کتابی در اقتصاد موسیقی (IX)

بنابراین در محیطی چون ایران، وضعیت اقتصاد موسیقی، موجب تولید انبوه تنها چند نوع موسیقی خواهد شد که تمامی آنها را می توان زیر لوای موسیقی مردم پسند جمع کرد و این مسأله موجب می شود تا موسیقی هنری و جدی، روز به روز منزوی‌تر شده و امکان عرض اندام در بازار موسیقی نداشته باشد. چگونه می‌شود توصیه‌های کتاب را برای موسیقی ای بکار بست که اساساً امکان بازاریابی و ایجاد تقاضا ندارد. ازین رو در شرایط نابرابر، توصیه ها برای انواع مختلف موسیقی که هر یک حضوری متفاوت در بازار موسیقی دارند، می بایست متفاوت باشد.

در اینجا می توان تعمیمی اقتصادی از نظریه تئودور آدورنو (۱۴) در خصوص موسیقی مردم پسند ارائه داد. آدورنو در مقاله خود با عنوان «درباره ی موسیقی» (۱۹۹۸) سه گزاره درباره‌ی موسیقی مردم پسند مطرح کرده است. یکی از این سه گزاره این است: موسیقی عامه پسند «هنجارین» شده است (استوری، ۱۳۸۶: ۲۲۲).

بر اساس این گزاره، «چند و چون هر ترانه عامه‌پسند را می توان با چند و چون ترانه ای دیگر عوض کرد [بی آن که تفاوتی ایجاد شود یا نقصانی به ساختار موسیقایی آن ترانه وارد گردد]؛ برخلاف ساختار انداموار “موسیقی تأمل برانگیز” (مثلاً سمفونی های بتهوون) که در آن هر جزئی بیانگر کل است» (همان، ص ۲۲۳). حال این گزاره را در سپهری اقتصادی اینگونه می توان تعمیم داد که فرایندهای اقتصادی و روش های سودآوری نیز در موسیقی های مردم پسند، استاندارد و هنجارین شده و شبیه هم اند.

بنابراین می توان برای موسیقی مردم پسند نسخه ای کلی پیچید. موسیقی در موسیقی مردم پسند یک کالای واحد است و تصمیم گیری برای سودآوری تولید یک کالای واحد، میسر و عملی خواهد بود. اما موسیقی در نوع موسیقی فاخر، نمی تواند یک کالای واحد محسوب شود چراکه اساساً نمی تواند با تولید یا مصرف استاندارد [و هنجارین] کنترل شود(استریناتی، ۱۳۸۷: ۹۹) و هر نوع موسیقی از این دست، باید راه خود را در صنعت موسیقی پیش بگیرد. تفاوت بین استاندارد بودن و غیراستاندارد بودن است (همان).

ثمره سخن:
زمانی‌که از توسعه فرهنگی سخن می‌گوییم گذشته از اینکه باید متغیرهای اجتماعی و اقتصادی را در نظر بگیریم، سطح آزادی‌های فردی و اجتماعی را نیز به عنوان شرط لازم و کافی می بایست وارد معادله کنیم. بدون همراه بودن دیگر قلمروها با فرهنگ و با وجود محدودیتهای فردی و اجتماعی، استقلال موسیقی از حمایت‌های دولتی به عنوان راهی برای رسیدن به توسعه در عرصه فرهنگ کافی نخواهد بود. همچنین توجه به موسیقی زیرزمینی از یک سو و تفکیک انواع موسیقی ها از سوی دیگر، به ویژه در کشوری مانند ایران، موجب خواهد شد تا تحلیل ها و استنتاج ها در اقتصاد موسیقی هرچه بیشتر به واقعیت نزدیک شوند.

پی نوشت
۱۴ – Theodor Adorno

کتاب نامه
ستاری فر، محمد
۱۳۷۴ «درآمدی بر سرمایه و توسعه»، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

سن، آمارتیا کومار
۱۳۸۳ «توسعه یعنی آزادی»، ترجمه ی محمدسعید نوری نائینی، چاپ اول، تهران: نشر نی.

