گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

تاریکخانه موسیقی ایران (IV)

محمدرضا لطفی (۱۳۲۵ – ۱۳۹۳)

در این مصاحبه مکررا با مغلطه هایی مواجه می شویم که بخشی از آنها را پیشتر خواندید ولی قسمت هایی از این گفته ها، مغالطاتی است که از زبان موسیقیدانان دیگر نزدیک به این طیف هم شنیده شده است؛ جایی که لطفی می گوید: «مگر در این مدت کارهای ارکستر گلها یا کارهای ادامه‌دهندگان راه وزیری مثل آقای دهلوی و فخر‌الدینی بین‌المللی شده است؟»

در این مصاحبه مکررا با مغلطه هایی مواجه می شویم که بخشی از آنها را پیشتر خواندید ولی قسمت هایی از این گفته ها، مغالطاتی است که از زبان موسیقیدانان دیگر نزدیک به این طیف هم شنیده شده است؛ جایی که لطفی می گوید: «مگر در این مدت کارهای ارکستر گلها یا کارهای ادامه‌دهندگان راه وزیری مثل آقای دهلوی و فخر‌الدینی بین‌المللی شده است؟»

این گفته یک فریب بزرگ است؛ جا داشت مصاحبه کننده از ایشان می پرسید، مگر شما تار را اشتباه زده اید که این ساز بین المللی نشده و سیتار هند بین المللی شده است؟! این نوع استدلال، در موسیقی کلاسیک غربی هم که از قدرت تبلیغات وسیعی برخوردار بوده، به گواهِ تاریخ غلط است. همه ما می دانیم که باخ صد سال پس از مرگش به شهرت نرسید یا ویوالدی پس از انتشار صفحه های گرامافون حاوی چهار فصل، دوباره نام اش به سر زبانها افتاد و تا قبل از آن، تنها بعضی از آثار این دو موسیقیدان بزرگ، بین اهل موسیقی (نه مردم عامی) شناخته شده بود.


کم اطلاعی از مبانی علمی موسیقی

بدون شک، بی اطلاعی یا کم اطلاعی از قواعد موسیقی کلاسیک، برای یک نوازنده موسیقی ایرانی، آن هم در جایگاهی که محمدرضا لطفی قرار دارد، چندان قابل سرزنش نیست. چراکه او در زمینه ملودی سازی و نوازندگی در قله قرار دارد (هرچند در زمینه هایی که مربوط به نوشتار موسیقی و آنالیز آن است، کم توان است) ولی وقتی بحث نقد موسیقی کلاسیک پیش می آید، لازم است منتقد، اشراف قابل قبولی بر موضوع داشته باشد.

ماجرای مصاحبه جنجالی محمدرضا لطفی با علی صمدپور در مجله هفت و ادعاهایی که بعدا در مطبوعات بازتاب پیدا کرد و مشخص کرد که لطفی از شناخت ابتدایی ترین مسائل تئوری موسیقی عاجز است را علاقمندان موسیقی به یاد دارند و طبعا از کسی که گمان می کند «گرد چهار ثانیه است»* انتظار ندارند که در مباحث فنی تر موسیقی کلاسیک بی اشتباه باشد؛ ولی در این مصاحبه یک نکته عجیب دیده می شود، لطفی می گوید: «زیرساخت‌های موسیقی ایرانی با زیرساخت‌هایی که به تکامل سازهای غربی منجر می‌شود متفاوت بوده است، یعنی با کلارینت، فلوت، ترومپت نمی‌توانید ربع پرده بزنید.»

عجیب است که لطفی از چهار ساز محبوب نوازندگان ایرانی برای اجرای فواصل میکروتن موسیقی ایرانی، سه ساز را نام می برد و ادعا می کند نمی توانند ربع پرده بزنند! این مسئله به تئوری موسیقی هم ارتباطی ندارد، هر شنونده رادیویی در ایران، حداقل یکبار تکنوازی های «ربع پرده» دار این سازها را شنیده است!

* در گفتگوی هشت ساعته ای که امسال در اینستاگرام با بهراد توکلی (موسیقیدان و از نزدیکان محمدرضا لطفی) داشتم، وی این اشتباهات را سهوی دانست و اشاره کرد، در مقالات رسمی او چنین اشتباهاتی کمتر دیده می شود؛ نگارنده همانجا در آنجا پاسخ دادم که در چندین مصاحبه و برنامه رادیویی اشتباهاتی اینچنینی مخصوصا در مقوله متر و ریتم از او شنیده شده است (و البته به هیچ وجه قصد ندارم اشکالات مُلّانُقَطی بگیرم در حالی که می دانم گوینده مفهوم اصلی را می دانسته) از طرفی در کتاب سال شیدا و مجموعه مقالاتی که با همت همین انتشارات منتشر شده است، همیشه یک ویراستار علمی و هنری همچون دکتر محسن حجاریان وجود داشته که اشکالات اینچنینی را تصحیح می کردند؛ پس ناچاریم برای ارزیابی اطلاعات ایشان به همین مصاحبه ها یا گفته های شفاهی ایشان در برنامه های رادیویی استناد کنیم.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است