گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نقد و رتبه‌بندی‌ها چه سهمی در سلیقۀ موسیقی ما دارند؟ (I)

طبقه‌بندی و متعاقباً رتبه‌دهی، سابقۀ طولانی در صنعت موسیقی دارد. صنعت موسیقی از همان ابتدای شکل‌گیری با در نظر گرفتن نکات بازاریابی علاقۀ زیادی به طبقه‌بندی داشته است. این طبقه‌بندی‌ها خود را در سبک‌های موسیقی، شرکت‌های نشر موسیقی، ایستگاه‌های رادیویی، رسانه‌ها و ذهن شنوندگان نهادینه کرده است؛ اما توجه عمومی به مسئلۀ رتبه‌بندی زیر سایه تحولات شدید سبک زندگی مردم جهان، تحت تأثیر رسانه‌ها و فناوری، رتبه‌بندی و رتبه‌دهی را از آنچه پیش‌تر بوده، «فراتر» برده است.

نگاهی اجمالی به نقد و رتبه‌بندی‌های موسیقی در دوران پیش و پسا اینترنت

طبقه‌بندی و متعاقباً رتبه‌دهی، سابقۀ طولانی در صنعت موسیقی دارد. صنعت موسیقی از همان ابتدای شکل‌گیری با در نظر گرفتن نکات بازاریابی علاقۀ زیادی به طبقه‌بندی داشته است. این طبقه‌بندی‌ها خود را در سبک‌های موسیقی، شرکت‌های نشر موسیقی، ایستگاه‌های رادیویی، رسانه‌ها و ذهن شنوندگان نهادینه کرده است؛ اما توجه عمومی به مسئلۀ رتبه‌بندی زیر سایه تحولات شدید سبک زندگی مردم جهان، تحت تأثیر رسانه‌ها و فناوری، رتبه‌بندی و رتبه‌دهی را از آنچه پیش‌تر بوده، «فراتر» برده است.

رتبه، امتیاز و نقد منتقدان چقدر برای خرید یا انتخاب یک اثر موسیقی مؤثرند؟ آیا خواندن نقد یا اطلاع از مورد توجه بودن یا نبودن یک اثر موسیقی، می‌تواند تأثیری در سلیقۀ موسیقی و رفتار ما به‌عنوان مخاطب و مصرف‌کنندۀ اثر داشته باشد؟ رتبه‌بندی‌ها و نقدها اعتبار خود را چگونه تأمین می‌کنند؟ آیا می‌توان به همۀ رتبه‌بندی‌ها، نقدها و حتی اظهار نظر کاربران اعتماد کرد؟ آیا حتی اگر این رتبه‌بندی‌ها توسط خبره‌ترین کارشناسان موسیقی تهیه شده باشند، می‌توان آن‌ها را جامع تصور کرد؟

در این نوشته سعی می‌شود تا ضمن پرداختن به مسئلۀ رتبه‌بندی‌ها و فهرست‌های مختلف موسیقی، پرسش‌هایی که پیش‌تر مطرح شد نیز پاسخ داده و به برخی آسیب‌های موجود در الگوبرداری از این رویه‌ها در ایران نیز اشاره شود. ذکر این نکته ضروری است که کوچک شمردن رتبه بندی و نقد به هیچ وجه مقصود این نوشته نیست. شایان ذکر است که رتبه‌بندی به شکلی که در این نوشته به آن پرداخته می‌شود، در تمام کشورها، مربوط به موسیقی مردم‌پسند است و در مورد موسیقی جدی، رتبه‌بندی به آن شیوه اتفاق نمی‌افتد.


سبک‌زندگی و «ترین‌ها»

نقد، تخصص یا تفنن؟


نقد آثار موسیقی یکی از مهم‌ترین بازخوردهایی است که تولیدکنندگان آثار موسیقی پس از انتشار آثارشان دریافت می‌کنند. اکثر ما نام گروه «بیتلز» را شنیده ایم. فارغ از تکرار این نام در نقدها و رتبه‌بندی‌ها، تا زمانی که نقدهای فنی و تحلیلی در مورد آثار این گروه بریتانیایی نخوانده باشیم شاید قبول اینکه چرا نام این گروه را آن‌قدر زیاد می‌شنویم و می‌خوانیم برایمان مشکل باشد. در نقدهای تحلیلی فنی، بررسی ساختار، ارتباط میان متن ترانه و ظرایف آهنگ‌سازی، نوآوری‌ها، فنون ضبط استودیویی و فرآوری صداها و موارد فنی دیگری برای آثار این گروه آورده شده است.

مسائلی که ساده‌سازی آن برای عموم بسیار مشکل است. درعین‌حال دانستن این نکات می‌تواند برای اهل فن بسیار مفید باشد، اما اکثر محتوای تولیدشدۀ متنی و صوتی و تصویری در حوزۀ نقد موسیقی، ازاین‌دست محتوا نیست بلکه درست برخلاف متن‌ها و نقدهای فنی که حاوی اصطلاح‌ها و واژگان فنی و مفاهیم تخصصی است که ممکن است برای عموم مردم قابل فهم نباشد، اکثر نقدهای موسیقی با واژگان غیرتخصصی و استفاده از مفاهیم و فنون برانگیختن احساس نوشته می‌شو و علت این است که اکثر نقدهای موسیقی باری احساسی دارند و بر اساس سلیقۀ منتقد و خط مشی او که می‌تواند موسیقایی هم نباشد، تهیه شده‌اند.

محمدعلی پورخصالیان

محمدعلی پورخصالیان
متولد ۱۳۵۷ تهران
نویسنده، مترجم، نوازندۀ پیانو، کیبورد و سینتی‌سایزر و طراح صدا

۱ نظر

بیشتر بحث شده است