تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (II)

ارکستر هنگام در حال کنسرت در شیراز
ارکستر هنگام در حال کنسرت در شیراز
چنان که پیشتر نیز گفته آمد، طی سالیان گذشته ارکسترهائی با ساختاری شبیه به آنسامبل زهی، ارکستر مجلسی و ارکستر ملی به فعالیت پرداخته یا می پردازند، که مشکلات عدیده ی مالی-اجرائی باعث شده است یا بطور کلی منحل شوند یا با توجه به مشکلات برگزاری کنسرت از اجرای عمومی چشم پوشیده و به تمرین و اجراهای خصوصی بسنده کنند. بقا، دوام و حضور فعال ارکستر هنگام طی سالیان گذشته، از مدیریت اجرائی و برنامه ریزی هدفمند و مدبرانه ای نشان دارد که پیشرفت این ارکستر در سالیان آتی را نوید می دهد.

اگر به عملکرد و توانمندی های ارکستر هنگام که تا اینجا برشمرده شد، آنچه احتمالاً از چشم من پوشیده مانده و بسیاری دیگر از قابلیت های ارکستر که پرداخت به آنها در این مقال نمی گنجد را نیز بیافزائیم، تلاشی وافر را در می یابیم که شایان تقدیر و شایسته ی احترام است. تا اینجای کار قدردان و سپاسگذار ایشانیم. دستشان را به مهر می فشاریم و امید داریم که سالیان متمادی هنردوستان شیراز شاهد پیشرفت و بالندگیشان باشند.

و اما . . .

کیفیت فنی موسیقی ارائه شده، بی التفات به بعد مدیریتی، اجرائی و تشکیلاتی
برای تولید وسپس ارائه ی یک اثر هنری، مکانیسم پیچیده ای در کار است که اجزائش در ارتباطی ارگانیک، با تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متقابل، شکل دهنده ی آن هستند. رهیافت به جان یک اثر هنری و تجزیه و تحلیل شایسته ی آن بدون پرداخت به این اجزاء میسر نیست. از میان آنها می توان به سلیقه و تفکر خالق اثر،ابزار و شیوه ی بیان و اجرا اشاره کرد.

– پر واضح است که به سبب نقش های متعدد و متنوعی که روزبه تابنده در ارکستر هنگام ایفا می کند(مؤسس، سرپرست، آهنگساز، تنظیم کننده، رهبر ارکستر، رهبر کر، مدیر هنری، برنامه ریز و …)، موسیقی ارکستر هنگام بیش از هر کس، بازتاب تفکر، سلیقه و به طور کلی توان و ناتوانی اوست.

احاطه و حضور پررنگ و فراگیر یک نفر در یک گروه می تواند موجب وحدت رویه، ثبات و انسجام گروه از یک سو و تک بعدی، تک محوری ، تک صدائی شدن گروه و محدود شدن آن به حدود توانائی فرد مورد نظر از سوی دیگر شود. پیش زمینه ی آموزش موسیقی ایرانی و تلاقی آن با موسیقی کلاسیک غربی، شکل دهنده ی سبک ویژه ی روزبه تابنده است، که تبلور آن در رپرتوار ارکستر هنگام به وضوح قابل تشخیص می باشد: موسیقی ملی با گوشه ی چشمی به رپرتوار موسیقی کلاسیک.

نظر به هویت دوگانه ی این ارکستر، اعضاء آن فارغ از تخصصشان می باید از نوع دیگر موسیقی نیز آگاه باشند. عدم این آشنائی می تواند باعث بی هویتی هرکدام از انواع موسیقی شود. کما اینکه «چارداش» ارکستر هنگام کمی ایرانی (شبیه به شور لا) صدا می داد. از سوی دیگر به نظر می رسید که تولید ربع پرده هائی که لحن ایرانی داشته باشند، برای ویولونیست هائی که تنها آموزش کلاسیک دیده اند و فواصل موسیقائی برایشان به صورت نیم پرده مفصل بندی شده، کمی دشوار است. وفق یافتن نوازندگان تار با تغییرات پرده بندی که گروه نوازی ایجاب می کند هم بر همین سیاق بود. شاید وجود یک کارگاه شنیدار که در آن نوازندگان هر سبک با آثار مهم سبک دیگر آشنا شوند، بتواند راهگشای این تعامل باشد.

