دو مضراب چپ (قسمت اول)

چند سالی است که بحث بر سر شیوه نگارش / نت نگاری آثار سنتور نوازان معاصر به ویژه آثار پرویز مشکاتیان، بالا گرفته و کارشناسان بسیاری در این سو آن سو در محافل عمومی و خصوصی خود، داد سخن سر داده و به بررسی کارشناسانه این گونه آثار می پردازند.

البته اکثر این کارشناسان چندان نام و نشانی از خود بجای نگذاشته اند، تا جایی که رسمی ترین اظهار نظر آنان در کامنت های وبلاگ ها آ ن هم با نام های مستعار و یا حداکثر در کلاس های خصوصی صورت می پذیرد.

البته کسی مخالف اظهار نظر شخصی دوستان نیست، ولی چه بهتر آن است که هر اظهار نظری از رهگذر تحقیق و مطالعه گذر کند، آن گاه به وادی نقد و بررسی درآید و این گونه انتزاعی و گاه تحکم آمیز باب گفت وگو را نبندد. بنابراین هر نظری نیازمند مطالعه و آگاهی بیشتر در زمینه موسیقی ایرانی، بالاخص ساز سنتور است.

این گونه اظهار نظرهای خصوصی، بی نام و نشان دوستان در این ۷-۸ سال اخیر به عادت روزانه تبدیل شده و معمولاً کمتر نت یا کتابی است که منتشر شود و مورد انکار حضرات والا قرار نگیرد!

البته همین صاحب نظران بزرگ معمولاً در جلسات رسمی و در حضور اساتید سکوت اختیار کرده و از اظهار نظر کارشناسانۀ خود صرف نظر می کنند.

معمولاً در ایران رسم بر این بوده که گردآوری آثار یک هنرمند پس از درگذشت وی صورت پذیرد، در حالی که آثار تدوین یافته توسط نگارنده همه در زمان حیات صاحبان اثر بوده است.

به این ترتیب که جرقۀ چاپ و نگارش آثار سنتور نوازان معاصر ایران زمانی زده شد که تمامی هنرمندان مورد نظر در قید حیات بودند و همگی آنها بر چگونگی تنظیم و نگارش آثارشان نظارت و آگاهی دارند.

حال چگونه می شود کتابی در هزارۀ سوم و با این همه امکانات، چاپ و نشر شده و در اظهار نظری ساده کودکانه بیان شود : کل کتاب فلانی غلط است و حتی یک جملۀ درست در آن یافت نمی شود. همین جملات و اظهار نظرها به خوبی برای آشکارشدن سطح دانش و سواد موسیقایی این نویسندگان کافی است.

این همه بحران برای یک کتاب، دریغا از یک برهان – بگذریم از این که شاید همین مباحث موجب شعله ورتر شدن مباحث انتقادی درباره شیوه نگارش و نت نگاری آثار موسیقی در عرصۀ آکادمیک شود.

مسلماً تمام کارهای فرهنگی و هنری برای بهبود و تداوم نیازمند نقد و بررسی کارشناسانه و بی غرض است. ولی متأسفانه در مورد گردآوری آثار یاد شده جز چند مورد نقد و بررسی دقیق، آن هم از طرف افراد رسمی و شناخته شده و دارای هویت هنری و اجتماعی در بقیۀ موارد شاهد سنگ اندازی و اظهار نظرهای سطحی بوده ایم .

اکثر این دوستان عدم پاسخگویی از طرف نگارنده یا صاحبان اصلی اثر را دلیل بر صحت گفتار خود تلقی می نمایند. البته معمولاً سکوت در مقابل اینگونه نظرات و افراد بهترین راه و مفیدترین کار ممکن است. چرا که پاسخ اینگونه افراد مغرض جز ابطال وقت، صرف انرژی بیهوده، تأثیر دیگری ندارد.

در هر صورت این گونه فعالیت های هنری برای بهبود و تداوم نیازمند نقدهای سازنده و بررسی های کارشناسانه است و مطمئناً چنین نقدهایی می تواند ما را به اهدافی مانند همفکری در تداوم آثار مشابه هنری و رسیدن به اتحاد نظر در نگارش و گردآوری این گونه آثار، رهنمون سازد.

