شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶ ،
علیرضا جواهری
چند سالی است که بحث بر سر شیوه نگارش / نت نگاری آثار سنتور نوازان معاصر به ویژه آثار پرویز مشکاتیان، بالا گرفته و کارشناسان بسیاری در این سو آن سو در محافل عمومی و خصوصی خود، داد سخن سر داده و به بررسی کارشناسانه این گونه آثار می پردازند.
البته اکثر این کارشناسان چندان نام و نشانی از خود بجای نگذاشته اند، تا جایی که رسمی ترین اظهار نظر آنان در کامنت های وبلاگ ها آ ن هم با نام های مستعار و یا حداکثر در کلاس های خصوصی صورت می پذیرد.
البته کسی مخالف اظهار نظر شخصی دوستان نیست، ولی چه بهتر آن است که هر اظهار نظری از رهگذر تحقیق و مطالعه گذر کند، آن گاه به وادی نقد و بررسی درآید و این گونه انتزاعی و گاه تحکم آمیز باب گفت وگو را نبندد. بنابراین هر نظری نیازمند مطالعه و آگاهی بیشتر در زمینه موسیقی ایرانی، بالاخص ساز سنتور است.
این گونه اظهار نظرهای خصوصی، بی نام و نشان دوستان در این 7-8 سال اخیر به عادت روزانه تبدیل شده و معمولاً کمتر نت یا کتابی است که منتشر شود و مورد انکار حضرات والا قرار نگیرد!
البته همین صاحب نظران بزرگ معمولاً در جلسات رسمی و در حضور اساتید سکوت اختیار کرده و از اظهار نظر کارشناسانۀ خود صرف نظر می کنند.
معمولاً در ایران رسم بر این بوده که گردآوری آثار یک هنرمند پس از درگذشت وی صورت پذیرد، در حالی که آثار تدوین یافته توسط نگارنده همه در زمان حیات صاحبان اثر بوده است.
به این ترتیب که جرقۀ چاپ و نگارش آثار سنتور نوازان معاصر ایران زمانی زده شد که تمامی هنرمندان مورد نظر در قید حیات بودند و همگی آنها بر چگونگی تنظیم و نگارش آثارشان نظارت و آگاهی دارند.
حال چگونه می شود کتابی در هزارۀ سوم و با این همه امکانات، چاپ و نشر شده و در اظهار نظری ساده کودکانه بیان شود : کل کتاب فلانی غلط است و حتی یک جملۀ درست در آن یافت نمی شود.
همین جملات و اظهار نظرها به خوبی برای آشکارشدن سطح دانش و سواد موسیقایی این نویسندگان کافی است.
این همه بحران برای یک کتاب، دریغا از یک برهان - بگذریم از این که شاید همین مباحث موجب شعله ورتر شدن مباحث انتقادی درباره شیوه نگارش و نت نگاری آثار موسیقی در عرصۀ آکادمیک شود.
مسلماً تمام کارهای فرهنگی و هنری برای بهبود و تداوم نیازمند نقد و بررسی کارشناسانه و بی غرض است. ولی متأسفانه در مورد گردآوری آثار یاد شده جز چند مورد نقد و بررسی دقیق، آن هم از طرف افراد رسمی و شناخته شده و دارای هویت هنری و اجتماعی در بقیۀ موارد شاهد سنگ اندازی و اظهار نظرهای سطحی بوده ایم .
اکثر این دوستان عدم پاسخگویی از طرف نگارنده یا صاحبان اصلی اثر را دلیل بر صحت گفتار خود تلقی می نمایند. البته معمولاً سکوت در مقابل اینگونه نظرات و افراد بهترین راه و مفیدترین کار ممکن است. چرا که پاسخ اینگونه افراد مغرض جز ابطال وقت، صرف انرژی بیهوده، تأثیر دیگری ندارد.
در هر صورت این گونه فعالیت های هنری برای بهبود و تداوم نیازمند نقدهای سازنده و بررسی های کارشناسانه است و مطمئناً چنین نقدهایی می تواند ما را به اهدافی مانند همفکری در تداوم آثار مشابه هنری و رسیدن به اتحاد نظر در نگارش و گردآوری این گونه آثار، رهنمون سازد.
