گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (IV)

این انگشت باید تا حدِ امکان مورب، آرنج تا حد امکان بالا و شست باید روبرویِ انگشتِ یکم باشد. هنگامِ نواختن با انگشتِ یکم در این حالت، در مقایسه با روش انگشت‌گذاری کاملاً عمود، شما قادر به ایجاد تعادل بیشتری در دست‌تان خواهید بود.

چگونگیِ گردشِ دست در نواختن با سرعتِ پایین
۳- انگشتِ یکم:
این انگشت باید تا حدِ امکان مورب، آرنج تا حد امکان بالا و شست باید روبرویِ انگشتِ یکم باشد. هنگامِ نواختن با انگشتِ یکم در این حالت، در مقایسه با روش انگشت‌گذاری کاملاً عمود، شما قادر به ایجاد تعادل بیشتری در دست‌تان خواهید بود.
۴- انگشت چهارم: این انگشت در روش دوار، باید در وضعیتِ عمودی سیم را بگیرد، در حالی که آرنج در پایین‌ترین ارتفاع و شست روبرویِ انگشت دوم قرار دارد.
و اما چگونگیِ گذر از انگشتِ یکم به چهارم:
۱- انگشتِ یکم: بالاترین ارتفاعِ آرنج (نه در حد افراط!)، بیشترین گردش پنجه و ساعد به داخل، شست روبروی انگشت یکم.
۲- انگشتِ دوم: افتِ اندک در ارتفاعِ آرنج، انگشت‌گذاریِ کمتر مورب، شست کمی به سوی انگشتِ دوم حرکت کرده (به عبارتِ دیگر حرکتِ تدریجی به سمتِ انگشت‌گذاریِ عمود).
۳- انگشتِ سوم: باز هم افت اندک در ارتفاع آرنج، نزدیک‌تر شدن به وضعیت عمودیِ پنجه، شست در نزدیکیِ تقابل با انگشتِ دوم.
۴- انگشتِ چهارم: وضعیتِ انگشت‌گذاریِ عمود، پایین ترین ارتفاعِ آرنج، شست روبروی انگشتِ دوم، بدون حالتِ تمایلی در پنجه.

گردشِ دست در نواختن با سرعتِ بالا
دریافته‌ام که می‌توان از گردشِ دست در نواختن با سرعت بالا هم استفاده کرد، البته با اِعمال اندکی تغییرات به شرحِ زیر:
۱- گردشِ کمتر: میزان گردشِ دست، تابعی‌ از میزانِ سرعتِ نواختنِ شماست. در تمپوی پایین‌تر، گردشِ بیشتری ممکن است و در تمپوی بالاتر زمانِ کمتری برای این کار در اختیار دارید. مزیتِ قابلِ توجه در موردِ گردشِ دست در نواختن با سرعتِ بالا این است که برخی کارها به گروه وسیع‌تری از ماهیچه‌ها محول می‌شود. با این حال لازم است پیوسته دقتِ ویژه‌ای را صرفِ این کنید که در میزان گردشِ دست به هنگام نواختن با تمپوی بالا افراط نورزید.

۲- شست روبرویِ انگشتِ اول می‌ماند. روشن است که زمانی برای حرکت دادن شست به اطراف وجود ندارد. من شخصاً ترجیح می‌دهم که در نوازندگیِ سریع، شست را در مقابل انگشتِ یکم نگه دارم، زیرا باور دارم که این طبیعی‌ترین وضعیت برای دست می‌باشد. برای مثال، وقتی ما دستمان را به کلی راحت می گذاریم، شستِ ما روبروی انگشت یکم قرار می‌گیرد، نه انگشت دوم. پس برای شست، طبیعی‌ترین و راحت‌ترین وضعیت همین است. همچنین، تحمیل فشارِ اضافه بر شست، تاثیرِ منفی رویِ عمکردِ دست خواهد داشت. با شستِ منقبض‌تر، دستِ منقبض‌تری خواهید داشت و هرچه شست رهاتر باشد، دست‌تان رهاتر است. توجه داشته باشید که رهاییِ اندام‌ها برای نوازندگیِ سریع حیاتی‌ست.

مزایای انگشت‌گذاری به روشِ گردشِ دست
۱- در این روش، دست متعادل‌تر باقی می‌ماند.
۲- ساعد به انگشت‌ها در برخاستن و فرود آمدن کمک می‌کند. همیشه همیاری و تقسیمِ کار بهتر است!
۳- در این روش، هنگامِ گذر از انگشتِ موربِ دوم به انگشتِ سوم، ایجاد فاصله‌ی بیشتر، آسان‌تر است.
۴- حرکتِ بیشترِ دست، به ماهیچه‌ها کمک می‌کند تا رها باقی بمانند. این فکر که ما به قصد بهره‌وریِ بیشتر، از حرکات اضافه پرهیز کنیم، می‌تواند انقباض‌های نا‌مطلوبی را در پی‌داشته باشد و مانع از رسیدن به رهاییِ بسنده در دست شود.

در پایان تأکید می‌کنم حرکت ماهیچه‌ها، تا زمانی که حرکتی موثر و کمک‌رسان به سایر اندام‌ها باشد، می‌تواند در استراحت‌دادن به اندام‌های تحت فشار نقشِ بسزایی ایفا کند.

celloprofessor.com

مهدی دولتی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است