گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

مدرس پاسخ داد که با این تلقی موافق نیست. و یکی از دلایل درهم‌آمیختگی این سبک‌ها را مرزهای سیالی می‌داند که ویژگی دنیای موسیقی مردم‌پسند است و دیگری، نزدیکی ما به خود رویداد اجتماعی- هنری مورد بحث. او مثال زد که وقتی ما از لحاظ زمانی درون یک رویدادِ در حالِ شدن هستیم به سختی می‌توانیم شکل و شمایل نهایی آن را تشخیص داده و بر آن اساس تمایزی میان آن و چیزهای دیگر قایل شویم. شاید پنجاه یا صد سال دیگر نگاه به این برچسب‌های سبکی ساده‌تر از امروز باشد. از طرف دیگر میزان تغییراتی که لازم است در یک بستر هنری پدید آید تا آن را از زمینه‌ی فعلی متمایز کند («تفاوت» ضروری برای تبدیل شدن به چیز دیگری) نسبت به هر بستر تعیین می‌شود.

بر اساس مثال‌های ارایه شده مدل‌های ارزش‌گذاری در این نوع موسیقی را می‌توان به‌طور خلاصه در سه دسته‌ی زیر گرد آورد:
– ارزش‌گذاری به‌عنوان فرآورده‌ی فرهنگی عالی
– ارزش‌گذاری به‌عنوان سبک جا افتاده
– ارزش‌گذاری به‌عنوان تجاری و تفریحی

مطالعه‌ی موسیقی مردم‌پسند با گرایش‌های مختلفی ممکن است صورت گیرد و نقد آن نیز بر همان بسترها قابل تصور است: جامعه‌شناسیک، انسان‌شناسیک، ایدئولوژیک، سیاسی و موسیقی‌شناسیک. نکته‌ی جالب اینجاست که سه محور اول توجه بیشتری به موسیقی مردم‌پسند دارند به‌ویژه جامعه‌شناسان و کسانی که منتقد سیاسی هستند. معمولاً موسیقی‌شناسی با کندی و تاخیر بیشتری به این دست مسایل می‌پردازد. علاوه بر آن موسیقی‌شناسی به معنای معمولش ابزارها و روش‌هایی دارد که عمدتاً برای مطالعه‌ی موسیقی کلاسیک اروپایی تکمیل شده‌اند و بسیاری از اوقات برای مطالعه‌ی انواع موسیقی مردم‌پسند کارآیی لازم را ندارد. مثال زیر از کتاب «شناخت موسیقی مردم‌پسند» نوشته‌ی «روی شوکر»، با ترجمه‌ی «محسن الهامیان» این موضوع را نشان می‌دهد:
«به توصیف مِلرز از کار فریادهای خیابانی وِرا هال با عنوان «Trouble so Hard» دقت کنید:
«با حذف درجات تونیک گام، این خانم یک مُد پنتاتونیک «شکاف‌دار» ساخته است و نهایت احساس و بیان کلی را از کلماتی که غم و تاسف شدیدی را القاء می‌کنند گرفته است، آن هم بدون زیر و بم کردن فواصل و گوناگونی ریتم، با رنگی (تمبری) خالص و با این همه به شدت نافذ» (ملرز ۱۹۸۶ در شوکر ۱۳۸۴)»

سجاد پورقناد اشاره کرد که این مساله مختص موسیقی مردم‌پسند نیست بلکه در تمامی موسیقی‌های دیگر هم ممکن است پیش بیاید. او نمونه‌هایی از موسیقی کلاسیک را یادآور شد که به نظرش برخورد با ابزار معمول موسیقی‌شناسی با آنها چیزی به دست منتقد نمی‌دهد.

به این ترتیب مسایلی که یک منتقد موسیقی مردم‌پسند امروزه با آنها روبه‌رو است فهرستی است از مسایل موسیقایی و فراموسیقایی که بنا بر اثر یا موضوع مورد نقد می‌توان به آنها پرداخت:
خودِ موسیقی

موسیقی و ویژگی‌هایش یکی از بحث‌هایی است که می‌توان به آن پرداخت. اگر چه این بخش در مطالعات و نقدهای موسیقی مردم‌پسند (به‌ویژه فارسی) کمتر مورد توجه است و اغلب این پیش‌فرض در مورد آن وجود دارد که یک قطعه‌ی موسیقی مردم‌پسند از لحاظ موسیقایی چندان با ارزش نیست. مطالعات انجام شده در جامعه‌ی انگلیسی زبان بر روی آفریده‌های موسیقی مردم‌پسند (دست‌کم در سال‌های اخیر) این پیش‌فرض‌ها را به کناری نهاده و با دیدگاهی بی‌طرفانه‌تر به آن می‌نگرد.

