صبای آموزگار (II)

ابوالحسن صبا نیز بعدها نام خانوادگی خود را از تخلص جدش عاریه گرفت. میهمانان منزل کمال السلطنه بیشتر شاعران، موسیقیدانان و اهالی فرهنگ بودند و همین امر سبب می شد که صبا دوران کودکی خود را در محیطی رشد کند که به علایق و استعدادهای او سمت و سو دهد. تابستانها که هوای تهران گرم و طاقت فرسا می شد کمال السلطنه چند هفته ای را به همراه خانواده اش در ییلاق های اطراف تهران میگذراند. در طول یکی از همین سفر های کوتاه مدت تابستانی بود که ابوالحسنِ پنج، شش ساله با اجازه ی پدرش برای اولین بار ساز او را به دست گرفت تا عطش کنجکاوی کودکانه اش را پاسخ گوید. در همان چند دقیقه ی اول که با سه تارِ پدرش بازی میکرد سعی می کرد که آنچه از نواختن سه تار به چشم دیده و به گوش شنیده بود تقلید کند.

اما این اولین تجربه ی سازی، اندکی از یک بازی کودکانه با ساز، فراتر بود و همین امر کمال السلطنه را بر آن داشت که مشق سه تار را با پسر کوچک اما با استعدادش شروع کند. ابوالحسنِ خردسال به زودی تمام آموخته های پدر را فراگرفت و همین امر ابوالقاسم خان را بر آن داشت که پسرش را برای ادامه ی آموزش موسیقی، نزد استادان زمانه که عمدتا از دوستانش بودند بفرستد. طی این سال ها صبا آموختن چند ساز را به طور همزمان پیگیری می کرد.

آموزگاران تار و سه تار او میرزا عبداله و درویش خان، ویولن حسن خان هنگ آفرین، سنتور علی اکبر شاهی و حبیب سماعی، کمانچه حسین خان اسماعیل زاده، نی نایب اسداله نی زن و تنبک حاجی خان ضرب گیر بودند. در ایام نوجوانی چند سالی به مکتبخانه ی کمالالملک رفت و در آنجا در محضر کمال الملک نقاش نامی به آموختن نقاشی پرداخت. و حاصل آنچه که از وی آموخته بود، آثاری هستند چون «دو پرنده»، «دو گربه»، «رودخانه و کوهستان» و «جوجه ها».

صبای بیست ساله از جمله اولین کسانی بود که در مدرسه ی موسیقی استاد وزیری ثبت نام کرد. هرچند او در زمان شاگردی حسین هنگ آفرین که خود دانش آموخته ی معلمان فرانسویِ ویولن در شعبه ی موزیک مدرسه ی دارالفنون بود، با اصول نت نویسی و نت خوانی به سبک اروپائی آشنا شده بود، لیکن شاگردیِ استاد وزیری، صبای جوان را با تئوری و هارمونی موسیقی کلاسیک غربی آشنا کرد و در این رهگذر، او که پیش از این با اصول موسیقی کلاسیک ایرانی آشنا شده بود توانست درک دقیقی از موسیقی پیدا کند که این استدراک او را به دستیابی جایگاهی که در آینده به آن رسید راهنمائی می کرد.

تاثیر آشنائی با گامها و فواصل موسیقی غربی و مواجهه با نوعی موسیقی متعالی که تا پیش از آن به دلیل محدودیت ارتباطات فرهنگی و رسانه های جمعی، نوائی نا آشنا با گوش های ایرانی بود، صبا را با فضائی شکوهمند از اصوات آشنا کرد که این تاثیرات بعدها در آفرینش موسیقی های او سهمی عمده داشتند. آموختن هارمونی و ارکستراسیون در مدرسه ی موسیقی ذهن پویای صبا را به سوی خلق آثاری با تکیه بر توان بهره وری از خرد جمعی موسیقی در قالب ارکستر معطوف می کرد. این آموزه ها توانائی های وی را به اندازه ای بالا برد که بتواند در سالهای پس از ۱۳۲۰ سرپرستی ارکستر شماره ی یک هنرهای زیبای کشور را به عهده بگیرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

اقیانوسی بنام باخ (I)

اقیانوسی بنام باخ (I)

از آنجائیکه باخ در مقایسه با آهنگسازان هم عصر خود میل شدیدتری به موسیقی داشت و پیروی از سبک او نگرش عمیق تری از حد معمول را طلب می کرد، همگان قادر به بهره جویی از اقیانوس بیکران هنرش نبودند. شاید یکی از دلایلی که او را از دیگر آهنگسازان متمایز نموده این نکته است که هیچ یک از آثارش سطحی نیستند.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

بسیاری از مطالعات تطبیقی چه در دوره‌ی معاصر، در عرض و چه گذشته، در طول هنوز مجالی برای انجام نیافته‌اند. به تحقیقات تاریخموسیقی کمتر از جنبه‌ی مردم‌نگارانه نگریسته‌ایم (برای مطالعه یکی از معدود نمونه‌ها نک. (فاطمی ۱۳۸۰ ال و ب) و (فاطمی ۱۳۸۱))؛ مقادیر زیادی اطلاعات قابل استخراج در آثار ادبی، سفرنامه‌ها، تاریخ‌های عمومی و حتا نگاره‌ها وجود دارد که برای روشن‌تر شدن برخی قضایای تاریخی در طول چند صد سال گذشته قابل استفاده است (۳۹).
استوکوفسکی رهبر بدون باگت

