برای ده‌سالگی مجله‌ی اینترنتی «گفتگوی هارمونیک»

شاید امروز دشوار بتوان موضوعی در حوزه‌ی موسیقیِ علمی یافت که با جستجوی اینترنتی آن به زبان فارسی، با لینکی از سایت «گفتگوی هارمونیک» برخورد نکرد؛‌ منبعی با بیش از ۳۰۰۰ عنوان نوشته که بیش از نیمی از آنها مقالات علمی قابل استنادند. «گفتگوی هارمونیک» را می‌توان نخستین سایت کاملاً تخصصی موسیقی در ایران دانست. نخستین گامی که پس از سپری شدن ده سال، هنوز هر روزه، به روز می‌شود و یک دهه، بی وقفه به حرکت خود ادامه داده است؛ گام‌هایی که تنها به همت چند نویسنده‌ی فعال در حوزه‌ی ‌موسیقی تداوم یافته است. این مداومت در شرایطی محقق شده است که این سایت در پنج سال گذشته (یعنی نیمی از طول دوران فعالیت سایت تا مقطع حاضر) هیچگونه پشتوانه‌ی مالی نداشته است. اما این تداوم، صرفاً بقا نبوده و چند وی‍ژگی مهم را در خصوص فعالیت و بار محتوایی این وبگاه باید در نظر داشت:
۱- رویکرد انتقادی با بیانی علمی و تخصصی: اگر پست های خبری، مصاحبه‌ها و در برخی موارد انگشت‌شمار نوشته‌های مناسبتی (برای نمونه در سوگ یک استاد و …) را کنار بگذاریم، باقی نوشته‌های سایت تماماً مستند و با زبانی علمی و تخصصی نگاشته شده‌اند و رویکرد سایت همواره این بوده است که به دور از حواشی به رخدادهای موسیقی با دیدی علمی و تخصصی نگاه کند و از هرگونه نقد و نظر غیر موسیقایی پرهیز کند.
۲- پرداختن به تمامی ژانرهای موسیقی ضمن پرهیز از ورود به عرصه‌ی پاپ موسیقی: منظور از این مورد، عدم ورود به حوزه‌ی موسیقی پاپ نیست؛‌ چرا که موسیقی پاپ خود بخشی متمایز را در این سایت به خود اختصاص داده است. بلکه ملاک قرار ندادن سلیقه‌ی عام موسیقی و عدم الزام به جذب مخاطب هرچه بیشتر است. با پیگیری مداوم مطالب سایت،‌ مشهود خواهد بود که محتوای مقالات، دغدغه‌های موسیقایی نویسندگان سایت است. این مسأله باعث می‌شود مخاطبان سایت نیز به طریق اولی از عام به خاص گزین شوند. به بیان دیگر علاقمندان جدی‌تر و بویژه آنها که خود دست و قلمی در موسیقی دارند،‌ بیشتر امکان استفاده از مطالب سایت را خواهند داشت.
۳- واکنش نشان دادن به جریان‌های موسیقی کشور: برخی از موسیقیدانان ایرانی در طی چند دهه‌ی اخیر به عنوان موسیقیدانان جریان ساز و پیشرو شناخته شده‌اند اما اغلب آنها پس از گذشت چند دهه کماکان همان اندیشه‌های موسیقایی چند دهه‌ی قبل خود را دنبال می‌کنند. سوال این است که اگر حرف و اندیشه‌ای سی یا چهل سال پیش، نو محسوب می شده،‌ با گذشت چند دهه و تغییرات بنیادینی که در تمام شئونات زندگی ما رخ داده، چگونه همان حرف نیز امروز می‌تواند نو قلمداد شود؟ گذشته از این، در موسیقی غرب نیز تاریخ موسیقی پر است از موسیقیدانانی (از قبیل بتهوون،‌ مالر، ‌اشتوکهاوزن، ‌پارت،‌ بولز،‌ پندرسکی و …) که دوره‌های فکری گوناگون و گاه بسیار متفاوتی را تجربه کرده اند. این در حالی‌ست که موسیقیدان نوگرای دیروز ما نه تنها موسیقی سه دهه‌ی گذشته‌ی خود را امروز نیز نو و پیشرو می‌پندارد بلکه هیچ جریان و حرف تازه‌ای را نیز در موسیقی نمی‌شنود و هیچ واکنشی به آنها نشان نمی‌دهد و راه خود را می‌رود. در چنین فضایی،‌ “گفتگوی هارمونیک” سعی نموده است که تمام جریان‌های جدی موسیقی کشور را رصد و در مورد آنها دست به نقد و بررسی بزند.

