نگاهی به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ (I)

گریز از قابل پیش‌بینی بودن
یادداشت زیر نگاهی‌ است کوتاه به کنسرت ˝نغمه‌های مرکب˝ که اوّل و دوم آبان‌ماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. سعید نایب‌محمدی، آهنگساز و نوازنده‌ عود این برنامه بود که آواز مهدی امامی و تنبک و بندیر حمید قنبری او را همراهی می‌کردند.

چند سالی ست که جریانی حائز توجه در حیطه موسیقی کلاسیک ایرانی در حال پا گرفتن است که در صورت مساعد بودن پارامترهای گوناگون موثر بر آن، می‌تواند تبدیل به جریانی پرقدرت، غنی، تاثیرگذار و زاینده شود.

این جریان دارای پایه های آکادمیک و نظری قدرتمندی است که منشا آن نظریات و مقالات نظریه‌پردازانی چون ساسان فاطمی و در ادامه، تکمیل و پیگیری آن توسط دیگر نظریه‌پردازان، پژوهشگران و بالاخره هنرمندان عرصه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی بوده است. در این میان نباید از نظر دور داشت که این جریان، خود زاییده‌ی میراثی پربار و –در مقایسه با نظام موسیقی دستگاهی- شگفت‌انگیز است، که برای سالیان متمادی مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته‌بود: موسیقی «قدیم» ایران (پیش از صفوی).

از آنجا که این یادداشت کوتاه، جای پرداختن به مبانی این موسیقی نیست، می‌توان به طور خلاصه خصوصیات این موسیقی را چنین برشمرد: اصالت نقش “آهنگساز” نسبت به “بداهه‌پرداز”، افتراق و تعریف نقش آهنگساز و نوازنده (برخلاف سنت پس از قاجار)،استفاده از نظام باز در تضاد با نظام مدال بسته‌ دستگاهی که ضمن آزادتر کردن محتوای مدال قطعات، موجب ارتقای امکانات آنها در آهنگسازی می‌شود، استفاده از نظام ریتمیک و متریک پیچیده‌تر، اهمیت و تعیّن عنصر “فرم” که ضمن انسجام بخشیدن و پیچیدگی بیشتر به این دست آثار، موجب پدید آمدن تفکر و رویکردی کل نگرتر و عمیق‌تر در خلق قطعات می‌شود و بالاخره فرعیت یافتن مساله‌ شعر و تقید به وزن شعری و اهمیّت بیشتر خود موسیقی که یکی از نمودهای آن را می‌توان نوع تلفیق شعر و موسیقی در این آثار دانست.

خروجی موسیقایی این تفکرات، پروژه‌هایی مانند “سرخانه”، “عجملر” و “شوق نامه” بوده‌اند. در برخی از این پروژه‌ها (مانند عجملر و شوق نامه)، صرفاً بازسازی و معرفی نمونه‌های عملی و قدیمی این شیوه، و در برخی دیگر (مانند سرخانه) خلق آثار جدیدی با استفاده از اصول این گونه موسیقی مدنظر بوده است.

“نغمه‌های مرکب” را می‌توان جزو دسته‌ی دوم برشمرد و به استثنای قطعه‌ی منسوب به عبدالقادر مراغی (آمد نسیم صبحدم)، سایر قطعات از آثار سعید نایب محمدی بودند. نکته‌ای که “نغمه های مرکب” را متفاوت می‌ساخت، اجرای زنده‌ی این نوع از موسیقی بود که پیش از اینو بدین شکل در موسیقی ایران سابقه‌ای نداشت.

