مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (IV)

در قرن پانزدهم، عبدالقادر مراغی در کتاب «جامع الالحان» ساختار و عملکرد عود و سازهای مشابه آن را بررسی کرده‌است (عود قدیم، عود کامل، تحفه‌العود، پیپا و شاهرود). او با استفاده از تکنیک‌ها و «ترجیعات»، مضراب عود را معرفی کرده است (Sezikli.2011:235-252). عبدالعزیز عودنواز فرزند عبدالقادر مراغی و نوازنده‌ی سلطان محمد فاتح، در کتاب «نقاوه‌الادوار» درباره‌ی عود مطالبی مشابه اطلاعات ارائه شده در کتاب پدرش را بیان کرده است (Koc.2010,46,50). از پایان قرن نهم تا قرن سیزدهم هجری، سازهای تنبور (۵) و نی به تدریج جایگزین عود شدند (Tanrikorur.2001:189)؛ علت این امر تا حدود زیادی به سبب علاقه‌مند شدن عثمانیان به سازهای تنبور و نی و گسترش سماع بوده‌است. در پایان قرن سیزدهم هجری، تلاش‌های شاکر پاشا، نوازنده‌ی عود و ویولن، موجب شد که شایستگی و ارزش ساز عود بیشتر شناخته شود. جینوچن تانریکرور نوازندگان عود بعد از این دوره را به سه دسته تقسیم کرده‌است: نوازندگان کلاسیک، فانتزی‌نوازان خلاق و نوازندگان بازاری (Tanrikorur,2001:189). می‌توان افرادی مانند نوروز بیگ و شریف ایچلی را نمایندگان سبک کلاسیک در نظر گرفت. نوازندگان این سبک از روش جمیل ‌بیگِ تنبوری پیروی می‌کردند. از جمله آخرین نمایندگان این سبک می‌توان به جاهد گوزکان، جینوچن تانریکرور، عثمان نوری اوزپکل، نجاتی چلیک و سمیم قراجا اشاره کرد. نمایندگان سبک موسیقی فانتزی و خلاق، شامل افرادی مانند شریف محی‌الدین تارگان، یورگو باجانوس، بایرام جوشکونر (که در جست‌وجوی سبک‌های متفاوت بود)، منیر نورالدین بکِن، محمد امین بیتمِز و یاردال توکجان هستند. عود نوازان مردم‌پسند یا بازاری نیز افرادی همچون سلانکلی احمد و قدری شنچالار هستند. نوازندگی آنها تحت تأثیر موسیقی عربی ا‌ست که معمولاً در کلوپ‌های شبانه اجرا می‌شود. به نظر جینوچن تانریکرور، موفق‌ترین عودنواز معاصر یورگو باجانوس است (Tanrikorur,2001). قوت صدای مضراب، ویژگی خاص اجرای باجانوس است، چنان که می‌توان آن را با صدای چکش بر سندان مقایسه کرد. او موسیقی سنتی و ویرتوئوزیته را با ذوق و مهارت بسیار در هم آمیخته ‌است. ۳٫ متدهای آموزشی عودنوازی پس از جدا شدن بخش موسیقی ترک از دارالالحان در سال ۱۹۲۴، برای ارتقاء سطح عودنوازی در موسیقی ترکی نیاز به تألیف روش‌هایی بود که بیشترین سطح تأثیرگذاری را داشته باشند. در پی آن، آموزش سنتی موسیقی ترک یا «مشق» دچار اختلال‌هایی شد و سبک آموزش استاد به هنرجو تغییر کرد. به همین سبب، در آموزش عود کاستی‌هایی پدید آمد. در سال ۱۹۷۴ با تأسیس هنرستان موسیقی ترکی و دیگر هنرستان‌ها، برخی از روش‌های آموزش عود تألیف شد. موسیقی ترک و آموزش عود بین سال‌های ۱۹۲۴ تا ۱۹۷۴ با کمک و تلاش‌های فردی و نهادهای مدنی رواج یافت. روش‌های آموزش ساز عود که در تاریخ موسیقی ترک منتشر شده، معمولاً با هدف کسب مهارت لازم برای اجرای فنی این ساز تألیف شده‌اند. هر متدی با هدف پیشرفت بیشتر در اجرای تکنیکی تألیف شده‌است، اما یادداشت‌ها و نوشته‌هایی نیز در دست است که استادان امر برای هنرجویان خاص خود نوشته‌اند و اکنون به عنوان متدهای آموزشی از آنها استفاده می‌شود. به همین سبب، هرچند نوازندگان عود شاید در مقایسه با نوازندگان سازهای موسیقی غربی بد اقبال باشند اما در قیاس با نوازندگان دیگر سازهای موسیقی ترکی خوش اقبال‌اند. پی نوشت ۵ – منظور تنبور عثمانی ا‌ست. این تنبور با سازی که در ایران با این نام شناخته می‌شود کاملاً متفاوت است. م ۶ -Classic, fantasist-innovative and marketable styles.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

