درباره “پرنده های شهر من” (II)

حمیدرضا نوازنده ای توانمند است که در رفتاری خالصانه و بدون ادعا سعی بر ارائه تنها ذهنیات موسیقائی خود دارد. موسیقی برای او زندگی است و هر لحظه اش با موسیقی است و این عاملی است که به او کمک میکند تا موسیقی ای ارائه دهد که با درونیاتش به طور منسجمی تنیده شده است.

استفاده از سازهای کوبه ای متنوع و همچنین استفاده از سازهای کمانچه، کمانچه آلتو، قیچک آلتو و کمانچه پنج سیم در قطعات این آلبوم در کنار تکنیک خوب نوازندگی، سونوریته خوب، جسارت آهنگسازی، تنوع موسیقائی و همت و علاقه مصنف به موسیقی و سازش از نکات مورد توجه این آلبوم است.

آلبوم موسیقی “پرنده های شهر من”* در ٩ قطعه راوی حکایت جوانی است که چون پرنده ای به نقاط مختلف مرزهای موسیقی سفر کرده و برای خود توشه ای اندوخته است. سفری که حاصلش در لحظات مختلف این آلبوم به وضوح پیدا است.

پرنده های شهر من، قطعه ای که نام آلبوم نیز از آن نیز اخذ شده، ملهم از موسیقی ای با خلسه ای مستانه و عاشقانه است که حکم گشایش آلبوم را دارد.

آغاز، ضربی نوا با الهام از فضاهای بداهه نوازی و تا حدی تحت تاثیر شیوه کمانچه نوازی کیهان کلهر.

شکوه
، بداهه نوازی با متر آزاد در نوا که به ضربی ای ملهم از ریتم موسیقی کردستان منجر می شود.

پرسه در باد، بیانگر لحظه ای از سفر عاشقانه حمیدرضا به خطه موسیقائی خراسان و همنشینی با اساتید موسیقی این سرزمین است.

در سوگ پرنده ها، دعوتی است از شنونده برای ورود به بداهه نوازی در متر آزاد دو کمانچه که کاملا فضائی متفاوت به لحاظ محتوای موسیقی با “شکوه” را دارد. اما پایان این بداهه نیز چون “شکوه” به یک ضربی ختم می شود.

شیدایی، روایتی عاشقانه از لحظات شیدائی و شوریدگی حمیدرضا است.

نجوا
، فضای تکرار شونده در همراهی آواز چون موسیقی ای ملهم از بیان دوران کودکی مصنف است. فضائی متضاد با جدیتی که در دیگر قطعات آلبوم بارز است.

شوق رهائی، برداشتی مستقیم و عینی از موسیقی خراسان با لحنی تا حدی نزدیک به موسیقی خراسان که بیانگر عشق وافر این هنرمند جوان به موسیقی خطه خراسان است.

پرواز تا آفتاب، به حکم یک رِنگ به عنوان آخرین قطعه آلبوم روایت شادیانه ای همراه با غمی سنگین و نهفته است.

به طور قطع، حمیدرضا ادعائی برای بی اشتباهی ندارد، تنها خالصانه و عاشقانه خواسته تا صدایش و ایده هایش شنیده شوند و یقینا نظرات سازنده شنوندگان تخصصی این آلبوم موسیقی می تواند راهگشای قدم بعدی حمیدرضا در دنیای موسیقی باشد.

*نوازندگان
حمیدرضا آفریده: آهنگساز، کمانچه، کمانچه آلتو، کمانچه پنج سیم، قیچک آلتو
بهنام معصومی: تنبک، بندیر، دایره، کاخن
درشن آنند: طبلا (قطعه ۱)
مصباح قمصری: کوزه (قطعه ۶)
ضبط
ضبط: استودیو (پژواک، پارس) میکس و مسترینگ: مصباح قمصری تاریخ ضبط: ۱۳۹۲- ۱۳۹۱ تاریخ انتشار: ۱۳۹۲ ناظرین ضبط: چاوش اسکندری خواه، شیدا عبادت دوست

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

در سپیده دم قرن بیستم آرنولد شوئنبرگ روشی را برای آهنگسازی بوجود آورد که از دیدگاه زیباشناسی تقریبا به هیچ چیز پیش از خودش شبیه نبود. روشی نو که بعدا به سریالیسم شهرت یافت. به دلیل همین ساختمان ناآشنا، تعداد زیادی از شنوندگان نحوه آهنگسازی او را تصادفی می‌پنداشتند اما در حقیقت چنین نبود. اگر به جریان موسیقی در قرن بیستم نگاهی کلی بیافکنیم بدرستی متوجه می‌شویم تا پیش از جان کیج هیچ موسیقی دیگری را نمی‌توان به طور جدی دارای ویژگی‌های تصادفی دانست.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (III)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (III)

از آن جا که آثار مکتوب منتشر شده در یک حوزه‌ی خاص شکل‌های متفاوتی دارد بنابراین پرداختن یا نپرداختن به یکی یا چند تا از این شکل‌های مختلف وجه تمایز دیگری میان کتاب‌شناسی‌های متعدد به وجود می‌آورد. مقالات پیایند‌ها، کتاب‌های چاپ شده، پژوهش‌های درسی (پایان‌نامه‌ها) و بروشور برنامه‌های رسمی و غیر رسمی نمونه‌هایی از آثار مکتوب مختلفی است که می‌تواند هدف یک کتاب‌شناسی قرار گیرد. این که یک کتاب‌شناسی کدام‌ گروه از این آثار مکتوب را شامل گردد، برای خواننده تعیین کننده است. برای مثال یک کتاب‌شناسی ممکن است تنها به مقالات چاپ شده در پیایندها بپردازد ، در این میان این که به کدام پیایندها پرداخته و دلایل این انتخاب، برای پژوهش‌گری که می‌خواهد از این کتاب استفاده کند اهمیت می‌یابد. از سوی دیگر کتاب‌شناسی می‌تواند محدود به دوره‌ی زمانی، جغرافیا و/یا زبانی خاص باشد. در این موارد هم محدودیت اعمال شده کار جستجوگران را ساده خواهد کرد.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (III)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (III)

