گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk
ابوالحسن صبا (1336-1281)

این گزین‌گویه حقیقتی را در خود پنهان کرده، اما اگر به همان شکل ظاهرش مخصوصا مرتبط با هویت فرهنگی خوانده شود، آشکارا گمراه‌کننده است. آن حقیقت این است که در آن دوران اندیشه‌ی یک ملیت به مفهومی پیوندخورده با اداره‌ی سیاسیِ سرزمینی، در میان عوام شایع نبوده است. و دیگر این که رسانه (در اینجا تصنیف‌های عارف که نوعی همرسانش بسیار سریع را بدون وسایل ارتباط جمعی در دوره‌ی خود باعث شده‌اند (۱۱)) یکی از عوامل امکان همسانی‌های هویتی است. زیرا مردم باید به طریقی بر این همسانی آگاه شوند تا هویت جمعی مشترکی بیابند.

پنجاه سال از مرگ ابوالحسن صبا آموزگار بزرگ موسیقی ایران می گذرد*. او هنرمندی چند سویه بود و در همه حوزه های موسیقی ملی، دست و اندیشه او را در کار می بینیم. تقریبا همه سازهای سنتی را با مهارت می نواخت، می شناخت و می آموزاند و حتی آن ها را می ساخت.

توانایی های هنری او ولی از قلمرو گسترده موسیقی نیز فراتر می رفت. شعر می سرود نقاشی و منبت کاری می کرد و خط خوشی داشت. اینها امتیازاتی است که معمولا در یک هنرمند، جمع نمی شود. با این همه والاترین نقش او را باید در حوزه آموزش موسیقی و فراگیرساختن آن جستجو کرد. در سالهای پایانی زندگی، در برنامه ای رادیویی از او از شمار شاگردانش پرسیده بودند، پاسخ داده بود که اگرچه آماری دقیق در دست ندارد ولی می داند که «ردیف» هایی که برای آموزش ویولن نوشته و هر کدام در سه هزار نسخه انتشار یافته، نایاب شده است. و بعد افزوده بود که فراموش نکنید که خیلی ها هم شاگرد شاگردان من بوده اند.

به بیان دیگر می توان گفت همه آنان که در شصت هفتاد سال گذشته به آموختن ویولن پرداخته اند مستفیم یا غیر مستقیم شاگرد صبا بوده اند. از آن گذشته چون صبا برای سازهای دیگر از جمله سنتور و سه تار نیز «دستور و ردیف» نوشته است، می توانیم بسیاری از سنتور نوازان و سه تار نوازان دهه های گذشته را نیز از شاگردان او به شمار آوریم.

زندگی و کار

ابوالحسن صبا در سال ۱۲۸۱ خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهل فرهنگ زاده شد. پدرش «کمال السلطنه» فرزند صدرالحکما و نوه محمود خان صبا معروف به ملک الشعرا که خود دستی در نواختن سه تار داشت، فرزند را با جذبه های موسیقی آشنا کرد. سپس او را به دست «میرزا عبدالله» و شاگرد برجسته اش «درویش خان» سپرد. صبای نوجوان، همزمان با فراگیری سه تار از این دو استاد زمانه، سنتور را نزد «علی اکبرخان شاهی» و تنبک را نیز نزد «حاجی خان ضربی» آموخت و بیش از ۱۲ سال نداشت که در کلاس کمانچه کش معروف، «حسین خان اسماعیل زاده» نواختن کمانچه را فرا گرفت. ولی شور و شوق فراگیری گوئی پایانی نداشت.

صبای نوجوان، چشمش در پی ویولن بود که تاره به ایران آمده بود و کمانچه کش ها آن را به شیوه ساز خود می نواختند. صبا ویولن را با اسماعیل زاده آغاز کرد ولی برای آن که شیوه درست نواختن آن را فرا گیرد به کلاس «حسین خان هنگ آفرین» رفت که از شاگردان موسیقی دارالفنون بود. صبا با دریافت متفاوت این دو شیوه ویولن نوازی به این اندیشه رسید که باید شیوه تازه سازگاری برای ویولن ایرانی ابتکار کرد و همین کار را نیز کرد که از آن خواهیم گفت.

به این ترتیب «ابوالحسن خان» پیش از آن که صبا بشود با همه ریزه کاری های موسیقی سنتی و با همه سازهای رایج زمان آشنا شده بود. آنچه کم داشت آگاهی علمی بود. خوشبختانه مدرسه نو بنیاد وزیری می توانست این کمبود را جبران کند. صبا بیست و یک ساله بود که وارد مدرسه وزیری شد و نت خوانی و نت نویسی و تئوری موسیقی را فرا گرفت و نیز مهارت های فنی در ویولن نوازی ایرانی به دست آورد. پیشرفت صبا تا آن جا بود که به زودی خود هنرآموز مدرسه شد.

*زمان نگارش این مقاله سال ۱۳۸۶

محمود خوشنام

۱ نظر

بیشتر بحث شده است