توماس آلن ویتز Thomas Alan Waits

توماس آلن ویتز
توماس آلن ویتز
توماس آلن ویتز، خواننده، ترانه سرا، آهنگساز و بازیگر آمریکایی متولد ۱۹۴۹ در پونومای Pomona کالیفرنیاست. او کار حرفه ای خود را در اوایل دهه ۷۰ به عنوان خواننده در بارهای کثیف و ارزان آغاز کرد. او در ابتدا به شدت تحت تاثیر نسل شعرایی چون آلن گینسبرگ Allen Ginsberg و ویلیام اس باروز William S. Burroughs بود. ویتز علی رغم اینکه از طرف منتقدان با استقبال خوبی مواجه شده بود، نمیتوانست خرج زندگی خود را از موسیقی خود بدست آورد. مردم آن دوره، به ترانه های سبک پیش از راک، موسیقی کلاسیک کافه ای و آمریکانای Americana او که یادآور سبکهای جز، بلوز، وودویل و کلا موسیقی دهه ۴۰ و ۵۰ بود، علاقه نداشتند.

یک بار که موسیقی ویتز برای قبل از آغاز برنامه فرانک زاپا Frank Zappa انتخاب شده بود، با سوت و اعتراض تماشاگران روبرو شد، به نظر میرسید که سبک آمریکانای کلاسیک ویتز و جز-راک آوان گارد زاپا به هیچ وجه تناسبی با یکدیگر ندارند.

در آن دوره ویتز صدایی گرم و شفاف داشت و ترانه هایش درباره ولگردانی چون الکلی ها، معتادان، فواحش و مطرودین جامعه بود. او معمولا با نویسنده هم عصرش چارلز بوکوفسکی Charles Bukowski مقایسه میشد و شیوه زندگیش هم مانند این همتای ادبی بود. به این ترتیب، سیگارهای بی شمار، گالنها الکل و مهمانیهای شبانه روزی آثار خود را بر چهره و صدای او حک کردند.

این صدای خش دار “جدید” برای اولین بار درآلبوم Small Change شنیده شد. این صدا بلافاصله به صدایی قابل تشخیص تبدیل شد و هرچند بعضی از افراد که دارای حس هارمونی قویتر بودند نمیتوانستند آنرا تحمل کنند، اما ویتز با این صدای تازه شناخته میشد. صدای او در Music Hound Rock Album Guide چنین توصیف شده است ” انگار که این صدا در خمره بوربون خیس خورده، چند ماهی در دودخانه آویخته شده و بعد با یک اتوموبیل از رویش رد شده باشند”.

آلبوم Small Change با بالادهای احساساتی و گرایش به جز کافه ای و داستانهایی مانند فیلم نوار Film Noir (فیلمهای گانگستری دهه ۴۰)، از نظر تجاری به موفقترین اثر او در دهه ۷۰ تبدیل شد. پس از اینف ویتز سبک مخصوص به خود را به وجود آورد که به نظر میرسید ارتباط مستقیمی با شرایط صوتی وی دارد. ترانه های او بیش از پیش گستاخ و خشن شدند و تنظیمها در هر آلبوم بیشتر به سمت سوررآل و تجربی گرایش یافت.

ویتز در حین ساختن موسیقی متن فیلم One From The Heart به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا Francis Ford Coppola با کاتلین برنان Kathleen Brennan آشنا شد، آنها در سال ۱۹۸۰ ازدواج کردند و کاتلین توانست برای ترک الکل و سیگار کمک بزرگی برای ویتز باشد.

آنها از زمان ازدواج به کار مشترک بر روی آلبومها نیز پرداختند. برنان معمولا به عنوان همکار تهیه کننده یا همکار ترانه سرا مطرح شده است. البته تشخیص اینکه کدام بخش از آلبوم به کدامیک از این دو تعلق دارد کار مشکلی است، اما میتوان به سادگی دریافت که این آثار، نتیجه همکاری یک تیم موفق بوده اند.