بخش اوّل کنسرت که هم نوازی عود و سازهای کوبه ای بود، پیشتر در آلبوم “قول و غزل” نیز منتشر شده است، امّا بخش دوم، به قطعات آهنگسازی‌شده‌ جدیدی اختصاص داشت که با همراهی مهدی امامی (خواننده)، اجرا شد و ایده های ذکر شده در آن نمود بیشتری داشت. قطعه ی اوّل، در فرم “نشید” نوشته شده بود که مبتنی بر توالی های متناوب ضربی و غیر ضربی بود و از لحاظ تنوع ریتمیک، تنوع مدال و حتی توالی اپیزودهای مختلف فرمال، جالب توجه بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختلالات صدای خوانندگان (VII)

انسان برای اینکه بتواند حرف بزند، یاد گرفته است، با تداوم مرحله ی بازدم، صداسازی کند. صحبت کردن و آواز خواندن مستلزم تداوم جریان هوا به طریقی است که تارهای صوتی را به ارتعاش درآورد. گوینده ها یا خواننده ها، هنگام تمرین روی صدایشان، غالبأ به طور آگاهانه، روی کنترل سازوکار تنفس، تمرکز می کنند. ولی این کنترل آگاهانه نباید با نیازهای فیزیولوژیکی شخص به هوا در تضاد باشد.

مروری بر آلبوم «افرا»

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است.

از روزهای گذشته…

«بهمن رجبی، اندیشه ای نو نگاهی متفاوت»

«بهمن رجبی، اندیشه ای نو نگاهی متفاوت»

هنر مکاشفه ای است در اعماق روح و کنکاشی است بر حصول جاودانگی. نمودی است بر تجلی روحی که در تلاطم و طغیان است. هنر، حکایت دردهای آشکار و نهان انسانها در گذر از پیچ و خم سالیان است. در بیان عشق و مرگ، بودن و فنا و زبان گویایی است بر تمامی دردهای ازلی و ابدی انسانها. هنری که از آبشخور اندیشه های انسانی سیراب شده باشد، متعالی و پرشکوه بلندای طول تاریخ را درمی نوردد. عشق می آفریند و شوریدگی. هنر مفهوم بی منتهای آزادی است و اینگونه است که در غربت و تنهایی پرشکوه انسان زاده می شود، آغاز میگردد و همچنان در بطن جامعۀ انسانی، تأثیر گذار و همراه به پیش میرود و امّا جاودانه است و هیچگاه میرا نیست و در روح و جان نسلها و نسلها باز نواخته میشود.
پاواروتی از نگاه یک اپراخوان ایرانی

پاواروتی از نگاه یک اپراخوان ایرانی

در روزهای گذشته از محبوبیت پاواروتی و احترام همگان به او،‌ بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند. اما این هنرمند بزرگ ایتالیایی، از لحاظ هنری و آموزشی در میان موسیقی‌دانان و هنرجویان اپرا چه جایگاهی داشت؟ چه چیز، صدا و هنر او را ممتاز و برجسته می‌کرد؟
بالشتک نوین (IV)

بالشتک نوین (IV)

برای ساخت این محصول جنبه های مختلفی در نظر گرفته شده است که مهمترین آن قابلیت انعطاف پذیری بالا (full flexible) می باشد و همچنین روشی را برای آن در نظر گرفته ایم که می تواند توام با زیر چانه ایی (chinrest) بوده و یا کاملا مستقل از آن عمل نماید.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

چهارشنبه ۱۶ اسفندماه ۱۳۹۱ هشتمین جلسه از کارگاه آشنایی با نقد موسیقی و آخرین جلسه از دور نخست با تمرکز بر موضوع «نقد موسیقی در ایران» در خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

وردی و واگنر رهبران بزرگ موسیقی مستقل از یکدیگر بودند که به نظر می رسید با یکدیگر خصومت نیز داشتند. آنان هیچ گاه با یکدیگر ملاقات نکردند. نظریات وردی بر آثار واگنر بسیار کم بوده اما همان نیز نیکخواهانه نبود: “واگنر همواره انتخابهای یک شکل دارد، راههای تکراری، تلاش برای پرواز به جایی که تنها انسانهای منطقی از بودن در آنجا نتیجه می گیرند.” با این وجود در مرگ واگنر گفت: “غم انگیز، محزون، متاسف انگیز…! واگنر نامی است که تاثیری بزرگ و جاودان بر تاریخ هنر به جای خواهد گذارد.” نظر واگنر درباره آثار وردی که تنها یکی از آنها معروف است، واگنر پس از گوش سپردن به رکیوم وردی گفت” بهترین سخن آن است که سخنی نگوییم!”
از جان موسیقی ما چه می خواهید؟