استوری، جان
۱۳۸۶ «مطالعات فرهنگی درباره ی فرهنگ عامه»، ترجمه ی حسین پاینده، چاپ اول، تهران: نشر آگه.

استریناتی، دومینیک
۱۳۸۷ «مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه»، ترجمه ی ثریا پاک نظر، چاپ سوم، تهران: انتشارات گام نو.

آزاده فر، محمدرضا
۱۳۹۰ «اقتصاد موسیقی؛ فرایندتولید، بازاریابی و فروش محصولات (به همراه بررسی نظام اقتصادی موسیقی ایران)»، چاپ اول، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره قطعه سمفونیک خلیج فارس اثر شهرداد روحانی

این اولین بار نیست که موسیقی ای به اصطلاح نادقیق «مناسبتی» (یا به اصطلاح غلط تر: سفارشی) برای مایملک ملی این مرز و بوم ساخته می شود. گفته قدما- یعنی الفضل للمتقدم- لااقل برای حیطه هنرها و به خصوص موسیقی، مصداق چندانی ندارد. به بیانی رسانه یی تر: اینجا امتیاز آوردن بر حسب شایسته سالاری است و نه پیش افتادن های غالبا تصادفی و رابطه یی در جریانی که اصلامعلوم نیست «مسابقه» باشد.

مروری بر آلبوم «بازشنودی از نی دوره قاجار؛ صفدرخان و نائب اسدالله»

غیر از موسیقی کلاسیک غربی که تنوع در عینِ تناسب را درآن به غایت رسانده‌اند در دیگر موسیقی‌های کلاسیک، سازهای بادی در اقلیت‌اند. در موسیقی ایران این قلت به نهایت رسیده و امروز تنها ساز بادیِ حاضر، نیِ موسوم به هفت‌بند است. نه تنها دیگر سازهای بادیِ ممکن و آزموده مانند کلارینت بلکه سازهایی را که برای خود جایگاهی یافته بودند نیز انگ‌های توتالیتری دهه‌های گذشته از میدان راندند.

از روزهای گذشته…

دو اصطلاح مهم

دو اصطلاح مهم

اگر خیلی دقیق موسیقی را دنبال کرده باشید حتما” تابحال با اصطلاح Opus برخورد کرده اید. Opus یک اصطلاح لاتین به معنای کار(Work) است که برای مشخص کردن توالی کارهای آهنگسازان بکار میرود.
“کلین با شور می نوازد”

“کلین با شور می نوازد”

“ناتالی کلین نوازنده ای با جذابیتی فوق العاده است که ذهن تماشاگران را با خود می برد، زمانی که اجرایش به پایان می رسد گویی شوکی به شما وارد می شود و خود را بار دیگر به دنیای واقعی بازگردانده می بینید.”
دخترم، بوی فرار می آید (II)

دخترم، بوی فرار می آید (II)

و اما در ایران پس از گذشت سی سال، زنان آواز ایران، هنوز از رها ساختن آوایشان محروم اند و با آن که بسیاری از آنان در سرزمین خود حضور دارند، به جایی تبعید شده اند که می بایست در آن سکوت اختیار کنند و به همین سبب جامعه بخشی از حافظه خود را رفته رفته از دست داده است چرا که نتوانسته همه آرا و صداها را در متشکل شدن جامعه حضور بدهد. نتیجتاً عده ای اندک اندک در اثر این رانده شدگی و نَفَس بری، چون دیگر به صورت عاطفی و احساسی نتوانسته اند فضای هستی شناسانه ی زبان ناخوداگاهشان را بیان کنند، خود را فراموش شده می پندارد و در این قطع شدن، کل جامعه به تدریج متوجه سرریز شدن احساسات به بن بست رسیده می شود و به سوی بحران و خفقان گام می نهد.
Speak Softly Love

Speak Softly Love

نینو روتا (Nino Rota) در سال ۱۹۱۱ در میلان بدنیا آمد و تحصیلات اولیه موسیقی را در رم به اتمام رساند، اولین کار جدی او نوشتن اپرا در سن ۱۵ سالگی بود.
هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