15 دیدگاه

  • choka
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۸:۱۱ ق.ظ

    با آرزوی موفقیت.

  • سنتور ني
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۱ ب.ظ

    سلام
    حرف حساب رو با شانتاژ که نمیشه جواب داد.این روش، انحراف وطفره رفتن از درک وپذیرش صورت مساله است.شما میگید مغرضانه،بنده که یک بار هم جنابعالی و حتی صاحب آثار رو از نزدیک ندیدم و هیچ منافع مشرک و یا موارد دیگری با شما ندارم و فرسنگها از شما دورم چه دلیل هست که مغرضانه نظر بدم.
    صحبت برسر اینه که نت نگاری جنابعالی با اون چیزایی که تو کاست های آقای مشکاتیان هست وبه عنوان مثلا فلان قطعه به دل نشسته، فرق میکنه وحتی اگر استاد مشکاتیان عزیز و ارجمند هم نت نگاری شما رو تایید کردن، بهشون بگین اینا اون چیزایی که توی نوارای شما مخصوصا تکنوازی ها هست نیستن این یک
    ودوم اینکه تکنیکهایی رو که جنابعالی در مورداجرای بعضی نتها نوشتین غیر متداول هست.صورت اجرا متداول و هر تکنیکی بر اثر تجربه به اثبات رسیده و محرز شده.این چیزایی که به ذهن جنابعالی میرسه و از خودتون ایداع میکنین مطمئن باشین زودتر از شما به فکر خیلیای دیگه رسیده ،چرا اونا نیومدن وارائه ندادن؟
    حالا من کاری به سواد موسیقی یا استیل نوازندگی نحوه مضراب زدن ادای جملات موسیقایی و… جنابعالی ندارم
    بعدشم مگر حرف حساب،باهویت و یا به قول شما بی هویت میشناسه مگر خودتون کی هستین که بخواین هویت سایرین رو رد یا تائید کنین؟حالا که جنابعالی اسمتون مطرح شده دلیل اینه که سرآمد هستین؟اگه فکر میکنین اینایی که نظر میدن همشون سطح علمی و یا هنری پایینی در موسیقی دارن سخت در اشتباه هستین!
    و یک پیشنهاد: چاپ اول بیست قطعه رو که دورو بر سال ۶۷ منتشر شده گیر بیارید،مطالعه کنید، و با تکنوازی استاد در کاستهاشون مقایسه کنید!
    و همینطور با نت نگاری خودتون قیاس کنید
    موفق و سربلند باشید.

  • محمد
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۱:۲۵ ب.ظ

    با سلام
    به نظرم صحیح ترین نوع مضراب گذاری را استاد پایور در مجموعه کتاب های خودشون دارند. مخصوصا ایشان فوق العاده استادانه با جایگاه دست چپ توجه داشته اند. در مورد آثار استاد مشکاتیان هم به شخصه معتقدم اشکالاتی در مضراب گذاری آنها وجود دارد.
    اما زحمتی که شما (آقای جواهری) در انتشار نت قطعات استاد مشکاتیان می کشید بسیار ستودنی و ارزشمند است.
    برای استاد پایور آرزوی سلامتی و برای استاد مشکاتیان آرزوی ادامه راه سال های دورشان را دارم.
    با تشکر

  • سیاوش کفاشی
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۷:۰۱ ب.ظ

    سلام دوست گرامی
    والا من سواد درست حسابی که ندارم ولی با اینکه سازم تار و سه تار هست و کارهای آقای مشکاتیان رو با جان و دل دوست دارم و کم و بیش مینوازم تا حالا از هر کدوم از این کتابها بیش از دو سری مصرف کردم
    موفق باشید