یکی از بزرگترین تاثیرات و غافلگیریها، آلبوم سال ۱۹۸۲۳ او به نام Swordfish trombones بود. این اثر منتقدان و طرفداران ویتز را به یک اندازه مغلوب کرد. او به درجه تازه ای از ترانه سرایی رسیده و این آلبوم تمام آثار اولیه و شیوه های آشنای او را پشت سر گذاشت. تمام ترانه ها، چه بالادهای سبک و چه جز، همه با حال و هوایی کاملا متفاوت اجرا شده بودند. به نظر میرسید که ویتز تمام الگوهای موزیکال ثبت شده این سبکها را تحریم کرده باشد. تمام ترانه ها شاهکارهایی بی نقص از سبک ویتز هستند. آنها در عین حال دارای خامی و سادگیی هستند که پایه و اساس موفقیت و آثار بعدی او را بنا کرد.

در اواخر دهه ۸۰، ویتز ساختن موزیکال را به عنوان روش تازه ای برای ابراز خلاقیت کشف کرد. اولین موزیکال او The black Rider نام داشت و بر اساس Der Freischütz اثر کارل ماریا وبر Carl Maria Weber ساخته شده بود.

همکار تهیه کننده این موزیکال رابرت ویلسون و اشعار آن از ویلیام اس. باروز (یکی از شعرایمورد تحسین ویتز) بود. داستان تا حدی یادآور “اپرای سه پولی” Three Penny Opera برتولد برشت Berthold Brecht و کورت ویل Kurt Weil است.

اولین اجرای این موزیکال در سال ۱۹۹۰ در تئاتر تالیا Thalia هامبورگ بود و از آن زمان تا کنون توسط گروههای مختلف اجرا شده است. ویتز دو موزیکال دیگر نیز ساخت که هر دو در یک زمان و در سال ۲۰۰۲ منتشر شدند. یکی از آنها “خون بها” blood money نام داشت و بر اساس موضوع داستان وویتزک Woyczek، اثر جورج باکنر Georg Büchner ساخته شده است. این اثر یکی از زمخت ترین و تاریکترین آثار ویتز به شمار میرود.

موزیکال دیگر بر اساس داستان آلیس اثر لوئیس کارول Lewis Carroll ساخته شده است. “آلیس” بسیار رویایی، غریب و لطیف است و ویتز رمانتیک ترین ترانه های خود در آن به وجود آورده است. با وجود اینکه این دو اثر همزمان منتشر شدند، اما کپیهای غیر قانونی آلیس مدتها قبل از این میان طرفداران ویتز پخش شده بود و برای پخش رسمی تنها مجددا تنظیم و کنترل کیفیت شد.

برای ارایه مثالی از فاوت این دو موزیکال به بخشهایی از این دو توجه کنید:
در آلیس، “هرچه در تصورت بگنجد” محلی برای رویا پردازی است:
“هرچه در تصورت بگنجد واقعیست
آنچه برایت دعای خیر میکند ماهیست
ما با فلامینگوهای سرخ و شراب اعلا
راه خود را به سوی سرزمین رویا میگشاییم”

اما در همین حال، در ترانه “مردن از گرسنگی در شکم نهنگ” از موزیکال “خون بها” ، رویا پردازی تنها اتلاف وقت تلقی میشود:
“بگو ببینم کسی یک لعنت هم نثارت میکند
هرگز از اینجا زنده رها نخواهی شد
بیهوده رویا نباف
بیهوده تدبیر نیاندیش
در این دنیای پیر و ناراست
مرد باید جوهرش را محک بزند”

پس چندان عجیب نیست که “آلیس” با استقبال بسیار بهتر مخاطبین روبرو شده باشد و “خون بها” تنها مورد علاقه شدید هواداران واقعی ویتز قرار بگیرد. هرچند او اشتیاق فراوانی به سرودن بالادهای سنتی و سوزناک دارد، اما ترانه های ویتز از نظر شعری، بیشتر به خاطر ارایه تصویری همه جانبه از شخصیتها و مکانهای غریب و مستهلک شهرت دارند.

ویتز پیروان فدایی بسیاری دارد و علی رغم حمایت اندک رادیو و ویدئو کلیپها، تاثیر فراوانی بر ترانه سرایان پس از خود به جا گذاشته است. در حقیقت شاید بتوان گفت بازخوانی ترانه های او توسط هنرمندانی چون بروس اسپرینگزتین Bruce Springsteen، راد استوارت Rod Stewart و گروه ایگلز Eagles بیشتر شناخته شده است. موفقیت تجاری آلبومهای او در ایالات متحده دارای فراز و نشیبهایی بوده است اما در فروش آنها در سایر کشورها هرگز به درجه صفحه طلایی gold album نرسیده است.

