دو مضراب چپ (قسمت اول)

چند سالی است که بحث بر سر شیوه نگارش / نت نگاری آثار سنتور نوازان معاصر به ویژه آثار پرویز مشکاتیان، بالا گرفته و کارشناسان بسیاری در این سو آن سو در محافل عمومی و خصوصی خود، داد سخن سر داده و به بررسی کارشناسانه این گونه آثار می پردازند.

البته اکثر این کارشناسان چندان نام و نشانی از خود بجای نگذاشته اند، تا جایی که رسمی ترین اظهار نظر آنان در کامنت های وبلاگ ها آ ن هم با نام های مستعار و یا حداکثر در کلاس های خصوصی صورت می پذیرد.

البته کسی مخالف اظهار نظر شخصی دوستان نیست، ولی چه بهتر آن است که هر اظهار نظری از رهگذر تحقیق و مطالعه گذر کند، آن گاه به وادی نقد و بررسی درآید و این گونه انتزاعی و گاه تحکم آمیز باب گفت وگو را نبندد. بنابراین هر نظری نیازمند مطالعه و آگاهی بیشتر در زمینه موسیقی ایرانی، بالاخص ساز سنتور است.

این گونه اظهار نظرهای خصوصی، بی نام و نشان دوستان در این ۷-۸ سال اخیر به عادت روزانه تبدیل شده و معمولاً کمتر نت یا کتابی است که منتشر شود و مورد انکار حضرات والا قرار نگیرد!

البته همین صاحب نظران بزرگ معمولاً در جلسات رسمی و در حضور اساتید سکوت اختیار کرده و از اظهار نظر کارشناسانۀ خود صرف نظر می کنند.

معمولاً در ایران رسم بر این بوده که گردآوری آثار یک هنرمند پس از درگذشت وی صورت پذیرد، در حالی که آثار تدوین یافته توسط نگارنده همه در زمان حیات صاحبان اثر بوده است.

به این ترتیب که جرقۀ چاپ و نگارش آثار سنتور نوازان معاصر ایران زمانی زده شد که تمامی هنرمندان مورد نظر در قید حیات بودند و همگی آنها بر چگونگی تنظیم و نگارش آثارشان نظارت و آگاهی دارند.

حال چگونه می شود کتابی در هزارۀ سوم و با این همه امکانات، چاپ و نشر شده و در اظهار نظری ساده کودکانه بیان شود : کل کتاب فلانی غلط است و حتی یک جملۀ درست در آن یافت نمی شود. همین جملات و اظهار نظرها به خوبی برای آشکارشدن سطح دانش و سواد موسیقایی این نویسندگان کافی است.

این همه بحران برای یک کتاب، دریغا از یک برهان – بگذریم از این که شاید همین مباحث موجب شعله ورتر شدن مباحث انتقادی درباره شیوه نگارش و نت نگاری آثار موسیقی در عرصۀ آکادمیک شود.

مسلماً تمام کارهای فرهنگی و هنری برای بهبود و تداوم نیازمند نقد و بررسی کارشناسانه و بی غرض است. ولی متأسفانه در مورد گردآوری آثار یاد شده جز چند مورد نقد و بررسی دقیق، آن هم از طرف افراد رسمی و شناخته شده و دارای هویت هنری و اجتماعی در بقیۀ موارد شاهد سنگ اندازی و اظهار نظرهای سطحی بوده ایم .

اکثر این دوستان عدم پاسخگویی از طرف نگارنده یا صاحبان اصلی اثر را دلیل بر صحت گفتار خود تلقی می نمایند. البته معمولاً سکوت در مقابل اینگونه نظرات و افراد بهترین راه و مفیدترین کار ممکن است. چرا که پاسخ اینگونه افراد مغرض جز ابطال وقت، صرف انرژی بیهوده، تأثیر دیگری ندارد.