  • مسعود
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۵ ب.ظ

    من فکر می کنم این دومضراب چپ از تکنیک های من دراوردی جناب جواهری است چون جاهای دیگر چنین مضرابی دیده نمی شود حالا چطور است که ایشان همه ی مضراب های استاد مشکاتیان را اینگونه تشخیص داده اند
    خود استاد مشکاتیان چنین مضرابی را اصلا نمی زنند و در این همه نواری که از استاد منتشر شده شنیده نمی شود ولی در کتابها اینجوری نوشته شده اشکال دیگر اینکه آقای جواهری همه ی سرمضراب ها رو هم به اشتباه با دو چپ تصور کرده اند
    از همه ی اینها فاحش تر نت نویسی ضربی ابوعطا در کتاب ۱۸ قطعه است که به هیچ وجه قابل اجرا نیست نمی دانم چرا استاد مشکاتیان این اشتباهات را اصلاح نمی کنند و سالهاست که این کتابها با اینگونه اشتباهات فاحش چاپ میشود

  • فیروز اعلمی
    ارسال شده در تیر ۵, ۱۳۸۶ در ۸:۵۶ ب.ظ

    سلام اقای عزیز!
    من افتخار آشنایی با شما رو تا به حال نداشته ام اما از سایت شما استفاده می کنم و از این بابت خیلی خوشحالم. این مشکلی که در دو سه نامه بالاتر به اون اشاره شده واقعا مشکل بزرگی است ومتاسفانه مختص ما ایرانیان می باشد.چتما شما هم این را تجربه کرده اید که مثلا در یک میهمانی یکی از سرطان پروستات پدرش یا عمویش صحبت می کند و اغلب میهمانان شروع به پیچیدن نسخه می کنند بدون هیچ گونه اطلاعی از علم پزشکی.
    به این اخلاق در زبان آلمانی می گویند klugscheiße که ترجمه آن( برای کسانی که آلمانی نمی دانند)می شود کثافت(گه)باهوش.
    امیدوارم در کار خود موفق باشید تا ما هم از سایت پر محتوی شما همچنان استفاده کنیم.
    در خاتمه اگر امکان دارد نت سه تار الهه ناز را در سایت بگذارید یا برای من Mail کنید.
    فیروز اعلمی

  • مهران
    ارسال شده در تیر ۶, ۱۳۸۶ در ۹:۵۶ ق.ظ

    این نوع نت نگاری آقای جواهری هیچ جای دیگر دیده نمی شود ایشان صحبت از نقد می کنند ولی در همین نوشته هر کسی که را که از موضع نقد وارد شده می کوبند و به آنها به تمسخر لقب کارشناس می دهند
    این نوشته بعد از ۱۰ سال چاپ و نشر پر اشتباه آثاراستاد پرویز مشکاتیان نهایت از زیر کار در رفتن و فرار از واقعیت آقای جواهری را نشان می دهد متاسفانه استاد مشکاتیان هم بنا به دلایلی سکوت اختیار کرده اند و در این ۱۰ سال هیچ نظری در مورد کتابها نمی دهند و حتی هر گاه در این مورد سوالی شده از پاسخ امتناع کرده اند حال حقیقت ماجرا چیست خدا می داند
    وقتی هم از سایر اساتید و معلمین سنتور و سایر ساز ها می پرسی همه می گویند آقا غلط است غلط است برید گوشی بزنید
    به غیر از تکنیک های غلط و غیر مسطلح بعضی نت ها از لحاظ علمی کاملا غیر قابل اجرا هستند علاوه بر اینها نت نویشی بسیار شلوغ پر علامت و نامرتب نشان از چیست
    نمی دانم چرا آقای جواهری قصد دارند کار های خود را سخت جلوه دهند چرا کتاب های سایر اساتید اینقدر شلوغ نیست ؟
    این همه علامت من درآوردی از کجا اختراع شده
    و چرا آقای جواهری هیچ گاه پاسخگوی اشتباهات خود در نت نویسی این آثار نبوده و نیستند و همیشه از واقعیت فرار می کنند
    دلخوشی همه پس از چاپ ۲۰ قطعه این بود که کتابهای استاد بالاخره کی در می آید ولی کسی فکر نمی کرد که آثار هنرمند بزرگی مانند استاد مشکاتیان با این سطح پایین و این کیفیت نازل چاپ شود
    امید وارم همتی از سوی سایر هنرمندان در چاپ و بازنویسی مجدد این آثار صورت پذیرد و ما شاهد یک نسخه ی صحیح و قابل اجرا از این آثار باشیم.

