منتشری: از ده سالگی تهران بودم

محمد منتشري
محمد منتشري
لحن و آهنگ شما تهرانی است که مربوط به تهران قدیم است. در دهات بزرگی مثل تهران دیگر این لهجه ها شنیده نمی شود. نوع حرکات، گفتار و پوشش شما مربوط به تهران قدیم است. می خواهم در مورد مکتب تهران قدیم صحبت کنید که چه مختصاتی دارد و چطور بر روی شما تاثیر گذاشته است؟
دلیل اصلی آن، این است که من از سنین ۱۰-۱۱ سالگی از شهرستان [لنگرود] به تهران آمدم و بقیه سال های زندگی ام را در این شهر بودم. یعنی منزل ما یا در سه راه سیروس یا بازار آهنگرها بوده است و با افرادی همراه بودم که همین لحن را شنیده ام و “بیات تهران” که می خوانم را تهرانی اصیل هم نمی تواند بخواند. “هفت سین” و “چهارشنبه سوری” و “کوچه باغی” و… مربوط به تهران است که استاد بعدا این ها را با ردیف های آوازی تطبیق داده بود.

فقط یک بار در فیلم “هزار دستان” (هنگام اعدام غلوم عمّه) یک سه گاه را پای چوبه دار خواند که من یک آواز تهرانی خوب شنیدم.
شما سی دی “هفت سین” و “چهارشنبه سوری”را نشنیده اید.

منظورم غیر از آثار شماست. فکر می کنم که آثار ایرج هم لحن کویری دارد و تهرانی نیست.
شعرهایی که مربوط به مهدی سروری است مثل “بنای عاشق” و “عطار باشی”.

شما لحن تهرانی دارید ولی ایرج این لحن را ندارد چون کاشانی است. لحن ایرج بیشتر به لحن مداح های کاشان شبیه است. من اصالتا کاشانی هستم و خیلی آثار او را دوست دارم. لحن بنان هم تهرانی است. شاید بتوانم به این جمع “قمر” را هم اضافه کنم.
جالب این است که همه می گویند که شما که اهل شمال هستید: قبل از انقلاب که در رادیو آواز می خواندیم –تنها صدایی که می توانست موسیقی بیات تهزان را بخواند، بنده بودم- در همان زمان آقای ناصر مسعودی هم گفتند که من هم بخوانم که گفتم شما لهجه داری. برای تهرانی خواندن ابتدا بایستی لهجه تان را تهرانی کنید. اتفاقا دو سال پیش در نیمه شعبان توسط آقای نصر الله حدادی در تلویزیون یک برنامه صبحگاهی به نام “سلام تهران” من را برای آواز خوانی زنده دعوت کردند. به آقای حدادی گفتم که آهنگ زمینه پخش کنید. من آهنگ “بستنی فروش” را خواندم و دو خط تصنیف بیاتی تهران را -که هم تصنیف و هم آواز دارد- خواندم. خانم احمدی در آن برنامه گفتند که یک میلیون نفر تماس گرفتند که بنده را دوباره دعوت کنید و من تعجب کردم. عید فطر قول دادند دوباره من را دعوت کنند که انجام نشد.

فرمودید متولد چه سالی بودید؟
۱۳۲۱، لنگرود

اگر بخواهید فردی را جذب و برای خوانندگی تربیت کنید، او بایستی چه مشخصات و ویژگی هایی داشته باشد تا به عنوان خواننده ایده آل روانه بازار شود؟
در ارتباط با موسیقی آوازی ما این سوال خوبی است. هر صدایی، صدای آوازی نیست. متاسفانه فکر اشتباه این است که هر کس که صدایی دارد می تواند آواز بخواند. صدای آوازی مختصاتی دارد: اولا باید گرمی و تاثیرگذاری آنی را داشته باشد و این خدادادی است و باید در ذات او باشد و اکتسابی نیست. دوم اینکه استعداد یادگیری داشته باشد. افرادی بودند که صدای خوبی داشتند ولی یاد نمی‌گرفتند. سوم اینکه بایستی عاشق این کار باشد. چهارم اینکه برای آن وقت صرف کند. پنجم –مهمتر از همه- اینکه به ادبیات فارسی اشراف داشته باشد. ما به خوانندگان جوان می گوییم مثلا کتاب سعدی یا مولانا یا حافظ را بخوانند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (XVI)

طیف نگاره ها با تقسیم یک صدا به بخش های کوچکی از زمان به نامِ پنجره و سپس اِعمال FFT به هر پنجره ایجاد می شود. تمامی FFTها پهلو-به- پهلویِ هم قرار می گیرند؛ مقادیر بزرگ با رنگ تیره نشان داده می شود، مقادیر کوچک کم رنگ تر ند.