در هر صورت این گونه فعالیت های هنری برای بهبود و تداوم نیازمند نقدهای سازنده و بررسی های کارشناسانه است و مطمئناً چنین نقدهایی می تواند ما را به اهدافی مانند همفکری در تداوم آثار مشابه هنری و رسیدن به اتحاد نظر در نگارش و گردآوری این گونه آثار، رهنمون سازد.

15 دیدگاه

  • choka
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۸:۱۱ ق.ظ

    با آرزوی موفقیت.

  • سنتور ني
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۱ ب.ظ

    سلام
    حرف حساب رو با شانتاژ که نمیشه جواب داد.این روش، انحراف وطفره رفتن از درک وپذیرش صورت مساله است.شما میگید مغرضانه،بنده که یک بار هم جنابعالی و حتی صاحب آثار رو از نزدیک ندیدم و هیچ منافع مشرک و یا موارد دیگری با شما ندارم و فرسنگها از شما دورم چه دلیل هست که مغرضانه نظر بدم.
    صحبت برسر اینه که نت نگاری جنابعالی با اون چیزایی که تو کاست های آقای مشکاتیان هست وبه عنوان مثلا فلان قطعه به دل نشسته، فرق میکنه وحتی اگر استاد مشکاتیان عزیز و ارجمند هم نت نگاری شما رو تایید کردن، بهشون بگین اینا اون چیزایی که توی نوارای شما مخصوصا تکنوازی ها هست نیستن این یک
    ودوم اینکه تکنیکهایی رو که جنابعالی در مورداجرای بعضی نتها نوشتین غیر متداول هست.صورت اجرا متداول و هر تکنیکی بر اثر تجربه به اثبات رسیده و محرز شده.این چیزایی که به ذهن جنابعالی میرسه و از خودتون ایداع میکنین مطمئن باشین زودتر از شما به فکر خیلیای دیگه رسیده ،چرا اونا نیومدن وارائه ندادن؟
    حالا من کاری به سواد موسیقی یا استیل نوازندگی نحوه مضراب زدن ادای جملات موسیقایی و… جنابعالی ندارم
    بعدشم مگر حرف حساب،باهویت و یا به قول شما بی هویت میشناسه مگر خودتون کی هستین که بخواین هویت سایرین رو رد یا تائید کنین؟حالا که جنابعالی اسمتون مطرح شده دلیل اینه که سرآمد هستین؟اگه فکر میکنین اینایی که نظر میدن همشون سطح علمی و یا هنری پایینی در موسیقی دارن سخت در اشتباه هستین!
    و یک پیشنهاد: چاپ اول بیست قطعه رو که دورو بر سال ۶۷ منتشر شده گیر بیارید،مطالعه کنید، و با تکنوازی استاد در کاستهاشون مقایسه کنید!
    و همینطور با نت نگاری خودتون قیاس کنید
    موفق و سربلند باشید.

  • محمد
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۱:۲۵ ب.ظ

    با سلام
    به نظرم صحیح ترین نوع مضراب گذاری را استاد پایور در مجموعه کتاب های خودشون دارند. مخصوصا ایشان فوق العاده استادانه با جایگاه دست چپ توجه داشته اند. در مورد آثار استاد مشکاتیان هم به شخصه معتقدم اشکالاتی در مضراب گذاری آنها وجود دارد.
    اما زحمتی که شما (آقای جواهری) در انتشار نت قطعات استاد مشکاتیان می کشید بسیار ستودنی و ارزشمند است.
    برای استاد پایور آرزوی سلامتی و برای استاد مشکاتیان آرزوی ادامه راه سال های دورشان را دارم.
    با تشکر

  • سیاوش کفاشی
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۷:۰۱ ب.ظ

    سلام دوست گرامی
    والا من سواد درست حسابی که ندارم ولی با اینکه سازم تار و سه تار هست و کارهای آقای مشکاتیان رو با جان و دل دوست دارم و کم و بیش مینوازم تا حالا از هر کدوم از این کتابها بیش از دو سری مصرف کردم
    موفق باشید

