موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

اهالی موسیقی ایران تا کنون در بسیاری از برنامه های مربوط به امور خیریه، فعالیتی جدی داشته اند؛ مخصوصا در سالهای اخیر بارها و بارها، شاهد اجرای هنرمندان ایرانی در حمایت از سیل دیدگان، زلزله زدگان و… بوده ایم. در تمام این برنامه های خیریه اهالی موسیقی با استفاده از هنرشان سعی در جذب سرمایه های مادی مردمی برای کمک به آسیب دیدگان داشته اند اما هیچ گاه حرکت منسجم و بزرگ حمایتی به صورت مستقیم از اهالی موسیقی ایران دیده نشده است.

در سالهای اخیر موضوع اهداء سلولهای بنیادین، به صورت فراگیری مطرح شده است و همگی، کم و بیش در مورد این فناوری اطلاعاتی داریم. چه نیکوست که در اقدامی هماهنگ و نمادین به همراهی اهالی موسیقی، به این حرکت انسانی بپوندیم و با اهدای نمونه خون خود، شانس زنده ماندن انسانی را افزایش دهیم.

طبق قراری که با تعدادی از موزیسین ها گذاشته شده، قرار است روز شنبه ۲۴ آبان ماه سال جاری ساعت ۹ صبح در بیمارستان شریعتی تهران واقع در خیابان کارگر شمالی، سه راه جلال آل احمد، گردهم آییم و با در این حرکت خیرخواهانه حضور به هم رسانیم.

لازم به ذکر است تمام افرادی که سابقه بیماری های سرطانی، آسم و دیابت ندارند و نیز بین سنین ۱۸ تا ۵۵ سال هستند، می توانند در این اهدا شرکت کنند.

بخشی از بیانیه بنیاد شهرزاد
ﺭﻭﺯاﻧﻪ ﺗﻌﺪاﺩ ﺯﻳﺎﺩﻱ اﺯ ﺑﻴﻤﺎﺭاﻥ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻣﻐﺰ اﺳﺘﺨﻮاﻥ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺩﺭ اﺛﺮ ﻧﺪاﺷﺘﻦ اﻫﺪا ﻛﻨﻨﺪﻩ اﺯ ﺩﺳﺖﻣﻴﺪﻫﻨﺪ. ﺷﺎﻳﺪ اﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ اﻳﻦ ﺗﺴﺖ ﺭا اﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪهیم ﺑﺘﻮاﻧﻴﻢ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻧﺠﺎﺕ ﻳﻜﻲ اﺯ اﻓﺮاﺩ ﭼﺸﻢ اﻧﺘﻆﺎﺭ ﺑﺎﺷﻴﻢ.

سالانه هزاران نفر دچار بیماریهای کشنده‌ای مثل سرطان خون می‌شوند که برای تعداد زیادی از این بیماران تنها درمان نجات بخش، “پیوند سلولهای بنیادی” می ﺒﺎﺷﺪ. ﻓﻘﻄ ۳۰% اﺯ بیماران در میان بستگان خود اﻫﺪا ﻛﻨﻨﺪﻩ ای ﺭا پیدا می‌کنند و برای بقیه تنها شانس زنده ماندن، دریافت پیوند از فردی است که با وی هیچ نسبت خویشاوندی ندارد.

ﺑﺎ ﻋﻀﻮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﻧﻚ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﻱ ﺑﻨﻴﺎﺩﻱ، ﻓﺮﺩ اﻫﺪا ﻛﻨﻨﺪﻩ، ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﻴﺪ!

3 دیدگاه

  • amir behmanesh
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۹۳ در ۲:۰۵ ق.ظ

    بسیار کار ارزنده ای ست سجاد جان من هم با شما همراهم ، امیدوارم که موفق باشید…

  • یونس
    ارسال شده در آبان ۲۳, ۱۳۹۳ در ۷:۱۵ ق.ظ

    عالی

  • ارغوان
    ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۹۳ در ۱۱:۴۴ ق.ظ

    من تازه اخباررو دیدم. شنیده بودم عصر اینکارو انجام میدن!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

دیلنا:” اما پس از مدتی از پا نشستم، نباید خودم را به آن سادگی از دست می دادم. یک توصیه بسیار گرانبهایی که برنامه ریز به من کرد این بود که: تو نمی توانی به همه بگویی که ساز نداری چون اینطوری من نمی توانم هیچ کنسرتی برایت رزرو کنم…! حق با او بود، همه چیز خراب شده بود، شرکت ضبط از من عصبانی بود زیرا با آنان قرارداد داشتم که به مدت ۱۰ سال، سالی یکبار با آنان ضبطی انجام دهم. تقریبا همه از من دلگیر بودند زیرا نمی توانستم مشکلم را حل کنم و برای خودم ویلنی تهیه سازم.”
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (IV)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (IV)

از دیگر دوستان مختاری، «حاج آقا مجرد ایرانی» است که آن سال‌ها منزل او در سه راه آبسردار، محل تجمع همهء آنهایی بود که به طریقی با موسیقی ایرانی ارتباط داشتند. «حاج آقا مجرد» در منزلش ساز مخصوصی برای مختاری داشت که معمولا به دست‌ دیگران نمی‌داد و آن را به شوخی «کاچی» می‌نامید.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

