گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (III)

«در این آثار (مانند نمونه سوم)… اندیشه هست، احساس هست، زیبایی هست، ذوق هست، حرکت زمان هست، تازگی، طراوات، امید، حرکت و شادابی مدام هست، و مهمتر از همه اینها انسان و انسانیت هست». «این ها را (نمونه سوم را) می توان “اثر هنری” نامید (ص۵۳).»

«در این آثار (مانند نمونه سوم)… اندیشه هست، احساس هست، زیبایی هست، ذوق هست، حرکت زمان هست، تازگی، طراوات، امید، حرکت و شادابی مدام هست، و مهمتر از همه اینها انسان و انسانیت هست». «این ها را (نمونه سوم را) می توان “اثر هنری” نامید (ص۵۳).»

برای نمونه سوم، یک اثر هنری مانند شعر حافظ شناسایی شده است:
«حافظ را هشتصد سال است که خوانده ایم، می خوانیم و خواهیم خواند. آیا کسی احساس خستگی کرده است؟»

اما تناقض در تعریف: چون شیوه سوم مانند «ذکر و نیایش» و در صفحه ۵۴ مانند «بارش باران پر از طراوات تکرار» شناسایی شده است در رابطه با «خلاقیت در هنر» دچار اشکالتی می شود. زیرا در ذکر نیایش و در بارش باران، خلاقیت مطرح نیست و اصولاً در این موارد -که مقوله های هنری نیستند- خلاقیت لزومی ندارد. در صفحه ۵۴، پژوهشگر درصدد برآمده با یک «اکروبات پژوهشی»، «اثر هنری» مملو از تکرار را با خلاقیت مربوط سازد:
«تکرار مدام بر یک موضوع عمیق و پر محتوا، موجب تقویت تمرکز است. تقویت تمرکز، تعیین کننده ترین عامل برای رشد فکر، شکوفایی ذهن، تولد خلاقیت و جهش های برتر است».

بررسی اینکه آیا واقعاً تکرار مدام بر یک موضوع عمیق (کدام موضوع و به چه عمقی؟) باعث «تولد خلاقیت» خواهد شد، در گنجایش این مقاله و در حیطه دانش نگارنده نیست؛ اما فرض کنیم که در اثر تکرار، واقعا خلاقیت فعال شود نتیجه این خواهد بود که «طراوت تکرار» باران قطع خواهد شد؛ ممکن است به جای باران، سنگ ببارد. پژوهشگر که به خطر خلاقیت واقف است، در رفع و حل این تناقض، خلاقیت را به اندکی تغییر در میراث سنتی، محدود می کند:
«البته چنین تغییراتی با کمال دقت، تسلط و هوشیاری انجام می گیرد و لازمه آن سالها رنج و زحمت در علم و عمل همراه با استعداد و موهبت ذاتی است. هنرمند باید سالها بکوشد تا به گنجینه ذخایر و دستاوردهای عظیم گذشتگان مسلط شود و احاطه یابد. سپس با بکارگیری استعداد خود در این مسیر، اگر میسر شد و حاصل کار از صافی شهود خلوت خود و تایید نظر پیر استاد گذشت، برای غنی تر کردن این گنجینه پای پیش بگذارد و بر این میراث گرانقدر اندکی بیفزاید» (ص ۵۶).

اوج این «شیوه پژوهش» مثالی است که برای این نوع «خلاقیت محدود به اندکی تغییر» زده اند: «به طور مثال بسیاری از ابیات حافظ، در حقیقت متعلق به خواجوی کرمانی هستند و خواجه شیرازی تنها در یک بیت، نیم بیت و بسیاری اوقات “تنها در یک کلمه” تغییر داده است. از چه رو است که این اشعار را تماماً به نام خواجه شیراز می شناسند و نه خواجوی کرمان؟ پاسخش در وقوف است و تسلط. حافظ سالها در تحصیل علم و ادب کوشیده و به ذخایر شعری گذشتگان تا زمان خود مسلط شده و بر پله ای گام نهاده که پایه های آن بر شانه های گذشتگان است» (ص ۵۶).

خسرو جعفرزاده

متولد ۱۳۲۰ همدان – ۱۳۹۸ وین
موزیکولوگ و معمار
khdjzadeh@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است