رژین کرسپین درگذشت

رژین کرسپین
رژین کرسپین
پنجم جولای، رژین کرسپین (Régine Crespin) یکی از تحسین برانگیزترین خوانندگان سوپرانوی جهان در قرن بیستم در سن ۸۰ سالگی درگذشت و اکنون چهل روز از خاموشی این بانوی هنرمند و شاید بزرگترین خواننده اپرایی که در قرن بیستم از فرانسه به ثمر رسید، میگذرد.

نیکولاس سارکوزی (Nicolas Sarkozy) رئیس حمهور فرانسه در روز بزرگداشت او چنین گفت: ” رژین کرسپین نه تنها بواسطه صدا و استعداد درونی خود که به دلیل حسن خلق، شوخ طبعی و گشاده دستی، سفیر بزرگ فرهنگ فرانسه بود. او امروز از میان ما رفته است اما ما همواره با شاهکارهای دیرپایش، وی را به خاطر خواهیم داشت.”

کرسپین در سال ۱۹۲۷ در شهر مارسی Marseilles فرانسه متولد شده و در شهر نیم Nîmes با آرزوی داروساز شدن، به سنین نوجوانی رسید. اما برنده شدن در یک مسابقه آواز در نوجوانی موجب شد که او برای تحصیل به کنسرواتوار پاریس رفته و در مدت تحصیل خود سه جایزه دریافت کند.

دهه ۵۰، دهه اولینها در زندگی حرفه ای کرسپین بود، او اولین نقش حرفه ای خود، شارلوت در اپرای ورتر Werther اثر ماسینه Massenet را در سال ۱۹۴۸ اجرا کرد و طوری در این مسیر پیشرفت که در سال ۱۹۵۰ در شهر مالوز Mulhouse ، با عهده دار شدن نقش السا در اپرای لوهنگرین Lohengrin به ایفای نقش در آثار واگنر- مشکلترین آثار اپرایی- پرداخت.

رژین در سال ۱۹۵۱ اولین حضور در پاریس را بر صحنه اپرا کمیک Opéra-Comique تجربه کرد و در سال بعد از آن برای اولین بار در اپرای پاریس حضور یافت. نقشهای او در این اپرا، نقش مشهور مارگریت در فاوست و همچنین نقش توسکا Tosca بودند.

اندکی بعد وی برای اولین مرتبه در نقش مارشالین Marschallin در اپرای شوالیه گل سرخ Der Rosenkavalier اثر اشتراوس Strauss ظاهر شد که اجرای این شخصیت به یکی از مشهورترین کارهای صحنه ای کرسپین تبدیل شد و وی در سال ۱۹۵۹ نیز با اجرای همین شخصیت وارد صحنه اپرای ایالتی وین و اپرای گلیندبورن Glyndebourneشد.

کلیدیترین جنبه زندگی حرفه ای کرسپین، تنوع در کار بود، او به طور معمول در کنار کار خود در زمینه اپرای فرانسوی، به اجرای رپرتوارهای آلمانی و ایتالیایی نیز میپرداخت و به خاطر مهارتهای بازیگری و فن بیان خود در هر سه زبان شهرت داشت.

او در خاطرات خود با افتخار چنین میگوید که در شهر بایرویت Bayreuth (که بیش از هر چیز به خاطر حضور واگنر در دوران زندگی و مقبره وی شهرت داشته و شهری موسیقایی است) و وین با اجرای اپرای آلمانی و در لا اسکالا La Scala به زبان ایتالیایی خوانده است در حالی که خوانندگان مشهوری چون الیزابت شوارتزکوف Elisabeth Schwarzkopf و رناتا تیبالدی Renata Tebaldi هرگز در اپرای پاریس کاری به زبان فرانسه اجرا نکردند.

علاوه بر توسکا، از جمله نقشهای مشهور دیگر ایتالیایی که کرسپین در ایفای آنها شهره بود میتوان به دزدمونا Desdemona در اپرای اتللو Otello و آملیا Amelia در اپرای بال ماسکه Un ballo in maschera هر دو اثر وردی Verdi اشاره نمود. نقشهای واگنری کرسپین نیز شامل کوندری Kundry در پارسیفال Parsifal و الیزابت در تانهوزر Tannhäuser بود و علاوه بر نقشهای شارلوت و مارگریت در آثار فرانسوی، او به قالب دیدون Didon و کاساندر Cassandre در اپرای اهالی تروا Les Troyens اثر برلیوز Berlioz نیز فرو رفته و درخشیده بود.

یک اپرا که تصویر رژین کرسپین با آن عجین شده است، گفتگوی راهبان کارملی Dialogues des Carmélites است که وی در اولین اجرای این اپرا در سال ۱۹۵۷-اثر پولنس Poulenc آهنگساز معاصر – در نقش مدیر جدید صومعه ظاهر شد و ۳۰ سال بعد، نقش مدیر قبلی صومعه را بر عهده گرفت که به زبان انگلیسی و تولید تلویزیونی اپرای متروپولیتن بود.

