گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نظری به دسته ‏بندی وزن‏ ها در موسیقی موزون (II)

از آن ‌جهت که نمی ‌خواهم دسته ‌بندیِ مد نظرم در اینجا برمبنای قراردادهای فرهنگی باشد پس به نوعی رویکردم زیست ‌موسیقی ‌شناسانه به یک ویژگی جهان ‌شمولِ موسیقی است. این رویکرد در حیطه ‌ی «موسیقی ‌شناسی ‌تطبیقی جدید» قرار می ‌گیرد «که [در] آن ویژگی [جهانشمول֯]، معمولاً به واسطه ‌ی فرآیندهای طبیعی، در سطح ژنتیک کُدبندی شده است (یعنی در مغز نهادینه شده است) و اکنون خصوصیت زیست ‌شناختی کلّ نوع بشر است.[…] البته لزومی ندارد این امر حتمیّت محض تصور شود، بلکه می ‌توان آن را مجموعه ‌ای از «محدودیت ‌ها» تصور کرد که اثر تعدیل کننده ‌ای بر شکل رفتار [وادراک] دارد.» (سَوِیج و براون ۱۳۹۴: ۱۴۰).

از آن ‌جهت که نمی ‌خواهم دسته ‌بندیِ مد نظرم در اینجا برمبنای قراردادهای فرهنگی باشد پس به نوعی رویکردم زیست ‌موسیقی ‌شناسانه به یک ویژگی جهان ‌شمولِ موسیقی است. این رویکرد در حیطه ‌ی «موسیقی ‌شناسی ‌تطبیقی جدید» قرار می ‌گیرد «که [در] آن ویژگی [جهانشمول֯]، معمولاً به واسطه ‌ی فرآیندهای طبیعی، در سطح ژنتیک کُدبندی شده است (یعنی در مغز نهادینه شده است) و اکنون خصوصیت زیست ‌شناختی کلّ نوع بشر است.[…] البته لزومی ندارد این امر حتمیّت محض تصور شود، بلکه می ‌توان آن را مجموعه ‌ای از «محدودیت ‌ها» تصور کرد که اثر تعدیل کننده ‌ای بر شکل رفتار [وادراک] دارد.» (سَوِیج و براون ۱۳۹۴: ۱۴۰).

یادآوری می ‌کنم که تعداد جهانشمول ‌ها بسیار اندک و کاملاً مرتبط با توانایی ‌ها و محدودیت ‌های بیولوژیک انسان است (اِوَنز ۱۳۹۳: ۱۳). چنان که می ‌دانیم هر صدا از چهار مؤلفه ‌ی اساسی (Fundamental) در رابطه با موسیقی تشکیل شده است: الف: ارتفاع ب- مدت تداوم ج- شدت د- رنگ (طنین) (کِیمی ‌یِن ۱۳۸۴: ۳۷). البته ویژگی ‌های فیزیولوژیک صوت فقط ارتفاع، شدت و طنین است (شهمیری ۱۳۸۸: ۵۰).

از میان مؤلفه ‌های مرتبط با موسیقی مؤلفه ‌ی امتداد زمانی نیاز به بحثی روشنگرانه دارد؛ از منظر ادراک صدا توسط (بیولوژیک) «صوت احساس شنوایی است که از تحریک اِعمال شده بر اثر ارتعاش یا حرکت موجی مکانیکی در جسم، در گستره ‌ی فرکانس شنوایی، ناشی می ‌شود» (آلکین ۱۳۹۴: ۱۰)؛ بنابراین امتدادِ زمانی در حدی که صوت تولید شود و توسط مغز انسان ادراک شود جزو خاصیت ‌های اولیه ‌ی صوت است ولی به طور کلی خصوصیت ماهوی (Substantive) نیست.

این موضوع «آستانه ‌ی حسّی» نام دارد که حداقلِ مقدار شدّت یا تغییر از حالت ثبات به همراه مقداری امتداد زمانی است که یک محرک فیزیکی برای احساس شدن توسط سامانه ‌ی آگاهی (ذهن) نیاز دارد (حاتمی ۱۳۹۲: ۳۹). از طرفی چون هر پدیده ‌ای به کسری از زمان برای پدیدار شدن نیاز دارد، پس از حداقل زمانِ مورد نیاز برای تولید و ادراک صوت֯، دیگر تغییرات امتداد صدا در ماهیت اصلی آن نقشی ندارد. اما به دلیل اینکه «هر صوت موسیقایی دارای چگالی زمانمند مشخصی است» (“Ferrara” به نقل از اسعدی ۱۳۸۴: ۸۸) پس֯ تغییراتِ امتداد صدا در موسیقی است که جزو مؤلفه ‌های با اهمیت تلقی شده و مورد بررسی قرار می ‌گیرد. کشش یا امتداد زمانی صداها و سکوت ‌ها خصوصیتی کمّی (Quantitative) است یعنی قابل اندازه ‌گیری دقیق با اعداد حسابی است ولی در نگارش، ادراک یا اجرای آن انحرافاتی از حالت ایده ‌آلِ کاملاً دقیق، به دلیل محدودیت ‌های ادارکی و اجرایی ذهن و بدن انسان، وجود دارد).

پس به دنبال بررسی و دسته ‌بندی ساختارگرایانه ‌ی یکی از دو بخش بنیادین صوت، زمانمندی و زمانبندی، هستم که وزن (۱) در موسیقی نامیده می ‌شود.

پی نوشت
۱- برای شناخت تفاوت و تعریف دقیق از مقوله ‌ی متر (وزن) و ریتم در موسیقی نک. فاطمی ۱۳۹۲ الف: ۱۲۳- ۱۵۳.

هادی سپهری

متولد ۱۳۵۶ تهران
فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشگاه هنرهای زیبا اتنوموزیکولوگ و نوازنده تار، سه تار، دیوان، دف و تنبک

۱ نظر

بیشتر بحث شده است