گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

این جنبه‌های مختلف یا دلالت‌های چندگانه مربوط به یک فرهنگ امروزی و صنعتی یا نیمه‌صنعتی هستند اما آیا در یک فرهنگ پیشا‌صنعتی هم می‌توان قایل به آن شد؟ این بستگی دارد به این که تمایز میان فرهنگ توده و نوعی فرهنگ عالی وجود داشته باشد یا نه. اما هر چه باشد معمولاً در این دوره تولید صنعتی (یا تجاری انبوه) موسیقی وجود ندارد.

کسانی از میان خود مردم برای مردم موسیقی می‌نوازند، این همان وضعیتی است که در بسیاری از فرهنگ‌های محلی به چشم می‌خورد. در حقیقت مناسبات تولیدشان با موسیقی مردم‌پسند به معنای مورد استفاده در اینجا متفاوت است.

در ایران تا چند دهه‌ی پیش مطرب‌هایی بودند که فارغ از سبک کارشان (که بررسی‌اش پیچیده خواهد بود) مصرف موسیقی روزمره‌ی مردم را تامین می‌کردند. احتمالاً موسیقی اینها را می‌توان موسیقی مردم‌پسند دوران قاجار (در مقابل موسیقی دربار) به حساب آورد، هر چند ممکن است تفاوت مواد و مصالح در آنها به قدر موسیقی پاپ و کلاسیک امروزی ایران نباشد.

موسیقی مردم‌پسند یا موسیقی با مناسبات تولید مربوط به سرگرمی و تجارت، سبک‌ها و گونه‌های مختلفی دارد که بعضی از آنها بسیار شهره‌اند: جز، راک، کاونتری، بلوز، هیپ‌هاپ، هارد راک و… بعضی از اینها تاریخ طولانی (نزدیک به یک قرن یا بیشتر) دارند و در طی فرآیندی که بعداً معرفی خواهد شد اکنون کمتر ممکن است موضوعی سَبُک شمرده شوند (مانند موسیقی جز). برخی دیگر نیز در ابتدا بر بستر سیاسی- اجتماعی بسیار اعتراضی (و در اعتراض به همان مناسبات تولیدی که اکنون بازتولیدشان می‌کند) شکل گرفته و سپس دنیای بازار را به تسخیر خود درآورده‌اند و به هر حال از آن جهت که با موضوعی با اهمیت یا جدی (مانند اعتراض سیاسی) پیوند خورده‌، اهمیتی یافته‌اند که آنها را متمایز می‌کند.

ارزش‌گذاری در این نوع موسیقی که با فرآیند‌های بازاریابی و صنعت‌ِ فرهنگ ارتباط تنگاتنگ دارد گاه تحت تاثیر عواملی دیگر نیز قرار می‌گیرد. از جمله اعتبار و ارزشی که از طریق تاثیرگذاری بر حوزه‌های فراموسیقایی به‌دست می‌آید. برای مثال موسیقی «راک» در ابتدا پیوندی با جریان‌های اعتراض سیاسی- اجتماعی داشته و یک موسیقی معترض به شمار می‌آمده است.

همین عامل اعتباربخش (با وارد کردن مفاهیمی مانند «جدیت»، «تعهد»، «خاص بودن» و…) آن را نشان‌دار کرده و امروز نیز در میان کنش‌گران موسیقی مردم‌پسند یا طرفدارانشان گاهی هنگامی که می‌خواهند تمایزی ارزش‌گذارانه ایجاد کنند، می‌گویند: «این پاپ نیست، راک است.» یا موسیقی جز در بخش بزرگی از تاریخش توسط نیروهای اجتماعی تحول‌خواه در غرب مفهومی نزدیک به آزادی و ضدیت با تبعیض ‌نژادی داشته است. علاوه بر آن به دلیل ویژگی‌های موسیقایی (عواملی مانند هارمونی متفاوت، ایده‌های بسط و گسترش و حضور روندهای بداهه در آن) و بیش از یک قرن پاییدنش نوعی فرآیند کلاسیک شدن را از سر گذرانده و امروزه نوعی اعتبار از همان دست که اشاره شد، به‌دست آورده است.