تیر ۳م, ۱۳۸۶ at ۸:۱۱ ق.ظ
با آرزوی موفقیت.
تیر ۳م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۱ ب.ظ
سلام
حرف حساب رو با شانتاژ كه نميشه جواب داد.اين روش، انحراف وطفره رفتن از درك وپذيرش صورت مساله است.شما ميگيد مغرضانه،بنده كه يك بار هم جنابعالي و حتي صاحب آثار رو از نزديك نديدم و هيچ منافع مشرك و يا موارد ديگري با شما ندارم و فرسنگها از شما دورم چه دليل هست كه مغرضانه نظر بدم.
صحبت برسر اينه كه نت نگاري جنابعالي با اون چيزايي كه تو كاست هاي آقاي مشكاتيان هست وبه عنوان مثلا فلان قطعه به دل نشسته، فرق ميكنه وحتي اگر استاد مشكاتيان عزيز و ارجمند هم نت نگاري شما رو تاييد كردن، بهشون بگين اينا اون چيزايي كه توي نواراي شما مخصوصا تكنوازي ها هست نيستن اين يك
ودوم اينكه تكنيكهايي رو كه جنابعالي در مورداجراي بعضي نتها نوشتين غير متداول هست.صورت اجرا متداول و هر تكنيكي بر اثر تجربه به اثبات رسيده و محرز شده.اين چيزايي كه به ذهن جنابعالي ميرسه و از خودتون ايداع ميكنين مطمئن باشين زودتر از شما به فكر خيلياي ديگه رسيده ،چرا اونا نيومدن وارائه ندادن؟
حالا من كاري به سواد موسيقي يا استيل نوازندگي نحوه مضراب زدن اداي جملات موسيقايي و… جنابعالي ندارم
بعدشم مگر حرف حساب،باهويت و يا به قول شما بي هويت ميشناسه مگر خودتون كي هستين كه بخواين هويت سايرين رو رد يا تائيد كنين؟حالا كه جنابعالي اسمتون مطرح شده دليل اينه كه سرآمد هستين؟اگه فكر ميكنين اينايي كه نظر ميدن همشون سطح علمي و يا هنري پاييني در موسيقي دارن سخت در اشتباه هستين!
و يك پيشنهاد: چاپ اول بيست قطعه رو كه دورو بر سال ۶۷ منتشر شده گير بياريد،مطالعه كنيد، و با تكنوازي استاد در كاستهاشون مقايسه كنيد!
و همينطور با نت نگاري خودتون قياس كنيد
موفق و سربلند باشيد.
تیر ۳م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۵ ب.ظ
با سلام
به نظرم صحیح ترین نوع مضراب گذاری را استاد پایور در مجموعه کتاب های خودشون دارند. مخصوصا ایشان فوق العاده استادانه با جایگاه دست چپ توجه داشته اند. در مورد آثار استاد مشکاتیان هم به شخصه معتقدم اشکالاتی در مضراب گذاری آنها وجود دارد.
اما زحمتی که شما (آقای جواهری) در انتشار نت قطعات استاد مشکاتیان می کشید بسیار ستودنی و ارزشمند است.
برای استاد پایور آرزوی سلامتی و برای استاد مشکاتیان آرزوی ادامه راه سال های دورشان را دارم.
با تشکر
تیر ۳م, ۱۳۸۶ at ۷:۰۱ ب.ظ
سلام دوست گرامی
والا من سواد درست حسابی که ندارم ولی با اینکه سازم تار و سه تار هست و کارهای آقای مشکاتیان رو با جان و دل دوست دارم و کم و بیش مینوازم تا حالا از هر کدوم از این کتابها بیش از دو سری مصرف کردم
موفق باشید
تیر ۳م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۵ ب.ظ
من فکر می کنم این دومضراب چپ از تکنیک های من دراوردی جناب جواهری است چون جاهای دیگر چنین مضرابی دیده نمی شود حالا چطور است که ایشان همه ی مضراب های استاد مشکاتیان را اینگونه تشخیص داده اند
خود استاد مشکاتیان چنین مضرابی را اصلا نمی زنند و در این همه نواری که از استاد منتشر شده شنیده نمی شود ولی در کتابها اینجوری نوشته شده اشکال دیگر اینکه آقای جواهری همه ی سرمضراب ها رو هم به اشتباه با دو چپ تصور کرده اند
از همه ی اینها فاحش تر نت نویسی ضربی ابوعطا در کتاب ۱۸ قطعه است که به هیچ وجه قابل اجرا نیست نمی دانم چرا استاد مشکاتیان این اشتباهات را اصلاح نمی کنند و سالهاست که این کتابها با اینگونه اشتباهات فاحش چاپ میشود
تیر ۵م, ۱۳۸۶ at ۸:۵۶ ب.ظ
سلام اقای عزیز!
