موسیقی شعر حافظ

بیست مهر، یادروز شاعر پر آوازه ی پارسی زبان، خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی، جسارت را به قلمم داد تا بر نازکای این ورق در حد بضاعت ناچیزم ادای دینی کنم به این سرو سرفراز ادبیات کهن پارسی. پرداختن به مقوله ی موسیقی در اشعار حافظ، درایتی سرشار را می طلبد، چراکه اگر غیر از این باشد حق مطلب ادا نخواهد شد اما سعی می کنم در دل این چند خط، مجال را مغتنم شمارم و به صورتی بسیار اجمالی در مورد موسیقی در اشعار حافظ به سخن بپردازم.

مهمترین عناصر تشکیل دهنده ی شعر را چنین بر شمرده اند: اندیشه و عاطفه، تخیل (صور خیال)، شکل شعر، موسیقی شعر و زبان شعر.

مورد بحث ما «موسیقی شعر» است و به علت فقدان وقت از پرداختن به سایر عناصر چشم پوشی می کنیم. امروزه موسیقی شعر را در چهار موضوع بررسی می کنند:
موسیقی بیرونی (وزن عروضی): وزن عروضی همان ریتم شنیداری شعر است؛ مثال:
عاشق شو ار نه روزی، کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود، از کارگاه هستی

وزن عروضی این بیت چنین است: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن و یا مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن

موسیقی کناری (قافیه و ردیف): موسیقی کناری در شعر کلاسیک همیشه حکمفرماست و نوعی توازن و حس خوشایند را در ذهن شنونده تداعی می کند و همیشه شنونده در طول ابیات منتظر شنیدن موسیقی گوش نواز قافیه و ردیف است.

مثال: خواب دیدم { دوش دیدم} که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

میخانه و پیمانه: قافیه
زدند: ردیف موسیقی درونی
همخوانی مصوت و صامت: گوش نوازترین و زیباترین نوع این موسیقی واج آرایی است. واج آرایی تکرار حرف یا حروفی مشابه یا یکسان در یک مصرع یا بیت است. مثال:
رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود

اگر دقت کنید می بینید تکرار حرف “سین” چه موسیقی زیبایی را ایجاد کرده است. این نوع موسیقی که در این بیت مشاهده می شود مانند نوعی باس همراهی شونده در موسیقی اصوات است که مکرر شنیده می شود.

موسیقی معنوی: هماهنگیها و هارمونیهایی که مانند یک بافت، شعر را تشکیل داده اند مانند ایهام، استعاره… البته این چهار نوع موسیقی در هر شعری به خصوص شعر کلاسیک قابل رویت و بررسی است.

مهمترین ویژگی اشعار حافظ را ایهام آن دانسته اند نه موسیقی آن را چون که در هر شعری موسیقی وجود دارد اما ایهامی که حافظ دارد در هر شعری نیست، هر چند که موسیقی زیبای شعر حافظ قابل چشم پوشی نیست. در مورد موسیقی اشعار حافظ از دیدگاه های متفاوتی می توان به بررسی این مهم پرداخت. یکی از آن دیدگاه ها، دیدگاهی است که مختصر به آن پرداختیم. دیدگاه دیگر بررسی چگونگی به کارگیری الحان و سازهای موسیقی در شعر حافظ است.

استفاده از اصطلاحاتی مانند: ضرب، راه فرود، اصفهان، عراق، بم، نوا، نغمه، دستان… که همگی دلالت بر موسیقی شناس بودن حافظ دارد. مثال:
نوای مجلس ما را چو بر کشد حافظ
گهی عراق زند گاهی اصفهان گیرد

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب
بنال هان که از این پرده کار ما به نواست

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

آنچه پررنگ جلوه می نماید این است که به کارگیری این الحان و الفاظ اتفاقی نمی تواند باشد هرچند که گفتیم این ابیات نیز مانند دیوان سراسر ایهام حافظ نمی تواند از آرایه ی ایهام تهی باشد.