در این هنگام «سجاد پورقناد» به اعتراض گفت که نمی‌توان به گفته‌های کنش‌گران یک حوزه کاملاً اعتماد کرد زیرا به نظر وی آنها گاه برای خود اعتباری نابه‌جا قایل می‌شوند. او نام‌گذاری سبک‌ها، مکتب‌ها و گونه‌های موسیقی مردم‌پسند را من درآوردی و بازاری خواند و اعتقاد داشت که اینها با اندکی تغییر نام سبکشان را تغییر می‌دهند. تغییراتی که به زعم او چندان با اهمیت نیست و نشانه‌ی تغییرات سبک نمی‌تواند باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آگاهی بی پایان (I)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید، بیان دیدگاه و اندیشه ای است که در قالب تجربه فردی با قید نسبی بودن به اهمیت کشف آگاهی– شناخت و درک ماهیت وجودی انسان در ارتباط با هستی بیکران به عنوان یک بنیاد و شالوده اساسی برای خلق اثر هنری فاخر پرداخته شده است.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VIII)

در هر حال، دکتر صفوت خودشان در این زمینه خیلی داشتند کار می‌کردند و می‌دانیم که ایشان هم شاگرد ابوالحسن صبا بودند، هم شاگرد حبیب سماعی و هم شاگرد حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد. حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد قبل از اینکه نزد میرزاعبدالله کار کند شاگرد مهدی صلحی (منتظم‌الحکما) سه‌تار زده بوده و تخصص اصلی‌اش هم در نواختن سه‌تار بوده است. آقای دکتر صفوت روایت دیگری از ردیف میرزاعبدالله را که از حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد یاد گرفته بودند کار می‌کردند و آقای دکتر پورجوادی که از شاگرد و نوجوانی شاگرد دکتر صفوت بودند ضبط‌های کلاسش را برای ما می‌گذاشت و می‌شنیدم.

از روزهای گذشته…

سارا وائوگن (I)

سارا وائوگن (I)

سارا لوئیز وائوگن (Sarah Lois Vaughn) اگرچه به عنوان یک خواننده جاز شناخته شده، اما خود با آن موافق نبود، فعالیت او در زمینه جاز همانند عرصه فعالیتش در پاپ است، اما در موسیقی راک به ندرت اثری از این خواننده با استعداد شنیده می شود. او خود گفته است: “من نمی دانم چرا مرا خواننده جاز می شناسند شاید تنها برای آنکه با این موسیقی بزرگ شده ام، من جاز را هیچ گاه رها نخواهم کرد اما یک خواننده جاز هم نیستم. برای مثال بتی کارتر (Betty Carter) خواننده جاز است زیرا این تنها سبک موسیقی است که او می خواند و دنبال می کند. من در دوره ای به عنوان خواننده بلوز نامیده شدم، اما خودم را مختص به هیچ سبکی نمی دانم.”
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VI)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VI)

به نظر میرسد پاد زهر موزاک چیزی شبیه پانک باشد. به عنوان آغازی برای بحث درباره پانک و توسعه ملاخطات بالا در باره رابطه موسیقی و کالایی شدن، می خواهم ابتدا به یکی از آثار نقاشی بزرگ جکسون پولاک یعنی «ریتم پاییزی» (Autumn Rhythm) رجوع کنم، که یک نقاشی – شبیه کارهای معمول پولاک– است، و بخصوص مورد تحسین موسیقیدانهای جاز آزاد می‌باشد.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (XI)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (XI)

این راپسودی که به صورت تم و واریاسیون برای پیانو و ارکستر نوشته شده، مبتنی است بر کاپریچیوی معروف “نیکولو پاگانینی”، چهره ای غول آسا در نوازندگی ویولن و آهنگساز ایتالیائی که در سال ۱۹۳۴ به اتمام رسید. پیش از راخمانینوف، “یوهانس برامس” و “فرانتس لیست” هم بر روی همین تم پاگانینی واریاسیونهائی ساخته بودند و راخمانینوف نیز در راپسودی خود از ایده آنها بهره برده است.
مرروی کوتاه بر  تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (I)

مرروی کوتاه بر تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (I)

