موسیقی و طنز (قسمت پایانی)

مجتبی میرزاده
مجتبی میرزاده
کم و زیاد کردن شدت نواخت ها یا نوانس ها، استفاده از مضرابهای پوش و باز و به اصطلاح استاد وزیری “خاموش کردن طنین سیم با انگشت”، استفاده از مالش ها و لغزشها و به اصطلاح گلیساندوها روی ویولون و کمانچه، تلنگرهای غیر عادی روی پوست ضرب و یا دایره و بخصوص استخراج صداهای غیر عادی از سازهای بادی با تکنیک مخصوص، از عوامل مهمی است که در شیوه اجرا مشخص میشود و قاعده ثابتی ندارد که بتوان با مشق از روی آن در این کار مهارت یافت.

امری است غریزی و طبیعی و خدادادی که در بعضی از افراد هست، نظیر استاد مسلم نی در موسیقی ایران که گاه در همنوازی هایشان جوابی فرز و مناسب به نوازنده مقابل میدهند و طنین استخراجی از ساز را با انتخاب تاکیدی خاص در شدت و ضعف نواخت ها و تاکیدها و سکوتها، چنان می آمیزند که حیرت آور است.

از هنرمندان بزرگ گذشته، شادروان استاد ابوالحسن صبا را مثال میزنند که با ویولون، قطعات خود و دیگران را با لحن شوخ مینواخت و گاه کلامی فکاهی روی آنها میگذاشت.

از معاصرین، زنده یاد مجتبی میرزاده در این کار بی نظیر بود و در جای خود از او یاد میکنم.

گاه گاهی استفاده های فکاهی، هزل مابانه و حتی تا مرحله هجو، از صدای سازها انجام میشد که بستگی به مهارت مجری در اجرا داشت. نظیر تقلید بی نظیری که زنده یاد شاپور نیاکان با ویولون خود از صدای حیوانات میکرد و یا شادروان مجتبی میرزاده که در آن واحد، صدای جنگ و دعوای چند حیوان مختلف را روی سازش پیاده میکرد و شنونده از دیدن آن مهارت غرق حیرت میشد.

در اینجا، موسیقی در موقعیت طنز نیست، بیشتر هزل و فکاهه است. حتی اگر نوازنده آن، استادان بین المللی باشند که پنجاه، شصت سال نظیر این عمل را در صحنه های سراسر جهان اجرا کرده و از آن خسته نشده باشد؛ مثل صدای مرغ و جوجه که از کمانچه استاد هابیل علی اف فراوان در می آمد و در تالار اندیشه هم این را شنیده ایم.

audio file بشنوید تقلید صدای حیوانات را با کمانچه هابیل علی اف

پس موسیقی در موقعیت طنز آمیز میتواند نقش داشته باشد، تداعی گری در رابطه با تصویر اولیه شنونده از موقعیت اصل قطعه، در رابطه با تصویرهای ذهنی او و یا تصویرهای عینی که بین او و دیگر شنونده ها مشترک هستند. گاه برخی اجراها بدون این که قصد در کار باشد در موقعیت طنز قرار میگیرند.

Ali Hatamy
تصویری از همنوازی هابیل علی اف و همایون شجریان در تهران
برای اینکه هنگام تنظیم یا نواختن، حفظ فاصله با شکل شناخته شده از آن اثر به انتظار زیبا شناسانه شنونده از صدای سازها و یا شیوه و لحن اجرا، مورد توجه نبوده است. نمونه آن این قطعه است که البته اصل آن بخاطر کهنگی صفحه گرامافون قابل پخش نبود ولی در ذهن اکثر اهل موسیقی هست:

audio file قطعه ای وطن اثر علینقی وزیری با تار ساکت، آواز جمشیدی و پیانوی خلعتبری

در اینجا باز سازی یک سرود مهینی قدیمی مورد نظر بوده است، اما به علت بی دقتی، حاصل کار، تداعی هایی در ذهن شنونده را دارد که میتواند در موقعیتی طنز آمیز تلقی شود. نوازنده تار دارد کار خود را انجام میدهد و موسیقی مورد علاقه خود را میشناسد، اما پدال گیری های نامناسب نوازنده پیانو، قطعه را از روح حماسی و جدیت عاری کرده و به آن لحنی شبیه صحنه های جنگ و گریز شخصیت های کارتون بخشیده است، به طرزی که روی حس و حال صدای تار نیز تاثیر خود را گذاشته است.

یکی از زیباترین نمونه های استفاده آگاهانه از ساز، ریتم و لحن اجرا، در القای حس طنز آمیز، تکه ای است از موسیقی فیلم “تحفه ها” اثر ابراهیم وحید زاده که در سال ۱۳۶۷ تهیه است. اینجا موسیقی، البته برای کمک به تصویر ساخته شده است ولی بدون آن نیز کار کرد طنز آمیز خود را دارد: موسیقی صحنه تعقیب دخترک محصل و توجه حمید جبلی به او ( اجرای پلنگ صورتی با تنبک!)

