگاه است که برای حل و فرود نهایی روی نت پایان به کار می رود. این امر در ردیف ها به صورت مضراب «بال کبوتر» ‌استفاده شده است. (مثل دو در شور با نت پایان سل) این نکته قابل ذکر است که در متون موسیقی واژه نمایان به عنوان برگردانی از واژه غربی «دومینانت» استفاده می شود. از دیگر معانی لغوی واژه دومینانت (dominant) «برجسته بودن» می باشد. با این توضیح می توان به نمایان حقیقی دستگاه ها و آوازهای ایرانی اصطلاح «نت برجسته» را نیز اطلاق کرد. این موضوع به ظاهر بی اهمیت در مطالبی که در ادامه ارائه می شود، نقش مهمی ایفا خواهد کرد.

معانی گاه
کلمه «گاه» به تنهایی به معانی دوره، صندلی، مسند به کار می رود. این کلمه در ترکیب با کلمه دیگر به عنوان زمان خاص و یا مکان خاص خواهد بود. ترکیب دو کلمه دست و گاه، اسم مرکب «دستگاه» را به وجود می آورد که به معنای جای دست می باشد (لغت نامه دهخدا). هم چنین ترکیب گاه با اعداد به معنای خانه های تخته نرد به کار می رفته است، مثل یک گاه و یا شش گاه (لغت نامه دهخدا).

پی نوشت
۲- قابل ذکر است این تعاریف تنها برای این مقاله پیشنهاد شده است. به عقیده نگارنده برای تدوین و تبیین چنین اصطلاحاتی نیاز به یک شورا (یا کارگروه) متشکل از چند تن از زبان شناسان، ادیبان، موسیقی دانان و تاریخ دانان است تا احیانا نتیجه ای قابل اعتنا حاصل شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

خدایی: در آکادمی آواز، مستر کلاسهایی با شرکت استادان خواهیم داشت

خدایی: در آکادمی آواز، مستر کلاسهایی با شرکت استادان خواهیم داشت

برنامه های خوبی داریم در آکادمی آواز، اجرای کنسرت برای هنرجویان آواز برتر و تشکیل یک آرشیو قوی و بخش پژوهش و تحقیق در مورد شیوه های مختلف آواز؛ تشکیل یک گروه کر خوب و تشکیل یک گروه کر ایرانی برای کارهایی که قرار است ایرانی صدا بدهد و الان مجبورند برای این کارها از کرهایی استفاده کنند که با استیل آواز غربی میخوانند و آن نوع سونوریته و کاراکتر.
گروه ریمونز (II)

گروه ریمونز (II)

در فوریه ۱۹۷۶ ریمونز اولین آلبوم خود را ضبط کردند که شامل چهارده آهنگ بود که بلندترین آن از دو دقیقه و نیم بیشتر به طول نمی انجامید. در حالی که تمام اعضای گروه در ساختن آهنگ و نوشتن اشعار سهیم بودند، دی دی شاعر اصلی آنان بود. این ضبط با مشارکت تومی و کریگ لئون (Tommy and Craig Leon) با بودجه بسیار اندکی نزدیک شش هزار و چهارصد دلار در آپریل آن سال تولید شد.
گفتگو با آن سوفی موتر (V)

گفتگو با آن سوفی موتر (V)

من در حال حاضر هیچ پروژه بلند مدتی برای ضبط ندارم و هیچ وقت هم نداشته ام. کلا از اینکه قرار باشد کاری را در بازه زمانی سه ساله ای برای ضبط اجرا کنم متنفرم. پس نمی توانم به این پرسش، پاسخ قطعی بدهم، فقط می دانم اگر هم قرار باشد چنین چیزی اتفاق بیفتد، به این زودی ها نخواهد بود. این پروژه مثل شعبده بازی و خرگوش در آوردن از کلاه یکباره اتفاق نمی افتد! البته گاهی هم می توان روی سن شعبده بازی کرد و قطعه هایی را بدون برنامه نواخت زیرا آن قطعه ها در رپرتوار روزانه موزیسن ها هستند. واقعا نمی دانم. داستان این هم مانند کنسرتو برگ است، فقط باید زمان مناسب فرا برسد. در عین حال هر چقدر هم بیشتر صبر کنم، انجام دادنش دشوار تر می شود.
«نخستین سرود ملی ایران» (ایران جوان) در اختیار همگان قرار می گیرد

«نخستین سرود ملی ایران» (ایران جوان) در اختیار همگان قرار می گیرد

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای سرگشاده از سیاوش بیضایی است که چندی پیش نامه دیگری از او در این سایت به انتشار گذاشته شد:
فواصل خنثی یا میانه (II)

