برای علیرضا خورشید فر، هنرمندی که سایه ای بلند داشت

از هنگامیکه موسیقی ما در این شش دهه اخیر، بیشتر به جانب موسیقی ارکسترال و چند صدایی (پلی فونیک) تمایل یافت و سعی داشت تا لایه ها و مفاهیم تازه ای را در موسیقی به ذهن و ضمیر مخاطب تشنه ادراکی عمیق تر از هنر بود، منعکس نماید، هنرمندانی با دانش و توان لازم با این راه گام نهادند و با خلاقیت هایی هنر موسیقی ماندگاری بخشیدند.

علیرضا خورشید فر نوازنده ساز کنترباس، سازی که پایه مهم و تعیین کننده در اینگونه همنوازی ها شناخته می شود و شخصیت سازها و اصوات را هدایت می کند، قریب به پنج دهه حضوری تعیین کننده در معنا بخشیدن به هر اجرا داشت.

در تمام این سالها او در سایه سار نغمه های شیرین این سرزمین، صادقانه و آرام، روحی نو با حضورش در هر اجرا می بخشید و لایه ای ارزشکند بر آن می افزود.

حضور او «حضور حاضر و غایب» بود و تجلی طلوع خورشید. ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر موسیقی ملی و ده ها ارکستر و صدها اجرا، هدیه او به زندگی مردمان ما بود.

هیچکس ندانست چگونه قلب پاک او چنین از شادمانی و موفقیت هنرمندای که در جلو صحنه بودند و چنین نیز دوستشان می داشت، می طپید، در یک لحظه از مرز هستی گذشت و طنین نغمه هایش در را در گوش جان جامعه موسیقی و دوستداران نغمه های این سرزمین بر جای گذاشت.

انسانی که آنسان بود و کم نظیر و رفتنش ضایعه ای سخت برای هنر موسیقی ما…
دهم آذر ۹۳

2 دیدگاه

  • هوشنگ
    ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    آقای دکتر ناسلامتی شما ریس هیت مدیره خانه موسیقی هستید و از بزرگداشت حتی کوتاه درباره این دوستتان در همان خانه موسیقی کاری نکردید و الان که فوت کردند فریاد وااسفا سر می دهید؟

  • .
    ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۹۳ در ۷:۱۸ ب.ظ

    آقای هوشنگ عزیز
    شما در ایران زندگی می کنید؟! فکر می کنید برگزاری یک بزرگداشت راحته؟ اجاره سالن ، مجوز حراست، ترتیب دادن برنامه، اختصاص بودجه…. هنوز برای آهنگسازان بزرگ ایران کسی نتونسته یک بزرگداشت در خور بگیره چه برسه به نوازدگان ارکستر سمفونیک.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.
نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (III)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (III)

چهار قطعه گرگانی اما بر خلاف تصاویر روستایی که از ریتم منطقه بخصوصی پیروی نمی کرد، بر اساس تم مشخصی از موسیقی مازندرانی ساخته شده است. این قطعات از کتاب روح الله خالقی (از موسیقی مازندران) انتخاب و استخراج شده اند که بطور کلی بیش از چند میزان نیست اما هنرمند آنرا بسط و گسترش داده و موفق به خلق فضای جدیدی شده است.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (III)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (III)

ایشان آن زمان حدود پنجاه‌و‌هفت، هشت سال داشت و در آخرین برنامه‌ی ما، فکر کنم بیشتر از ۶۰ سال داشت. در فستیوال پراگ در آخرین کنسرتم با ایشان، با من کنسرتو ویلن موتسارت و شومان را اجرا کرد؛ البته کنسرت‌های مشترک زیادی را هم با شرینگ در نورنبرگ، پاریس و… دادم. قرار بود در وین نیز با ارکستر سمفونیک وین کنسرتی بدهیم و دوبل کنسرتوی برامس را بزنیم ولی متأسفانه ایشان فوت کردند! حتی من یک پرتره‌ی بزرگ از ایشان کشیدم و می‌خواستم به ایشان هدیه کنم که متأسفانه عمر ایشان کفاف نداد و این اثر را در منزلم دارم.
بوطیقای ریتم (VI)