کرسپین در طی سالهای ۷۰ به تدریج از اجرای رپرتوارهای سوپرانو کناره گرفت و به نقشهای متزو گرایش یافت و در سال ۱۹۷۲، برای اولین بار به اجرای کارمن پرداخت.

در سال ۱۹۸۹، کرسپین تور خداحافظی جهانی خود را راه اندازی و اجرا کرد و در آخرین اجرای این آخرین تور در پاله گارنیه Palais Garnier پاریس روی صحنه رفت.

در میان آثار ضبط شده کرسپین میتوان به اجرای مارشالین همراه با جرج سولتی Georg Solti و ارکستر فیلارمونیک لندن، Les Nuits d’été اثر برلیوز، شهرزاد اثر راول Ravel و دو نقش مختلف در Die Walküre واگنر- زیگلیند Sieglinde با سولتی و برونهیلد Brünnhilde به رهبری هربرت فون کارایان Herbert von Karajan و ارکستر فیلارمونیک برلین) اشاره نمود.

Audio File قسمتی از تمرین کرسپین را همراه با فون کارایان ببینید

کرسپین در سالهای بعد از ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۲، به عنوان مدرسی تحسین برانگیز در دانشکده کنسرواتوار پاریس شناخته میشد و در سراسر جهان به برگذاری کلاسهای تخصصی میپرداخت. او در سال ۱۹۸۹ از خواندن کناره گیری کرد اما تا زمان مرگش در ماه گذشته همچنان به تدریس ادامه داد.

رژین کرسپین مفتخر به دریافت نشان شوالیه گری هنر و ادب از دولت فرانسه شده و از سال ۱۹۹۰ گل سرخ پیوندی زیبایی به نام وی ثبت شده است.

playbillarts.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خسرو جعفرزاده درگذشت!

متاسفانه با خبر شدیم، خسرو جعفرزاده، موسیقی شناس و معمار و از نویسندگان ثابت سایت گفتگوی هارمونیک، بدورد حیات گفت و جامعه نویسندگان موسیقی ایران را در اندوه و درد باقی گذاشت. ژورنال گفتگوی هارمونیک، این واقعه دردناک را به همسر هنرمند او پروفسور فروغ کریمی و علاقمندان نوشته های او تسلیت گفته و امیدوار است به زودی انتشار آثار منتشر نشده او را از سر بگیرد. در ادامه نوشته ای از علیرضا میرعلی نقی نویسنده نام آشنای عرصه موسیقی و محقق تاریخ معاصر موسیقی ایران را در این باره می خوانید:

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

از روزهای گذشته…

محسن قانع بصیری درگذشت…

محسن قانع بصیری درگذشت…

کوچک بودن و نوشتن از انسان های بزرگ و بزرگوار وظیفه سنگینی است. امروز اما به رسم شخصیت پرمحبتش که همیشه با پرسش از دیگران، حتی افراد جوان و بی تجربه، درپی آموختن از آنها و نشر آموخته هایش بود، با جسارت، در سوگ از دست دادنش می نویسم.
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (IV)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (IV)

در مورد محدودیت ها می توان به تفاوت میان لب ها و بینی افراد با توجه به آناتومی های مختلف اشاره نمود که قطعاً نیاز به کسب اطلاعات بیشتر برای بررسی این موارد در آینده خواهد بود تا بتوان در مقاله ای جداگانه، تجربیات نوازندگانی که از این روش ها استفاده نموده اند را با توجه به تفاوت در فیزیک بدنی آنها مورد بررسی قرار داد.
موسیقی آفریقای جنوبی (I)

موسیقی آفریقای جنوبی (I)

موسیقی آفریقای جنوبی، از اوایل دوره مستعمرگی این کشور، از ترکیب ایده ها و فرم های محلی با ایده ها و فرم هایی که از کشورهای دیگر به این کشور منتقل شدند، شکل گرفته است که باعث شده رنگ و بویی به خود بگیرد که خاص آفریقای جنوبی است.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VII)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VII)

۷- دکتر تقی ارانی یکی از فرزندان مبارز و دانشمند ایران را به دستور سرهنگ‌ نیرومند رئیس زندان سیصد ضربه شلاق زدند و در اتاق مجرد شماره ۲۸ زندان که گنداب‌ تمام مستراح‌ها به آنجا ختم می‌شد زندانی کردند. وی روی سمنت نمناک و هوای‌ خفقان‌آور مدتی به سر برد. بالش او یک جفت کفش سرپایی و لباس او در ماه آبان و آذر پیراهن تور تابستانی و یک تنکه تور نازک بود.
زندگى با بتهوون

