گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk
جلیل شهناز (1399-1300)

تازه به تازه، نقش در نقش، چون زمزمه جویباری زلال، با شیوه ای آنچنان دلنشین و غماز، استاد جلیل شهناز است که سالیانی را بس دراز و طولانی، عاشقانه نواخته است. اینک نیز از پس این سالیان، در روزهایی این چنین، که هنوز توش و توانی دارد، نرم نرمک زخمه ای بر ساز نواخته و حکایت سالیان رنجوری اش را اینگونه تقریر می کند. زبان تارش زبان راز گویی و بیان واژه های نغز و جمله هایی همدوش و همپایه شعر بزرگان و شوریدگان شعر فارسی است.

«با احترام در پاسداشت از زحمات استاد جلیل شهناز»

تازه به تازه، نقش در نقش، چون زمزمه جویباری زلال، با شیوه ای آنچنان دلنشین و غماز، استاد جلیل شهناز است که سالیانی را بس دراز و طولانی، عاشقانه نواخته است. اینک نیز از پس این سالیان، در روزهایی این چنین، که هنوز توش و توانی دارد، نرم نرمک زخمه ای بر ساز نواخته و حکایت سالیان رنجوری اش را اینگونه تقریر می کند. زبان تارش زبان راز گویی و بیان واژه های نغز و جمله هایی همدوش و همپایه شعر بزرگان و شوریدگان شعر فارسی است.

وی راوی فرهنگ و سنتی دیرینه و خاص در میان شیوه ها و سبکهای موسیقایی، اعم از مکاتب مختلف سازی و آوازی ایران است.« مکتب اصفهان » که در نحوه بیان جملات سازی، جمله بندی، صدادهی ساز و نحوه بیان در کلام و شعر دارای جایگاهی ویژه بوده و سبکی بسیارخاص به شمار می رود.

«استاد جلیل شهناز» را می توان یکی از چهره های شاخص و درخشان این شیوه و این مکتب غنی و پربار به شمار آورد. هنرمندی بی بدیل که سالیانی را در کنار اساتیدی همچون « حسن کسائی »،« جلال تاج اصفهانی »، «ادیب خوانساری» و… سپری ساخته و نغمه های آشنایش چنان در روح و جان مردم نفوذ کرده که همگان ساز تار را با نام جلیل شهناز گره خورده و عجین میدانند.

« استاد جلیل شهناز» در سال ۱۳۰۰ در شهر اصفهان و در میان خانواده ای هنرمند دیده به جهان گشود. در شهر ترنم و ترانه در کنار زاینده رود و شهری با کاشیهای آبی. از همان اوان کودکی جانش به ساز و نوا کوک شد. پدرش «شعبان خان» و همچنین برادرش «حسین شهناز» نوازندگان تار بودند و جلیل شهناز از همان دوران کودکی از محضر پدر و برادر خود استفاده فراوان برده و پس از آن نیز با لطایف و ظرایف خوشنوازی بنام «اکبر خان نوروزی» آشنا میشود. ناگفته نماند که «غلامرضا سارنگ» استاد کمانچه داماد خانواده شهناز است و «منوچهر سارنگ» نیز فرزند غلامرضا نوازنده تنبک، دایی او «رضا خان» نوازنده تار. محیط و شرایط خانوادگی و همچنین فضای شهر اصفهان تأثیر بسزایی در به ثمر رسیدن هنرمندی توانا بنام «جلیل شهناز» را دارا بوده است و بی شک ذوق و قریحه و نبوغ ذاتی وی نیز در شکوفایی و رشد این نوازنده توانای تار تأثیر فراوان داشته است. همنشینی با بزرگان موسیقی آن زمان درشهر اصفهان و درک ظرایف این مکتب، هنرمندی چون شهناز را بوجود می آورد.

استاد شهناز در سال ۱۳۲۷به تهران آمده و در شهرداری تهران مشغول بکار می شوند. و پس از مدتی به رادیو تهران راه پیدا کرده و فصل تازه ای در زندگی ایشان رقم میخورد. آشنایی با هنرمندان موسیقی در تهران و نواخت های مکرر و بی شمار در برنامه های متعدد رادیویی همراه با دیگر نوازندگان، ساز جلیل شهناز را به اوج پختگی و مهارت می رساند.

بنظر می رسد یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده در نوع نوازندگی استاد شهناز، که البته مانند بسیاری دیگر از نوازندگان آن دوره به «نوازندگان رادیو» شهرت یافتند، سیستم جدید ضبط در رادیو و وجود میکروفون و نحوه صدابرداری، بوده است که تآثیری بسیار زیاد بر شیوه و سبک نوازندگان این دوره میگذارد. نوازندگان قبل از دوره رادیو، به جهت نبودن میکروفون برای بگوش رساندن صدای سازشان، فشاری بیش از اندازه بر روی ساز وارد می کردند و سعی در هر چه قوی تر نواختن ساز داشتند.

بسیار پر صدا از همه سیمهای ساز استفاده می کردند. در حالیکه اینگونه نواختن در رادیو و با استفاده از امکانات صوتی و صدابرداری باعث می شد که صدای ساز در هم و شلوغ بگوش برسد. همانطور که «استاد احمد عبادی» در مورد شیوه نوازندگی سه تار خودشان بارها به این نکته اشاره کرده بودند. شاخص ترین نوازندگان تار در این دوره، که در نوع نوازندگی و نحوه بیان جملات موسیقی قرابت و نزدیکی زیادی با یکدیگر دارند. عبارتند از اساتیدی چون «لطف الله مجد»، « فرهنگ شریف» و« جلیل شهناز».

شاید بتوان نزدیکی ایشان را در نوع جمله بندی های شعری، و تکیه بر لطافت و احساس جملات موسیقی دانست. زنده یاد استاد اسماعیل نواب صفا در مورد« استاد لطف اله مجد» می گفتند:

« … که لطف اله مجد در هنگام تکنوازی در رادیو، برای اینکه جمله بندی سازش دارای قافیه و وزن باشد و چارچوب و قالب شعری پیدا کند، دیوان حافظ را گشوده و از روی غزلی که برای خود می خواند، تکنوازی می کرد و سعی می کرد که جملات شعر را باز ساز بیان کند».

هوشنگ فراهانی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است