  • حميد كلاهدوز
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۶ در ۷:۳۸ ب.ظ

    جناب آقای جواهری سلام از سر ادب نه از روی عادت
    نصیحتی از سوی فیلسوف آلمانی ـ نیچه ـ به شما:

    « چگونه می توانم بر فراز کوه بروم؟»
    ـ « تو، فقط بالارو! و به آن میاندیش!»
    نگران مباش که سگان به آنان که نمی شناسند همواره پارس میکنند .

    و نصیحتی دیگر، برای منتقدین :

    گله مندی
    که هیچ چیز باب سلیقه ات نیست؟
    باز هم،
    آشنا
    آن پشه های قدیمی؟
    می شنوم که آزارت می دهند،
    دور و برت وزوز می کنند
    و نیشت می زنند
    دلم می شکند، طاقتم طاق می شود
    ـ پی ام بیا، دوست من!
    مردانه عزم بلعیدن
    وزغ کوچک چربی کن!
    به سرعت دور شو و دور و برت را
    جستجو مکن! ـ
    این کار درمانی است برای ناراحتی گوارشی ات !

    (دوای بدبینان ، از مجموعه اشعار نیچه )

  • ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۳:۵۳ ق.ظ

    قبل از هر سلامی کمال تشکر و سپاسگذاری می نمایم امید وارم در هر لحضه از زندگی پیروز و سر بلند باشید

  • ارسال شده در مرداد ۴, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سلام.ما شا الله همه صاحب نظر شده اند.از شایستگی آقای جواهری همین بس که همه کتاب های استاد مشکاتیان را ایشان به نت در آورده اند و لیست اکثر آنها در سایت استاد مشکاتیان می باشد.اساتید توجه کنند که با تمرین ورنج و تعب می توانند دو مضراب چپ را اجرا کنند نه با حرف زدن!اگر شما نا توانید حداقل صورت مساله را پاک نکنید!در ضمن عزیزان توجه کنند که استاد مشکاتیان کاملا طبق احساس و حال و هوای خود قطعه را اجرا می کنند نه بر اساس کتاب خود!آقای جواهری هم فقط شکل منطقی نت را به رشته تحریر در آورده اند.مثلا استاد مشکاتیان در یکی از اجراهای قطعه خزان در هنگام وارد شدن به شهناز از پشت خرک استفاده می کنند نه سیم زرد!در حالیکه این برای اکثر افراد غیر عادیست.یا در جایی دیگر همان را بطور طبیعی در سیم زرد اجرا می کنند.پس به نظر شما آیا منطقی بود که آقای جواهری هر دو نت را به نگارش در آوردند؟!!!مسلما نه!پس آن را در سیم های زرد نوشتند.یادتان باشد استاد مشکاتیان کمتر موقعی یک قطعه را در دو زمان متفاوت یکسان اجرا می کنند.چون ایشان طبق احساس خود عمل می کنند.همین!راستی از حضرات والا با این همه ادعا تقاضا می شود اگر می توانند فقط یک قطعه از استاد مشکاتیان را به خط نت در آورند تا ما بدانیم روش صحیح نت نگاری چیست و استفاده ببریم!!اگر هم نت نویسی آقای جواهری را قبول ندارند بهتره کتاب های استاد مشکاتیان رو نخرند و یا خودشان قطعات را به نت در آورند!!والا!!!!!!!!!