مسایلی از قبیل اهمیت بیشتر اجرا نسبت به آهنگسازی از پیش، جایگزینی اصطلاح (Cover) به جای اجرای مجدد یا تفسیر (و ویژگی‌های آن)، و عموماً دست‌جمعی بودن آن موسیقی (به مفهوم اینکه برخی از آثارش را به سختی می‌توان به یک شخص نسبت داد، چنان‌که در واقعیت نیز بعضی آثار را به نام یک گروه می‌شناسند)، از این زمره‌اند. پی‌آمد این مورد آخر، تفکیک آهنگساز، تنظیم‌کننده، ترانه‌سرا، تولیدکننده، مهندس صدا (یا صدابردار) و نقش هر کدام در فرآورده‌ی نهایی، یا نقد از زاویه‌ی هر یک از اینها (آهنگسازی یا تنظیم یا …)، خواهد بود. موضوعی که البته دست‌کم در موسیقی مردم‌پسند ایران کارهای کمی در مورد آن انجام شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (II)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (II)

از سال ۱۳۲۵ این ارکستر با هدایت پرویز محمود رسما تحت عنوان «ارکستر سمفونیک تهران» شروع به کار می کند و مرتضی حنانه در خاطرات خودش می نویسد: «شب ها به دلیل اینکه نوازندگان هر یک برای کسب به کاباره ها روی می آوردند، من و چند تن از دوستان به زور مانع رفتن آنها به کاباره می شدیم تا آنان را جمع کنیم تا تمرین ها را بتوانیم سر وقت با محمود شروع کنیم. این شده بود دغدغه شبانه من. پرویز محمود تا سال ۱۳۲۸ ارکستر را رهبری می کند و ناگهان در یک عصر غم انگیز خزان، به ما اطلاع دادند که همه ما به مهرآباد جنوبی برویم. من و چند تن از بچه ها به مهرآباد جنوبی رفتیم و دیدیدم که محمود در آنجا از همه خداحافظی کرده و چوب رهبری را برای همیشه رها کرد.
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (I)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (I)

باغلاما سازی زه صدا و از خانواده ی لوت های دسته بلند است، نزدیکترین هم خانواده های این ساز “قپوز” و “چگور” سازهای مورد استفاده ی عاشیق- اوزان های اقوام ترک است. در مقاله ی زیر با خانواده ی ساز “باغلاما” و تغییر و تحولات آن در قرن بیستم به طور مختصر آشنا خواهیم شد.
نقشه‌برداری موسیقایی (IV)

نقشه‌برداری موسیقایی (IV)

نکتۀ اوّل تأثیرپذیری و رابطۀ همۀ هنرها با یکدیگر و با اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود در جامعه است. در این مجموعۀ به هم پیوسته، هر معماریْ از هنرهای دیگر و از جمله موسیقی؛ هر آهنگ‌سازی از هنرهای دیگر و از جمله معماری متأثر است. ادیب معاصر، محمدرضا شفیعی‌کدکنی، در مقاله‌ای با عنوان «ساختار ساختارها» در مجلۀ «بخارا» به این رابطه پرداخته است.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

در چنین وضعیتی کتابی روانه‌ی بازار می‌شود با عنوان «هشت گفتار درباره‌ی فلسفه‌‌ی موسیقی» با این ادعا که اولین کتاب مستقل درباره‌ی این موضوع در زبان فارسی است. ناشر در متنی که در پشت جلد کتاب آورده می‌نویسد: «…دکتر «صفوت» با استفاده‌ی آگاهانه از فرصت‌های مغتنم، به توجیه پاره‌ای از وجوه بنیادین فلسفه‌ی موسیقی پرداخته است.» همان‌طور که از این نوشته پیدا است، خواننده منتظر است که کتابی در مورد بنیادی‌ترین مسایل فلسفه‌ی موسیقی پیش رو ببیند و از منظر آن به دل این عنوان دور از دسترس و جذاب رخنه‌ کند.
بررسی نقش جنسیت در انتخاب ساز (II)