  • مسعود
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۵ ب.ظ

    من فکر می کنم این دومضراب چپ از تکنیک های من دراوردی جناب جواهری است چون جاهای دیگر چنین مضرابی دیده نمی شود حالا چطور است که ایشان همه ی مضراب های استاد مشکاتیان را اینگونه تشخیص داده اند
    خود استاد مشکاتیان چنین مضرابی را اصلا نمی زنند و در این همه نواری که از استاد منتشر شده شنیده نمی شود ولی در کتابها اینجوری نوشته شده اشکال دیگر اینکه آقای جواهری همه ی سرمضراب ها رو هم به اشتباه با دو چپ تصور کرده اند
    از همه ی اینها فاحش تر نت نویسی ضربی ابوعطا در کتاب ۱۸ قطعه است که به هیچ وجه قابل اجرا نیست نمی دانم چرا استاد مشکاتیان این اشتباهات را اصلاح نمی کنند و سالهاست که این کتابها با اینگونه اشتباهات فاحش چاپ میشود

  • فیروز اعلمی
    ارسال شده در تیر ۵, ۱۳۸۶ در ۸:۵۶ ب.ظ

    سلام اقای عزیز!
    من افتخار آشنایی با شما رو تا به حال نداشته ام اما از سایت شما استفاده می کنم و از این بابت خیلی خوشحالم. این مشکلی که در دو سه نامه بالاتر به اون اشاره شده واقعا مشکل بزرگی است ومتاسفانه مختص ما ایرانیان می باشد.چتما شما هم این را تجربه کرده اید که مثلا در یک میهمانی یکی از سرطان پروستات پدرش یا عمویش صحبت می کند و اغلب میهمانان شروع به پیچیدن نسخه می کنند بدون هیچ گونه اطلاعی از علم پزشکی.
    به این اخلاق در زبان آلمانی می گویند klugscheiße که ترجمه آن( برای کسانی که آلمانی نمی دانند)می شود کثافت(گه)باهوش.
    امیدوارم در کار خود موفق باشید تا ما هم از سایت پر محتوی شما همچنان استفاده کنیم.
    در خاتمه اگر امکان دارد نت سه تار الهه ناز را در سایت بگذارید یا برای من Mail کنید.
    فیروز اعلمی

  • مهران
    ارسال شده در تیر ۶, ۱۳۸۶ در ۹:۵۶ ق.ظ

    این نوع نت نگاری آقای جواهری هیچ جای دیگر دیده نمی شود ایشان صحبت از نقد می کنند ولی در همین نوشته هر کسی که را که از موضع نقد وارد شده می کوبند و به آنها به تمسخر لقب کارشناس می دهند
    این نوشته بعد از ۱۰ سال چاپ و نشر پر اشتباه آثاراستاد پرویز مشکاتیان نهایت از زیر کار در رفتن و فرار از واقعیت آقای جواهری را نشان می دهد متاسفانه استاد مشکاتیان هم بنا به دلایلی سکوت اختیار کرده اند و در این ۱۰ سال هیچ نظری در مورد کتابها نمی دهند و حتی هر گاه در این مورد سوالی شده از پاسخ امتناع کرده اند حال حقیقت ماجرا چیست خدا می داند
    وقتی هم از سایر اساتید و معلمین سنتور و سایر ساز ها می پرسی همه می گویند آقا غلط است غلط است برید گوشی بزنید
    به غیر از تکنیک های غلط و غیر مسطلح بعضی نت ها از لحاظ علمی کاملا غیر قابل اجرا هستند علاوه بر اینها نت نویشی بسیار شلوغ پر علامت و نامرتب نشان از چیست
    نمی دانم چرا آقای جواهری قصد دارند کار های خود را سخت جلوه دهند چرا کتاب های سایر اساتید اینقدر شلوغ نیست ؟
    این همه علامت من درآوردی از کجا اختراع شده
    و چرا آقای جواهری هیچ گاه پاسخگوی اشتباهات خود در نت نویسی این آثار نبوده و نیستند و همیشه از واقعیت فرار می کنند
    دلخوشی همه پس از چاپ ۲۰ قطعه این بود که کتابهای استاد بالاخره کی در می آید ولی کسی فکر نمی کرد که آثار هنرمند بزرگی مانند استاد مشکاتیان با این سطح پایین و این کیفیت نازل چاپ شود
    امید وارم همتی از سوی سایر هنرمندان در چاپ و بازنویسی مجدد این آثار صورت پذیرد و ما شاهد یک نسخه ی صحیح و قابل اجرا از این آثار باشیم.

