تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

سخن از این است که اگر شما انگشت‌گذاری مورب را برگزینید، بسیاری از مشکلاتی که در انگشت‌گذاری عمود با آن مواجه بوده‌اید برطرف یا آسان‌تر خواهد شد. برای مثال:
۱- اختلافِ تواناییِ انگشتان در فاصله‌گرفتن از هم، با انگشت‌گذاریِ مورب آسان‌تر جبران می‌شود. ایجادِ فاصله‌ی بزرگ‌تر بِینِ انگشتِ دوم و سوم در حالت مورب بسیار آسان‌تر است.
۲- تلاقی انگشتان با گریف می‌تواند با زاویه‌های یکسان انجام شود.
۳- انگشتانِ کم‌توان می‌توانند از فاصله‌ی دورتری روی گریف فرود بیایند.
۴- طبیعی‌ترین وضعیتِ ساعدِ دستِ چپ در نواختن ویولنسل جایی‌ست بینِ دو حدِ نهایتِ گردشِ ساعد (بین بیشترین گردش به داخل و بیشترین گردش به بیرون)، به طوری‌که کفِ دست رو در روی زمین قرار بگیرد.
۵- درکِ وزن در انگشت‌گذاریِ مورب آسان‌تر است، چراکه اشیاء، هم‌راستایِ گرانشِ زمین جابجا می‌شوند.
انگشت‌گذاریِ مورب در پوزیسیونِ بسته

دیدگاهِ من
در هر دو روش انگشت‌گذاری، نقاطِ قوت و ضعفی وجود دارد. در اینجا به ضعف‌های هر دو روش اشاره می‌کنم:
ضعف‌های انگشت‌گذاریِ عمود

فشار نامطلوب:
گرچه همه‌ی بکارگیرندگان روشِ عمود اصراری بر این ندارند، اما طبعاً تاکید بر حفظ وضعیت عمود، این تمایل را ایجاد می‌کند که انگشت‌ها به طور مداوم در محل نت‌ها با زاویه‌ی ۹۰ درجه نگه داشته شوند. این تمایل مزایایی دارد، اما نهایتاً می‌تواند فشار مضاعف روی پنجه را در پی داشته باشد. به باور من، روشن است که نگه داشتن «مداوم» انگشتان بر رویِ نت‌ها و با حفظ حالت اعمال شده به آنها، ضرورتی ندارد. این مسئله، بخصوص در نواختن با سرعت پایین، هنگامی که ویبراسیون بکار می‌رود، کاملاً محسوس است. حتی در نواختن با سرعت میانه هم، وجودِ اندکی رهایی بین انگشت‌ها می‌تواند باعث استراحت دست شود.

فاصله‌دادن به انگشت‌ها: مدافعانِ انگشت‌گذاری مورب، هنگام ادعای اینکه تنظیم فاصله‌ی انگشت‌ها در وضعیت مورب آسان‌تر است، برگِ‌ِ برنده‌ای دارند. برای درکِ بهتر از موضوع این تجربه را بیازمایید؛ با گرفتنِ حالتِ انگشت‌گذاری عمود، سعی کنید انگشتِ دوم و سوم‌تان را از هم دور کنید. اکنون به انگشت‌گذاریِ مورب تغییرِ حالت داده و بکوشید همان دو انگشت را از هم دور کنید. برای بیشترِ ویولنسل‌نوازان تنظیم فاصله‌ی بینِ این دو انگشت در روشِ انگشت‌گذاریِ مورب آسان‌تر است.

حالت طبیعیِ شست: گرچه من با این قانون که شست یکسره باید روبروی انگشت دوم نگه داشته شود موافق نیستم، اما اگر شما از این قانون پیروی می‌کنید، باید بدانید که این کار در انگشت‌گذاری عمود، صَرفِ انرژی بیشتری را نسبت به وضعیت مورب طلب می‌کند. در زمانِ نواختن با انگشت‌گذاریِ مورب، اگر خطی فرضی را که با گریف زاویه‌ی ۹۰ درجه می‌سازد در محلِ انگشتِ دوم در نظر بگیرید، درخواهید یافت که به طور طبیعی انگشتِ شستِ شما در انگشت‌گذاریِ مورب در مقایسه با انگشت‌گذاریِ عمود، به نقطه‌ی مقابلِ انگشتِ دوم نزدیک‌تر خواهد بود.

