بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XII)

صفیر راک
صفیر راک حسن‌ختامی است معنادار؛ در درجه‌ی اول، برای گوشه‌های راک و در درجه‌ی دوم، برای دستگاه ماهور. در این گوشه، دانگ‌هایی با خصوصیّات مشابه سه دستگاه به‌طور مستقیم در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند: شور، همایون، و ماهور. از این‌رو، تعداد دانگ‌هایی که در این گوشه تعریف می‌شود یک دانگ بیشتر از گوشه‌های پیشین، یعنی پنج دانگ، است.

گوشه با تأکید بر نت سل پایین‌دسته، که آشکارا خارج از روال و دانگ‌های مورد استفاده در الگوی ثابت راک است، آغاز می‌شود. این تأکید، در حقیقت، دانگ رـ می‌کرن‌ـ فاـ سل را تعریف و تثبیت می‌کند.

این دانگ، که می‌توان آن را انتقال‌یافته‌ی دانگ اول شور به دو اکتاو بالاتر دانست، با نام اوج شناخته می‌شود و راهی است برای مدولاسیون به شور. با حرکتی پایین‌رونده، می‌کرن با ربع‌پرده کاهش به می‌بمل تغییر می‌کند. با این تغییر و با واردشدن دوباره‌ی نت دو (درجه‌ی هشتم)، دانگ گردی از دانگ اوج (رـ سل) به دانگ دوم راک (دوـ فا) انجام می‌شود.

در ادامه، سیر گوشه مشابه دیگر گوشه‌های راک دنبال می‌شود: بازگشت به دانگ اول راک و سپس تأکید بر فاصله‌ی طنینی محور فاـ سل و در نهایت، فرود به دانگ سوم و سپس دوم ماهور.

نکته‌ی قابل‌ذکر این است که حرکتی که در انتهای گوشه‌های پیشین راک انجام می‌شد و با الگویی بالارونده به دانگ اول شوشتری منتهی می‌شد و فضا را برای گوشه‌ی بعدی آماده می‌کرد، در انتهای این گوشه دیده نمی‌شود. در عوض، همین الگو، دقیقاً تا نت انتهایی دانگ سوم ماهور (سی‌بمل)، ادامه می‌یابد و سپس باز هم به دانگ دوم ماهور فرود می‌آید. دلیل این تفاوت نیز روشن است: استقرار گوشه در انتهای ردیف دستگاه ماهور و انتهای سلسله گوشه‌های راک و نیاز به فرود به محور اصلی ماهور.

در نهایت، باید اشاره کرد که گوشه‌ی صفیر راک، برخلاف دیگر گوشه‌های راک که ماهیتی رفت‌وبرگشتی دارند، دارای حرکتی واضح از بالا به پایین است. ساختار دانگ‌ها ـ و نه لزوماً ملُدی‌ها و فرازها ـ پایین‌رونده است و به دانگ دوم ماهور ختم می‌شود. ازاین‌رو، دانگ اول راک (R1) فقط یک‌بار و در حرکتی پایین‌رونده نواخته می‌شود و نقش بالارونده‌ی آن، با تأکید بیشتر روی درجه‌ی هشتم، در این گوشه دیده نمی‌شود.

ساختار دانگی گوشه‌ی صفیر راک به‌طور خلاصه در زیر آورده شده است، با این توضیح که دانگ اوج، که از یک نقطه‌نظر می‌توان آن را انتقال‌یافته‌ی دانگ اول شور به دو اکتاو بالاتر دانست، به‌عنوان دانگ اول شور (با علامت اختصاری S1) ذکر شده است. بدیهی است که نقش این دانگ در این منطقه‌ی صوتی صوتی، که به نام اوج مصطلح است، با نقش همین دانگ در منطقه‌ی صوتی بم ساز، که به نام درآمد خارا معروف است، می‌تواند متفاوت باشد؛ بااین‌حال، برای پرهیز از پیچیدگی‌های بیشتر، آن را مترادف دانگ اول شور فرض کرده‌ایم.
S1-R2-R1-A-M3-M2.


شکل ۹٫ صفیر راک

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برنامه گردشگری موسیقی نواحی ایران همزمان با کنگره مشاهیر کُرد در سنندج

موزه موسیقی ایران همزمان با کنگره مشاهیر کرد در سنندج، سفری تخصصی در زمینه موسیقی به این شهر برگزار می کند. این سفر با همکاری موزه موسیقی ایران و انجمن موسیقی سنندج برگزار می­گردد و هدف از آن، دیدار و همنشینی با اساتید گرانقدر موسیقی غنی کُردی، بهره ­گیری از دانش موسیقایی و اجرای زنده اساتید برجسته، آشنایی با فرهنگ موسیقی کُردی شامل سازها، موسیقی­ های آیینی و گروه­های موسیقی، دیدار از کارگاه­های کهن و منحصر به فرد ساخت سازهایی چون دف، دیوان، تنبور و سنتور به منظور آشنایی با سازهای بومی و تکنیک­های خاص ساخت آن­ها در منطقه، حضور در خانقاه و آشنایی با موسیقی عمیق خانقاهی، شرکت در برنامه گروه نوازی دف، تماشای حرکات موزون کردی، دیدار از موزه ­ها و ابنیه­ تاریخی شهر سنندج می ­باشد.

آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

ردیف و قطعاتی از مرتضی محجوبی به انتشار رسید. این کتاب، حاصل اندیشه و انگیزه شهرام محذوف در تبدیل دست‌نوشته‌های مرتضی محجوبی به خط نت بین‌المللی است که با همکاری فخری ملک‌پور، در طول مدت ۳سال به انجام رسیده است که دارای ۱۲ مقام (شامل ۷ دستگاه و ۵ آواز) است. تنظیم تمامی پیش‌درآمدها، قطعات ضربی، تصنیف‌ها و رِنگ‌ها توسط شهرام محذوف صورت گرفته است.

از روزهای گذشته…

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

آواز اما، به اعتبار حضور یک خواننده‌ی چیره‌دست وضعیتی دیگر دارد. گاه به استقبال پیچیدگی‌هایی می‌رود که خواندنش از عهده‌ی خوانندگان اندکی برمی‌آید و گاه نیز اگر چه ساده طراحی‌ شده با چیره‌دستی خوانده می شود. موسیقی با کلام و هوای بازگشت به سوی مخاطب بلافاصله پای فرم ترانه (یا اگر ترجیح می‌دهید تصنیف) را به میان می‌کشد چنان که در بسیاری تولیدات صوتی این روزها با حذف میان-بخش های سازی و غیرسازی ممکن، به چشم می‌خورد؛ ترانه‌هایی که در این مجموعه‌ی به‌خصوص گرد آمده از دیدگاه پیوندهای زیباشناختی تفاوتی با تصنیف در موسیقی دستگاهی متاخر ندارند.
موسیقی و معنا (XII)

موسیقی و معنا (XII)

معانی موسیقایی در موسیقی غیرغربی، از دیدگاه روان‌شناختی بررسی نشده‌اند، هرچند این مسئله با توجه به میزان اندک مطالعات موسیقی‌شناختی در فرهنگ غیرغربی، در مقایسه با فرهنگ غربی، چندان تعجب‌آور نیست. مسئله‌ی معنای موسیقی تنها زمانی می‌تواند به کمک علوم شناختی به درستی مطرح می‌شود ‌که معانی مشروح در متون پرشمار قوم‌موسیقی‌شناسی، مرکز تحقیقات روان‌شناختی قرار گیرند.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

تا اینجا نمونه‌ی ایرانی و غیر ایرانی هر دو یک نیازمندی اولیه دارند؛ آشنایی با پایه‌های نظریه‌ی موسیقی، اما یک تفاوت عمده کار مولف ما را سخت‌تر کرده است؛ میزان سواد موسیقایی عمومی. وقتی موضوع کارمان موسیقی کلاسیک غربی است از جغرافیایی صحبت می‌کنیم که به احتمال زیاد مردم در مدرسه اندکی موسیقی می‌آموزند و این یعنی دست‌کم با نت خوانی و بعضی اصول اولیه‌ی دیگر آشنا هستند.
اجرای کوارتت زهی بهزاد رنجبران در میلواکی (آمریکا)

اجرای کوارتت زهی بهزاد رنجبران در میلواکی (آمریکا)

در روز ۱۹ آوریل ۲۰۰۵، کوارتت زهی هنرهای زیبا (Fine Arts Quartet) ، کوارتت زهی شماره ۱ اثر بهزاد رنجبران – آهنگساز ایرانی – در شهر میلواکی در آمریکا به اجرا درخواهد آمد.
نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

می توان گفت در موسیقی افکار چایکفسکی (Tchaikovsky) را دنبال می کرد و با وجود اینکه زندگی مرفهی در قرن بیستم بدست آورد، جزو موسیقیدانان محافظه کار و سنت گرا بود. علاقه بسیاری به موسیقی شوئنبرگ (Schoenberg) و استراوینسکی (Stravinsky) داشت، گوش دادن به کارهای آنها وی را از دنیای رومانتیک بیرون می آورد. در اول آوریل ۱۸۷۳ در اسمیونوو (Semyonove) در روسیه متولد شد، دروس موسیقی را در کنسرواتوآرهای مسکو و سنت پترزبورگ طی کرد و در تمام مراحل جزو شاگران ممتاز بود. خیلی زود توانست عنوان آهنگساز، رهبر و یک نوازنده جوان را برای خود تهیه کند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