به جز ترانه های محلی که بحثی جداگانه دارد، بنیان موسیقی ملی ایران روی دستگاه های موسیقی نهاده شده و آن نغمات را به شیوه ای که هر استادی از متقدمین مینواخت و روایت میکرد «ردیف» می نامیدند. ردیف موسیقی را هر نوازنده ای در قدیم از استاد خود سینه به سینه می آموخت و چون خط نت به صورت امروز نبود، مجبور بود آنچه از استاد آموخته است خوب به خاطر بسپارد، در این صورت واضح است که چه بسیاری نغمه ها و ترانه ها که توسط اساتید گذشته نواخته شده ولی امروز بدست فراموشی سپرده شده است و در دست نیست، به همین مناسبت است که جمع آوری ردیف و حفظ آنچه از اساتید گذشته باقی مانده، جهت تشکیل منابع ارزنده ای برای آیندگان نهایت ضرورت را دارد.
فیه ما فیه

فیه ما فیه

ارکستر سمفونیک تهران قرار است به مدت ۹شب در تالار وحدت به اجرای برنامه بپردازد. نگارنده ۶ آذر موفق به دیدن اجرای این کنسرت شدم. کنسرت ۶ آذر ارکستر سمفونیک همزمان از رادیو پخش شد و از طرف رادیو در بین برنامه هم با عوامل برنامه گفتگویی صورت گرفت.
شکافتن یک بافته (I)

شکافتن یک بافته (I)

دیرگاهی است، مساله‌ی چند‌صدایی(۱) از پرسش‌های چالش‌برانگیز موسیقی ایرانی است. راه‌کارهایی چند، برای این چالش از پیش موجود بوده؛ هر چند که هیچ‌کدام برساخته‌ی فرهنگی موسیقی ایرانی نیست اما از آن استفاده می‌شود. تلاش برای آفریدن «هارمونی» وابسته به موسیقی ایرانی در ابتدای سده‌ی کنونی از جریان‌های آشنا در تاریخ موسیقی ایران است.
امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

صفحاتی که در لیبل دیسکو گراف‌های مثل آقای امیر منصور و آقای شرایلی انجام شده در حوزه موسیقی وجود دارد، مهمترین‌های آن را داریم ولی یکی از مهمترین‌های آن را که نتوانسیم پیدا کنیم، صفحه‌ایی است که در سال ۱۳۰۶ یعنی در سن ۱۷ سالگی در کمپانی پولیفون ریکوردز با تار علی اکبر شهنازی ضبط کرده اند؛ دو صفحه هست که اصلا مجید وفادار تصنیف خوانده با تار شهنازی که متاسفانه آن لیبل صفحه وجود دارد ولی خود صفحه را نداریم و نتوانسیم اثر صوتی آن را پیدا کنیم و در این برنامه رونمایی کنیم ولی بقیه تصنیف‌ها وجود دارد.
نباید نگران بود (I)

نباید نگران بود (I)

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» باشد و در ویژه نامه ی کنسرت سیمرغ به چاپ برسد. پس از آن که پرسش را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.
ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (I)

ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (I)

“زندگی بدون موسیقی اشتباهی بزرگ بوده است”. آری این همان کلام آشنای فردریش نیچه، در باب ستایش موسیقی است. البته همه ما می دانیم که شروع تفکرات نیچه به شدت تحت تاثیر افکار دیگر فیلسوف هم وطن خود شوپنهاور بوده است. اما سئوالی که اینجا برای من مطرح می باشد این است که آیا نیچه نیز چون او موسیقی را نه تنها از سایر جلوه های زندگی که از سایر هنرها نیز جدا می سازد یا خیر؟
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

به همین ترتیب، درایه‌هایی مانند «امپرسیونیسم» و «اکسپرسیونیسم» سَبک هستند، عناوینی مثل «دوازده‌تنی»یا «لایتموتیف»اصطلاحات فنی مرتبط با یک سبک یا روش یک آهنگساز، و مدخل‌هایی مانند «موسیقی نظامی»، «موسیقی عاشقانه» و «موسیقی سَبُک» گونه‌های موسیقایی (۳۰).
معرفی کتاب «تجزیه و تحلیل موسیقی برای جوانان»

معرفی کتاب «تجزیه و تحلیل موسیقی برای جوانان»

کتاب نوشته ‮ی لئونارد برنستاین آهنگساز، پیانیست و رهبر ارکستر آمریکائی (۰۹۹۱-۸۱۹۱) و با ترجمه‮، بازنویسی و توضیحات (زیرنویس‮های مفید)ِ مصطفی کمال پورتراب است که توسط نشر چشمه در تهران چاپ شده است و هم‮اکنون چاپ ششم آن (۱۹۳۱) در بازارِ کتاب موجود است. در نگاه اول به عنوان کتاب آن را برای جوانان مناسب خواهیم دانست، ولی از آنجا که در کشور ما آموزش موسیقی در مدارس وجود ندارد و این به معنی عدم وجود آموزش عمومی و رسمی موسیقی است، در نتیجه به نظر می‮رسد این کتاب برای کلیه اقشار و سنین در کشور ما مناسب و مفید باشد به استثناء کودکان و نوجوانان (بدون حضور مربی).