اگر تاریخ نگاری را ثبت احوال جامعِ رویدادهای گذشته بدانیم و تاریخ نگاری موضوعی در حوزه‏ ی موسیقی را بررسی و بیان مبدأ و ریشه‏ های شکل ‏گیریِ مکاتب و سبک ‏ها همراه با بیان جزئیات فنی موسیقی و رخدادهای شکل دهنده به جریان‏ها در کنار توجه به زندگی افراد تأثیرگذار بر رویدادهای ریز و درشت در این عرصه؛ در نتیجه می‏ توان گفت در ایران تاکنون، جز یک اثر که تقریباً با این تعبیر همخوانی دارد، ما اثری مانند «تاریخ موسیقی آکسفورد» (چند جلدی) و یا چنان که در غرب وجود دارد به صورت موضوعات خُردتر «تاریخ موسیقی غرب»، «تاریخ موسیقی کلاسیک»، «تاریخ موسیقی راک» و امثالهم نداریم (به عنوان نمونه بنگرید به زیگلر ۱۳۹۴).
نگاهی به اپرای مولوی (IV)

نگاهی به اپرای مولوی (IV)

پس از شمس بلافاصله عطار نیشابوری که نقشش را علی خدایی میخواند وارد صحنه میشود با شعر معروف از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست… در واقع شعر مولانا را از زبان عطار میشنویم (۱)؛ در اپرای مولوی حدود هشتاد در صد اشعار از مولانا و بقیه از اشعار دیگر شاعران است (۲) و گاهی قسمتهایی نوشته نویسنده لیبرتو است که در بسیاری از مواقع به قدری متناسب ساخته شده که حتی اهل ادب هم شک میکنند که ساخته مولانا نباشد.
ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

بیشترین اختلاف میان برداشت شماره ۱ (عدد عنوان شده در جدول) و برداشت شماره ۳ (اندازه مقطع طولی ساز در الگوی خط محیطی) بوده، که حدود ۱ میلی مترمی باشد. (این نوسان قابل توجه در ساختار طراحی می تواند مسیر را به سمت طرحی دیگر سوق دهد.)
میزان اهمیت آثار تولید شده

میزان اهمیت آثار تولید شده

در این گفتار کوتاه، سعی برآن دارم که هستی و میزان اهمیت یک اثر که در قالب آلبوم در بازار موجود هست را مورد بررسی و سوال قرار دهم: شاید کمی بیشتر و یا کمتر از دو دهه است که به لطف حضور شرکت های انتشاراتی در ایران، موسیقی تا اندازه ای دارایِ بازار شده است. از حیث این مهم، موزیسین های جوان در یک بستر نسبتا وسیعی امکان ارائه کارهای خود را ابتدا تنها به صورت کاست و حال به صورت سی دی یافته اند. در واقع اوج این اتفاق از دهه ۸۰ با افزایش شرکت ها انتشاراتی و امکانات تولید و پخش، امکان پذیر شده است.
محمد معتمدی و افق پیش رو

محمد معتمدی و افق پیش رو

اولین بار که صدای محمد معتمدی را شنیدم از تلویزیون بود که ساز و آوازی با صدای او پخش میشد، طبق معمول روی تصاویری از طبیعت! این صدا و مخصوصا تکنیک مطلوب او توجهم را جلب کرد، چون در آن زمان کمتر صدای خواننده جوانی را میشنیدیم که از نظر استیل و تکنیک های آوازی در وضعیت خوبی قرار داشته باشد. از همان روز نامش در خاطرم ماند تا اینکه برای اولین بار کنسرت او را به همراه گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی در تالار وحدت دیدم.
تنبک نواز، نه تنبک

تنبک نواز، نه تنبک

نوشته ای که می خوانید گفتگویی است از محمد افتخاری با زنده یاد علی تجویدی که در مجله «کلک» شماره ۱۶ در تیر ماه ۱۳۷۰ به انتشار رسیده است و به کنسرت دو نوازی بهمن رجبی و محمود فرهمند بافی می پردازد.
توبا

توبا

این ساز یکی از کشفیات اخیر است که در ارکستر سمفونیک های دنیا موجود می باشد. توبا برای اولین بار در اواسط قرن ۱۹ میلادی بوجود آمد و جایگزین مناسبی برای Ophicleide (نوعی ساز بادی برنجی) بود.