  • حميد كلاهدوز
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۶ در ۷:۳۸ ب.ظ

    جناب آقای جواهری سلام از سر ادب نه از روی عادت
    نصیحتی از سوی فیلسوف آلمانی ـ نیچه ـ به شما:

    « چگونه می توانم بر فراز کوه بروم؟»
    ـ « تو، فقط بالارو! و به آن میاندیش!»
    نگران مباش که سگان به آنان که نمی شناسند همواره پارس میکنند .

    و نصیحتی دیگر، برای منتقدین :

    گله مندی
    که هیچ چیز باب سلیقه ات نیست؟
    باز هم،
    آشنا
    آن پشه های قدیمی؟
    می شنوم که آزارت می دهند،
    دور و برت وزوز می کنند
    و نیشت می زنند
    دلم می شکند، طاقتم طاق می شود
    ـ پی ام بیا، دوست من!
    مردانه عزم بلعیدن
    وزغ کوچک چربی کن!
    به سرعت دور شو و دور و برت را
    جستجو مکن! ـ
    این کار درمانی است برای ناراحتی گوارشی ات !

    (دوای بدبینان ، از مجموعه اشعار نیچه )

  • ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۳:۵۳ ق.ظ

    قبل از هر سلامی کمال تشکر و سپاسگذاری می نمایم امید وارم در هر لحضه از زندگی پیروز و سر بلند باشید

  • ارسال شده در مرداد ۴, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سلام.ما شا الله همه صاحب نظر شده اند.از شایستگی آقای جواهری همین بس که همه کتاب های استاد مشکاتیان را ایشان به نت در آورده اند و لیست اکثر آنها در سایت استاد مشکاتیان می باشد.اساتید توجه کنند که با تمرین ورنج و تعب می توانند دو مضراب چپ را اجرا کنند نه با حرف زدن!اگر شما نا توانید حداقل صورت مساله را پاک نکنید!در ضمن عزیزان توجه کنند که استاد مشکاتیان کاملا طبق احساس و حال و هوای خود قطعه را اجرا می کنند نه بر اساس کتاب خود!آقای جواهری هم فقط شکل منطقی نت را به رشته تحریر در آورده اند.مثلا استاد مشکاتیان در یکی از اجراهای قطعه خزان در هنگام وارد شدن به شهناز از پشت خرک استفاده می کنند نه سیم زرد!در حالیکه این برای اکثر افراد غیر عادیست.یا در جایی دیگر همان را بطور طبیعی در سیم زرد اجرا می کنند.پس به نظر شما آیا منطقی بود که آقای جواهری هر دو نت را به نگارش در آوردند؟!!!مسلما نه!پس آن را در سیم های زرد نوشتند.یادتان باشد استاد مشکاتیان کمتر موقعی یک قطعه را در دو زمان متفاوت یکسان اجرا می کنند.چون ایشان طبق احساس خود عمل می کنند.همین!راستی از حضرات والا با این همه ادعا تقاضا می شود اگر می توانند فقط یک قطعه از استاد مشکاتیان را به خط نت در آورند تا ما بدانیم روش صحیح نت نگاری چیست و استفاده ببریم!!اگر هم نت نویسی آقای جواهری را قبول ندارند بهتره کتاب های استاد مشکاتیان رو نخرند و یا خودشان قطعات را به نت در آورند!!والا!!!!!!!!!

