گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲، شانزدهمین و آخرین جلسه‌ی «کارگاه نقد موسیقی» در خانه‌ی موسیقی، با عنوان «برخی مسایل در نقد موسیقی مردم‌پسند» برگزار شد.

در ابتدا مدرس اشاره کرد که جلسه‌ی حاضر برخلاف هفت جلسه‌ی گذشته که به یک شیوه‌ یا یک گرایش میان‌رشته‌ای نقد اختصاص داشت این جلسه به مساله‌ی موسیقی مردم‌پسند می‌پردازد که به گمان وی به دلایلی بسیار اهمیت دارد.

نخست اینکه این حوزه با وجودی که حقیقتاً بخش بزرگی از تولیدات موسیقی را تشکیل می‌دهد به اندازه‌ی حجمش توجه نقدگرانه به خود جلب نمی‌کند و دوم نمونه‌های موجود از نقدهای نوشته شده بر آلبوم‌ها و قطعات موسیقی مردم‌پسند ایرانی- به‌ویژه در مقایسه با همتایان خارجی‌شان- اغلب چنان سطحی و کم‌ارزش‌اند که لازم است در این مورد سر گفت‌وگو باز شود تا شاید کسی از میان شرکت‌کنندگان به این حوزه علاقه‌مند شده یا کسانی از طریق خواندن درس‌نامه‌ها در آینده شروع به بازاندیشی و کوشش در این حوزه کنند.

واژه‌ی مردم‌پسند که معادل انتخابی برای (Popular) است تاکنون در فارسی برگردان‌های گوناگونی داشته است. عامیانه، عوامانه، عوام‌پسند، مردمی، مردم‌پسند و همه‌پسند عمده‌ی آنها را تشکیل می‌دهند. سه تای نخست آشکارا باری تحقیرآمیز دارند و بر فرودستی و تمایز میان فرهنگ توده/ عالی بنا شده است. چهارمی بیش از اندازه عمومی به نظر می‌رسد و چون برای استفاده‌ای دیگر در نظر گرفته شده است کنار گذاشته می‌شود. و همه‌پسند که در حوزه‌ی موسیقی در کتاب «محمدرضا فیاض» (شناخت دستگاه‌های موسیقی ایران) استفاده شده تلاش بسیار همدلانه‌ای است برای برطرف کردن آن تمایز. اما چون در این ترکیب بر عمومیتی تکیه می‌کند که بعید است بتوان آن را درست دانست، واژه‌ی «مردم‌پسند» انتخاب شد هر چند که ممکن است به تمایز میان منتقد (و هم‌فکرانش) و دیگران اشاره‌ای محو داشته باشد.

اما این عنوان به چه پدیده‌ی موسیقایی اشاره می‌کند؟ این واژه‌ی جداکننده به چه معناست؟ کاربرد این واژه در سال‌هایی که در ایران مورد استفاده بوده یا کاربرد همتای وارداتی‌اش (پاپ، که خود کنش‌گران این حوزه همیشه از آن استفاده می‌کنند)، چیست؟ بررسی حوزه‌ی عملی آن و نیز گفتمان موجود درباره‌ی آن (اعم از موسیقی‌شناسیک، جامعه‌شناسیک و…) نشان می‌دهد که این عنوان به معناهای مختلفی به‌کار می‌رود یا به بیان دقیق‌تر به جنبه‌های مختلف و هم‌تافته‌ای از این حیات موسیقایی اشاره می‌کند که مهم‌ترین آنها چنین‌ است:
– مردم‌پسند به معنای سَبک؛
گاه خود کنش‌گران این حوزه، «پاپ» را به آن معنا به‌کار می‌گیرند که سبک موسیقی خودشان را مشخص کنند و گاه نیز با دیگر عنوان‌های سبک یا گونه‌شناختی ترکیب می‌شود (مثل عنوان پاپ- سنتی) و بیشتر بر ویژگی‌های سبکی دلالت می‌کند.

– مردم‌پسند به معنای روابط تولیدی
تولید تجاری یا صنعتیِ موسیقی، تولید انبوه که برای مصرف‌کننده‌ی انبوه صورت می‌گیرد و به دنبال منافع تجاری و… است.