در سال ۱۹۶۲ او و یهودی، سفرهای شان را برای دادن کنسرت در استرالیا ادامه دادند و جشنواره ارکسترای منوهین: در آمریکا و کانادا در سال ۱۹۶۷ و استرالیا در سال ۱۹۷۰ و ۱۹۷۵٫ در ۱۹۷۷ او عضو شورای داوری اولین مسابقه بین المللی پیانو در سیدنی بود. همان سال در ملبورن، در کنسرتی که او می نواخت، پسرش دکتر مارستون نیکولاس اولین اجرای خود را به عنوان، چلیست (cellist)، داشت.
نقدى بر رسیتال پیانو لیلا رمضان در شیراز (II)

نقدى بر رسیتال پیانو لیلا رمضان در شیراز (II)

لیلا رمضان، به عنوان هنرمندى که از یک سو ریشه در خاک زایاى این سرزمین دارد و از سوى دیگر در بالاترین سطح فضاى آکادمیک موسیقى معاصر جهان کار مى کند، راوى شایسته ى ادبیات پیانوى معاصر زادبومش است.
آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

واضح است که تا کسی موسیقی نشنیده باشد نمی تواند موسیقی تولید کند. فرض کنیم شخصی تا به حال موسیقی به گوشش نخورده باشد و بیاییم او را صرفا از طریق تئوری با موسیقی آشنا کنیم. آیا انتظار آهنگساز شدن این شخص انتظار بجایی است؟ حال بیایید فرض را کمی واقعی تر کنیم؛ اگر شخصی بر فرض موسیقی ایرانی نشنیده باشد آیا می تواند موسیقی ایرانی بسازد؟
موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

یادداشت زیر نه قرار است نکته ای بدیع را در بر داشته باشد و نه در تکاپوی یافتن راه چاره ای است، بلکه بیشتر نوشته ای است که مروری اجمالی بر چرایی پدید آمدن وضع موجود موسیقی هنری در ایران بیندازد؛ این بار با تمرکز بر قشری خاص که می توانست بزرگترین حامی جریان موسیقی هنری کشور باشد و نیست.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (III)

جدای از مسائل ذکر شده، این سوال ساده برای خواننده باقی می ماند که حتی اگر به فرض محال، نظریه ی «پنج دستگاه و هفت آواز» صحیح باشد، ارتباط آن با کم ارزش دانستن یک نوع موسیقی چیست؟ آیا این قانون جایی تعریف شده که یک نوع موسیقی حتماَ باید از پنج دستگاه فراتر باشد تا آن موسیقی «غیرتکراری» و «غیربسته» باشد؟ با این اوصاف، موسیقی کلاسیک غربی که دست کم برای سه سده تنها با دو گام سر و کار داشته، تکلیفش چیست؟! (بدیهی ست که مفهوم «دستگاه» با «گام» متفاوت است، امّا از آنجایی که آقای احمدی به تئوری ای رجوع کرده که در آن «گام» اصالت دارد، انجام این مقایسه در اینجا مشروع تلقی می شود).
جشنواره «جوایز موسیقی آمریکا»

جشنواره «جوایز موسیقی آمریکا»

جوایز موسیقی آمریکا (AMA) یک جشنواره سالانه است که موسیقیدانان برتر آمریکایی را معرفی می کند. بنیانگذار این جشنواره دیک کلارک (Dick Clark) مجری مشهور آمریکایی و یکی از مروجین اصلی موسیقی راک اند رول بود؛ دیک کلارک به مدت ۳۳ سال تهیه‌کننده و مجری برنامه‌ی «دسته‌ی موسیقی آمریکا» در فاصله سال‌های ۱۹۵۶ تا سال ۱۹۸۹ بوده و در طی بیش از سه دهه میزبان بیشتر خوانندگان مشهور آمریکایی بود. جشنواره «جوایز موسیقی آمریکا» در سال ۱۹۷۳ برای ABC ایجاد شده و آرای آن کاملا بر اساس رای مردمی محاسبه می شود و هیات داورانی در کار نیست.