– به زعم من ارکستر ملی همچون لباسی گشاد و بی قواره است بر تنی زار و نزار. حال آنکه نه ارکستر با ساختار کلاسیک همچون لباسی گشاد است و نه موسیقی ایرانی ناب همچون تنی نزار. در ترکیب این دوست که بخشی از توانائی های ارکستر از آن گرفته شده و بسیاری از خصوصیات منحصر به فرد موسیقی ایرانی نیز مهجور می ماند.

به عنوان مثال یکی از شاخصه های ارکستر کلاسیک توانائی ایجاد بافت چند صدائی است که به موسیقی بعد و عمقی افزون می بخشد. اما در اغلب آثار موسیقی ملی این بافت پیچیده و چند لایه به بافت ساده ی هموفونی یا منوفونی فروکاسته می شود. در کل اجرای ارکستر هنگام تنها در بخش هائی از قطعه «سراب» و ملودی زهی های بم در چارداش شاهد بافت پولیفونی بودیم.

در باقی لحظات بخش اعظم ارکستر تنها نقش مضاعف کردن خط ملودی و یا ایجاد پس زمینه ای برای ملودی اصلی را ایفا می کرد. از سوی دیگر اجرای دو اثر کلاسیک کنسرت در مقایسه با اجراهای ارکسترهای صرفاً کلاسیک از همین آثار، بسیار کم رمق تر بود. برای تقویت توان تکنیکی و نیز تمرین بر بافت های پیچیده تر، کار روی آثار اریجینال کلاسیک، به عنوان مثال سرنادهای «موتزارت»، می تواند مثمر ثمر باشد.

– به نظر می رسد که علاقه روزبه تابنده به موسیقی ملی، در ترتیب اجرای قطعات هم کفه ی ترازو را به صورتی ناعادلانه به سمت این نوع موسیقی متمایل کرده است. کنسرت ارکستر هنگام که با موسیقی ملی آغاز شد، در ابتدای بخش دوم با دو قطعه ی کلاسیک ادامه یافت و با چند اثر ملی دیگر به پایان رسید؛ تا حرف اول و آخر را موسیقی ملی زده باشد.

در حالیکه اختصاص بخشی مجزا به موسیقی کلاسیک و پایان کنسرت با قطعه ی تکنیکی ، سرعتی و جذاب چارداش ، قاعده مندتر می نمود. به نظر می رسد که بخش قطعات کلاسیک ارکستر نیازمند بازنگری و تجدید نظری کلی است: یا این بخش به طور کلی از برنامه ی اجرائی حذف شود و یا زمان و تمرکز بیشتری معطوف به آن گردد.

– کنسرتو، یکی از جذاب ترین فرم های موسیقی ارکسترال است: قطعه ای برای ارکستر و تکنواز. در این فرم، دیالوگ و کشاکشی که بین ارکستر و تکنواز پدید می آید، می تواند محل ابداعات و کنش دراماتیک جذابی قرار گیرد. از میان قطعات اجرائی ارکستر هنگام دو قطعه فرمی شبیه به کنسرتو داشتند: چارداش مونتی برای ارکستر و تکنواز ویولن، «بندباز» برای ارکستر و تکنواز تار. درباره ی چارداش پیشتر نکاتی گفته شد. اما بندباز بی گمان یکی از ضعیف ترین قطعات اجرا شده ی این کنسرت بود.

مشخصه ی آثار «کلنل وزیری»، از جمله بندباز، تکنیک و سرعت بالای این آثار است. اما بندباز ارکستر هنگام تمپوئی بسیار پائین تر از تمپوی مقرر داشت که منجر به از دست رفتن ماهیت کلی اثر شده بود. تغییر مداوم همین تمپوی کم و ناهماهنگی بین ارکستر و تکنواز خبر از تمرین ناکافی این اثر می داد.