با وجود اینکه بی‌تردید تمام نویسندگان سایت در چنین تلاشی (که در شرایط نا امیدکننده‌ی جامعه‌ی ما بسیار کمیاب است) سهیم اند اما نیکوست که نقش دو تن از آنها برجسته‌تر شود و مورد تأکید قرار گیرد. این دو نویسنده هر کدام ده درصد از نوشته‌های سایت را به رشته تحریر در آورده‌اند. نخست «آروین صداقت کیش» که در طول سال‌های گذشته پرکارترین نویسنده‌ی سایت بوده و گذشته از اینکه این موسیقیدان، بیش از یک دهم کل مطالب سایت را نوشته است، رکورددار بیشترین تعداد مقاله‌ی علمی در این سایت نیز هست و دوم «سجاد پورقناد» که به عنوان سردبیر سایت فعالیت دارد و گذشته از پرکار بودن او در نوشتن مقالات،‌ تمام امور نرم افزاری و سخت افزاری سایت نیز به عهده‌ی اوست.

امید که این تک شاخه، که در سیطره‌ی سیاهی روزگارمان، تا حال سعی نموده‌است تا رو به سوی دانایی داشته باشد، زین پس نیز از یاد نبرد که سرشت او گردن افراشتن به سوی نور است؛ گریز از این تاریکیِ تودرتو است؛ گریز از ظلمت و جهل و عوام‌زدگی‌ای که شاخه‌های نارس و تکیده را به حضور خود عادت داده‌است.

شب با گلوی خونین،‌ خوانده ست دیر گاه
دریا نشسته سرد
یک شاخه
در سیاهی جنگل
به سوی نور
فریاد می‌کشد

موسیقی ایرانیان

2 دیدگاه

  • Mas
    ارسال شده در دی ۱, ۱۳۹۳ در ۷:۴۵ ب.ظ

    کارتون عالیه شاد و موفق و سلامت باشید
    MAS

  • sare
    ارسال شده در مرداد ۱۷, ۱۳۹۴ در ۲:۰۴ ق.ظ

    همتتون قابل ستایش و تشکره.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.

بیانیه دبیر هفتمین دوره جشنواره نوشتار ها و وبسایت های موسیقی

هفتمین جشنواره‌ی رقابتیِ سایت‌ها و نوشتارهای موسیقی با تأخیری یک‌ساله، و با تجدیدِ نظر در ساختار و اساسِ جشنواره، سرانجام، جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۷ اختتامیه‌ی خود را پشتِ‌سر گذراند. ازاین‌دوره برمبنای اساس‌نامه‌ی نو-دیوانِ جشنواره هیأتِ محترم اُمنا، به‌نمایندگیِ پژوهش‌گرِ ارجمند، آروین صداقت‌کیش مستقیماً هیأتِ داوران و دبیر هر دوره را انتخاب می‌کنند. امید است برمبنای این اساس‌نامه، جشنواره شاکله‌ی مشخص‌تر و منسجم‌تری به‌خود بگیرد.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و چهارم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و چهارم)