بوطیقای ریتم (VI)

گونه‌ی دیگری از به کارگیری هنرمندانه‌ی ابهام متریک زمانی است که دوگانی ابهام-رفع ابهام به کار گرفته شود. یک خط ملودی که ذهن شنونده چند سیستم مختصاتی متریک مختلف برای آن پیشنهاد می‌کند «مبهم» است حال اگر ناگاه الگوهای تاکیدی و گروه‌بندی به گونه‌ای تغییر کنند که یکی از پیشنهادها برازندگی بیشتری بیابد متر دیگر مبهم نیست.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VI)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VI)

فاصله زیرترین و بم ترین نوت این قطعه بیش از پنج اکتاو است؛ اندکی کمتر از گستره صوتی یک پیانو. دست کم این قطعه، نشانه های صریحی از تجربه کودکی پارت در مواجهه با آن پیانوی غول پیکر قدیمی دارد. این مورد در برخی آثار دیگر پارت از جمله Spiegle im Spiegle نیز مشهود است.
هرمان بومان، آوازه خوان هورن

هرمان بومان، آوازه خوان هورن

«هرمان بومان (Herman Baumann) یک موسیقیدان برجسته است، چه به عنوان تکنواز و چه به عنوان همنواز در اجراهای مجلسی. ویژگی های منحصر به فرد نوازندگی او، تن صدای سازش است که می تواند مانند خواننده های اپرا باشد؛ نرمی و آرامی نواخته هاش حتی وقتی که با مدل های قدیمی تر این ساز مینوازد، قابل توجه است.» او پیشگام نواختن هورن های قدیمی (Hand horn) باروک و کلاسیک است.
آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

ارگان های دولتی غالباً عادت کرده اند که چهره های هنری را به گونه ای خاص به کار گیرند، به کار گرفتنی که بیشتر در چهارچوب سیاست های فرتوت خودشان است، چرا که تصور می کنند در حوزه ی هنر هم، پول، نمودار قدرت و نفوذ است، حال آن که پول در برابر هنر خود فاقد معناست.البته این سیاست دولت های غیر دمکراتیک است که پیوسته می کوشند همه چیز را از تملک بشر خارج کرده و خود را مالک واقعی و دائمی آن کنند. برخی از مسؤولین در این نوع از حکومت ها نیز بر این باورند که می توانند چهره های هنری و حتا دانش، آگاهی و اعتبار آن ها را توقیف کنند.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (I)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (I)

مطلبی که می خوانید در اردیبهشت ماه ۱۳۷۰ در مجله چیستا شماره ۷۸ به قلم حمید کریم خانی به نگارش در آمده که شرح حال مفصلی است از یکی از پرحاشیه ترین موسیقیدانان دوره پهلوی اول که به سرپاس مختاری معروف بود.
موسیقی کانتری (III)

موسیقی کانتری (III)

نوع دیگری از موسیقی کانتری تشکیل شده از عناصر هاردکر کلوپ های شبانه رقص ارزان قیمت سوئینگ غربی کم کم بوجود می آید. در اواخر دهه ۱۹۶۰ تولیدات موسیقی آمریکایی، بسیاری علاقمند به بازگشت به ارزشهای راک اند رول شدند. در همان دوره علاقه کمی نسبت به موسیقی کانتری بود و بدین ترتیب نوعی از موسیقی با نام کانتری راک به وجود آمد.
مادری با تار (II)

مادری با تار (II)

ابراهیمی از سال های زندگی در کردستان می گوید: “آن وقت بچه بودم و ۵ سالم بود. پدرم خان بود و خان های بزرگ کردستان می آمدند منزل، ولی مادرم جلوی آنها هیچ وقت ساز نمی زد. مادر من نسبت به زن های دیگر پدرم یک احترام دیگری داشت. من در تهران با موسیقی آشنا شدم.”