هماهنگی در موسیقی ایران (III)

خوب بخاطر دارم وقتی اولین بار می خواست برای آهنگی در مایه سه گاه، هم آهنگی بنویسد دچار اشکال بود و بالاخره دریافت که شاهد سه گاه را نباید پایه آکورد قرار داد زیرا پنجم آکورد ناقص می شود. بنابراین بعد از مطالعات زیاد گام سه گاه را طوری نوشت که نت شاهدش درجه سوم گام باشد مثلاً در سه گاه سی کرن (راست کوک ویلن) آکورد درجه اول را: سل، سی کرن، ر تعیین کرد و آنها که امروز بخیال خود مبتکر هماهنگ کردن نغمات ایرانی هستند و همین اسلوب را بکار می برند شاید ندانند که این ابتکار نخست از طرف وزیری بوده است. یا اینکه تشخیص داد که گام شور پایین رونده است و آکورد در درجه اول شور لا (راست کوک ویلن) لا – دو – می نیست بلکه لا – ر – فا است و از این قبیل مثالها زیاد که موجب طول کلام می شود.

فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد

دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های سنی متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. در متن فراخوان آمده است:

از روزهای گذشته…

بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (III)

بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (III)

او آنچه رایس به عنوان مدل مریام نمایش داده را «استخوان‏های لختِ این مدل» تعبیر می‏ کند. در این‏باره اِلِن کاسکف (۱۳۸۵: ۱۶۵) بیان می‏کند: «نوعی فُلکلُر درباره‏ سادگی فریبنده‏ [… مدل مریام] رشد کرده که احتمالاً روابط پیچیده ‏ترِ میان انسان، موسیقی و فرهنگ را که شاید مورد نظر مریام بوده از نظر پنهان کرده ‏است». در این راستا او براساس بررسی دقیق‏ترِ توضیحاتِ مریام ساختار و شکل پیچیده‏ تری از مدل مریام را نشان می‏دهد (نک. همان: ۱۷۰). در واکنش به نظر دیگر رایس، سیگر دلیل رویکردهای متنوع شاگردان مریام در پژوهش‏های انسان‏ شناختی موسیقی که منجر به گزارش نتایج مختلف شده را نه محدود بودن آن‏ها، بلکه به خاطر مبتنی بودن «مباحثات و کار»ِ آن‏ها بر آثار اندیشمندانی مانند مارکس، وبر، دورکهایم و زیمل می‏ داند.
اریک ساتی (I)

اریک ساتی (I)

اریک ساتی (Alfred Éric Leslie Satie) آهنگساز و پیانیست فرانسوی، متولد ۱۷ مه ۱۸۶۶ هنفلور است. اولین آهنگ خود را در سال ۱۸۸۴ ساخت و نام خود را به عنوان اریک ساتی (Erik Satie) امضا نمود. ساتی در سال ۱۸۸۷ به عنوان “ژیمنوپدیست” (gymnopedist) خوانده شد، کمی پیش از آنکه مشهورترین اثر خود “ژیمنوپدی” (Gymnopédies) را خلق کند؛ ژیمنوپدی، واژه یونانی است به معنی‌ “جشن کودکان برهنه”.
ودیم رپین

ودیم رپین

ودیم رپین (Vadim Repin) ویلنیست مشهور روسی، متولد ۱۹۷۱ نووسیبریسک است. روزنامه دیلی تلگراف، چاپ لندن درباره او نوشته است: “وقار ودیم رپین در هنگام اجرا بر روی سن و تفسیر گرم و متبحرانه ای وی، ویژه این موسیقیدان برجسته معاصر می باشد.” ودیم رپین نواختن ویلن را از ۵ سالگی آغاز کرد و تنها پس از شش ماه اولین اجرای عمومی خود را برگزار نمود! وی در شهر زادگاهش تحت تعلیم زاخار برون (Zakhar Bron) قرار گرفت. در ۷ سالگی برای اولین بار به همراه ارکستری کنسرت داد و در یازده سالگی اولین اجرای رسیتالش را به روی سن برد.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (II)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (II)

