گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

امیر تتلو؛ بازکاوی شخصیت اجتماعی و گروه هوادارن (IV)

امیر تتلو در حال اجرای کلیپی با همکاری ارتش جمهوری اسلامی ایران

امیر تتلو آنطور که خود نیز اذعان دارد اصلا سیاسی نیست؛ ولی برای گرفتن مجوز خواندن ناچار است امیدوار باشد تا با رای دادن به یکی از جناح های سیاسی بتواند ساده ترین درخواست یک هنرمند که همانا مجوز خواندن برای دوستدارانش است را بگیرد. او پس از آن بر روی موضع خود در داشتن تتو پافشاری می کند و هرچه مشهورتر می شود مورد غضب بیشتر قرار می گیرد.

امیر تتلو آنطور که خود نیز اذعان دارد اصلا سیاسی نیست؛ ولی برای گرفتن مجوز خواندن ناچار است امیدوار باشد تا با رای دادن به یکی از جناح های سیاسی بتواند ساده ترین درخواست یک هنرمند که همانا مجوز خواندن برای دوستدارانش است را بگیرد. او پس از آن بر روی موضع خود در داشتن تتو پافشاری می کند و هرچه مشهورتر می شود مورد غضب بیشتر قرار می گیرد.

با هر ترفندی باز هم نمی تواند هم خالکوبی داشته باشد و هم بتواند کنسرت بدهد. او می گوید هر ترفندی زدم که اجازه کنسرت و آلبوم بگیرم به موسوی رای دادم نشد بعد رفتم از رئیسی طرفداری کردم نشد…

اویی که می گفت من هیچگاه از کشور بیرون نمی روم و همین ایران کارها و خواسته هایم را عملی می کنم، سرانجام ایران را برای خواست های ابتدایی خود ترک می کند.
سیروس آرین، روانشناس و کارشناس امور روانی بیمارستان روانپزشکی رازی معتقد است، در زندگی تتلو و تتلیتی‌ها احترام به قانون نقشی ندارد و تتلو موقعیتی در اختیارشان قرار می‌دهد تا بی بر جای گذاشتن اثری خشم شان را نشان داده و در برابر قانون بایستند.

یا اینکه سمیه باغی در مقاله ای امیر تتلو را «فرزند ناخلف جامعه ایران» می داند، وی را چنین ارزیابی می کند:

«مصاحبه بهزاد بلور (در برنامه بلور بنفش) با امیر حسین مقصودلو (تتلو) از جهاتی قابل تأمل است. اینطور به نظر می رسد که تتلو بخشی از جامعه ایران است. جامعه ای که فاقد عقلانیت و واجد هیجانات و احساسات بد ریخت است. اگر بتوانیم تتلو را نه در مقام قضاوت شخصی بلکه در مقام فهمی «تیپیک» قرار دهیم، شاید بتوانیم او را نتیجه ی (فرزند ناخلف) سیاست ها و پوچی جامعه ایران بدانیم. مثال و تیپی که هیچ ذهنیتی از هیچ چیز ندارند. نه از هنر، نه از سیاست و نه از فرهنگ. فاقد فلسفه و نظام فکری هستند. بخشی از جامعه که بین نظام های فکری شان هیچ تناسبی وجود ندارد. فکر نمی کنند. به طور غریزی عمل می کنند و برای رفتار شان هیچ توضیح منطقی ندارند. تتلو این پوچی و خالی بودن را چنین توصیف می کند: درخلأ، بی وزنی، رک.»

سمیه یاغی در تحلیل تیپ شخصیت تتلو می نویسد: «تتلو یک تیپ است. او می تواند همه کسانی باشد که دچار تناقضات غیر موجه می شوند. دروغ می گویند اما مدافع حقوق حیوانات هستند. از رانت و صاحبان ثروت و قدرت بهره می برند اما مخالف تبعیض اند. فحش می دهند اما به زعم خود به عقاید و حقوق دیگران احترام می گذارند. تتلو می تواند همه کسانی باشد که بدون تأمل، هیجان و احساسات خود را بروز می دهند.»

 سمیه باغی در ادامه نوشته اش تتلو را بازتابی از جامعه ایران و بخصوص سیاستمداران آن می داند که مملو از گفتار ها و حرکت هایی تناقض آمیز هستند: «تتلو می تواند بخشی از همه ما به خصوص سیاست ورزانی باشد که اذعان به اشتباه کردن را امری عادی نمی دانند، لذا برای کم کاری خود عذرخواهی هم نمی کنند. …تتلو می تواند نماینده کسانی باشد که می گویند پول غایت است نه هنر و نه انسان. و زور و اجبار در دین غایت است نه ایمان و خواست فردی. کسانی که چون به رسمیت شناخته نمی شوند، دست به تزویر می زنند و برای سود فردی هر بار تریبون جناحی دیگر می شوند. و چه تناسب معنا داری است بین زر، زور و تزویر.» 

هرچند گفته های سمیه باغی درباره جامعه کنونی ایران واجد مصداق های زیادی است ولی نباید فراموش کرد که افول تمدن در جهان امروز، دلیل بزرگتری برای بوجود آمدن این اوضاع است که نه تنها «تتلو» و «تتلیتی» ها بلکه همه ما از جمله سمیه باغی ها و سیروس آرین ها را نیز در بر می گیرد.

کیوان پهلوان

۱ نظر

بیشتر بحث شده است