گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VI)

برای دریافتن چرایی این امر باید به تغییر وضعیت استقرار دانگ‌ها در طول پیشرویِ دستگاه ماهور توجه کرد. خروج از توالی متصل دانگ‌های سه‌گانه‌ی متصل ماهور به‌طور مشخص از گوشه‌ی زیرافکند آغاز می‌شود که مقدمات این تغییر از حصار ماهور قابل مشاهده است. در زیرافکند، دانگ‌ها از مدار اصلی ماهور منحرف می‌شوند و با فاصله‌ای طنینی نسبت به آغاز دانگ دوم ماهور (نت دو) بازتعریف می‌شوند. دانگ‌های جدیدْ محدوده‌ی تتراکردی رـ سل و در ادامه سل ـ دو را در بر می‌گیرند. از همین تغییر، برای مدگردی و تعریف گوشه‌هایی که دارای مشابهت با دستگاه‌های دیگر، به‌خصوص شور، هستند استفاده می‌شود؛ مثلاً گوشه‌های شکسته و دلکش بر مبنای همین دانگ‌ها (تتراکرد رـ سل و سل‌ـ دو) و فقط با تغییر فواصل شکل می‌گیرند. اگر به این نکته توجه کنیم، تأکید بر متیف آغازین گوشه‌ی شکسته یا نیریز در ردیف میرزاعبدالله هم معنادارتر می‌شود: تأکید و تثبیت محدوده‌ی تتراکردی رـ سل.

برای دریافتن چرایی این امر باید به تغییر وضعیت استقرار دانگ‌ها در طول پیشرویِ دستگاه ماهور توجه کرد. خروج از توالی متصل دانگ‌های سه‌گانه‌ی متصل ماهور به‌طور مشخص از گوشه‌ی زیرافکند آغاز می‌شود که مقدمات این تغییر از حصار ماهور قابل مشاهده است. در زیرافکند، دانگ‌ها از مدار اصلی ماهور منحرف می‌شوند و با فاصله‌ای طنینی نسبت به آغاز دانگ دوم ماهور (نت دو) بازتعریف می‌شوند. دانگ‌های جدیدْ محدوده‌ی تتراکردی رـ سل و در ادامه سل ـ دو را در بر می‌گیرند. از همین تغییر، برای مدگردی و تعریف گوشه‌هایی که دارای مشابهت با دستگاه‌های دیگر، به‌خصوص شور، هستند استفاده می‌شود؛ مثلاً گوشه‌های شکسته و دلکش بر مبنای همین دانگ‌ها (تتراکرد رـ سل و سل‌ـ دو) و فقط با تغییر فواصل شکل می‌گیرند. اگر به این نکته توجه کنیم، تأکید بر متیف آغازین گوشه‌ی شکسته یا نیریز در ردیف میرزاعبدالله هم معنادارتر می‌شود: تأکید و تثبیت محدوده‌ی تتراکردی رـ سل.

گوشه‌های دستگاه ماهور از این نقطه به بعد بر مبنای این دو دانگ جدید (رـ سل و سل‌ـ دو) تعریف می‌شوند. در این بین، دانگ سل‌ـ دو حائز اهمیت بیشتری است، زیرا دانگ اول با دانگ‌های اصلی خود دستگاه ماهور تداخل دارد و ازاین‌رو، برای تمایز بیشتر با محور اصلی ماهور، در این محدوده بیشترین تغییرات فواصل ـ مثل دلکش و شکسته ـ شکل می‌گیرد.

شاید به همین دلایل است که اصطلاح یا مفهوم فرود به ماهور پس از تثبیت این دو دانگِ جدید معنا می‌یابد: بازگشت به محور اصلی ماهور از طریق دانگ سوم (فاـ سی‌بمل) و سپس دانگ دوم (دوـ فا).

هومان اسعدی این گونه فرودها را فرود دستگاهی نامیده است (اسعدی ۱۳۸۲: ۵۰). این حرکت و فرود مألوف در انتهای بسیاری از گوشه‌های ماهور، که در محدوده‌ی این دانگ‌های جدید گردش می‌کنند، دیده می‌شود؛ ازجمله در راک‌های چهارگانه. از همین نتیجه‌گیری‌ها می‌توان به غلبه و اصالت نقش دانگ در تعریف گوشه‌های مختلف و سیر پیشروی این گوشه‌ها در ردیف پی برد.

گذشته از این نکات، اختلاف یک‌پرده‌ای میان دانگ‌های متداخل فاـ سی‌بمل و سل‌ـ دو، در میان‌دسته، در برخی گوشه‌ها به سنتزی جالب میان این دو دانگ می‌انجامد که گوشه‌های مختلفی را در ماهور تعریف می‌کند. معمولاً در این گوشه‌ها، حرکت بالارونده در دانگ سل‌ـ لاـ سی‌بکارـ دو و حرکت پایین‌رونده در دانگ فاـ سل‌ـ لاـ سی‌بمل واقع می‌شود. به همین دلیل، نت سی در این گوشه‌ها متغیّر است.

دانگ‌های مورد استفاده در سیر دستگاه ماهور

با توجه به نکات ذکرشده، در تصویری که در پی می‌آید، تمامی دانگ‌هایی که در سیر دستگاه ماهور مورد استفاده قرار می‌گیرند و تعریف می‌شوند مشخص شده است. سه دانگ M1، M2 و M3 که با خطوط پررنگ‌تر نشان داده شده‌اند، دانگ‌های محور اصلی ماهور هستند.

یادآوری می‌شود که به دو دلیل این دانگ‌ها، دانگ‌های محور اصلی دستگاه ماهور به‌شمار می‌روند: ۱ـ آن‌گونه که پیشتر اشاره شد، فرود به ماهور عملِ ورود به این سه دانگ است؛ ۲ـ متصل بودن این سه دانگ و سپس منفصل شدن دانگ بعد (سل‌ـ دوِ میان‌دسته) از این سیر متصل.



شکل ۲. تمامی دانگ های دستگاه ماهور

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان
پژوهشگر حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی و تاریخ معاصر موسیقی در ایران
کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران
Kamyar.Salavati@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است