فواصل خنثی یا میانه (II)

معکوس فاصله چهارم بزرگ فاصله ای است به نام پنجم کوچک (Minor Fifth) که معادل ۶۵۰ سنت در سیستم ۲۴ قسمتی مساوی است. ناگفته نماند که ویشنگردسی فاصله چهارم بزرگ را از جهت آنکه معادل هارمونیک ۱۱ (فاصله ۸/۱۱) هست دارای نقش مهمی می داند.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XV)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XV)

به‌نظرم باز هم در این کتاب نکات دیگری هست که جا دارد روی آنها کار شود و کشف شود و مهم‌ترین چیزی که من در این کتاب فهمیدم اینکه ردیف سه‌تار با ردیف تار متفاوت است. حتی احتمال می‌دهم میرزاعبدالله دو ردیف متفاوت برای تار و سه‌تار داشته است. چون بسیاری جملاتی که در نت‌نگاری هدایت از این ردیف آمده خیلی پیچیده است و آقای میرعلینقی گفتند قبلاً لحن ردیف روستایی بوده و الآن شهری شده است. من زیاد با این اصطلاحات آشنا نیستم و از آنها خوشم نمی‌آید ولی به‌نظرم ردیف امروزی موسیقی ما خیلی ساده شده است. در واقع کتاب هدایت را نمی‌شود با تار نواخت. این‌قدر ریزه‌کاری دارد که اجرایشان با تار زیبا نمی‌شود. در تار به دلیل اینکه جفت‌سیم دارد و در آن فاصلۀ سیم‌ها از هم بیشتر از سه‌تار است اجرای خیلی از این ریزه‌کاری‌ها صدایی آشفته و ناهماهنگی می‌دهد.
گفتگو با آن سوفی موتر (II)

گفتگو با آن سوفی موتر (II)

در این زمینه تنها آهنگساز است که می تواند شما را متوقف کند یا نکند. آهنگساز تنها کسی است که باید هوایش را داشته باشید و به آنچه در نظر دارد توجه کنید اما همانطور که در طول تاریخ دیده ایم آهنگسازان متفاوت، دیدگاه های گوناگونی درباره اجراها داشته اند، مخصوصا وقتی که خود آهنگساز اثر خودش را رهبری کند یا در اجرای آن بنوازد؛ هیچ گاه یک فرمول ثابت وجود ندارد.
تأملی در آرای موسیقی خیام (II)

تأملی در آرای موسیقی خیام (II)

استاد همایی در پایان خیامی‏نامه، متن عربی چهار صفحه‏ای منسوب به خیام را از روی نسخه‏ موجود در ترکیه به چاپ رسانیده و احتمال داده است که این چند صفحه، یک فصل یا صفحاتی از شرح خیام بر «کتاب موسیقی» اقلیدس باشد که به دست ما رسیده است.
پرلود

پرلود

پرلود یکی از فرم های آهنگ سازی است که انگیزه اصلی ایجاد آن از سازهای کلاویه ای غیر از ارگ الهام گرفته شده است. شما با ارگ میتوانید یک آکورد را برای مدت دلخواه ثابت نگه دارید اما در سازهایی مثل هارپسی کورد یا پیانو این امکان کمتر است چرا که صدای تولید شده به تدریج کاهش پیدا می کند.
رمضان: مدیون درس های استاد پورتراب هستم

رمضان: مدیون درس های استاد پورتراب هستم

من از ۷ سالگی نوازندگی پیانو را با مصطفی کمال پورتراب شروع کردم و سپس نزد دلبر حکیم آوا و رافائل میناسکانیان ادامه دادم. در سال ۱۳۷۹ عازم فرانسه شدم و در مدرسه موسیقی “اکول نرمال پاریس” که توسط “آلفرد کورتو” تاسیس شده است نزد “جان میکو” از شاگردان آلفرد کورتو و در کنسرواتوار ملی “سنت مور” و “ورسای” در کلاسهای “ژاکلین بورژس مونوری” و “کریستف بوکودجیان” ادامه دادم و مدارک نوازندگی پیانو، موسیقی مجلسی و تدریس پیانو را از این موسسات اخذ کردم. سپس در سوییس در کنسرواتوار عالی شهر لوزان دو مدرک کارشناسی ارشد را در نوازندگی پیانو و در آکومپانیومان در کلاس “کریستیان فَور” و “مارک پانتیون” دریافت کردم.