  • عليرضا فارسي
    ارسال شده در دی ۱, ۱۳۸۶ در ۵:۱۱ ق.ظ

    جناب آقای جواهری عزیز هرگزروزی نرسد که از این صحبت های مغرضانه متاثرشوید.وقتش رسیده تا دوامی صبا وپایوری به ظهور برسد بایدرستم موسیقی ایران پرویزمشکاتیان موسیقی ایران زمین راخانه تکانی کند وخشتی نو بر این عمارت زیبابنهد شما یاران نزدیک این پدیده موسیقی رسالت سنگینی بردوش دارید شما مولانا یید که دیوان شمس میسرایید.خدای نکرده اگرروزی ازانقادهای مغرضانه بعضی ازدوستان که در دومضراب چپ مشکل دارند خسته شوید ِبه موسیقیمان ظلم شده.همین که ملودی کاروچارچوبش درآید بس است آقایان دوچپ مضراب نزنند راست چپ بزنند یا اجرا را گوش کنند هرجور به نظرشان درست است بزنند.والله مویسقیمان تشنه بدعت ونوآوریست بدعت زیباییست ناله سنتور را در میاورد

  • آريان
    ارسال شده در مرداد ۴, ۱۳۸۷ در ۲:۴۴ ب.ظ

    با سلام و خسته نباشید خدمت اقاى جواهرى ودوستان،من نظر تمام دوستان عزیز رو به دقت خوندم،شاید برخی از دوستان کمى تند قضاوت کرده باشند یا لحن مناسبى رو انتخاب نکرده اند که موجب عکس العمل شدیدى از دوستان دیگر شده،بنده باید عرض کنم زحمت اقاى جواهریان بر هیچ کس پوشیده نیست ، ولی در میان حرفهای دوستان مطالبى وجود داره که قابل تعمقه.از جمله روش نگارش ،که بنده فرق بین آثار چاپ شده از ایشان و آثار موجود ازاستاد پایور را به وضوح می بینم،باز هم تکرار میکنم در زحمات ایشان هیچ شکی نیست(برای اون دسته از دوستان که فکر نکنند این نقد مفرضانست)،ولى چقدر بهتر می بود که از لحاظ نوشتاری به یک سادگی و روانی برای اجرای بهتر رسیده شود.در این جا باید متذکر شوم منظور از سادگی،ساده بودن فطعات نیست بلکه نگارش روان است .همانند قطعات استاد پایورکه در عین پیچیدگی در تکنیک ولى از نگارش شیواو منطقی برخورداراست ،که جای هیچ گونه ابهامى برای نوازنده و مستمع نمیذارد.درآخر باز هم از تلاش آقای جواهرِی خرسندم،وهمچنین ازخداوند بهبودی این گوهر گرانمایه استادفرامرزپایور را خواستارم.
    با تشکر

  • محمد
    ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۷ در ۶:۲۵ ب.ظ

    با عرض سلام لطف کنید و فرمول دقیق محاسبه پرده بندی ساز های زهی مخصوص ا تار را برایم ارسال نمایید از لطف شما متشکرم .
    محمد

  • ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۸ در ۴:۰۶ ب.ظ

    با درود خدمت دوست گرامی آقای آریان
    من منظور شما را از نگارش روان متوجه نشدم
    البته همانطور که می دانید در آثار هنرمندان فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان و … به نکات مشترک بسیاری بر می خوریم همانطور که تفاوت های بسیار هم از لحاظ نوع مضراب و جمله بندی و نحوۀ نواختن وجود دارد
    اگر مقدمۀ و مثال های ابتدای کتاب گل آیین را مطالعه کنید ، به بسیاری از ابهامات خود خواهید رسید.
    در مورد شیوۀ نت نگاری معتقدم بهتر است برای اجرای دقیق تر به ذکر جزئیات بپردازیم به خصوص برای هنرجویان مبتدی ، مشکلی که در ردیف های استاد صبا به وفور یافت می شود اگر تجربۀ تدریس به هنر جو را داشته باشید حتما به مشکلات بسیار زیاد نت نگاری در ردیف های استاد صبا یا ردیف چپ کوک و … پی برده اید و اینکه هنرجویان در اجرای بسیاری از تکنیک ها بلا تکلیف هستند
    این شیوۀ نوین نگارش به همت هنرمند بزرگوار حسین علیزاده صورت گرفت و بسیاری از نویسندگان و گرد آورندگان آثار موسیقی از این شیوۀ نگارش استقبال کردند که البته هنوز این نحوۀ نگارش به مذاق برخی از استادان و هنرمندان خوش نمی آید
    شاید این هم داستانیست شبیه به سیستم یک خطی و سه خطی نگارش نت برای تنبک …