از جان موسیقی ما چه می خواهید؟

چند روز پیش یک فایل سخنرانی از بهراد توکلی پژوهشگر موسیقی دستگاهی و نوازنده سه تار به دستم رسید با این عنوان: «سلسله مباحث تخصصی فرهنگ و هنر ایران – موسیقی ایران در دوران گذار (جلسه ی نخست شانزدهم مارچ ۲۰۱۸) دانشکده موسیقی دانشگاه مریلند – آمریکا»، در این نشست به تاثیرات متقابل فرهنگی و فلسفه غرب و اثرپذیری موسیقی ایرانی از موسیقی اروپا و همچنین تعریف مدرنیته و سنت پرداخته شد و در پایان این نشست به سئوالات مخاطبین پاسخ داده شد. پس از شنیدن این سخنرانی که حاوی مطالب ارزشمندی بود لازم دیدم به بعضی از مسائل (به زعم من) نادرستی که در این سخنرانی وجود داشت اشاره کنم.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (II)

«کاری را که تمام تابستان بدان مشغول بودم اکنون به اتمام رسانده ام و چه کوششی کردم تا مانفرد بدین جا رسید. تمام دل و جانم و وجودم را بر روی آن گذاشته بودم و در طی این مدت چه هیجانی داشتم و این کار چقدر دشوار بود و همنشینی با مانفرد مرا به ناراحتی عصبی دچار کرده است.»
نکات مهمی که یک نوازنده باید رعایت نماید (II)

نکات مهمی که یک نوازنده باید رعایت نماید (II)

تمرین تنها فیزیکی نیست بجای اینکه تنها با عضلاتتان ساز بزنید قبل از شروع هر تمرینی چه گام و چه قطعه با نگاه کردن به نت قطعه مورد نظر، ذهن خود را برای تمرین آماده سازید. به عقیده شخصی (نگارنده) بسیاری از تمرینات عضلانی تنها وقت شما را میگیرند و کار مفیدی را انجام نمیدهند! درواقع تنها شما خسته میشوید و حس کاذب پیشرفت را به شما دست میدهد؛ در حالیکه با تمرینات ذهنی میتوانید با فشار کمتر و بازدهی بالاتر از تمرینات خود استفاده ببرید.
نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (I)

نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (I)

مستر کلاس به جلسه یا جلسات آموزش جمعی گفته می شود که توسط یک استاد برجسته موسیقی برگزار شده و هنرجویان سطح متوسط و پیشرفته به اجرای قطعات از قبل آماده شده خود می پردازند. عموما استاد نکات آموزشی (پداگوژیک) تکنیکی، کاربردی و پیشنهادهایی را برای بهبود کیفیت نوازندگی آنها ارائه می کند.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

گوشه را شاید بتوان کاملترین – کوچکترین جز ردیف موسیقی ایرانی دانست. به نظر می آید مفهوم و ساختار گوشه از مهمترین عواملی است که موسیقی ایرانی را از موسیقی های عربی و ترکی متفاوت می کند. با آنکه ساختارهایی مشابه گوشه در موسیقی کلاسیک آذری وجود دارد (دورینگ، ایرانیکا) اما مفهوم گوشه – با رعایت همه ی ساختارهایش – احتمالن فقط در موسیقی کلاسیک ایرانی وجود دارد. برخورد موسیقی دان کلاسیک ایرانی با دستگاه و مقام یا مایه از راه گوشه انجام می شود.<