صدادهی ضعیف تار که منجر به از بین رفتن داینامیک و ابهام در جمله بندی ها می شد، در مواجهه با سونوریته ی طبیعتاً غنی تر ارکستر، مخدوش تر و مبهم تر جلوه می کرد. به طور کلی بندباز هنگام نه نشانی از ویرتوزیته ی تکنواز داشت، نه جلوه ای از طمطراق موسیقی کلنل وزیری.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

بیزت همانند موتزارت و مندلسون از جمله موسیقیدانان زود رس بود و معروف است که او در سن چهار سالگی می توانست نت های موسیقی را بخواند و بنویسد. پدرش با شناختی که از او داشت اغلب مانع از این می شد که جورج کوچک اوقات خود را به چیزی غیر از موسیقی بپردازد، به همین دلیل می توان گفت که سرنوشت او از پیش رقم خورده بود.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IX)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IX)

به همین خاطر از درون سیستم شعر کلاسیک ایران بیرون می‌آید و پایه شعر معاصر ایران را می‌ریزد. همین کار را می‌توانیم در موسیقی انجام دهیم. شما اگر دانگ‌های موسیقی ایران را به‌طور مستقل استفاده کنید دیگر در سیستم موسیقی ردیف نمی‌گنجد و ما نمی‌توانیم به آن بگوییم موسیقی سنتی یا کلاسیک ایران ولی حالت زبانش هنوز فارسی و ایرانی است همانند شعر نیما یوشیج.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

در سال ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ ارکستر سمفونیک بیچام باله روسیِ (Ballets Russes)، سرگئی دیاگیلف (Sergei Dioghilev) را هم در باغ کاونت و در کرولوپر (Krolloper) در برلین به رهبری بیچام و پیر مونتو (Pierre Monteux)، رهبر اصلی دیوگیلوف اجرا کرد. بیچام با رهبری موسیقی جدید و پیچیده پتروشکا (Petrushka) ی استراوینسکی (Stravinsky)، در غیاب مونتو، در حالیکه فقط دو روز قبل به او خبر داده بودند، بدون هیچ تمرینی، توانست تحسین فراوانی را از آن خود سازد.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (IV)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (IV)

پیوند شعر و موسیقی آوازی از جمله سلسله مقالاتی بود که در همین مجله به چاپ می رسید که بعدها با جرح و تعدیلهای فراوان و با مشاوره بسیاری از اساتید زبان شناسی و ادبیات (چون دکتر باطنی، حق شناس و مهدخت معین) برای نخستین بار در سال ۱۳۷۹ توسط نشر ماهور چاپ شد. اما از جمله مقالات مهم دیگر او می توان به مقالات: چند صدایی در موسیقی ایران (موزیک ایران، تیر ۱۳۴۰)، کنتر پوان و مقایسه آن با هارمونی (مهر ۱۳۳۳ موزیک ایران)، در پاسخ به مقاله سعدی حسنی در باره اختلاف ربع پرده (موزیک شهریور ۱۳۳۳)، موسیقی و اجتماع (خرداد ۱۳۳۶ همان)، پدال در موسیقی ایران (خرداد ۱۳۳۴ همان) و حتی مقالات دوران پس از انقلاب مثل نت نگاری در موسیقی ایران (مندرج در ادبستان ش. ۷)، ویژگی های سنتور (در کتاب ماهور شماره ۲ و ۳) و… اشاره کرد.
تدارک ارکستر (II)

تدارک ارکستر (II)

در قرن بیستم این احساس بوجود آمد که موسیقی نیازمند یک تحول اساسی و ورود به دورانی جدید است و از طرفی هم این تصور قوت گرفت که میتوان با یک تغییر جدی در حیطه موسیقی کلاسیک، آهنگهای جدیدتری را خلق کرد. لذا با دگرگون شدن سیستم قدیمی که برای گامها و هارمونی بکار گرفته میشد، سیستم جدیدی به نام “دوازده صدایی” (Twelve Tone) وارد موسیقی گردید.
Figured Bass