گفت و گو با جان کیج (II)

اینگونه بوده است اما من فکر می کنم که ما داریم آنرا تغییر می دهیم. با وجود پیش صحنه و جایگاه تماشاچیان که به گونه ای طراحی شده است که همه آنها به یک سو نگاه می کنند – هرچند گفته می شود که آن هایی که در انتهای سمت راست و چپ نشسته اند جایشان بد است و آنهایی که در وسط نشسته اند جایشان خوب است – فرض بر این است که همه تماشاچیان اگر به یک سو نگاه کنند صحنه را می بینند.

از روزهای گذشته…

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

بسیاری از مطالعات تطبیقی چه در دوره‌ی معاصر، در عرض و چه گذشته، در طول هنوز مجالی برای انجام نیافته‌اند. به تحقیقات تاریخموسیقی کمتر از جنبه‌ی مردم‌نگارانه نگریسته‌ایم (برای مطالعه یکی از معدود نمونه‌ها نک. (فاطمی ۱۳۸۰ ال و ب) و (فاطمی ۱۳۸۱))؛ مقادیر زیادی اطلاعات قابل استخراج در آثار ادبی، سفرنامه‌ها، تاریخ‌های عمومی و حتا نگاره‌ها وجود دارد که برای روشن‌تر شدن برخی قضایای تاریخی در طول چند صد سال گذشته قابل استفاده است (۳۹).
میکسرهای صدا – ۲

میکسرهای صدا – ۲

اغلب میکسرها برای کانالهای مجزا دارای اکوالایزر هستند. کنترل اکوالایزرها بخلاف کنترلهای حجم صداکه بصورت کشویی (Slider) هستند، حالت تکمه (Knob) های گردشی دارند. بسته به میزان کیفیت میکسر اکوالایزر می تواند از یک کنترل تن (Tone) ساده شروع شود و یا داردی چندین باند کنترل حجم بازه های فرکانسی باشد.
اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

اشتوکهاوزن: تجربه قسمتی از زندگی من است

در سال های شصت و هفتاد، وقتی که گمان می شد که موسیقی الکترونیک، تصویرگر آینده ست، اشتوکهاوزن پیشتاز این پندار بود. او بعد از جنگ در دبیرستان موسیقی کُلن درس خواند و سپس در همان شهر وارد دانشگاه شد و توانست با مهارت و توانایی خود در بحث های تحلیلی، شگفتی همگان را برانگیزد. در ۱۹۵۱ در مدرسه ی تابستانی دارمِشتات با الیویه مسیان دیدار کرد و همراه او برای تحصیل به فرانسه رفت. اولین تجربه ی او، یعنی «موسیقی کُن کِرِت»، در استودیو موسیقی الکترونیک رادیو فرانسه، محصول همین دوران است.
نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

چنان‌چه بخواهیم خلاصه‌ای از اندیشه‌ی موسیقایی شوِنبرگ به دست بیاوریم باید در مفهومِ “Grundgestalt” (شکلِ بنیادین) غور کنیم. در اینجا چند پیش‌فرض بنیادین شوِنبرگ را – که نه صراحتاً در نوشتارش آمده، بلکه از آناکاوی و کالبدشکافی نوشتارش به دست می‌آید – بررسی می‌کنیم.
همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (III)

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (III)

من همیشه چیزی که می‌گویم این است که خواندن، خیلی خیلی زیاد روی سلفژ و آنسامبل هنرجو تأثیر می‌گذارد. حداقل این دو گزینه است. شاید جوانب دیگری هم در کر خواندن تقویت شوند ولی قطعاً سلفژ، آواز و آنسامبل، به‌خصوص برای شخصی که می‌خواهد آواز را جدی دنبال کند، تقویت می‌شود. این است که از‌این‌جهت به‌نظرم برای بچه‌ها مفید باشد، ولی خب بدون تعارف بگویم از آن‌طرف هم حضور بچه‌ها برای من و ما مفید است و من هم از تک‌تک‌شان تشکر می‌کنم.
“رازهای” استرادیواری (V)