  • Mohammad
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۸۸ در ۱:۳۸ ب.ظ

    Jenab-e aghaye javaheri,

    Besyar mamnoon az etela’ate besyar mofidetoon. Amma khastam khahesh konam ke ye tozihe mokhtasar ham dar morede note-ha va chegoonegie ejraye anha ham bedahid. Masalan Ketab-e ostad Payvar, dastoore santoor. Man dar kharej az keshvar zendegi mikonam va be ostad dastrasi nadaram. Besyar sepas-gozar khaham shod

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

از روزهای گذشته…

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (I)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (I)

ایرانیان به طور علمی موسیقی را بررسی کردند و الحان موسیقی را بر اساس روزهای هفته به هفت لحن تقسیم کردند که آنها را هفت خسروانی نامیدند. بعدها خسروانی به دستان و دستان به دستگاه تغییر نام داد و در نهایت هفت خسروانی به هفت دستگاه تبدیل شد.
جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

در یک مدل ساده شده موسیقی و سرگذشتش در ایران را به درستی حاصل کنش و واکنش جامعه ی مخاطبان، نهادهای حکومتی و ساز و کارهای درونی جامعه ی موسیقی و در متن کتاب به ویژگیها و پویایی هریک و نوع اثری که بر هم می گذاشته اند، پرداخته اند. در این راه طبیعتا سهم کمتر از آن جامعه شناسی مخاطبان است زیرا در فقدان یک جامعه شناسی موسیقی پیشرفته داده های قابل اطمینان جامعه شناختی اندکی از آنها درست باقی می ماند. آنها حاضران خاموش اند، البته نه کاملا، چون از راه ابراز رضایت و نارضایی با شمار زیادشان برفرآیندها تاثیر می گذارند.
به قلم یک بانوی رهبر (II)

به قلم یک بانوی رهبر (II)

زنان تا قرن بیستم، در واقع یعنی تا سال ۱۹۳۰، وارد عرصه رهبری نشدند. در آن سال، آنتونیا بریکو (Antonia Brico) برای نخستین بار با ارکستر فیلارمونیک برلین به اجرا پرداخت و البته خشم منتقدین را برانگیخت. سپس به کشورش یعنی ایالات متحده آمریکا بازگشت و هیچ پیشنهاد رهبری به او نشد.
تحصیل موسیقی در اروپا

تحصیل موسیقی در اروپا

دو گونه مدرسه موسیقی در اروپا وجود دارد که اگر کسی بخواهد نوازنده(کلاسیک، فولک یا مدرن) یا خواننده (کلاسیک، فولک یا مدرن) رهبر ارکستر، آهنگساز، منتقد موسیقی یا تئوریسین موسیقی شود، باید در امتحانات ورودی این مدارس شرکت کند. یکی از این مدارس کنسرواتوار است که در بسیاری کشورها دوره تحصیلی آن ۴ تا ۵ ساله است و بعد از دبیرستان میتوان به آن وارد شد… دیگری poly technik یا hochschule(در آلمان و اتریش) در دیگر کشورها مدرسیه عالی موسیقی است.
خاموشی ثمین باغچه‌بان

خاموشی ثمین باغچه‌بان

روزهای نخستین سال جدید در کنار همه‌ی شادی‌ها و حال و هوای بهاری خودش، برای اهالی موسیقی یک خبر ناراحت‌کننده را هم دربرداشت. ثمین باغچه‌بان، آهنگساز برجسته‌ی ایرانی که در سالهای پس از انقلاب در غربت در ترکیه زندگی می‌کرد، در سن هشتاد و دو سالگی درگذشت.
علیرضا جواهری

علیرضا جواهری

متولد ۱۳۵۳ مشهد آهنگساز و نوازنده سنتور لیسانس موسیقی [email protected]
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

