منتشری: لاله زار در آن زمان مرکز هنر ایران بود

محمد منتشري
محمد منتشري
اثر دیگری به نام “چند بهاریه” ضبط کردیم ادامه کارهای فولکلور استاد مثل “هفت سین”، “چهارشنبه سوری”، “گردو‌فروش” و “یکی یه پول خروس” است. اسپانسر این آثار، موسسه فرهنگی-هنری باربد آقای اسفندیاری است که بسته بندی آثار را به صورت بسیار شیک عرضه می کنند و کار ردیف ها را شرکت ماهور انجام داده است. قرار است با توجه به گفتگویی که با آقای موسوی انجام شده، ۴۰-۵۰ تصنیف استاد مهرتاش که تا به حال خوانده نشده – چند آهنگ جدی که بر روی اشعار مولانا و سعدی و حافظ و فروغی‌بسطامی و عراقی ساخته شده است – به صورت سی‌دی وارد بازار شود.

دغدغه دیگر من، ضبط ردیف ها با توجه به جدا بودن مقوله آن با آواز خوانی و طلبیدن توانایی خاص برای آن بود و در حد بضاعت خود آن را انجام داده ام. بعضی از دوستان، ایرادهایی را بر این کار وارد کرده اند درحالیکه بنده ادعایی مبنی بر کامل بودن نداشته‌ام. در ثانی در زمان فراگیری این مسائل، گوشی بوده است در حالیکه این کار، تراوشات ذهنی بنده است. ممکن است قسمت هایی نیز دارای ایراد باشد. بنده نامه ای نوشته و درون ردیف قرار دادم مبنی بر اینکه ممکن است در ردیف ها دخل و تصرفی شده باشد و اگر فکر می کنید که بهتر از این می توانید کار کنید، پس این کار را انجام دهید.

آیا غیر از شما متخصص آثار استاد مهرتاش وجود دارد؟
خیر، یکسال پیش من یک نسخه از ردیف های ضبط شده را به آقای شجریان دادم و گفتم آن را گوش کنید و نظرتان را بگویید زیرا نظرتان برایم مهم است که پاسخ این بود که شما قبل از ما و در سال ۳۹ مشغول به کار بوده اید در حالیکه من از سال ۴۶ وارد شده‌ام و اگر شما این ردیف ها را ضبط نکرده بودید، تمام اینها از بین رفته بود چون من هم به یاد نداشتم.

چند نکته میان فرمایشات شما بود؛ یکی مساله لاله زار که فرمودید که یک مرکز فرهنگی بود و همینطور تئاتر نصر که مجموعه‌ای از هنرهای دراماتیک توسط استاد مهرتاش در آنجا سامان داده شد. من به استاد مهرتاش علاقه شخصی دارم اما می خواهم از زبان شما بشنوم که چرا لاله زار در ایران بدنام شده است و “لاله زاری” یک انگ بد محسوب می شود.
نکته خوبی را اشاره کردید، چون من از سنین کودکی به مدت چندین سال در آنجا حضور داشتم.

چه اتفاقی افتاد که لاله زار با وجود آرشیو و تشکیلات فراوان سوزانده شد؟
لاله زار در آن زمان مرکز هنر ایران بود به این معنی که تمام شهرستانی ها، تهران را با نام لاله زار می شناختند و برای تفریح خود انتخاب می کردند. بهترین تئاترها در لاله زار قرار داشت؛ مثل تئاتر جامع باربد که در ابتدای لاله زار واقع و در اختیار استاد مهرتاش بود، تئاتر تهران که ۱۰۰ متر بالاتر از تئاتر باربد قرار داشت. بالاتر از آن تئاتر دهقان و تئاتر پارس واقع بود. سینمای تابان که هنوز هم وجود دارد. سینما ونوس فعلی به نام تئاتر صادق پور روبروی تئاتر باربد قرار داشت.