زندگى با بتهوون

به نظر شما آیا راهى براى تقسیم بندى آهنگسازان وجود دارد؟در یک دسته بندى کلى شاید بتوان آنها را به دو گروه آهنگسازان «قبل از بتهوون» و آهنگسازان «بعد از بتهوون» تقسیم کرد. در حقیقت بتهوون در تاریخ موسیقى یک نقطه عطف به شمار مى آید. زیرا آهنگسازان قبل از او همه براى درباریان و اشراف زادگان آهنگ مى ساختند و در واقع مى توان گفت آنها همان قطعه اى را مى نوشتند که از ایشان درخواست مى شد. قطعاتى که با ارکستر دربار نواخته مى شدند. اما بتهوون دیدگاه تازه اى به وجود آورد و اگر بگویم که هیچ آهنگسازى تا آن زمان، به این اندازه خود را وقف آهنگسازى نکرده است، دور از حقیقت نیست.
فواصل و گام فیثاغورثی

فواصل و گام فیثاغورثی

به طور کلی گام مجموعه ای است از اصوات که فواصل موسیقایی آنها در اکثر اوقات بین ۲ عدد ۱ و ۲ قرار می گیرد. عدد ۱ که اولین درجه گام است پایگی نام داشته و عدد ۲ اکتاو آن است که قاعدتا گام با آن بسته می شود. فرکانس اکتاو ۲ برابر پایگی است :
ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن بعنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو توانست به مقام و شهرتی دست پیدا کند که کمتر هنرمند موسیقی فرانسوی تا کنون به این درجه رسیده است. او طی سالها نوازندگی پیانو، تهیه آلبوم های زیبا و اجرای کنسرت از خود یک چهره بین المللی بر جای گذاشته است. وی در طول فعالیت حرفه ای خود بیش از ۸۰۰ آلبوم موسیقی تهیه کرده است که در این میان ۶۳ عدد از آنها بعنوان آلبوم پلاتینیوم و ۲۶۳ عدد بعنوان آلبوم طلایی شناخته شده است، آمار فروش آلبوم های او نزدیک به نود میلیون نسخه ثبت شده تخمین زده می شود.
“من خجالتی نیستم” (I)

“من خجالتی نیستم” (I)

پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی، متولد ۲۶ مارچ ۱۹۲۵ است. بولز آهنگساز و رهبری است که بهتانها و نقدهای زهردار فراوانی را نسبت به خود در روزنامه ها و اخبار موسیقی طاقت آورده، با این وجود وی معتقد است مخالفت مفید است. بولز نه تنها از پروژه خود صرف نظر نکرد بلکه به دنبال دریافت تائید عمومی نسبت به طرز تفکرخویش نیز نبود. نظریات آتش افروز وی مبنی بر آنکه موسیقی کلاسیک معاصر دهه های ۵۰ و ۶۰ که راهکارهای جدی و مفید شونبرگ را دنبال نکرده اند “به دردنخور” هستند و “بهترین راه حل برای رشد اپرا از بین بردن تالارهای اجرای اپرا است” باعث مشکل و دشمن تراشی برای وی می شوند.
گفتگوی من و خودم در آینه (II)

گفتگوی من و خودم در آینه (II)

به نظرم این نوع موسیقی یک جلوه‌ی جهان چند فرهنگی را به نمایش می‌گذارد و و آن نوعش را که من اشاره می‌کنم نمایشی از کنار هم نشستن موسیقی‌دانان چند فرهنگ مختلف است. آنها می‌خواستند همنوازی کنند پس مجبور شدند از بعضی پیچیدگی‌های زبانشان صرف‌نظر کنند، مانند من که بخواهم برای جمعی که فارسی اندکی می‌دانند حرف بزنم یا بنویسم. مطمئنا نخستین کلماتم این نخواهد بود: «منت خدای را عزوجل».
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

زمانی که مرتضی نی داوود درآمد نوا را با محوریت درجه ی چهارم شور سُل اجرا می کند، قبل و بعد از آن نت (نت شاهد)، هر چه هست به سوی آن درجه کشیده می شود و جذب آن می گردد. تمامی تأکید ها و قدرت را همان نت محوری نشان می دهد و تداوم را یادآوری می کند، می ایستد و دوباره قرن را به صورت کشیده اجرا و یادآوری می کند، پدال می سازد، به واخون می زند، چرا که می خواهد بگوید پایانی وجود نخواهد داشت و بگوید که چهارچوب و قلمرو موسیقی دستگاهی این شرایط را به گونه ای برای او فراهم ساخته است که تکرار، آن را زیبا تر ساخته و این زیبایی زمانی دو چندان می شود، که آواز او را همراهی می کند.