تا اینجا با روشی تدریجا گسترش یابنده، گام به گام نشان داده شد که حتا اگر آن دید باریک و سخت‌گیرانه را نسبت به کتاب نداشته باشیم و تنها از منظر تنگ یک کتاب دیگر -که احتمالا مدل اولیه‌ی این فرهنگ یا نخستین محرک ذهنی مولف بوده است- بدان ننگریم و از رهگذر آن مستبدانه حق اندیشیدن یک مولف را هر چند از دیگران تاثیر پذیرفته باشد، سلب نکنیم، اشکالات کتاب برسرجای خود باقی می‌ماند و گاه حتا شدیدتر هم می‌شود.
کوتاه از یک عمر همراهی جیلاردینو و گیتار

کوتاه از یک عمر همراهی جیلاردینو و گیتار

آنجلو جیلاردینو (Angelo Gilardino) متولد ۱۹۴۱ در ورچلّی ایتالیا است. در همین شهر به مدرسه موسیقی رفت؛ نوازندگی گیتار و ویلونسل را آموخت و به تحصیل آهنگسازی پرداخت. سال های ۱۹۵۸ تا ۱۹۸۱ برای جیلاردینو دوره فعالیت به عنوان نوازنده کنسرتی بود. او توانست تاثیر مهمی بر رشد گیتار به عنوان سازی که در قرن بیستم “در چشم بود” داشته باشد. در این سال ها اولین اجراهای صدها قطعه که برای گیتار نوشته شده و به او تقدیم شده بود را اجرا کرد. در سال ۱۹۶۷ انتشارات بربن (Bèrben) او را به عنوان سرپرست مهمترین مجموعه ای که در رابطه با موسیقی قرن بیستم منتشر می کرد، برگزید.
تصنیف یک قِرانی

تصنیف یک قِرانی

در حافظه شنوایی ام و از گذشته های دور و ایام کودکی تصویر مبهمی در ذهن دارم و شاید هم نسلانم که چهل سال پیش کمابیش چهار پنج ساله بوده اند هم به یاد بیاورند ظهر های تابستانی را که صدای معمولا دلنشینی سکوت داغ کوچه ها را به آواز خوش در می نوردید. مردان آوازه خوان ِ دوره گردی که که اغلب صدای خوشی هم داشتند جدیدترین ترانه های روز و یا ترانه های قدیمی تر که جنبه های نوستاژیک در خود داشتند را به صدای بلند می خواندند و جالب اینکه شعر این تصنیف ها را که روی کاغذ های کوچکی چاپ شده بود به قیمت یک ریال می فروختند البته شاید قدیمی تر ها، نسلهای قبل از تورم های اقتصادی آنچنانی و اختلاس های اینچنینی قیمت کمتر از یک ریال را هم به خاطر داشته باشند. اما جالب تر از این همه استقبال فراوان مردم برای خرید این تصنیف ها بود. خیلی ها این ترانه های کاغذی را می خریدند تا برای دوستان و خانواده و یا حتی در خلوت خود آنها را زمزمه کنند. در آن قحطی عرضه محصولات فرهنگی و البته نه قحطی آثار موسیقائی در خور تامل (چون امروز) این آهنگهای کاغذی از دست به دست و از دل به دل راه خود را در میان مردم کوچه و بازار و نهایتا در حافظه تاریخی فرهنگ مردم روزگار خود باز می کردند.
فقط تصور کن! (II)

فقط تصور کن! (II)

و اما پل مک کارتنی، دو سال از جان لنون کوچک‌تر بود و مثل او در لیورپول به دنیا آمده بود. او هم مثل جان در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال ۱۹۵۷ لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها ۱۴ سال داشت! در سال ۱۹۶۰ ابتدا ترومپت نواخت و پس از آن به سمت گیتار و پیانو گرایش پیدا کرد.
صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (I)

صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (I)

علی اکبر خان شهنازی فرزند جناب میرزا حسینقلی و بهره مند از تعلیم پدر نسل سوم از خاندان فراهانی در نوازندگی تار است. در مقام اســتادی علی اکبر خان همین بس که در سن ۱۴ سالگی شاگردان پدر را درس می داده و اولین آثار ضبط شده ایشان در سال ۱۳۹۱ ش در سن ۱۵ سالگی بوده که در مصاحبه روز اول اسفندماه ۱۳۵۶ در برنامه گلچین هفته شماره ۱۰۲ به شرح آن پرداخته است. از استاد علی اکبرخان شهنازی مجموعا ۸۱ روی صفحه به ضبط رسیده است.