من افتخار آشنایی با شما رو تا به حال نداشته ام اما از سایت شما استفاده می کنم و از این بابت خیلی خوشحالم. این مشکلی که در دو سه نامه بالاتر به اون اشاره شده واقعا مشکل بزرگی است ومتاسفانه مختص ما ایرانیان می باشد.چتما شما هم این را تجربه کرده اید که مثلا در یک میهمانی یکی از سرطان پروستات پدرش یا عمویش صحبت می کند و اغلب میهمانان شروع به پیچیدن نسخه می کنند بدون هیچ گونه اطلاعی از علم پزشکی.
به این اخلاق در زبان آلمانی می گویند klugscheiße که ترجمه آن( برای کسانی که آلمانی نمی دانند)می شود کثافت(گه)باهوش.
امیدوارم در کار خود موفق باشید تا ما هم از سایت پر محتوی شما همچنان استفاده کنیم.
در خاتمه اگر امکان دارد نت سه تار الهه ناز را در سایت بگذارید یا برای من Mail کنید.
فیروز اعلمی
تیر ۶م, ۱۳۸۶ at ۹:۵۶ ق.ظ
این نوع نت نگاری آقای جواهری هیچ جای دیگر دیده نمی شود ایشان صحبت از نقد می کنند ولی در همین نوشته هر کسی که را که از موضع نقد وارد شده می کوبند و به آنها به تمسخر لقب کارشناس می دهند
این نوشته بعد از ۱۰ سال چاپ و نشر پر اشتباه آثاراستاد پرویز مشکاتیان نهایت از زیر کار در رفتن و فرار از واقعیت آقای جواهری را نشان می دهد متاسفانه استاد مشکاتیان هم بنا به دلایلی سکوت اختیار کرده اند و در این ۱۰ سال هیچ نظری در مورد کتابها نمی دهند و حتی هر گاه در این مورد سوالی شده از پاسخ امتناع کرده اند حال حقیقت ماجرا چیست خدا می داند
وقتی هم از سایر اساتید و معلمین سنتور و سایر ساز ها می پرسی همه می گویند آقا غلط است غلط است برید گوشی بزنید
به غیر از تکنیک های غلط و غیر مسطلح بعضی نت ها از لحاظ علمی کاملا غیر قابل اجرا هستند علاوه بر اینها نت نویشی بسیار شلوغ پر علامت و نامرتب نشان از چیست
نمی دانم چرا آقای جواهری قصد دارند کار های خود را سخت جلوه دهند چرا کتاب های سایر اساتید اینقدر شلوغ نیست ؟
این همه علامت من درآوردی از کجا اختراع شده
و چرا آقای جواهری هیچ گاه پاسخگوی اشتباهات خود در نت نویسی این آثار نبوده و نیستند و همیشه از واقعیت فرار می کنند
دلخوشی همه پس از چاپ ۲۰ قطعه این بود که کتابهای استاد بالاخره کی در می آید ولی کسی فکر نمی کرد که آثار هنرمند بزرگی مانند استاد مشکاتیان با این سطح پایین و این کیفیت نازل چاپ شود
امید وارم همتی از سوی سایر هنرمندان در چاپ و بازنویسی مجدد این آثار صورت پذیرد و ما شاهد یک نسخه ی صحیح و قابل اجرا از این آثار باشیم.
تیر ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۷:۳۸ ب.ظ
جناب آقاي جواهري سلام از سر ادب نه از روي عادت
نصيحتي از سوي فيلسوف آلماني ـ نيچه ـ به شما:
« چگونه مي توانم بر فراز كوه بروم؟»
ـ « تو، فقط بالارو! و به آن ميانديش!»
