گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (VI)

در شعر حافظ، همانطور که پژوهشگر محترم هم دریافته اند، هم سنت هست و هم خلاقیت، در شعر نیما نیز سنت و خلاقیت هر دو موثرند. در تاریخ هنر مورد یافت نمی شود که هنرمندی خارج از حیطه سنت های موجود هنری جامعه اش رشد کرده باشد. سنت مجموعه ای است کامل و مشخص که در لابه لای آثار هنری موجود پیش روی هر هنرجو نهاده شده و نقش آن در تولید و پیدایش آثار هنری مشخص و معلوم است. خلاقیت برعکس سنت قابل سنجش و شناسایی نیست و پدیده ای است که هر لحظه و هر دوره و هر موقع در نقشی و رنگی و شکلی دیگر ظاهر می شود و به یک اثر هنری جلایی آنچنانی می دهد و آن اثر را از دیگر آثاری که همه «موی و میانی» دارند متمایز می کند.

در شعر حافظ، همانطور که پژوهشگر محترم هم دریافته اند، هم سنت هست و هم خلاقیت، در شعر نیما نیز سنت و خلاقیت هر دو موثرند. در تاریخ هنر موردی یافت نمی شود که هنرمندی خارج از حیطه سنت های موجود هنری جامعه اش رشد کرده باشد. سنت مجموعه ای است کامل و مشخص که در لابه لای آثار هنری موجود پیش روی هر هنرجو نهاده شده و نقش آن در تولید و پیدایش آثار هنری مشخص و معلوم است. خلاقیت برعکس سنت قابل سنجش و شناسایی نیست و پدیده ای است که هر لحظه و هر دوره و هر موقع در نقشی و رنگی و شکلی دیگر ظاهر می شود و به یک اثر هنری جلایی آنچنانی می دهد و آن اثر را از دیگر آثاری که همه «موی و میانی» دارند متمایز می کند.

موازین، چهارچوب و قواعد سنت را می توان شناسایی کرد اما خلاقیت قاعده و قانون از پیش داده شده ای را نمی پذیرد و خود قانون گذار خویش است. هر جا و هرگاه که خلاقیت فعال شود لاجرم «هنری نو» پا به عرصه وجود می گذارد و موازین جدیدی می آفریند که خود به مرور زمان به سنت تبدیل می شوند و با این فعل و انفعالات تحولات هنری در طول تاریخ هر جامعه ای شکل می یابند.

این ترس بی جایی است که هنر نو جای گزین هنر قبلی می شود، بلکه در کنار هنر سنتی برای خود جا باز می کند و به مجموعه فرهنگ یک جامعه اضافه می شود و بنابراین عرصه فرهنگی جامعه وسیع تر و پربارتر می گردد.

نکته دیگر اینکه نمی توان خواندن شعر حافظ را با تولید هنر در چهارچوب موازین سنتی، یکی دانست و نتیجه گرفت که شیوه نوازندگی نوع سوم، هم پایه شعر حافظ و دارای همان کیفیت ها است. تولید «غزل» با همان موازین سنتی شعر عروضی و به شیوه حافظ بعد از او حدود ششصد و اندی سال (نه هشتصد سال) است که ادامه دارد. اما آیا چند تا از این غزل ها کیفیت غزل حافظ را دارند؟ آیا در این مورد «ملال تکرار» مشاهده نمی شود؟

حتی ردیف میرزا عبدالله را نیز نمی توان در موسیقی، هم پایه غزل حافظ در شعر و ادبیات، پنداشت. سنت شعر فارسی، تاریخی هزار ساله دارد و نمونه ها نیز همه موجود و قابل بررسی هستند. اما در مورد موسیقی قدیمی ترین نمونه های موجود، بیش از صد سال عمر ندارند. تمام ردیف های موسیقی سنتی ایران، موسیقی رایج در بار شاهان و شاهزادگان قاجار بوده است. با مقایسه آثار نقاشی، معماری، شعر و نثر دوره قاجار با نمونه های قدیمی تری که موجودند، در می یابیم که آثار دوره قاجار از کیفیت کمتری برخوردارند.

اگر این تنزل کیفیت را شامل هنر موسیقی نیز بدانیم، باید به این نتیجه رسید که ردیف های موجود موسیقی سنتی، بهترین نمونه های هنر موسیقی ایرانی نیستند. اما در این مورد قضاوت نهایی ممکن نیست. زیرا نمونه های قدیمی تر موسیقی در دست نیستند.

خسرو جعفرزاده

متولد ۱۳۲۰ همدان – ۱۳۹۸ وین
موزیکولوگ و معمار
khdjzadeh@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است