منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

محمد منتشري
محمد منتشري
ما ۵-۶ آواز خوان و ۱۰۰ تصنیف خوان داشتیم. شما خودتان ردیف آوازی کار کردید و می دانید آواز مشکلات خاص خودش را دارد و حنجره و توانایی مخصوص خود را می طلبد. تصنیف به گونه ای دیگر است: اولا آهنگ تصنیف توسط آواز خوان ساخته می شود و به خواننده یاد می دهند ولی آواز به این صورت نیست و خود خواننده روی شعر آهنگسازی می کند و برای آن قالب مخصوص اش را می سازد پس آواز خوان هم سازنده و هم خواننده اثر است.

راجع به موضوع تحریر که بنده عرض کردم: مشکلی که بعد از انقلاب اتفاق افتاده است این است که تحریر ها را از آواز ها حذف‌ کرده‌اند، در صورتی که ما تحریر ها را از بلبل اخذ کردیم؛ چرا به بلبل «هزار‌دستان» می گویند؟ زیرا ۱۰۰۰ نوع تحریر را شبیه همدیگر ارائه می دهد. موسیقی ما ایرانی ها نسبت به تمام موسیقی های دنیا به طبیعت نزدیک تر است چون چهچهه های عامیانه که تحریر نام دارد، از طبیعت گرفته شده است و این از مختصات بزرگ ترین ردیف آوازی ماست و نباید ترکیب آن را دستکاری کرد و تغییر داد.

در قیاس با دهه های گذشته -از ظلّی، طاهر‌زاده، اقبال آذر و قمر تا خوانندگانی که کارشان را در دهه ۳۰ شروع کردند مثل شجریان، شما و دیگران، تنوع حالت های ریتمیک در تحریر ها عوض شده است. مجموعه ای از الگوهای ثابت تحریر داریم که خواننده ها در همه موقعیت ها از آن ها استفاده می کنند؛ مثلا هر جا مصوت بلند داریم “ها ها ها” و هر جا مصوت کوتاه داریم “هه هه هه” خوانده می شود، چرا دایره ذهن ها این طور محدود است؟ چرا صدا ها به نوعی ترسیده و جمع شده است؟
عرض کردم که ما ۵ آوازه خوان صاحب‌ مکتب داشتیم که به ادبیات فارسی کاملا آشنا بودند و آثار ده ساله ای که مرحوم پیرنیا -که خدا او را رحمت کند- به وجود آورد تکرار نشد. تا کنون نظیر آثاری که توسط پیر نیا و عوامل و هنرمندانی که همراه او با عشق در برنامه “گلها” کار کردند، خلق نشده.

با گلها همکاری کردید؟
من به برنامه گلها در زمان پیرنیا نرسیدم.

ما در حال راه اندازی برنامه ای به نام “گلهای نو” هستیم یعنی “گلها” را مجددا در رادیو راه اندازی می کنیم: اجرای مجدد آثار قدیم توسط خوانندگانی که بازمانده آن نسل قدیم هستند. آن آهنگ های قدیمی به افراد جدید داده نمی شود. افرادی که به آن شکل حالت جدید می دهند و برنامه می سازند برای خواننده های جوان و گمنام؛ مثلا در صدا و سیما خواننده ای داریم از ملایر که از بسیاری خواننده ها بهتر می خواند ولی شناخته شده نیست [به آنها فرصت می دهیم]
بله، استادمان گوشزد می کرد که به خودتان غرّه نشوید، ممکن است در هر زمانی درب کلاس باز شود و شخصی بیاید و از همه شما بهتر بخواند و صحیح هم می گفت، کما اینکه این اتفاق افتاد. الان هم ممکن است در گوشه و کنار ایران چنین افرادی باشند. اتفاقا با این مطلبی که شما ذکر کردید به یادم آمد که من شخصی را به نام آقای “فرزاد عرب‌زاده” که ویولن می زند را پیدا کردم. یکی از شاگردان من سی دی ویولن آقای عرب‌زاده را به من داد ولی نگفت که چه کسی نوازندگی این ساز را انجام داده است و گفت این سی دی را گوش کنید. من آن را گوش دادم و با خودم گفتم که “پرویز یا‌حقی” است. شاگردم گفت که خیر، پرویز یا‌حقی نیست. این اثر مربوط به شخصی ۴۵-۴۶ ساله به نام فرزاد است که شاگرد “پرویز” است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (XI)