“رازهای” استرادیواری (V)

آخرین ملاقاتم با Sacconi باعث شگفتی بسیار من شد. Signora Teresita جعبه‌ای بزرگ را به من نشان داد که پس از گشودن آن، تعداد زیادی قطعات کوچک کاغذ به هم پیچیده شده بودند. این کاغذ بی‌شباهت به کاغذهای قرعه‌کشی مؤسسات خیریه نبودند. وقتی یکی از این کاغذها باز شد، متوجه شدم که آن‌ها حاوی قطعات کوچک Varnish سازهایی هستند که Sacconi تا کنون آن‌ها را تعمیر کرده است. او همیشه برای شناخت Varnish ها که مجموعه‌ای مرتبط از کیفیت و زیبایی است ، تحقیقات خستگی‌ناپذیری انجام داده است.
زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (II)

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (II)

کنسرت های موسیقی قرن هجدهم به طور کلی با کنسرت های امروزی تفاوت داشت. مدارک معتبری از نامه موتزارت به پدرش بعد از اولین اجرای سمفونی «پاریس» خود، به دست آمده است: «درست در وسط اولین آلگرو پاساژی وجود داشت که می دانستم جذاب خواهد بود و می دانستم همه شنوندگان از خود بی خود می شوند… از آنجا که از زمان نوشتن این پاساژ می دانستم، چه تاثیری بر شنوندگان می گذارد، این را یک بار دیگر در آخر موومان آوردم و مطمئن بودم در آخر فریادهای da capo’ (شروع مجدد از اول) بلند خواهد شد.»
شهرت پس از مرگ

شهرت پس از مرگ

این قطعه را گوش کنید به احتمال زیاد این موسیقی را در یکی از فیلمهای سینمایی یا رادیو و … شنیده اید، نام این قطعه “The Entertainer” است. سبک این قطعه موسیقی رگتایم (Ragtime) نامیده میشود که از جمله سبکهای موسیقی جز است. در موسیقی جز اصطلاح رگتایم عمومآ معادل با نام اسکات جوپلین (Scott Joplin) آهنگساز بزرگ اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ است که زیباترین قطعات رگتایم را آفریده است.
سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (I)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (I)

مقدمه: مسئله نیم پرده های مساوی ذهن موسیقی دانان و تئوریسین های بسیاری را قرنها به خود مشغول نموده است. سیستم ۱۲ نیم پرده مساوی در بین علاقمندان هارمونی خالص و … با مخالفت روبرو شده و می شود ولی به دلیل مزایای آن امروزه پیانوها را با این سیستم کوک کرده٬ پرده گیتار را بر اساس درجات این سیستم می بندند و … دراین نوشتار سعی بر این است تا به چگونگی ایجاد سیستم ۱۲ قسمتی مساوی یا همان ۱۲ نیم پرده ای مساوی پرداخته شود.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (IV)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (IV)

اگر این استنباط درست باشد و بپذیریم که نویسنده‌ی آن گزیده‌ها منظوری جز این نداشته است، مشخص می‌شود که از همین ابتدا در مورد ظرفیت‌ها و کاربردهای روش آنالیز شنکری یک سوءتفاهم عمیق شکل گرفته است. درست است که این روش گاه گاه در رشته‌ی آهنگسازی نیز در کشورهای دیگر تدریس می‌شود (والبته قطعا بیشتر در رشته‌هایی مانند تئوری موسیقی و موسیقی‌شناسی) اما هدف، آن نیست که به دانشجو بیاموزاند چطور باید عمل آفرینش‌گرانه انجام بدهد. آنالیز شنکری چنان که از روند کار خود هاینریش شنکر و دیگر شاگردان و ادامه‌دهندگان راهش نیز برمی‌آید روشی است برای نظریه‌پردازان تا بتوانند ویژگی‌های ساختاری نهان یک اثر موسیقی را تفسیر (استخراج) کنند.