علاوه بر همکاری در تعداد بسیاری فیلم به عنوان آهنگساز – که بنا بر فهرست imdb.com 47 مورد آهنگسازی و ۳۸ مورد استفاده از ترانه های او در موسیقی متن فیلم بوده است- ویتز در ۲۵ فیلم به عنوان بازیگر -از نقشهای کوچک تا نقش اول – نیز حضور داشته است.

ویتز همواره استفاده از ترانه هایش در تبلیغات تجاری را رد کرده است و چندین بار بر علیه تبلیغ کنندگانی که بدون مجوز او به استفاده از آثار او پرداخته بودند، شکایاتی مطرح نموده است. او گفته است: ” ظاهرا بزرگترین تعریفی که این روزها در فرهنگ ما به هنرمندان تقدیم میشود، راه دادنشان به تبلیغات است. من بارها و با سرسختی این افتخار شک برانگیز را رد میکنم.”

Wikipedia.com
Lastfm.com

5 دیدگاه

  • محسن
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱:۴۲ ق.ظ

    عالی بود مثل همیشه جالب و مفید

  • حسين
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۶ در ۳:۵۴ ب.ظ

    خیلی تصادفی مطلب رو دیدم
    جالب بود و مایه خوشحالی چون
    تام ویتس یکی از خوانندگان مورد علاقه ام است.
    به هر حال ممنون

  • navid
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۹ ق.ظ

    damet garm!tom waits_bokowfskiabjo va sigar shab khosh

  • ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۲:۱۵ ق.ظ

    khili vaqte matne tomi aziz hamine,taqiro tahavvoli behesh bedid

  • amir nosrat
    ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۹۱ در ۸:۵۸ ب.ظ

    If god had a wallet, there’d be a picture of tom waits inside it

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر (II)

موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر (II)

در ژرف اندیشی هنری انسان به مشاهده گری بی تعلق بدل می شود. اما مقصود این نیست که ژرف اندیشی هنری چیزی دل انگیز نیست. برای مثال، اگر من به یک شیء همچون شیئی هوس خیز یا هوس انگیز بنگرم، دیدگاه من، دیدگاه ژرف اندیشی هنری نیست؛ در این صورت من نگرنده ای دلبسته ام و در واقع بنده یا ابزار خواستم. اما من می توانم به شیء زیبا ، نه همچون چیزی هوس خیز یا هوس انگیز، که تنها و تنها به ارزش هنریش بنگرم.
دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

به هر حال این وضعیت یک دوره گذار از یک شکل سنی به شکل معاصر است و در جهان معاصر، کشورهای دیگر هم در حال فعالیت هستند و توقف ندارند. رسیدن به نسبتی بین آنچه که داشتیم و آنچه می خواهیم و آنچه که در حال حاضر وجود دارد و امکانات بالقوه و اینکه چطور می خواهیم آن را بالفعل کنیم به نظرم زمان می برد.
لیپت: استاد نباید مقلد تربیت کند!

لیپت: استاد نباید مقلد تربیت کند!

یک معلم باید برای حل هر کدام از این اشکالات در هنرجویش، راهکارهایی داشته باشد. فکوس کردن صدا، تشدید کردن، ساپورت عضلات و… باید برای هنرجو تشریح شود و همه با دقت کار شود.
بابی مک فرین، افسانه آکاپلا

بابی مک فرین، افسانه آکاپلا

بدون تردید Don’t Worry Be Happy از آلبوم Simple Pleasures مک فرین، یکی از محبوب ترین آهنگ های قرن بیستم است که در سال ۱۹۸۸ جایزه بهترین آهنگ سال جشنواره Grammy را به خود اختصاص داد، در عین حال که آلبوم ‘Simple Pleasures’ نیز به عنوان بهترین آلبوم پاپ برگزیده شد. در این آلبوم مک فرین با خلاقیت هایش اهمیت vocal percussion را در آکاپلای معاصر به روشنی نمایاند.
فاجعۀ فرهنگی