هر کسی کاری را که برایش ساده تر است مایل است که آن کار را انجام بدهد. فای درست دیگر برای کودک ساده و طبیعی تر شد به این دلیل بعد از آن دیگر فقط صدای درست را توانست بخواند. نتیجه این است که خواندن غلط دیگر رخت بر بست و ناپدید شد، پس به جد نتایجی که می‌توان بر روی یک کودک در طول شش یا هفت ماه رسید، با این روش امکان پذیر است و می توان یک آموزش درست را جایگزین آموزش غلط کرد. در نتیجه آموختیم که هدف تصحیح کردن نبوده بلکه جایگزین کردن یک از مهارت بر جای یک روش اشتباه و غلط بوده است.
شکل گیری دوباره رولینگ استونز

شکل گیری دوباره رولینگ استونز

اواسط دهه هفتاد گروه استونز به برنامه های جانبی پرداختند، وایمن و وود آلبومهای سولو منتشر کردند. ریچاردز به دلیل همراه داشتن هروئین دستگیر شد و پس از گذراندن دوره بازپروری در سال ۷۸ به گروه بازگشت.
درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

نخستین نامزد «برآوردن» غنا و ژرفای معنایی یک نماهنگ است (مقصود اهمیت یا ارجمندی داستانی که بازگو می‌شود یا به عبارتی سطحی‌ترین معنای برداشت شده از آن نیست). ژرفا و غنایی که از برخورد سه زبان موسیقایی، کلامی و تصویری برمی‌آید. هر چه زیباشناسی پیوند برآورده‌شده‌تر باشد تنیدگی منسجم‌تری در میان آن زبان‌ها برقرار است و در نتیجه ارزش بیشتری هم می‌توان به آن داد. این اندیشه به‌راستی ما را به پرسش از وضوح معنا می‌کشاند. ژرفا و غنایی که می‌گوییم یک سوی روشنشی هم دارد. اما آیا خود این روشنش ارزش ذاتی دارد؟ اگر در سوی جهان موسیقی ایستاده باشیم شاید نه (و البته چنین جایگاهی ممکن است از نو مستلزم نقض رابطه‌ی جزء و کل نماهنگ باشد). اما اگر جز این باشد چنان که دیدیم فرآیند روشنش در دل خود همان ارزش زیباشناختی‌ را حمل می‌کند که ورزیدن هر زبان دیگری. پس مساله می‌شود میزان کشف و عینیت‌بخشیدن به امکانات زبانی فروخفته.
تاثیر ساختار جملات بر ادیت در ویولون (I)

تاثیر ساختار جملات بر ادیت در ویولون (I)

ویولون، سازی با توانمندی های بسیار در زمینه اجرای موسیقی است و این موضوع حاصل از امکاناتی است که پیش از هر عاملی، ساز با ویژگی های منحصر به فرد خود در زمینه طراحی و ساخت و نیز اصلاحات انجام گرفته بر روی آن در طی چند قرن، در اختیار نوازندگان و آهنگسازان قرار داده است و هنرمندان با بهره گیری از این خصوصیات، تکنیک های مختلف نوازندگی این ساز را ابداع کرده و آن را پرورش داده اند.
صبا از زبان سپنتا (III)

صبا از زبان سپنتا (III)

کوک ویلن صبا در آن اثر، از نت معیار که در آن‌ زمان‌ در نت لا، HZ 439 (هرتز) بوده است تبعیت‌ کرده و به آن مناسبت، تن درخشان ویلن در کل اثر عرصهء تجلی یافته است. صبا درآمد ابو عطا را در اجرای «ویبراتور» سنگین و با تأنی، از نت شاهد ابو عطا شروع کرده و پریودهای دیگری را نیز در درآمد ابو عطا در اکتاوهای دیگر اجرا کرده‌اند بعد از آن «حجاز» را از نت شاهد آنکه درجه پنجم گام‌ شور است با جمله‌های مختلف در سه اکتاو که از نت‌ B4 (سی) روی سیم دوم ویلن شروع می‌شود، آغاز کرده و اکتاو دوم آن را روی سیم اول با نت‌ B5 و اکتاو سوم آن را روی همان سیم از نت‌ B6 (فرکانس ۵۷۹۱ هرتز)در پوزیسیون نهم روی سیم‌ «می» اجرا کرده است.
چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