بسیار طبیعی است که پندار مشابهی از پیشرفت نیز در درس‌گفتارها و کردار هنری آنها دیده شود؛ به ویژه آنتون وبرن که آشکارا به آن اشاره نیز کرده است: «[…] ما [اکنون] نمی‌توانیم آثاری با روش‌های زمانی دور بیافرینیم برای آن که فرگشت هارمونی را دیده‌ایم.» (۱۰) باز هم همان پندار خطی از تاریخ دگرگونی‌های موسیقی و ارتباط گذشته و آینده با یک نقطه‌ی با اهمیت در محور زمان (اکنون؛ که ما در آن هستیم) به چشم می‌خورد. درست است که شونبرگ آغازگر راه بود و خیال پیشرفت یا فرگشت در موسیقی را با ایده‌های موسیقایی پیود زد اما این پندار از طریق شاگردش وبرن به آینده‌ی موسیقی قرن بیستم پیوست.
هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

«در این مورد [برخورد با مانعی مانند دیوار که نتوانم از آن بگذرم]، زندگیم را وقف کوبیدن سر به آن دیوار خواهم کرد.» (۱) این واژه‌ها روحیات هنرمندی را به استعاره‌ای از زبان خودش توصیف می‌کند، که جهان موسیقی شکسته شدن بسیاری از مرزهایش را به‌دست او تجربه کرد. گویی با این استعاره، سرنوشت شصت سال آینده‌ی هنرمند، آبستن سر کوبیدن به کرانه‌های نپیموده‌ی موسیقی شد
پاتینیان: در ایران به اجراکننده متفکر توجه نشده است

پاتینیان: در ایران به اجراکننده متفکر توجه نشده است

نکته ای را راجع به فرشید پاتینیان بگویم. او از آن دسته نوازنده های ارکستری هست که وقتی در ارکستر شما می خواهید در مورد موسیقی معاصر صحبت کنید احساس می کنید که شما را به ادامه صحبتتان ترغیب می کند و من واقعا از این مسئله خوشحالم. همان طور که وقتی به چشمهای تک تک بچه های ارکستر نگاه می کنید چیزی جز همراهی و ارتباط عمیق بین آنها رد و بدل نمی شود و این مهمترین نکته ایست که من واقعا از آن خوشحالم. اول این را مدیون مایسرهایی می دانم که با دقت تمام احساس مسئولیت کردند و دوم اینکه در این کنسرت فیلارمونیک نوازنده هایی به غیر از مایسرها حضور دارند که بسیار توانا و خلاق هستند و باید آنها را در صحنه دید و به عنوان یک منتقد آنها در ارکستر احساس می کنم که در صحنه خواهند درخشید. آنها نسل جدیدی از نوازنده ها هستند که شاید کسی آنها را نشناسد ولی با بهترین کیفیت ممکن آمده اند و بیشترین تلاش را می کنند تا همپای مایسترها جلو بیایند و این موفقیت محصول تلاش مایسرها بود که با وسواس تمام سعی می کنند این ارتباطات را در ارکستر ایجاد کنند. صادقانه بگویم جای پدرام فریوسفی در این کنسرت خالی است ولی این تیم یکی از بهترین تیم هایی است که تا به حال داشته ام. بیشتر راجع به مایسرها می گویم و بعد خود ارکستر چون واقعا احساس می کنم وقتی از این تمرین بیرون می روم و قرار است استراحت کنم و یک یا دو دقیقه به تمرین فکر نکنم، با باور اینکه با این مایسرها در کنار هم هستیم، آرام می شوم و خیلی از این خوشحال هستم و امیدوارم که این همکاری بتواند ادامه داشته باشد.
کارلا بلی

کارلا بلی

کارلا بلی نی بورگ (Carla Bley, née Borg)، متولد یازدهم ماه می سال ۱۹۳۸ آمریکا، آهنگساز جز، پیانیست، نوازنده ارگ و یکی از رهبران بزرگ ارکسترهای جز است.