فاجعۀ فرهنگی

تالار رودکی [که بعد ها وحدت نامیدندش]، تالاری که قرار بود مکانی برای برگزاری کنسرت و همایش های فرهنگی و هنری باشد، این روز ها بازارش حسابی داغ است و به مکانی برای تشییع پیکر هنرمندان تبدیل شده است! البته در شرایط کنونی انتظار بیشتری نیز نمی توان داشت. از کوزه همان برون تراود که در اوست…
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

مؤسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی سی و هفتمین نشست پژوهشی خود را با همکاری انجمن موسیقی این بار با موضوع « مروری بر آثار رضاقلی میرزا ظلی» روز جمعه ۲۵ خرداد۸۶ از ساعت ۴ الی ۶:۴۵ در تالار رودکی برگزار کرد. در این برنامه پژوهشی کاربردی، ضمن دیسکوگرافی و تجزیه وتحلیل اثار ظلی، نمونه هایی از صفحات او پخش و برخی نیز بازخوانی شد. فهرست برنامه به این شرح بود
کنسرت علیزاده و گروه ضربانگ

کنسرت علیزاده و گروه ضربانگ

کاروان کنسرت های استاد حسین علیزاده و گروه ضربانگ به مادرید پایتخت اسپانیا رسید. “ضربانگ و علیزاده” از ۱۵ روز پیش یک تور اروپایی را از سالن فیلارمونی کلن آلمان آغاز کرده اند. این کنسرت سپس در مونیخ آلمان، سه شهر ایتالیا تکرار شد و سرانجام به مادرید رسید. هلند، ترکیه، اتریش و سوئد دیگر میزبانان این برنامه هستند.
فراخوان عضویت در انجمن صنفی هنرمندان موسیقی

فراخوان عضویت در انجمن صنفی هنرمندان موسیقی

انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران با گواهینامه ثبتی از وزارت کار و امور اجتماعی (۱۳۷۷)، تائید شده سازمان بین المللی کار ILO در ژنو (۱۳۷۶)، دارای گواهینامه عضویت در فدراسیون بین المللی موسیقیدانان FIM به مرکزیت پاریس (۱۳۸۷) می باشد. اهداف انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران طبق اساسنامه تایید شده وزارت کار، حمایت از حقوق مدنی، خواسته های صنفی و قانونی هنرمندان عضو می باشد.
گفتگو با جیمز دپریست (III)

گفتگو با جیمز دپریست (III)

فکر می کنم جواب دادن به این سئوال برای بسیاری سخت باشد. برای من به عنوان رهبر ارکستر، قطعه موسیقی عالی، قطعه ای است که هیچگاه نمیرد و آنقدر توانا باشد که همیشه شما را قانع کند تا باز آن را بارها و بارها اجرا کنید. این همان قطعه ای است که می تواند توسط اجرا کنندگان گوناگونی کار شود. به یاد می آورم زمانی که به همراه فیلارمونیک اسرائیل بودم، روش آنان این است که یک برنامه را حداقل ۹ بار تکرار کنند، ۶ بار در تلاویو و ۳ بار در هایفا و احتمالا ۱ بار در اُرشلیم! خب شما بهتر است که آن کار را دوست داشته باشید، چرا که مجبور هستید چندین روز متوالی آن قطعات را تکرار کنید! به یاد می آورم که سمفونی شش بتهوون را در یک کنسرت اجرا کردم و همچنین کنسرتوی بلا بارتوک (Bela Bartok) و راخمانینوف (Rachmaninoff)! هر چقدر قطعه موسیقی بهتر باشد به دفعات بیشتری می تواند اجرا شود.
مقام هنرمند در آثار شلینگ (I)

مقام هنرمند در آثار شلینگ (I)

هنرمند “نابغه” و آفرینندگی او، مفهومی است که زیبایی شناسی سده نوزدهم را تسخیر کرده بود. ویلهلم ژوزف فون شلینگ، آرتور شوپنهاور و فردریش نیچه، سه متفکری که جدا از تفاوت های بنیادین در دیدگاه های فلسفی خود، از زاویه نیت و مقصود هنرمند به فراشد آفرینش زیبایی دقت داشتند. هر سه فیلسوف اعتباری عظیم برای هنر قائل بودند و این گفته شلینگ مورد قبول دو نفر دیگر نیز بود: (هنر ارغنون [منطق] یکه و راستین فلسفه است).