– مردم‌پسند به معنای سلیقه یا ترجیح زیباشناختی؛
سلیقه‌ی زیباشناختیِ بخش بزرگی از مردم جهان را نشان می‌دهد.

– مردم‌پسند به معنای برچسبی برای بی‌نشان‌ها؛
برچسبی که گویا به این معنی است که یک ساخته‌ی موسیقی در دسته‌ی دیگری (مانند راک، هارد راک، متال، جز و…) جا نگرفته باشد.

– مردم‌پسند به معنای تضاد با فرهنگ عالی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

از روزهای گذشته…

خرید گیتار (I)

خرید گیتار (I)

در آستانه رسیدن به فصل تابستان و بازگشت و رجوع دوباره ذهن های خانواده ها و جوانان به سمت موسیقی هستیم! هر چند در این میان علاقه فصلی به موسیقی را نیز بایستی به فال نیک گرفت… در بین سازهای مختلف گیتار و بالاخص گیتار کلاسیک به دلایل مختلفی محبوبیت زیادی در میان نسل جوان دارد، جدا از اینکه شما براحتی با بودجه بسیار اندکی میتوانید این ساز را تهیه نمایید، براحتی هم میتوان این ساز را به صدا در آورد چرا که در رسانه های مختلف اعم از نشریات و رسانه های خارجی تصور دقیقی از گیتار و سبکهای آن ارائه نمیشود و در رسانه های ایرانی نیز گیتار اکثرا نقش همراهی با آواز یا دکور را ایفا مینماید و جنبه های تکنوازی این ساز به فراموشی سپرده شده است.
طراحی سازها (III)

طراحی سازها (III)

برای من سازهای موسیقایی، خواه از منظر یک شنونده و یا نوازنده ایی که سازهایی با اصوات اسرارآمیز را به او محول کرده اند و خواه در حد یک بیننده معمولی که دیگران سازهای بی همتای خود را به او نمایش داده اند، همواره عناصری شیوا و فصیح بوده‌است. سازها نیز مانند اسناد تاریخی، عواملی هستند که از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نشان‌دهنده منابع و نیز ابتکارات هنری طراح مبتکر و خلاق می‌باشد که در خدمت هنر موسیقی، در خلال یک هنر زینتی و تحت تأثیر برآیندهای اجتماعی، ظهور یافته است.
راه سوم!

راه سوم!

با گران تر شدن قیمت محصولات فرهنگی، مثل کتاب و سی دی، مسئله کپی رایت از همیشه سخت تر شده است. وقتی قیمت یک سی دی نصف یک پیتزا بود (!) کمتر کسی به خود زحمت خرید اثر ارجینال را می داد، حتی اگر قلبا” راضی به متضرر شدن هنرمند مورد علاقه اش نباشد. اینکه مسئله نقض کپی رایت در آثار فرهنگی از کجا شروع شده و چرا بیشتر ایرانیان، کوچکترین توجهی به زیر پا گذاشتن حقوق صاحب اثر ندارند، موضوع این نوشتار نیست؛ با این نوشته می خواهیم مروری کنیم، وضعیت کنونی هنرمندان جوانی که از طریق هیچ نهاد و سازمان دولتی، حمایت نشده و فقط فعالیت آنها وابسته به سازمان های خصوصی است.
ساز به ساز (III)

ساز به ساز (III)

هر قطعه ی موسیقی سازی علاوه بر ملودی و ریتم (و احتمالا بافت چند صدایی) هویت خود را از رنگ و ویژگی های تکنیکی سازی که برای آن ساخته شده (ساختار صوتی اش بر آن استوار شده) نیز کسب می کند. همرکلاویه بدون پیانو، ترکمن بدون سه تار و دریا بدون سنتور به سختی تصورپذیرند. بنابراین قطعه ی موسیقی (اغلب) همه ی عناصر نامبرده هست به علاوه ی رنگ-ویژگی سازی اش. با وجود این به نظر می رسد که درجه ی وابستگی به این عامل از قطعه ای به قطعه ی دیگر تفاوت می کند. این تفاوت آنقدر است که قطعاتی را می یابیم که انتقالشان از یک ساز به ساز دیگر هویتشان را به کل سلب نمی کند.
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (III)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (III)