دارای پنج سیم جفت است که با انگشت گذاری بر روی هر جفت سیم آن می توان صداهای زیادی تولید کرد مثل ماندولین این ساز دارای دسته نسبتا” کوتاه است و بدین جهت وسعت آن چندان زیاد نیست.
Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال

Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال

باب گلدوف، موسیقیدان راک فعال در عرصه سیاسی و اجتماعی، پس از گذشت بیست سال از کنسرت جهانی و بسیار موفق Live Aid در سال ۱۹۸۵، که برای کمک به آفریقای دچار قحطی، به اجرا در آورده بود…
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (III)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (III)

باید گفت ابتهاج در زمره ی شاعرانی است که پیوند میان اندیشه و تخیل را با مهارتی وصف ناپذیر به وجود آورده و این گونه به شاعری ماندگار تبدیل شده است. سلطانی در ادامه می نویسد: “موسیقی در غزل کلاسیک به استثنای بخشی از غزلیات مولوی غالبا با تکیه بر عنصر درونی شعر که همان ضرباهنگ و انگاره های ریتمیک عروض است پیش می رود اما در شعر ابتهاج بر عنصری بیرونی و تقارن کلمات و آهنگ حروف و تعدد حروف مشابه است که ساخته می شود” اول باید گفت ضرباهنگ شعر جزء موسیقی بیرونی شعر محسوب می شود و نمی دانم تحت چه استدلالی پیمان سلطانی آن را عنصر درون شعر معرفی کرده است. دوم اینکه موسیقی در تمام غزلهای کلاسیک که استثنایی هم ندارند در چهار حوزه ی موسیقی بیرونی، موسیقی درونی، موسیقی کناری و موسیقی معنوی روی داده است.
سرگشته در تودرتوی زمان (I)

سرگشته در تودرتوی زمان (I)

از «لالایی زیر آوار» تا «زرمان» راهی است از سبکبال رفتن جوانی تا هیمنه و شکوه بلوغ، آکنده از آن لحظه‌های ناپیدا که به چشم نمی‌آیند و هستند. همان لحظه لحظه‌های ریختن قهوه‌ی صبحگاهی یا می شامگاهان که چون پروانه‌های رنگی میان تارعنکبوت زمان از پریدن باز ایستاده‌اند. منجمد یا غیر از آن، این لحظه‌ها اکنون سپری شده و اینجاییم، مقابل آثاری امروزی از آهنگسازی که پیش‌تر از این هم اعلام کرده بود سر در پی نوجویی دارد.
فواصل زمانی (III)

فواصل زمانی (III)

همچنانکه قبلا ذکر شد، ممکن است زمان بندی موسیقی از نسبتهای سیستم نمائی خارج شود و به سوی فواصل تبدیلی (تقسیمات مضرب اعداد فرد مانند ۳،۵،۶،۷،۹،۱۰،۱۱،۱۲،۱۳،…) گرایش پیدا کند. شیوه نت نویسی رایج در این موارد بر اساس تقسیم یک فاصله ساده به ۳،۵،۷،۹،۱۱ و… بخش است (مانند فاصله چنگ تریوله که حاصل تقسیم بر ۳ شدن فاصله سیاه است).
“موسیقی همه زندگی من است” (VI)

“موسیقی همه زندگی من است” (VI)

فلسفه ما بر مبنای صداقت موسیقی است، هر کاری که انجام می دهیم با موسیقی و صوت ارتباط پیدا می کند. فکر می کنم بهترین قاضی آثار سارا وائوگن خود شخص اوست. من سعی می کنم جهت اجراها را به سمت و سویی بکشانم که به او این امکان را دهد که آنچه را می خواهد، بخواند.
یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

در ژورنال گفتگوی هارمونیک، بارها مطالبی از زنده یاد حسینعلی ملاح خوانده اید. این مطالب به خاطر اهمیت شان از مجلات قدیمی به روی سایت قرار می گیرند. برای آشنایی شما با این نویسنده و موسیقیدان فقید، مطلبی از زنده یاد علی تجویدی که به مناسبت درگذشت ایشان در مجله «کلک» شماره ۲۹ و در تاریخ مرداد ۱۳۷۱ نوشته شده، میخوانید.