نمونه دیگر، و به زعم من، عالی ترین نمونه تا امروز، در عرصه موسیقی طنز بیکلام، یکی از ساخته های زنده یاد مجتبی میرزاده است در این قطعه، ملودی اولیه باله دریاچه قو اثر چایکوفسکی، آرام آرام تغییر داده میشود تا به هیت یک رنگ قر کمر دربیاید! تغییراتی اساسی در اینجا، مربوط به ریتم و شیوه اجراست. آهنگسازی و تنظیم و نوازندگی ویولن آن، از زنده یاد میرزاده است که از درخشانترین استعدادهای تاریخ موسیقی معاصر ماست.

در اینجا بسیار مایلم یادی از آن هنرمند غریب و ناشناخته داشته باشم. بیش از چهل روز میگذرد که او را از دست داده ایم. میرزاده در تمام عرصه های موسیقی ایرانی فعال و تاثیر گذار و خلاق بود. از نوازندگی ویولون سه تار و کمانچه، تنظیم ارکسترهای بزرگ، ترانه های پاپ، موسیقی کردی، موسیقی فیلم و حالا موسیقی طنز که مثل سایر آثار او از یاد نرفتنی و دلنشین است.

تاریخ ساخت این قطعه، تابستان ۱۳۵۶ و مربوط به برنامه تلویزیونی”کاف شو” است که به کارگردانی پرویز صیاد و بازیگری زنده یاد صادق بهرامی تهیه شد.

میرزاده در این قطعه، تمام عوامل را به کار میگیرد، فرمول های متعارف را میکشند و کاری ارائه میدهد که به نموی درخشان، از عهده بیان خود بر می آید. کاری مردم پسند و خاصه فهم، مردم از آن لذت میبرند و میخندند، بدون آنکه در بند فهم تعبیر و تفسیر آن باشند و خواص میبینند و به تلخی تامل میکنند که چرا چنین است. چرا پروژه های تجدد ما از اورتور یک اثر کلاسیک شروع میشود و بعد هم ختم میشود به رنگ قر کمر و عادت های جا افتاده تاریخی ما؟! میرزاده به زبان موسیقی میگوید و این کاری است که بعد از ۳۰ سال هنوز هم شنیدنی است.

audio file بشنوید “موسیقی کاف شو” با ویولون مجتبی میرزاده

ضمن آرزوی آرامش برای روان پاک و بی گناه او، از همه شما متشکرم که ماندید و تحمل کردید.

7 دیدگاه

  • حسام
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

    ممنون.عالی بود.چون در این زمینه کم گفته شده

  • maral
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۶ در ۸:۴۳ ق.ظ

    kheili bamaze bud mordam az khande
    eyval dastetun dard nakone :D

  • سنتور ني
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۶ در ۸:۵۷ ق.ظ

    سلام
    مقاله ی تحسین برانگیزی بود.به قول مولوی:
    دیده ای خواهم که باشد شه شناس
    تا شناسد شاه را در هر لباس
    تحلیل این نکات طبع ظریف و باریک بین می خواهد.که شما این کار را انجام داده اید.

  • آرش
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۶ در ۹:۰۳ ب.ظ

    مقاله خوبی بود ولی میرعیلینقی درمورد اون آهنگ ای وطن هوای دوستاشو داشت و نخاست ناراحتشون کنه چون اونهام داشتن به همون اندازه پیانو کمدی و مثل آهنگای مهد کودک قطعه رو میزدن

  • hossien
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱:۲۹ ق.ظ

    دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
    به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۸۷ در ۳:۵۶ ق.ظ

    ravan shad ostad mirzadeh gohari az daryae esh gh va beee badel tareen navazandeh va tanzim konandeh
    az shahre ashghan , kermanshah
    ashkan .dk

  • ramin
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ب.ظ

    omidvaram behtar she….fadaton she….