بررسی نقش جنسیت در انتخاب ساز (II)

نظرات پیرامون نقش تفکر جنس گرا در موسیقی معاصر متفاوت است. به عنوان مثال، “Robert Adams” از اعضای “MENC” با توجه به حضور مردان در بین نوازندگان فلوت و زنان در بین نوازندگان ساز های برنجی و کوبه ای، اعتقادی به این تفکر ندارد. اما “George Rowe” از شهر “Windsor Locks” در ایالت کانکتیکات آمریکا، معتقد است که مسئله ی انتخاب ساز موسیقی به جنبه های اساسی شخصیتی فرد باز می گردد.
به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

در هنگام مقایسه کلیه آثار پارت پس از ۱۹۷۶، یک تم بنیادین مشترک وجود دارد و آن امر ماورائی و الهی است. رویکرد پارت به مذهب، جلوه خاصی به خلوص و بی آلایشی نگاه هنرمندانه وی بخشیده است. بسیاری موسیقی پارت را گذار شنونده به “لحظه بیرون زمان” تعبیر کرده اند. از برجسته ترین آثار این دوره می توان به Fratres، Cantus In Memoriam Benjamin Britten و Tabula Rasa اشاره کرد.
فیلیپ گلس (II)

فیلیپ گلس (II)

گلس به تدریج از حال و هوای مرتاض وار موسیقی خود کاست و با گرایش به سمت ترکیبهای پیچیده تر و نمایشی به جایی رسید که از نظر خود به هیچ وجه مینی مال نبود. قطعاتی چون Music in Similar Motion و Music with Changing Parts از جمله این آثار به شمار می آیند.
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

درباره فرهنگ ارمنی از گریگوریان سئوال میکنم. خیلی حرف میزنم. درباره ویژگی های آن میپرسم، درباره خط مشترکی که در شکل های مختلف فرهنگ و هنر ارامنه وجود دارد، درباره استحکام شخصیت فرهنگی ارامنه، در مورد پایگاهش، تاثیراتی که گرفته است، تاثیراتی که داشته است و چیزهای دیگر. اما تمام اینها از آن رشته سئوال هایی است که گریگوریان در پاسخ آن، حرف خودش را می زند:
این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

هکتور برلیوز (۱۸۶۹ – ۱۸۰۳) آهنگساز رمانتیک فرانسوی و از نخستین رهبران بزرگ ارکستر، اثر مشهور خود سمفونی فانتاستیک را در ۲۷ سالگی‌اش تصنیف کرد. زمانی که همه‌ی نامه‌های عاشقانه‌اش به هاریِت اسمیتسون -بازیگر تیاتری که او را نخستین بار در نقش افلیا در نماشنامه‌ی هملت دیده و به او دل‌ باخته بود- بی پاسخ ماند و اسمیتسون نیز از پاریس به شهری دیگر رفت. اسمیتسون -منبع الهام سمفونی فانتاستیک- بالاخره این اثر را دو سال بعد شنید و نبوغ برلیوز او را تحت تأثیر قرار داد. آن دو باهم ازدواج کردند که این وصلت فرجام خوشی نداشت و چند سال بعد به جدایی انجامید. سمفونی فانتاستیک آنگونه که برلیوز نیز توضیح داده‌است، ماجرای آهنگسازی جوان است که ناکام از عشق، خود را با تریاک مسموم می‌کند. در خوابی سنگین فرو می‌رود و دلهره‌ و درد، کابوس‌وار در ایده‌هایی موسیقایی جانش را تسخیر می‌کنند.
اجرای اثری از شاهین مهاجری درفستیوال موسیقی میکروتونال نیویورک

اجرای اثری از شاهین مهاجری درفستیوال موسیقی میکروتونال نیویورک

موسسه AFMM – American festival of microtonal music در سایت رسمی خود اعلام کرد قرار است به مناسبت سی امین سالگرد تاسیس خود و در فستیوال موسیقی Microfest 2011 اثری از شاهین مهاجری، محقق و آهنگساز میکروتونال و نوازنده تمبک را اجرا نماید.