گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

محمدرضا شجریان که بود و چه کرد؟ (II)

او قطعا می خواست آواز و تخصص موسیقی ردیف دستگاهی خود را گسترش دهد. سعی کرد تا با بزرگان موسیقی آن زمان آشنا شود. اولین بار با احمد عبادی آشنا شد. در همان سال در کلاس های آواز اسماعیل مهرتاش شرکت کرد. اسماعیل مهرتاش در سال های ۴۰ و ۵۰ نقش بسیار مهمی در تربیت موسیقی دانان برجسته ایفا کرد. وی جدای از تدریس موسیقی ردیف دستگاهی ایران، یکی از کارهای مهمی که انجام داد روی ترانه های ریتمیک و بزمی تهران با عنوان ترانه های شادمانه تهران کار کرد و شاگردانی را در این زمینه تربیت نمود که هنوز هم یکی از یادگارهای او یعنی محمد منتشری زنده و سلامت است و از بهترین راویان همان ترانه هایی هستند که مهرتاش تنظیم کرده و آموزش داده است (او با همکاری موسسه موسیقی آوای باربد بخشی از این آثار را به شکل سی دی نشر داد)؛ همینطور مهرتاش شاگردان خوب دیگری مثل برادران وفایی را هم تربیت کرد که آثاری از آنها نیز باقی مانده است.

او قطعا می خواست آواز و تخصص موسیقی ردیف دستگاهی خود را گسترش دهد. سعی کرد تا با بزرگان موسیقی آن زمان آشنا شود. اولین بار با احمد عبادی آشنا شد. در همان سال در کلاس های آواز اسماعیل مهرتاش شرکت کرد. اسماعیل مهرتاش در سال های ۴۰ و ۵۰ نقش بسیار مهمی در تربیت موسیقی دانان برجسته ایفا کرد. وی جدای از تدریس موسیقی ردیف دستگاهی ایران، یکی از کارهای مهمی که انجام داد روی ترانه های ریتمیک و بزمی تهران با عنوان ترانه های شادمانه تهران کار کرد و شاگردانی را در این زمینه تربیت نمود که هنوز هم یکی از یادگارهای او یعنی محمد منتشری زنده و سلامت است و از بهترین راویان همان ترانه هایی هستند که مهرتاش تنظیم کرده و آموزش داده است (او با همکاری موسسه موسیقی آوای باربد بخشی از این آثار را به شکل سی دی نشر داد)؛ همینطور مهرتاش شاگردان خوب دیگری مثل برادران وفایی را هم تربیت کرد که آثاری از آنها نیز باقی مانده است.

شجریان، در عین حال به آموختن خوشنویسی در انجمن خوشنویسان ایران می پردازد و بعد از دو سه سال به عنوان خوشنویس ممتاز در سال ۱۳۴۹ دیپلم می گیرد.

شجریان در سال ۵۰ در رادیو تهران در برنامه گلها آواز خواند و به خاطر احترام به پدر که پسر را مجاز به خواندن مناجات و قرائت قرآن کرده بود، نام اش را به سیاوش بیدگانی، تغییر داد و آوازها و تصنیف هایی در گلها خواند و بدینسان در جامعه هنری مطرح شد. این کار ادامه پیدا کرد و بعد از چند سال که پدر متوجه این اتفاق شد این اجازه را به او می دهد که با نام اصلی اش یعنی محمدرضا شجریان شناخته شود. اینگونه بود که اولین خصوصیتی که در وجود محمدرضا شجریان می بینید پایبندی و احترام به زندگی و خانواده است، او فردی نبود که تمامی ساختار های موجود خانوادگی و اجتماعی خود را کنار بگذارد.

ناگفته نماند که شجریان برای آرامش بیشتر خود به پرورش گل و گیاه و پرنده هم می پرداخت. این نکته هم مهم است شجریان برای اینکه بتواند وقت بیشتری برای موسیقی اش بگذارد و همه فضای زندگی اش را به این امر اختصاص دهد، تقاضای می کند از آموزش و پرورش به وزرات منابع طبیعی برود. چون معلمی کردن آن هم در فضای غیر موسیقایی دیگر باب طبعش نبود و ترجیح می داد اگر بخواهد معلمی کند در موسیقی و آواز باشد.

در سال ۱۳۵۰ با فرامرز پایور آشنا می شود؛ یعنی ۴ سال بعد از آمدن اش به تهران و به بهانه یاد گرفتن ردیف های آوازی و ادامه یادگیری سنتور نزد ایشان می رود. در همین حال شیوه آوازی سید حسین طاهرزاده را با او شروع می کند. شجریان بعدا کارهای مهمی را با ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور در آواز و تصنیف اجرا می کند.

کیوان پهلوان

۱ نظر

بیشتر بحث شده است