استوکوفسکی رهبر بدون باگت

لپولد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) یکی از مشهورترین رهبران ارکستر جهان است که شیوه رهبری خاص وی که رهبری ارکستر بدون چوب رهبری – باگت – میباشد نیز شخصیت متمایزی نسبت به همتایانش ایجاد نموده است. رهبری برخی از برترین ارکسترهای جهان و اجرا در صحنه های مختلف بین المللی از جمله هنرنمایی های او میباشد.
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (IV)

باز هم یادآور می شوم سخن من دال بر کژتابی شعر مولانا نیست بلکه مقوله تلفیق شعر و موسیقی مد نظر است. برای چنین فضای جدیدی (جدید از جهت نوع سنخیت با آواز ایرانی) که در ارکستراسیون اثر جاری است، بدون شک شعر بسیار مناسبتری هم می شد یافت. می دانیم که موسیقی و کلام در دو فضای متقاوت سیر می کنند و همچنین می دانیم که وزن شعر “مستفعلتن مستفعلتن” است که با تاکیدهایی که روی واژه “دل” صورت گرفته است، وزن به شدت دچار دگرگونی شده و در واقع رشته کلام هم از وزن گسسته شده است.
موسیقی بودابار

موسیقی بودابار

کلاود شال (Claude Challe) از چهرهای شاخص موسیقی در فرانسه است. چهره موسیقی نه بخاطر آهنگ سازی یا نوازندگی بلکه بیشتر به این خاطر که مردم او را انسانی خارج از دنیای افراد عادی میدانند.
نور، دوربین  (II)

نور، دوربین (II)

تشکیل آنسامبل همگن (۴) یکی از هدف‌های گروه سنتورنوازان بوده است. این‌گونه گروه‌ها و ترکیب‌ها در اخیرا زیادتر از قبل شده‌اند. بعضی از گروه‌هایی که با ترکیب همگن تشکیل می‌شوند از لحاظ تعداد نوازندگان بسیار بزرگ‌اند و این پدیده‌ای است که در چند سال گذشته در حال رشد بوده (۵). در گروه سنتور نوازان ترکیب‌بندی گروه از یک سو حاصل تجربه‌ی نسبتا طولانی گروه و از سوی دیگر نیم‌ نگاهی به آنسامبل‌های مشابه در موسیقی غرب است (جایی که تجربه‌ی همنوازی قدمتی طولانی دارد).
راک پیشرو

راک پیشرو

راک مترقی یا همان Prog-Rock از انواع سبک موسیقی است که از سبکهای موسیقی اواخر ده ۶۰ شکل گرفته است. زمانی که بیتلها آمدند، سعی کردند تا موسیقی راک سنتی را با سازهای کلاسیک و شرقی ادغام کنند. البته مشکل آنها این بود که الگو و غالب دقیقی نداشتند.
روناک قصیری

روناک قصیری

متولد ۱۳۶۱ تهران فوق دیپلم گرافیک – کرج لیسانس نقاشی – آمستردام-هلند [email protected]
آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

این اثر یکی از آثار به شیوه رمانتیک بود که او را (از نظر تازه به دوران رسیده ها) در وین به مقامی که واگنر در آلمان به دست آورده بود رسانید. از آنجا که شنبرگ، به خاطر احساس نوآوری در وجودش همیشه تمایل به خلاقبت های بیشتری داشت در سال ۱۹۰۳ به تصنیف چند اثر مجلسی شش آواز با همراهی کوارتت زهی و ارکستر در ر مینورتصنیف نمود که با توجه به روش موسیقی شناسان آن زمان، شیوه آثار او را به عنوان کلاسیک نوین، معرفی کردند. آشنایی شنبرگ با نقاش بزرگ اکسپرسیونیست باعث شد که آثار اپوس یازده و پنج اثر ارکستری او رنگ و بوی اکسپرسیونیستی پیدا کند. یکی از آثار برجسته او که نوآوری بیشتری در آن به کار رفته بود «پی یری مهتابی است که در سال ۱۹۱۲ اجرا گردید۔
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (I)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (I)

در رابطه با نوشته های من در کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی، در مورد عامیانه گویی در گفتمان موسیقی ایرانی، یکی از دوستان برآشفته که «یکی به ایشان بگوید استفاده از اصطلاح “عامیانه” نقد نیست توهین است.» البته من از وجود چنین حساسیتی اطلاع نداشتم و از سوی دیگر به گمان من این یک سوء تفاهم است. بحث نمی تواند در این باره باشد که «عامیانه» نقد است یا توهین. سوال این است که عامیانه گویی هست یا نیست. اگر هست، گزارشش نه نقد است و نه توهین. اگر هست باید شناسایی و از یک گفتمان علمی زدوده شود. من در مقدمه کتابم، خودم را از «عامیانه گویی» مثتثنی نکرده ام: «ما (همه کسانی که در باره موسیقی ایرانی قلم می زنند) در فضای عامیانه گفتمان موسیقی، تلمذ و تفکر کرده ایم.»