دیلنا: “پیش از تمرین بدن هنرجویان و طرز صحیح نشستن آنان را تنظیم می کنم تا بتوانند تا هر زمان مایلند تمرین کنند بدون اینکه دردی یا خستگی در هیچ نقطه از بدنشان احساس کنند. من مشکلات زیادی در بازو، آرنج چپ یا در گردن می بینم که برای رفع این نواقص استراحت یا گذاشتن کمی یخ را پیشنهاد نمی کنم، در هنگام نواختن صاف بودن و خم نکردن گردن به جلو، خم نکردن زیاد بازو، استراحت دادن به شانه ها، مانع درد می شود. عوض کردن حرکت شصت برای آنکه دست صاف تر بتواند حرکت کند. اگر انگشتان بیش از اندازه از هم جدا باشند فشار زیادی به دست وارد می شود و تمرین طولانی، دست را زود خسته می کند.”
گوستاو مالر (III)

گوستاو مالر (III)

همسر مالر، آلما از او نقل کرده که گفته است: “من سه بار بی خانمان شدم، به عنوان بوهمیای اصیل در اتریش، به عنوان اتریشی در میان آلمانها و به عنوان یک یهود در دنیا؛ در هیچ کجا به من خوش آمد گفته نشد!” از مالر به عنوان آخرین آهنگساز سمفونیک آلمان یاد می شود. او سمفونی را ارتقای فراوان بخشید که شامل زیباییشناسی و تاثیری بیانگر بود و عقیده داشت: “سمفونی باید به همه دنیا برده شود.”
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VI)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VI)

در اجراهای دیگر مانند ردیف آوازی محمود کریمی به شور بم هم اشاره می شود که «درآمد خارا » نام دارد. اما اگر اینجا هم «تجزیه» کنیم، می بینیم که ارزش صدا هادر شور بم، کمتر از صدا های اصلی در فاصله فا تا دو است.
جواب آواز (I)

جواب آواز (I)

از فرمهای اصلی موسیقی کلاسیک ایران، فرم آواز است. در مورد جایگاه آواز و نقش آن در بیان حالات موسیقی و نیز ارزش آواز در حفظ ملودیها و نواهای اصیل موسیقی ایرانی، به قدر کافی بحث شده شده ولی آنچه که بصورت علمی و هنری به آن پرداخته نشده، مقوله جواب آواز است. در آواز، همراهی یک ساز تنها یا چند ساز با آواز، از ارکان این فرم محسوب میشود.
سیبلیوس : چرا سمفونی باید چهار موومان داشته باشد؟

سیبلیوس : چرا سمفونی باید چهار موومان داشته باشد؟

هرچند سیبلیوس یکی از بدعت گذاران تاریخ موسیقی، درزمینه ساختار سمفونی و اشعار موزون است، اما او شخصآ برای آهنگسازان کلاسیک احترام بسیاری قائل بود. Sibelius مدافع مادام العمر آثار موتزارت بود و همواره ساختار درخشان و سادگی آثار او را ستایش می کرد.
حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت سوم)

حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت سوم)

موسیقی بیش از هر چیزی با مفهوم و اندیشه سرو کار دارد و بیانگر مفهوم بوده و هست و اگر بخواهیم جنبه ی روایی موسیقی را در مفهوم مجرد آن دنبال کنیم باید بگوییم که جنبه ی روایی یا توصیفی آن نیز مفهومی است. موسیقی انقلاب بیش از هر چیز بر روی نه اندیشه نخبگان فرهنگی که در واقع بر اساس آثار آهنگسازان کم تعداد آن زمان به پیش می رفت. موسیقی آن دوره را نباید در خواب و خیال و هوا جستجو کرد، موسیقی انقلاب واقعیتی بود که در بستر خاص خود جاری گردید.