  • عليرضا فارسي
    ارسال شده در دی ۱, ۱۳۸۶ در ۵:۱۱ ق.ظ

    جناب آقای جواهری عزیز هرگزروزی نرسد که از این صحبت های مغرضانه متاثرشوید.وقتش رسیده تا دوامی صبا وپایوری به ظهور برسد بایدرستم موسیقی ایران پرویزمشکاتیان موسیقی ایران زمین راخانه تکانی کند وخشتی نو بر این عمارت زیبابنهد شما یاران نزدیک این پدیده موسیقی رسالت سنگینی بردوش دارید شما مولانا یید که دیوان شمس میسرایید.خدای نکرده اگرروزی ازانقادهای مغرضانه بعضی ازدوستان که در دومضراب چپ مشکل دارند خسته شوید ِبه موسیقیمان ظلم شده.همین که ملودی کاروچارچوبش درآید بس است آقایان دوچپ مضراب نزنند راست چپ بزنند یا اجرا را گوش کنند هرجور به نظرشان درست است بزنند.والله مویسقیمان تشنه بدعت ونوآوریست بدعت زیباییست ناله سنتور را در میاورد

  • آريان
    ارسال شده در مرداد ۴, ۱۳۸۷ در ۲:۴۴ ب.ظ

    با سلام و خسته نباشید خدمت اقاى جواهرى ودوستان،من نظر تمام دوستان عزیز رو به دقت خوندم،شاید برخی از دوستان کمى تند قضاوت کرده باشند یا لحن مناسبى رو انتخاب نکرده اند که موجب عکس العمل شدیدى از دوستان دیگر شده،بنده باید عرض کنم زحمت اقاى جواهریان بر هیچ کس پوشیده نیست ، ولی در میان حرفهای دوستان مطالبى وجود داره که قابل تعمقه.از جمله روش نگارش ،که بنده فرق بین آثار چاپ شده از ایشان و آثار موجود ازاستاد پایور را به وضوح می بینم،باز هم تکرار میکنم در زحمات ایشان هیچ شکی نیست(برای اون دسته از دوستان که فکر نکنند این نقد مفرضانست)،ولى چقدر بهتر می بود که از لحاظ نوشتاری به یک سادگی و روانی برای اجرای بهتر رسیده شود.در این جا باید متذکر شوم منظور از سادگی،ساده بودن فطعات نیست بلکه نگارش روان است .همانند قطعات استاد پایورکه در عین پیچیدگی در تکنیک ولى از نگارش شیواو منطقی برخورداراست ،که جای هیچ گونه ابهامى برای نوازنده و مستمع نمیذارد.درآخر باز هم از تلاش آقای جواهرِی خرسندم،وهمچنین ازخداوند بهبودی این گوهر گرانمایه استادفرامرزپایور را خواستارم.
    با تشکر

  • محمد
    ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۷ در ۶:۲۵ ب.ظ

    با عرض سلام لطف کنید و فرمول دقیق محاسبه پرده بندی ساز های زهی مخصوص ا تار را برایم ارسال نمایید از لطف شما متشکرم .
    محمد

  • ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۸ در ۴:۰۶ ب.ظ

    با درود خدمت دوست گرامی آقای آریان
    من منظور شما را از نگارش روان متوجه نشدم
    البته همانطور که می دانید در آثار هنرمندان فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان و … به نکات مشترک بسیاری بر می خوریم همانطور که تفاوت های بسیار هم از لحاظ نوع مضراب و جمله بندی و نحوۀ نواختن وجود دارد
    اگر مقدمۀ و مثال های ابتدای کتاب گل آیین را مطالعه کنید ، به بسیاری از ابهامات خود خواهید رسید.
    در مورد شیوۀ نت نگاری معتقدم بهتر است برای اجرای دقیق تر به ذکر جزئیات بپردازیم به خصوص برای هنرجویان مبتدی ، مشکلی که در ردیف های استاد صبا به وفور یافت می شود اگر تجربۀ تدریس به هنر جو را داشته باشید حتما به مشکلات بسیار زیاد نت نگاری در ردیف های استاد صبا یا ردیف چپ کوک و … پی برده اید و اینکه هنرجویان در اجرای بسیاری از تکنیک ها بلا تکلیف هستند
    این شیوۀ نوین نگارش به همت هنرمند بزرگوار حسین علیزاده صورت گرفت و بسیاری از نویسندگان و گرد آورندگان آثار موسیقی از این شیوۀ نگارش استقبال کردند که البته هنوز این نحوۀ نگارش به مذاق برخی از استادان و هنرمندان خوش نمی آید
    شاید این هم داستانیست شبیه به سیستم یک خطی و سه خطی نگارش نت برای تنبک …