برای پارت سکوت فرصتی است برای اندیشیدن. اندیشیدن به اینکه آیا چیزی برای گفتن داریم یا نه و اینکه آیا اساساً چیزی باید گفته شود یا نه؟ در چنین نگاهی اهمیت سکوت ها هیچ کم از گفته ها نخواهد بود و پارت نیز بر همین نکته تأکید دارد: سکوتها بسیار مهم اند. او سبکی که حاصل دوره سکوت خود بود را “تینتینابلی” (tintinabuli) نامید.
به دنبال نگاه (II)

به دنبال نگاه (II)

روند رو به رشد شهر نشینی؛ تغییر الگوهای زندگی بشر که در طول این قرن بیش از هر دوره‌ی دیگری در طول تاریخ بود، باعث شد که پدیده‌ی مرگ فرهنگ‌های خرد رخ بنماید. این موضوع به حدی جدی و حیاتی بود که گاه فقط فاصله‌ی چند سال کافی بود تا آخرین بازماندگان یک فرهنگ از دنیا بروند و همه‌ی دانسته‌های خویش را نیز با خود ببرند، بی آن‌ که کسی را یارای دسترسی به آنان باشد. تولد، تحول و مرگ فرهنگ‌ها و مفاهیم فرهنگی همواره در طول تاریخ وجود داشته، و به نظر نمی‌رسد که کسی (جز در دوره‌ی اخیر) نگران این موضوع بوده باشد.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

ضبط (صوتی) ردیف فقط برای حفظ و نگهداری (و نه در قالب یک اجرای هنری) کمی زودتر از نغمه‌نگاری آغاز گشت، اما بسیار دیرتر به عنوان وسیله‌ای برای انتقال دقیق (با مقاصد آموزشی) مورد قبول واقع شد. دلیل این موضوع شاید اعتماد بیشتر به نوتاسیون برای نگهداری و انتقال صحیح مطالب (به عقیده‌ی مرسوم آن زمان) باشد، از سوی دیگر کیفیت پایین دستگاه‌های ضبط صدا و در اختیار نبودن‌شان (۱۰) و همچنین مدت زمان محدود ضبط صدا روی صفحه (که بیشتر با اندازه‌ی یک یا چند گوشه متناسب بود تا یک دستگاه) نیز ممکن است باعث این موضوع شده باشد.
مرگ پاکو دلوچیا؛ فقدانی جبران ناپذیر در دنیای موسیقی

مرگ پاکو دلوچیا؛ فقدانی جبران ناپذیر در دنیای موسیقی

پاکو دلوچیا، نوازنده ویرتوز گیتار فلامنکو، روز چهارشنبه بیست و ششم فوریه ۲۰۱۴ در شصت و شش سالگی در مکزیک درگذشت. دلوچیا که در پلایا دل کارمن (Playa del Carmen) در جزائر کارائیب تعطیلاتش را می گذراند در این شهر دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان درگذشت.
روش سوزوکی (قسمت چهل و دوم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و دوم)

قطعاتی را که کلینگر به من می‌داد می‌نواختم و او مرا تصحیح می‌کرد. زمان کلاس طبق معمول دو ساعت طول می‌کشید. او به این مسئله توجه داشت که به من قطعاتی از دوران‌های مختلف را برای نواختن بدهد. احتمالا با این روش می‌خواست که اشتباهات مرا پیدا و تصحیح کند. هرگز به زمانی که صرف آموختن به من می کرد، توجهی نداشت، اما در مقابل برای من که می توان گفت آدمی تنبل بودم و می بایست تمام این قطعات را یکسره اجرا می کردم، این زمان رنج و عذابی مضاعف محسوب می شد. من از ابتدا می‌دانستم که فکر سلیست شدن را باید از ذهنم دور کنم، البته در آن موقع نمی‌دانستم که این مسئله ارتباطی به استعداد ندارد و تنها به میزان تکرار و تمرین مربوط می شود.