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

سازهای موسیقی ایرانی سازهای کهنی هستند و موسیقی ما نیز موسیقی کهنی است. اگر بخواهید نظر بنده را بدانید، من مطمئن هستم که در آینده نسلهای بعدی این تعصب جاهلانه را کنار خواهند زد و سازهای ما هم مثل افکار و رفتار و کردار و منش و تفکرمان پیشرفت خواهند کرد و آنروز روزی خواهد بود که مثل اروپاییان که سازهایی چون ربک و ویول و لاوویول و کلاوسن و هارپسیکورد را در موارد خاص برای شنیدن موسیقی کهن یا بهتر بگوییم، موسیقی قرون وسطایی خود استفاده می کنند، ما نیز از این سازها برای شنیدن موسیقی قرنهای گذشته ی خود استفاده کنیم… این محقق نمی شود مگر اینکه امروز به تجربیات و تلاشهای افرادی چون استاد شجریان عزیز و استاد قنبری مهر گرامی ارج نهیم و به آنها توجه کنیم و بجای کوبیدن و به سخره گرفتن و مقایسه های بی ربط، مطالعه علمی کنیم و انتقاد سازنده کنیم و محققانه آنرا تبدیل به یک علم کنیم و از آن پلی بسازیم برای به پیش رفتن و نه چسبیدن به تعصبات و توهمات کهنه…. ولی اول باید به عقاید خودمان به دیده ی”شک و تردید” بنگریم چیزی که من در استاد شجریان دیدم و به همین دلیل تا آخرش ایستاده ام…
تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

هرچند آماتی و استرادیواری، در مرحله اول حرفه اش، برای سازها از ورنی طلایی رنگی گرم با سایه های مختلف استفاده می کردند اما در این زمان (آغاز قرن هجدهم) بود که استرادیواری به ورنی نارنجی متمایل به قرمز روی آورد که به استاندارد سازهایش تبدیل شد. با آغاز قرن هجدهم، استرادیواری به دوران طلایی حرفه اش رسید که تا دهه بیست این قرن ادامه داشت.
مروری بر آلبوم «بوم خیال»

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.
رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (IV)

رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (IV)

چنین گفت مولای بزرگ خواجه نصیر الدین طوسی که خداوند خاک بر وی خوش کناد و گور او معطر کناد که: علم موسیقی از دو علم تشکیل شده است.
گفتگو با هوشنگ ظریف (II)

گفتگو با هوشنگ ظریف (II)

ظاهراً حدود یک سالی ارکستر تعطیل شد. بله به دلایلی تعطیل شد. بچه‌ها هم یکسری‌شان رفتند شهرستان. چند ماهی که گذشت آقای پایور به من زنگ زدند که بیا منزل بنشینیم و ساز بزنیم و کار کنیم. رفتم و تمریناتی را شروع کردیم. بعد به ایشان گفتم این قطعات به هر حال تنبک هم لازم…
ادامهٔ مطلب »
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال در زمانی که به عنوان سولیست کار خود را ادامه می داد در گروه هایی نیز به نوازندگی می پرداخت در سال ۱۹۴۶ نوازنده ابوا Pierre Pierlot و رامپال Quintette a Vent Francais (کویینتت بادی های فرانسوی) را تاسیس کردند که از گروهی از دوستان موزیسن که در طول جنگ کار میکردند تشکیل شده بود: Rampal و Pierlot و نوازنده کلارینت، Jacques Lancelot باسونیست Paul Hongne, و نوازنده هورن Gilbert Coursier.
هنر شنیدن (I)

هنر شنیدن (I)

هر حسی آنګاه که مستقل به کار ګرفته شود، دریچه ای است برای دست یابی به عرصه خیال و میدانی برای تجربه خلاق ذهنی. هرچه بر تعداد حس ها در قلمرو و ارتباط با اثر افزوده می شود از دامنه پرسش آفرینی نسبت به پدیدار بویژه در عرصه ارتباط به اثر هنری کاسته می شود. نمونه های زیادی می توان عرضه کرد.
موسیقی بلوز (II)

موسیقی بلوز (II)

بلوز از شاخص ترین فرمهای هنری موسیقی غرب به شمار می رود که بر سایر سبکهای موسیقی و به خصوص موسیقی راک تاثیرات عمیقی داشته است. به همین جهت شناخت دقیق تر بلوز و تامل در ریشه های تاریخی آن امری ضروری به نظر می رسد.
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (II)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (II)

۲- یکی از معتبرترین مراجع بین المللی مورد استفاده در ارزیابی آموزش و یادگیری ریاضی و علوم در سطح جهان (که در مقالات مرتبط با هوش مورد استفاده قرار می گیرد) مطالعه ای به نام “TIMSS” یا (Trends in International Mathematics and Science Study) است که توسط موسسه بین المللی “The International Association for the Evaluation of Educational Achievement” یا “IEA” انجام می شود(۵).
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (II)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (II)

گسترش جغرافیای سیاسی اروپا (به ویژه آلمان بعد از بیسمارک، و امپراتوری هاپسبورگ) (۲)، دیدگاه‌های فلسفی هگل در مورد تاریخ و ماتریالیسم تاریخی مارکس (۳) را نیز نباید از نظر دور داشت که در مورد سوم وضعیت اقتصادی-سیاسی-اجتماعی بشر فرگشت اجباری می‌پذیرد و نوعی جبر تاریخی را پیش می‌نهد.