  • Mohammad
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۸۸ در ۱:۳۸ ب.ظ

    Jenab-e aghaye javaheri,

    Besyar mamnoon az etela’ate besyar mofidetoon. Amma khastam khahesh konam ke ye tozihe mokhtasar ham dar morede note-ha va chegoonegie ejraye anha ham bedahid. Masalan Ketab-e ostad Payvar, dastoore santoor. Man dar kharej az keshvar zendegi mikonam va be ostad dastrasi nadaram. Besyar sepas-gozar khaham shod

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

از روزهای گذشته…

در باب متافیزیک موسیقی (I)

در باب متافیزیک موسیقی (I)

چهار صدا یا بخش آوازی هرگونه هارمونی، یعنی باس، تنور، آلتو و سوپرانو یا تونیک، سوم، پنجم و اکتاو، مطابق چهار درجه سلسله هستی ها، یعنی قلمروهای کانی، گیاهی، جانوری و انسانی اند. دیگر گواه چشم گیر این امر یکی از قاعده های اصلی موسیقی است که می گوید فاصله باس در زیر سه صدا یا بخش بالایی بسیار بیشتر از فواصل آنها میان خودشان است، طوری که باس هرگز نمی تواند نهایتا بیش از یک اکتاو به آنها نزدیک شود، بلکه اغلب حتی به فاصله ای بیشتر زیر آنها واقع می شود.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (I)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (I)

نوشته ای که از یک سو، نام استادی هنرمند و صاحب نام، در جمع شش نفری مؤلفانش آمده و از سوی دیگر «بررسی مبانی نظری (تئوری) و عناصر سازنده ی موسیقی ایرانی» (۱) را «هدف کلی» قرارد داده است و علاوه بر آن «برای آموزش در هنرستان ها» تهیه شده، انتظارهای زیادی بر می انگیزد. نگارنده این سطور که بیش از سی سال است که در این مقوله پیچیده ام، با اشتیاق آن را به دست آورده و با انتظار زیادی خواندم. اما متاسفانه نه تنها انتظارهای من برآورده نشد، بلکه تا حدودی حیرت زده شدم. انتظار داشتم که در این رساله یا جزوه (حدود ۸۰ صفحه) قدمی در جهت برون رفت از فضای آغشته به عامیانگی یِ گفتمانِ موسیقی ایرانی بیابم. ولی می بینم که این نوشته به عامیانگی موجود دامن میزند، واژه های عامیانه جدیدی هم اختراع کرده به موجودی ها می افزاید و برای «آموزش» مناسب نیست.
نقد آرای محمدرضا درویشی (VI)

نقد آرای محمدرضا درویشی (VI)

درویشی درباره‌ی عالَم مثال می‌نویسد: «متفکران و هنرمندان بزرگ ما فضای آفاقی عالم مثال را در جزء مقابل آن، در فضای انفسی مشاهده می‌کردند.» (درویشی۱۳۷۳/ج: ۱۱) و شایگان معتقد بود: «به‌این خاطر است که فضای آفاقی عالم مثال، جزء مقابل خود را در فضای انفسی می‌یابد.» (شایگان۱۳۵۵: ۸۱)
تاثیر ذهن بر ساختار جمله بندی ها در ویولن (I)

تاثیر ذهن بر ساختار جمله بندی ها در ویولن (I)