بالاتر از آنها، سینما مشعل مختص فیلم های عربی و هندی بود. تئاتر تهران (گراند هتل سابق)، سینما رکس، سینما ایران و سینما البرز در لاله زار قرار داشت. در تقاطع لاله‌زار با خیابان استانبول، سینما مایاک، سینما سانترال واقع بودند و در ابتدای خیابان فردوسی سینما هما قرار داشت. غیر از این ها، رستوران‌های بزرگی با بهترین کیفیت غذا مثل رستوران سهیلا وجود داشت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

ریتم و ترادیسی (XIV)

رایج ترین روش واقع نمای بازنمایی موسیقایی ذخیره سازی مستقیم موج صداست. ساز و کارِ متداول ذخیره-سازی آنالوگْ نوارهای کاست و ضبط های اِل پیْ هستند. فنون متداول ذخیره سازی دیجیتالْ شکل موج را نمونه برداری کرده و سپس بازنمودی از نمونه ها را بر نوار مغناطیسی، در قالب نوریِ آنْ بر سی دی، یا در حافظه ی یک رایانه ذخیره می کند. تمامی این فن آوری ها تغییرات صدا را در یک موجِ فشار صوتی هنگام رسیدن آن به میکروفُن ضبط می کند.

از روزهای گذشته…

پنج ترانه اول سال نو میلادی

پنج ترانه اول سال نو میلادی

در این هفته با توجه به شروع سال جدید میلادی و عید کریسمس، بازار ترانه های مناسب با این حال و هوا داغ است و تقریبا تمام خوانندگان مطرح جدید و قدیمی به اجرای سرودها یا ترانه هایی با موضوع کریسمس دست زده اند.
حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

مرگ مایکل جکسون زمانی اتفاق افتاد که مایکل بعد از ۱۲ سال قصد بازگشت به روی صحنه و اجرای زنده را داشت و تور طولانی مدت او که قرار بود از ۱۳ جولای ۲۰۰۹ تا ۶ مارس ۲۰۱۰ انجام شود، بیش از یک میلیون بلیت فروخته بود. تور متشکل از ۵۰ اجرا و به نام This Is It بود که قرار بود از آرنای لندن آغاز به کار کند.
به وسعت دنیا (I)

به وسعت دنیا (I)

ورلد میوزیک (World Music) وسعتى دارد اندازه خود دنیا. در دنیاى موسیقى مرز ها باز و آزادند و مردم را با علاقه به خود مى خوانند. خاطره هاى این دنیا طولانى است اما به پاى تاریخ نمى رسد، زیرا تنها در بردارنده خاطرات مثبت و شیرین است. «ورلد میوزیک» البته قسمت شاد آن، در برگیرنده آثار پاپ ماهرانه غیرغربى و موسیقى سنتى با انواع گرایش هاى بى شمار آن است و البته مى توان موسیقى کلوپ ها و آثار عجیب موسیقى تمدن ها را هم قسمتى از آن دانست. این اشکالى ندارد. رفتار هاى بدون تعصب نسبت به موسیقى ارزش آن را در جهان ملموس تر مى کند.
باس آلبرتی

باس آلبرتی

یکی از انواع متداول همراهی که برای سازهایی مانند پیانو، گیتار، هارپسیکورد و … امکان اجرای آن وجود دارد متد Alberti Bass نامیده میشود. Dominico Alberti موسیقیدانی ایتالیایی بود که در سال ۱۷۱۰ بدنیا آمد و سبک کاری او باروک و در اواخر عمر کلاسیک بود.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«حقیقت اینست که روزی روزگاری نسل بدبختی، غم جانش را، در مادر چاه قناتی گریسته است و شما در طول قنات تاریخ این زنجموره ننه من غریبم را چاه به چاه در اعصاب ملتی فرو کردید که برای قیام بر جهل و ظلم و سیاهی نیازمند شادی و نور و جرات است. چقدر دلم می‌خواست فرصتی باشد تا بتوانم روی کلمه‌ی شادی تکیه کنم و با همه‌ی وجود به مدح آن بپردازم! افسوس که این موسیقی موذی از درون جونده، مویه‌گر پایین تنه‌های محروم و به انحراف کشاننده‌ی مفاهیم عمیق انسانی عشق و شادی و زندگی است! افسوس که این موسیقی جرثومه‌ی فساد و تباهی جان است.» (شاملو ۱۳۶۹)
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (I)

سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۳۵۰ همه چیز زیر پوست آرامش ظاهری جامعه در حال بازگشت به گذشته بود، بازگشت به بنیادهایی که هویت خوانده می‌شد. بنیادگرایی به معنای نسبت با یک نص صریح یا متن مرجع سرعت بیشتری می‌گرفت و شاخ و برگ‌هایش که گسترش می‌یافت بر ریشه‌هایی استوار بود که دست‌کم از یک دهه قبل در سپهر اندیشه‌ی ما رسوخ کرده بودند. بازگشتن به اصل یا همان بنیادها در یکایک افق‌های زیست فکری جامعه معادلی عملی می‌یافت. بدین معنی آینده‌ی پیش رو همان گذشته بود و حرکت قطار زمان اراده‌ی مردمان معکوس روز و ماه و سال شتاب می‌گرفت.
نقدى بر رسیتال پیانو لیلا رمضان در شیراز (I)

نقدى بر رسیتال پیانو لیلا رمضان در شیراز (I)

پنجشنبه ٢۶ آذرماه، تالار حافظ شیراز پذیراى لیلا رمضان، پیانیست ایرانى مقیم سوئیس بود. کنسرتى که از جهات بسیارى شایان توجه است. نکته ی حائز اهمیت نخست، کلاس بالاى نوازندگى این پیانیست بود. تکنیک درخشان، چالاکى و صلابتى که اجراى آثار موسیقى معاصر مى طلبد، درک ساختارهاى ریتمیک پیچیده و متنوع، حساسیت روى درجه بندى دینامیکى صدا، پدالگیرى متنوع بر اساس بافت و فضاسازى هر قطعه، شناخت موسیقى کلاسیک ایرانى و موسیقى معاصر جهان، به لیلا رمضان این توانایى را داده بود که بتواند بدون نگرانى از دشوارى آثار، به بیان رسا و نافذ خواست آهنگسازان بیاندیشد.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

مدرس در ادامه بخشی از یک نمونه‌ی –به گفته‌ی او- افراطی و بزرگنمایی شده را از وبلاگی با عنوان «شجریانی‌ها» که به دست نویسنده‌ای ناشناس نوشته شده است نقل کرد: «دستگاه نوا که خیلیها معتقدن دستگاه نیست بلکه نغمه است چون بسیار نزدیک به مایه افشاری دستگاه شور می باشد. اگر کسی بخواهد نوا بخواند میتواند نزدیک سی گوشه مختلف رو بخواند که بعصی اصلا تو مایه افشاری نیستند. شجریان آوازی دارد به نام نوا – مرکب خوانی […]. یه بخشی از این آواز واقعا فاجعه است واقعا فاجعه. […] این آلبوم مرکب-نوا از همین فاجعه هاس.
کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» با حضور و تدریس آروین صداقت کیش، منتقد و پژوهشگر موسیقی در ۸ جلسه در دی و بهمن ماه در ساختمان فاطمی برگزار می‌شود .خبرنگاران، منتقدان و کلیه علاقمندان به شرکت در این کلاس‌ها می‌توانند برای ثبت نام با شماره تلفن خانه موسیقی: ۶۶۹۱۷۷۱۱ تماس بگیرند. یا به نشانی: خیابان فاطمی غربی، نرسیده به جمالزاده، پلاک ۲۷۰، بروند.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«اگر محور اصلی این شعر را ترس بگیریم و لحظه‌ای به خاطر بیاوریم که در تاریکی ظلمات قدم‌زنان در معبر یک باغ حرکت می‌کنیم و درک و استنباط ما از محیط اطرافمان فقط و فقط به واسطه‌ی حس شنیداری برقرار می‌باشد و این به همراه خود توهمات و تصویرهایی از آنچه دور ماست در ذهنمان می‌سازد که می‌تواند اضطرابی در خود نهفته داشته باشد. اینجا ترمولوی کمانچه را می‌شنویم که بسیار آرام نواخته می‌شود و در لایه‌های دیگر کمانچه طراحی سوال و جواب‌هایی را به عهده می‌گیرد که در نهایت فیگور استیناتویی را به آهستگی طرح می‌کند. همان ضرباهنگ رو به تندی و کندی با ضربه‌ی آرشه روی سیم‌های کمانچه […]» (ص ۲۳)