به امید روزی که دیوان حافظ از گوشه ی عزلت خانه ها رهایی یاید و غیر از سر سفره ی هفت سین و تفأل، در مسیر شناخت و تفسیر واقعی قرار گیرد. در پشت هر بیت حافظ فلسفه ای از عشق، معرفیت، انسانیت، خود شناسی و خدا شناسی قرار دارد.

حافظ بارها و بارها پر فراز و نشیب ترین امور را در بیتی بیان کرده که تفسیر آن مجال بسیاری می طلبد. به راستی وقتی می سراید:
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

هدف و رسالت تمام ادیان الهی را در همین یک بیت خلاصه می کند.

غزل گفتی و دُر سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می گفت
غلام حافظ خوش لهجه ی خوش آوازم

سخن کوتاه باید چرا که قلم و زبان من در وصف حافظ زانوی عجز بر زمین می زند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

مقدمه ای بر فیزیک فاصله ها

مقدمه ای بر فیزیک فاصله ها

Consonance یا هماهنگی صداها (خوشصدایی) در موسیقی احساس راحتی، زیبایی و آرامشی است که شنونده پس از شنیدن یک فاصله موسیقی به او دست می دهد. در مقابل آن Dissonance به معنی ناموزونی صدا، احساس تشنج یا ناخشنودی است که شنونده با شنیدن یک فاصله موسیقی در خود احساس میکند.
فواصل و گام فیثاغورثی

فواصل و گام فیثاغورثی

به طور کلی گام مجموعه ای است از اصوات که فواصل موسیقایی آنها در اکثر اوقات بین ۲ عدد ۱ و ۲ قرار می گیرد. عدد ۱ که اولین درجه گام است پایگی نام داشته و عدد ۲ اکتاو آن است که قاعدتا گام با آن بسته می شود. فرکانس اکتاو ۲ برابر پایگی است :
ونسا دو رزا، هورن نواز موسیقی فیلم

ونسا دو رزا، هورن نواز موسیقی فیلم

«درست است که من قبلا موسیقی فیلم های بیشماری را مینواختم اما آن زمان شرایط آنگونه بود. امروزه به خاطر بار سنگین ترافیک نواختن حداکثر دفعات ممکن در روز – معمولا ۳ یا ۴ جلسه- غیر ممکن است. زیرا در گذشته ما می توانستم در نیم ساعت خودمان را به هرکجا که در لس آنجلس می خواستیم برسانیم. یک روز برای اجرا در استودیویی تماسی با من گرفته شد و قرار شد که من در وقت نهار به آنجا بروم که نزدیک به محل کار صبحم بود. بنابراین تا آن استودیو پیاده رفتم. وقتی وارد شدم دیدم که روی پایه فقط آهنگی با دو نت وجود دارد. از من خواسته شد که آن را قوی بنوازم و من این کار را انجام دادم. سپس پرسیدم که چه چیز دیگری را باید بنوازم و آنها گفتند فقط همین! و این قطعه ضبط شده موفقیت چشمگیری را از آن خود کرد!»
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

همان‌طور که ذکر شد، در آنالیزی که می‌خوانید، نسخه صوتی «قطعه‌ای در ماهور» که توسط انتشارات ماهور در آلبومی به نام «گروه‌نوازی» منتشر شد را به عنوان نسخه مرجع قرار دادیم، چرا که به خاطر ضبط استودیویی، اشکالات اجرایی قابل اصلاح بوده است و طبعا، این نسخه مورد تایید نهایی آهنگساز نیز بوده است.
توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

دیدن یک مصاحبه و یک فیلم از دو دوست اهل هنرم، مرا بر آن داشت تا این یادداشت را به نگارش در آورم. شاید بعضی اعتقاد داشته باشند که رسم دوستی چنین نیست که انتقادهایی که میشود به صورت خصوصی مطرح کرد، در یک مجله الکترونیکی عمومی کنیم اما با توجه به این اصل که هر واقعه ای که از طرف صاحب اثر به انتشار عمومی میرسد، قابل نقد و انتشار عمومی است، به نقد این وقایع می پردازیم.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (I)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (I)