از نکات کلیدی در نواختن جملات با الگوی لگاتو و پوزیسیون های بالا رونده و پر سرعت که در بسیاری از قطعات رپرتوار ویولن کاربرد دارد، جمله بندی های ذهنی توسط نوازنده برای اجرای این دسته پاساژها می باشد. از آنجا که تنها با دانستن این نکته که با تغییر نوع نگاه ذهن به نحوه اجرای یک جمله و دگرگونه شنیدن آن و بدست آوردن شناخت و فهم جدید از جمله، نوازنده می تواند به آسانی از میزان مراتب تکرار و نیز زمان کمتر تمرین تا رسیدن به حد مطلوب نواختن آن کاسته و اجرای جمله را با سرعت، کیفیت و توان بیشتری رقم زند، دقت بر این موضوع بسیار می تواند راهگشا باشد.
موسیقی درمانی – ۲

موسیقی درمانی – ۲

موارد آموزشی و تعلیمات موسیقی درمانی بسیار گسترده است. یک موسیقی درمانگر نه تنها باید دارای مهارتهای موسیقایی بالایی باشد، بلکه باید در زمینه تاثیرات موسیقی در درمان نیز تعلیم دیده باشد. با وجود اینکه پروژه های دانشجویی در مراکز آموزشی مختلف متفاوت هستند، همه از خط مشی تعیین شده توسط AMTA پیروی میکنند. این دستورالعملها شامل موارد زیر هستند :
ایران در کشاکش موسیقی (II)

ایران در کشاکش موسیقی (II)

پس از شاه تهماسب پسرش شاه اسماعیل دوم به حکومت رسید، او که مردی نالایق عیاش و بی کفایت بود، دستور قتل برادرش سلطان ابراهیم میرزا که شاعر، موسیقیدان، خوش نویس، ادیب و فاضل بود را صادر کرد. دوره صفویه دوره رکود مطالعات نظری بشمار می رود به علت جهالت و تعصب سلاطین صفوی، اکثر موسیقیدانان جان خود را در خطر دیدند و جلای وطن کردند و رهسپار هندوستان شدند.
کامیار صلواتی

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان پژوهشگر حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی و تاریخ معاصر موسیقی در ایران کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران Kamyar.Salavati@gmail.com
آخرین پرچمدار

آخرین پرچمدار

منوچهرصهبایی بدون شک از ممتازترین هنرمندان دوران طلایی موسیقی کلاسیک ایران بوده است. مخصوصا” تحقیق و تحصیل درفلسفه و جامعه شناسی (که در موسیقی نقشی اساسی دارند ولی در ایران کمتر موسیقیدانی به این دو رشته توجه دارد!) جایگاه خاصی برای او در میان همکارانش بوجود آورده.
نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نوشته‌ «وهم یا نبوغ» دوست خوبم سعید یعقوبیان که در گفتگوی هارمونیک انتشار یافت با واکنش‌های مختلفی مواجه شد. عمده‌ی این واکنش‌ها معطوف به گزاره‌ی مبنایی نوشته یعنی پایین بودن ضریب هوش ایرانی‌ها در قیاس با مردمان سایر کشورهای جهان بود که از نظر نویسنده باعث افت کیفی آثار موسیقایی ایران می‌شود. مقصود نوشته‌ی حاضر امّا ردّ گزاره‌هایی مانند پایین بودن ضریب هوش ایرانیان نیست و مفروض من این است که نتایج اشاره ‌شده در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» قابل‌اطمینان‌ترین یافته‌ها در زمینه‌ی ضریب هوشی کشورهای مختلف هستند. آنچه به نقد آن خواهم پرداخت لایه‌ای دیگر – و به‌زعم من مهم‌تر – در تحلیل موجود در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» است.
دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

در ادامه مطلب قبل ، “سکوت کامل یا جنگ”توجه شما را به ادامه ترجمه متن مصاحبه با دیوید گیلمور جلب می کنیم.