Figured Bass

روشی است که در اوایل قرن ۱۷ – بخصوص توسط کلودیو مونتوردی – برای مشخص کردن نتهای مورد استفاده در آکوردها بکار برده می شد که به آن در فارسی باس شماره گذاری شده نیز گفته می شود، همچنین برخی این نحوه نمایش آکوردها را شیفراژ آکوردها می نامند. اولین بار موسیقیدانان ایتالیایی برای همراهی ملودی از این روش استفاده کردند، بعدها موسیقیدانان باروک،از این روش بصورت متداول برای مشخص کردن هارمونی در قسمت باس استفاده کردند. بعنوان مثال در کارهایی که برای هارپسیکورد یا ارگ تهیه می شد از این روش برای نمایش آنچه نوازنده باید برای همراهی با خواننده و یا با دست چپ بنوازد استفاده می شد.
میرهادی: پیشرفت گیتار نوازی فوق العاده بوده

میرهادی: پیشرفت گیتار نوازی فوق العاده بوده

این جشنواره تغییراتی پیدا کرده است؛ پیشوند کلاسیک و کشوری آن را برداشتیم و شد «مسابقه گیتار تهران». مگتان هم مخفف همین نام است.
فراخوان سومین جشنواره و جایزه همایون خرّم

فراخوان سومین جشنواره و جایزه همایون خرّم

موسیقی اصیل ایرانی همواره بخشی از هویت فرهنگ و هنر مشرق‌زمین بوده است. پیوند زیبای موسیقی فاخر ایرانی با آداب و سنن و شعر و ادب، میراثی ارزشمند برای مردم ایران‌زمین به ارمغان آورده است. به انگیزه حفظ و انتقال این میراث گرانبها به نسل جدید جامعه و به پاس زحمات بزرگان این عرصه، به لطف پروردگار، دو دوره جشنواره و جایزه موسیقی “نوای خرّم” را به یاد استاد شهیر موسیقی ایران، همایون خرم برگزار کردیم و اینک سومین دوره آن، با هدف ماندگاری و گسترش فرهنگ فاخر موسیقی اصیل ایران زمین، ارتقای بینش فرهنگی و هنری جامعه، ارایه‌ی الگوهای مناسب اخلاقی و حرفه‌ای و شناخت بیشتر هنرجویان نسبت به بزرگان هنری کشور و نیز بررسی میزان تأثیرپذیری آن‌ها از هنر این استادان، به همت “مؤسسه فرهنگی هنری رادنواندیش” و خانواده محترم استاد همایون خرّم، با همکاری دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تاریخ ۱۵ تا ۱۷ دی ماه ۱۳۹۵ در تالار وحدت برگزار برگزار می‌گردد.
تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (III)

تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (III)

توزیع نیز از طریق هر نوع کپی‌برداری ممکن بود؛ هر اثر می‌توانست تنها به کمک یک یا چند رایانه‌ی شخصی توسط افرادی که ممکن بود با یکدیگر بی‌ارتباط نیز باشند تکثیر شود و در اختیار مصرف‌کننده قرار گیرد.
میلانی: سالهاست رهبر دائم نداریم

میلانی: سالهاست رهبر دائم نداریم

دانشجویان دانشگاه هایی علمی کاربردی از بابک میلانی به عنوان یکی از بهترین و جدی ترین استادان یاد میکنند؛ تحولاتی که میلانی با نوع نگاه خود در سیستم آموزشی دانشگاه های علمی کاربردی بوجود آورده، روش دید و تحلیل دانشجویان را مورد تغییراتی خاص قرار داده است. میلانی خواننده سابق گروه کر فرهنگسرای بهمن بوده و امروز در مقام رهبر این گروه کر است و به سنت دیگر کر های فرهنگسراهای تهران، در جشنواره موسیقی فجر شرکت دارد.