راک کشمیر، راک عبدالله، صفیر راک و راک هندی چهار گوشه‌ی ردیف دستگاه ماهور هستند که به‌طور رایج در رپرتوار ردیف، در انتهای آن، اجرا می‌شوند. این سلسله گوشه‌ها به طرزی جالب ‌توجه میان دو دستگاه ماهور و همایون، یا آوازهای وابسته به آن، در رفت‌وآمدند. نوشته‌ی پیشِ‌رو تلاشی است برای واکاوی و شکافتن ساختاری این بخش از ردیف موسیقی دستگاهی که به نظر می‌رسد آنچنان که باید مورد توجه و تحلیل قرار نگرفته است.
بوطیقای ریتم (VII)

بوطیقای ریتم (VII)

اکنون به نظر می‌رسد زمانی است که بیش از متر باید بر ریتم و مسائل آن متمرکز شویم؛ یعنی جمله‌هایی حاوی کشش‌ها و معمولا بلندتر از یک واحد متریک. ریتم را درک دیرندها و الگوسازی دیرندی گرفتیم و گروه‌سازی را نیز عامل پیوند زننده‌ی آن با متر فرض کردیم. در همین تعریف نوعی اشاره‌ی محو به پیش‌بینی کردن وجود دارد. به این مفهوم، درک ساختار یعنی تشکیل الگویی زمانی در ذهن که قابل بازشناسی (البته مرتبط با موسیقی قابل تکرار) نیز باشد.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی، هم مبنای آوازی دارد و هم مبنای سازی. اما ویژگی‌های مبنای سازی دارای معانی متفاوتی ا‌ست. در این خصوص، عود که از سازهای موسیقی سنتی ترکیه است، نقش مهمی در اجرای موسیقی دارد. تأثیر متقابلی که نوازندگی ساز عود در موسیقی ترکیه و انواع دیگر موسیقی‌ها در طی قرن‌ها بر یکدیگر نهاده‌اند، اهمیت بسیاری دارد.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

نخست خلاقیت وی در دگرگونه شیوش صدای ساز رخ نمود. صدایی که پلی شد میان صداهایی از خاطره سنتور و آینده هنوز آفریده نشده اش. او این همه را بر بنیاد راست، استوار نشستن در پشت سنتور، یکی شدن دست و مضراب و بهره بردن از تمامی جان دست برای به فریاد آوردن آن همه سیم به دست می آورد. به حرکت های دست، جز از گردش از سر مچ یا بازی حلقه مضراب به دور انگشتان باز، تازش مچ، هم گیری و فشردن انگشتان انتهایی و نرمی ته دست را افزود، بنابراین ظرافت نواختن مضراب با صلابت همنشین شد.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

بیش از همه در تاریخ نگاری ها برای شناسایی «ایرانی» بودن موسیقی به عامل «نژاد» متوسل شده اند. تاریخ نگاران در وهله نخست مدلل نموده اند که به عنوان مثال «نژاد» عامل موسیقی دانی مانند فارابی یا ابراهیم و اسحاق موصلی ایرانی بوده اند و بعد چنین پنداشته اند که تحقیقات و تألیفات ایشان ناگزیر در حیطه ی موسیقی ایرانی و در نتیجه بخشی از تاریخ موسیقی ایرانی بوده است. چند نمونه: حسن مشحون در تاریخ موسیقی ایران: «ابراهیم پسر ماهان پسر بهمن پسر پشنک بود و (و در پاورقی توضیح داده که) ابن خردادبه می گوید چون ابراهیم در موقع مستی شعری را زیاد تکرار می کرده که در آن کلمه ی موصل بوده از این جهت به موصلی معرف شده» (جلد ۱، ص ۱۱۹)