بسیار روشن است که با چنین فرضی که نبوغ لازمه عقلانیت و عقلانیت ریشه دار در مذکر بودن باشد، زنان پیشاپیش از دایره پدیدآورندگان آثار هنری بیرونند؛ بدین معنا که کارهای زنان می تواند از سنخ کارهای ماهرانه باشد، اما فاقد نبوغ است.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (IV)

مشکاتیان در دهه ۷۰ آثار دیگری را به جامعه هنردوستان ایران تقدیم می کند که خوانندگان آن عموما قوت محمدضا شجریان را ندارند و بعضا مجری های خوبی برای آثار او نیستند ولی بی‌شک هنر آهنگسازی او به نهایت گوش نواز است؛ از جمله «مقام صبر» با صدای علیرضا افتخاری، «افق مهر» با صدای زنده یاد ایرج بسطامی، «کنسرت عارف» سال ۱۳۸۶ با صدای شهرام ناظری و…

از روزهای گذشته…

ادیت در ویولن (V)

ادیت در ویولن (V)

برای اجرای دسته- جمله سوم، اولین انتخاب نواختن چهار نت متوالی “سی بکار، دو بکار، ر بکار، می بمل” در پوزیسیون چهارم و سپس انتقال به پوزیسیون هشتم برای اجرای نت فا دیز می باشد که در اینجا نیز می توان همین توالی انگشت گذاری را انتخاب نمود، یعنی اجرای فا دیز، سل بکار، سی بکار، دو بکار با انگشتان اول تا چهارم (تصویر شماره چهار).
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

از سوی دیگر پدیدآورندگان این روش نقد تاکید بسیار زیادی بر «علم» بودن آن داشتند و ادامه دهندگان راه آنان نیز همین روش و منش را دنبال کردند. بنابراین در نقد تکوینی به‌ویژه هنرهایی که برساخته‌هایشان (اعم از پیش‌نویس یا نهایی) ماهیت مادی دارد (نقاشی، مجسمه‌سازی، ادبیات) از یک سو ردپای روش‌های باستان‌شناسانه مانند تعیین قدمت، ارتباط دادن اشیاء و… از سوی دیگر ردپای یافته‌های علوم شناختی و روان‌شناسی خلاقیت به چشم می‌خورد، به شکلی که آن را بدل به ترکیبی از زندگی‌نامه، تاریخ، نسخه‌شناسی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی می‌کند.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

به عنوان مثال بخش‌هایی از یک نوشته که نویسنده‌ای به نام «پیام» با عنوان «سشواری بر زلف پریشان موسیقی» در وبلاگ «حلاج‌وشان» منتشر کرده خوانده شد:
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (I)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (I)

جنبش تجدد خواهی در هنر و فرهنگ ایران، اندکی بعد از جنبش آزادیخواهی و مشروطه طلبی، در حدود سال ۱۳۰۰ هـ. ش. (۱۹۲۱م) شکل گرفت. در دو دهه اول سده چهاردهم (۱۳۲۰-۱۳۰۰) بود که «شعر نو» و «نثر جدید» نیز در زبان فارسی جای ویژه خود را یافت: محمد علی جمال زاده مجموعه داستان های کوتاه «یکی بود یکی نبود» را در برلین منتشر کرد (۱۳۰۰ ش) و نیما یوشیج «افسانه» را سرود (۱۳۰۱).
گزارشی از جلسه نقد و رونمایی آلبوم «مانترا» با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی (I)

گزارشی از جلسه نقد و رونمایی آلبوم «مانترا» با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی (I)

آیین رونمایی و بررسی آلبوم «مانترا» به آهنگسازی و نوازندگی سام اصفهانی جمعه ۱۱ مرداد ۹۸ در شهر کتاب مرکزی با حضور جمعی از هنرمندان و موسیقیدانان برگزار شد. در این جلسه احمد پوری، مهیار علیزاده و فردین خلعتبری حضور داشتند و نیز نادر مشایخی، هوشیار خیام، مانی جعفرزاده، بهنام ابوالقاسم، رضا فرهادی و سام اصفهانی پیرامون اثر صحبت کردند.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (II)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (II)