نت های گذر در ترکیب با نت های کروماتیک تاثیر گذاری و برانگیختگی را در قطعه القا می کنند. در زیر سه قطعه از شوپن، بتهون و شومان آمده است.
ترومپت (II)

ترومپت (II)

قدمت ترومپت را میتوان به ۱۵۰۰ سال قبل ازمیلاد مسیح ویا حتی زودتر از آن دانست. ترومپت های برنز ونقره ای در قبر توتا نخامون در مصر نوع برنزی آن در زمان لردهای اسکاندیناوی، ترومپت های فلزی در چین به همین زمان بر میگردد. ترومپت ها در تمدن سیحون ( در آسیای میانه طوری طراحی شده که از وسط آن با می شد(فوت می کردند) اگر چه بعضی از انواع آنها با تکنیک قابل توجی ساخته می شدند.
والی: من روی چندصدایی های پنهان موسیقی ایرانی کار می کنم

والی: من روی چندصدایی های پنهان موسیقی ایرانی کار می کنم

ما دانشی که داریم را از محققان اروپایی گرفته ایم و آنها موسیقی ایرانی را از عینک اروپایی دیده اند، به همین خاطر است که باید در تمام پیش فرض های علمی مان تجدید نظر کنیم. همین بوده که سالها فکر می کردیم که موسیقی ایرانی باید با هارمونی و کنترپوان غربی چندصدایی شود. ما هم زمانی فکر می کردیم که باید روی موسیقی ایرانی عمودی آکورد بگذاریم، در صورتی که آکورد معنی نمی دهد در موسیقی ایرانی!
About گروهی برای بداهه نوازی (III)

About گروهی برای بداهه نوازی (III)

گروه Hot Chip همیشه به بداهه نوازی در اجراهای زنده فکر کرده بود و با آن آشنا بود اما این تجربه برای تیلور از جنس دیگری بود: «هم هیجان برانگیز بود و هم وحشتناک. وحشتناک از این جهت که دوست نداری که اجرا خوب نباشد یا اینکه همه چیز خوب پیش نرود یا احساس کنی که داری وقتت را تلف می کنی یا کاری بی معنی انجام می دهی.»
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

اجرای زنده اما تفاوتی بنیادی با ضبط‌ها دارد؛ فرار بودن. یک کنسرت، اگر فرض کنیم ضبط نشود، ماندگار نیست بنابراین منتقد که معمولا با حضور در محل و از طریق شنیدن زنده می‌خواهد نقدی بنویسد باید از پیش آمادگی داشته باشد. این آمادگی با شناخت آثار از طریق مطالعه‌ی نغمه‌نگاره (پارتیتور) یا شنیدن اجراهای دیگر یا مطالعه‌ی دیگر آثار مرتبط و… میسر است.
نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

پس از مطالعه کردن مصاحبه علیرضا مشایخی درباره سمفونی پنجمش با نام “ایرانی” تصمیم گرفتم یکبار دیگر به گفته های صاحب اثر اعتماد کرده و این اثر را تهیه کنم. مشایخی در این مصاحبه گفته بود: “این دو اثر؛ سمفونی شماره ۴ (زاگرس) و سمفونی شماره ۵ (ایرانی) هر یک نوعی نقطه اوج در آثار سمفونیک من است. سمفونی زاگرس نقطه اوج موسیقی سمفونیک آتونال من است و سمفونی ایرانی نقطه اوج موسیقی سمفونیک ایرانی من است.” پیش از این بارها شاهد ادعاهای مشایخی در مورد آثار و خط فکریش بودم و آشنایی نسبتا کاملم از آثارش به من در برداشتم از گفته های او کمک میکرد ولی اینبار موضوع جدیدی مطرح شده بود، اثری سمفونیک در راستای موسیقی کلاسیک ایران، نه موسیقی آوانگارد یا تصنیف موسیقی روی تزهای پیشین آهنگساز…
موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

اهالی موسیقی ایران تا کنون در بسیاری از برنامه های مربوط به امور خیریه، فعالیتی جدی داشته اند؛ مخصوصا در سالهای اخیر بارها و بارها، شاهد اجرای هنرمندان ایرانی در حمایت از سیل دیدگان، زلزله زدگان و… بوده ایم. در تمام این برنامه های خیریه اهالی موسیقی با استفاده از هنرشان سعی در جذب سرمایه های مادی مردمی برای کمک به آسیب دیدگان داشته اند اما هیچ گاه حرکت منسجم و بزرگ حمایتی به صورت مستقیم از اهالی موسیقی ایران دیده نشده است.
طلوع مشکاتیان

طلوع مشکاتیان

مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسیقی ایرانی بوسیله نورعلی خان برومند و داریوش صفوت، تاسیس و سپس با دعوت از اساتید بزرگ آن زمان تکمیل شد. نقش این مرکز، در پیشرفت موسیقی ملی، غیر قابل انکار است بطوریکه بسیاری از اساتید شاخص حال حاضر، پرورش یافته همین مرکز بودند.