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

تکروی بااستقامت! (II)

نتیجه همان که در سال ۱۳۴۹ براثر «مشکلات سیاسی» از بانک کشاورزی اخراج شد. مخالفت با رژیم شاه در آن زمان بین روشنفکران عادی بود اما بین موسیقیدانان که عموما به جماعتی محافظه کار و خطرگریز و «صلح کل» نامیده شده اند، چنین مخالفت هایی اصلا رایج نبود بلکه سازش با وضع موجود و تلاش درجهت جلب منافع مادی بود که ارجح شمرده می شد. نتیجه هرچه بود، رجبی دیگر به کاردولتی برنگشت و زندگی «بهمن گونه و رجبی وار» او از آن زمان شکل گرفت. او هنرمندی بود برخلاف جریان آب. به شب نشینی و مطربی نمی رفت، از ارباب قدرت بیزار بود، از تعارف و حفظ ظاهر به قیمت ریاکاری نفرت داشت و صراحت تلخش دشمن تراش بود، اهل مطالعه بود، ورزش حرفه ای را برگزیده و کوهنوردی همیشگی بود.

از روزهای گذشته…

دیوید پی یت

دیوید پی یت

دیوید پی یت (David Pyatt) در سال ۱۹۸۸ در حالیکه فقط ۱۴ سال داشت به عنوان جوانترین برنده جایزه بزرگ موسیقیدان جوان سال BBC شناخته شد. به دنبال این موفقیت او به حرفه نوازندگی سولیستی روی آورد که باعث شناخته شدنش در انگلیس، اروپا، آمریکای شمالی، کانادا و ژاپن شد. او در انگلیس با ارکسترهای مهمی مانند ارکستر مجلسی انگلیس (English Chamber Orchestra)، موزار نوازان لندن و ارکستر هاله کار کرده است. اولین برنامه ای که از او در شبکه BBC پخش شد، اجرای دومین کنسرتوی هورن اشترائوس (Strauss) در سال ۱۹۹۳ بود.
والی: کار موزیکولوگی تا کنون نکردم

والی: کار موزیکولوگی تا کنون نکردم

وقتی من هنرستانی بودم، در روزنامه خواندم که یک موسیقیدان مجاری به نام بلا بارتوک موسیقی محلی مجاری را جمع آوری کرده است، در همان حال و هوای جوانی من هم شروع کردم به جمع آوری و نت نگاری موسیقی محلی ایرانی…
نشست مطبوعاتی مستر کلاس رهبری ارول اردینج

نشست مطبوعاتی مستر کلاس رهبری ارول اردینج

چهارشنبه ۱۲ آبان ماه، نشست خبری ارکستر سمفونیک تهران با حضور علی رهبری (رهبر دائم و مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران)، ارول اردینچ (رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران) در تالار وحدت برگزار شد. این نشست در دو بخش مجزا درباره مستر کلاس ارول اردینج (همراه با ترجمه منیره خلوتی) و بخش دوم مسائل پیش روی ارکستر سمفونیک تهران برگزار شد.
درگذشت اتا جیمز

درگذشت اتا جیمز

اتا جیمز، بانوی افسانه ای بلوز و سول جز، صبح جمعه، ۲۰ ژانویه در بیمارستان پارکویو کامیونیتی در لس آنجلس، در هفتاد و سه سالگی در اثر سرطان خون درگذشت. او چند ماه گذشته را رد مرحله پایانی سرطان خون و دمانس به سر می برده است و پنجشنبه شب به بیمارستان مراجعه می کند اما صبح جمعه فوت می کند. پزشک اتا روز جمعه از درگذشت او اظهار تأسف کرد و گفت: »ما همگی بسیار نارحت هستیم. با توجه به شناختی که از او و گذشته اش داشتم، مایه افتخار بود که مراقبت از او را به عهده داشتم.» همسر و فرزندان اتا در لحظه های پایانی زندگیش در کنار او بودند.
توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

توصیه هایی به حافظ ناظری و بهرام تاج آبادی

دیدن یک مصاحبه و یک فیلم از دو دوست اهل هنرم، مرا بر آن داشت تا این یادداشت را به نگارش در آورم. شاید بعضی اعتقاد داشته باشند که رسم دوستی چنین نیست که انتقادهایی که میشود به صورت خصوصی مطرح کرد، در یک مجله الکترونیکی عمومی کنیم اما با توجه به این اصل که هر واقعه ای که از طرف صاحب اثر به انتشار عمومی میرسد، قابل نقد و انتشار عمومی است، به نقد این وقایع می پردازیم.
به قلم یک بانوی رهبر (IX)

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

قبلا آرام تر حرف می زدم اما با صدایی بلند تر. گاهی آهنگ حرف زدنم به جای این که پایین رونده باشد بالا رونده بود. اما فهیمدم که این کار هیچ اتوریته ای برای من به ارمغان نمی آورد. در عوض صدایم را قوی کردم و زیر و بمی آن از بین رفته است.