از نظر ساختارو مهندسی ابعاد و اندازه ها، نزدیک به کمال مطلوب از نقطه نظرتقسیمات طلایی می باشد، انتخاب چوبها برای صفحات زیر و رو از تعادل کیفی برخوردارهستند، فرم قوسها و منحنی های صفحات به شکلی تعبیه شده است که هیچ فشار مکانیکی (استرس) مازادی را که در تعامل با کل بدنه ساز باشد را نشان نمی دهد، دریچه های اف و مساحت آن در وضعیت تعادل بهینه برای سیستم تنفسی ساز به شمار می آید، همچنین تقارن و نحوه تراش، یکی دیگر از نشانه های قدرت سازنده ساز می باشد.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پرده‌ی آهنین که روزگاری کشورهای زیادی را از باقی جهان جدا می‌ساخت، همچون بسیاری پرده‌ها و دیوارهای دیگر دو کارکرد داشت؛ یکی پوشاندن جهان خارج پرده از چشمان درونیان و دیگری پوشاندن دنیای داخل پرده از چشم بیرونیان، و گویا این دومی برای برپا دارندگانش مهم‌تر بود. همین دو ویژگی اصلی پرده (اگرچه با نسبت‌هایی متفاوت) سودمندی و ناسودمندی‌های کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر»، نوشته‌ی جمعی از موسیقی‌شناسان روس و ترجمه‌ی «مسعود ابراهیمی» مترجم باهمت و پرتلاش چندین جلد از آثار نظریه‌پردازان روسی درباره‌ی هارمونی و…، را بر ما می‌گشاید که این بار او متنی روزآمدتر را برگزیده و احتمالا اولین ترجمه‌ی این کتاب پیشرفته‌ را به زبانی دیگر فراهم آورده است (ترجمه‌ای به زبان دیگر از آن یافت نشد).
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (IV)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (IV)

در اینجا عده ای آهنگ می سازند هر یک به سلیقه خود؛ بدون اینکه با دیگری مشورتی و یا صحبتی بکنند {همفکری} و یا با موسیقی ایران کاری داشته باشند. اگر ملودی ایرانی را بگیریم و هارمونی بتهوون را بر آن سوار کنیم این کار مسخره نیست؟! موسیقی ایرانی با موسیقی غربی بسیار متفاوت است. تاریخ موسیقی آنان و ادامه آن تا کنون مسائلی را برایشان مطرح کرده که برای ما نه مطرح است و نه ضروری. چرا ما باید جمله هایمان را به سبک غربی بسازیم؟
بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (IV)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (IV)

در گردش ملودیِ گوشه‌های فصل اول که گوشه‌های آغازین دستگاه هستند، درجه‌ی پنجم بالای مد شور (نغمه‌ی ر) به‌صورت کرن اجرا می‌شود که علت آن مشخص نیست. این مسئله سبب شده است که فضای مد شور به‌خوبی تثبیت و به طور کامل و صریح معرفی نشود. در نمونه‌ای که از قطعات تصنیف‌شده در دستگاه شور نام بردیم (پیش‌درآمد شور علی‌اکبر خان شهنازی) در بخش نخست قطعه، درجه‌ی پنجم در همه‌ی موارد بکار بوده و با شروع بخش دوم فواصل به یک‌باره تغییر می‌کنند. این تغییر مد در مایه‌نمای قطعه نیز به‌وضوح مشهود است (همان: ۵).
ساز به ساز (I)

ساز به ساز (I)

احتمالاً پیش آمده که بشنوید یک قطعه­‌ی موسیقی کلاسیک غربی را با یکی از سازهای ایرانی بنوازند؛ مثلاً اجراهای «کیوان ساکت» از برخی آثار مشهور یا بخشی از اجرای «اردوان کامکار» در فیلم «سنتوری». اگر به ماهیت بحث­های درگرفته (به خصوص پس از مورد اول) توجه کرده باشید ته رنگی از شک یا بدبینی را نسبت به این اجراها (دست کم دربرخی از آنها) در­می­ یابید. نکته‌ی اصلی همه‌ی این گفتگوها این پرسش است که آنچه از چنین اجرایی به دست می‌آید تا چه پایه ارزشمند است؟ همه­‌ی بحث­هایی هم که در مورد «درست بودن»، «به جا بودن» یا امثال آن، طرح می‌­شود در نهایت از آن رو است که بتوان از نتیجه­‌ی آنها به عنوان ابزار ارزش‌گذاری بهره برد.