نگران مباش كه سگان به آنان كه نمي شناسند همواره پارس ميكنند .
و نصيحتي ديگر، براي منتقدين :
گله مندي
كه هيچ چيز باب سليقه ات نيست؟
باز هم،
آشنا
آن پشه هاي قديمي؟
مي شنوم كه آزارت مي دهند،
دور و برت وزوز مي كنند
و نيشت مي زنند
دلم مي شكند، طاقتم طاق مي شود
ـ پي ام بيا، دوست من!
مردانه عزم بلعيدن
وزغ كوچك چربي كن!
به سرعت دور شو و دور و برت را
جستجو مكن! ـ
اين كار درماني است براي ناراحتي گوارشي ات !
(دواي بدبينان ، از مجموعه اشعار نيچه )
تیر ۲۵م, ۱۳۸۶ at ۳:۵۳ ق.ظ
قبل از هر سلامي كمال تشكر و سپاسگذاري مي نمايم اميد وارم در هر لحضه از زندگي پيروز و سر بلند باشيد
مرداد ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۵۲ ق.ظ
سلام.ما شا الله همه صاحب نظر شده اند.از شایستگی آقای جواهری همین بس که همه کتاب های استاد مشکاتیان را ایشان به نت در آورده اند و لیست اکثر آنها در سایت استاد مشکاتیان می باشد.اساتید توجه کنند که با تمرین ورنج و تعب می توانند دو مضراب چپ را اجرا کنند نه با حرف زدن!اگر شما نا توانید حداقل صورت مساله را پاک نکنید!در ضمن عزیزان توجه کنند که استاد مشکاتیان کاملا طبق احساس و حال و هوای خود قطعه را اجرا می کنند نه بر اساس کتاب خود!آقای جواهری هم فقط شکل منطقی نت را به رشته تحریر در آورده اند.مثلا استاد مشکاتیان در یکی از اجراهای قطعه خزان در هنگام وارد شدن به شهناز از پشت خرک استفاده می کنند نه سیم زرد!در حالیکه این برای اکثر افراد غیر عادیست.یا در جایی دیگر همان را بطور طبیعی در سیم زرد اجرا می کنند.پس به نظر شما آیا منطقی بود که آقای جواهری هر دو نت را به نگارش در آوردند؟!!!مسلما نه!پس آن را در سیم های زرد نوشتند.یادتان باشد استاد مشکاتیان کمتر موقعی یک قطعه را در دو زمان متفاوت یکسان اجرا می کنند.چون ایشان طبق احساس خود عمل می کنند.همین!راستی از حضرات والا با این همه ادعا تقاضا می شود اگر می توانند فقط یک قطعه از استاد مشکاتیان را به خط نت در آورند تا ما بدانیم روش صحیح نت نگاری چیست و استفاده ببریم!!اگر هم نت نویسی آقای جواهری را قبول ندارند بهتره کتاب های استاد مشکاتیان رو نخرند و یا خودشان قطعات را به نت در آورند!!والا!!!!!!!!!
دی ۱م, ۱۳۸۶ at ۵:۱۱ ق.ظ
جناب آقاي جواهري عزيز هرگزروزي نرسد كه از اين صحبت هاي مغرضانه متاثرشويد.وقتش رسيده تا دوامي صبا وپايوري به ظهور برسد بايدرستم موسيقي ايران پرويزمشكاتيان موسيقي ايران زمين راخانه تكاني كند وخشتي نو بر اين عمارت زيبابنهد شما ياران نزديك اين پديده موسيقي رسالت سنگيني بردوش داريد شما مولانا ييد كه ديوان شمس ميسراييد.خداي نكرده اگرروزي ازانقادهاي مغرضانه بعضي ازدوستان كه در دومضراب چپ مشكل دارند خسته شويد ِبه موسيقيمان ظلم شده.همين كه ملودي كاروچارچوبش درآيد بس است آقايان دوچپ مضراب نزنند راست چپ بزنند يا اجرا را گوش كنند هرجور به نظرشان درست است بزنند.والله مويسقيمان تشنه بدعت ونوآوريست بدعت زيباييست ناله سنتور را در مياورد