گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

درباره صبا (III)

ابوالحسن صبا (1336-1281)

نکته مهم دیگری را نیز باید گفت. تدوین و نگارش دستور و ردیف برای آموزش موسیقی بزرگ ترین خدمتی است که صبا به جامعه موسیقی ایران کرده است. او با این کار آموزش را از شکل «دیمی» خود به در آورد. آموزش شفاهی سینه یه سینه با از میان رفتن استادان برجسته سنتی رفته رفته به بن بست می رسید و یا دست کم از دقت و امانت آن کاسته می شد. پذیرش الفبای موسیقی و به کارگیری آن برای ثبت و ضبط آنچه هنوز در سینه ها مانده، میراث سنتی را از گزند زمانه در امان نگاه داشته است و آن را بی هیچ کم و زیاد به نسل های بعدی انتقال می دهد.

نکته مهم دیگری را نیز باید گفت. تدوین و نگارش دستور و ردیف برای آموزش موسیقی بزرگ ترین خدمتی است که صبا به جامعه موسیقی ایران کرده است. او با این کار آموزش را از شکل «دیمی» خود به در آورد. آموزش شفاهی سینه یه سینه با از میان رفتن استادان برجسته سنتی رفته رفته به بن بست می رسید و یا دست کم از دقت و امانت آن کاسته می شد. پذیرش الفبای موسیقی و به کارگیری آن برای ثبت و ضبط آنچه هنوز در سینه ها مانده، میراث سنتی را از گزند زمانه در امان نگاه داشته است و آن را بی هیچ کم و زیاد به نسل های بعدی انتقال می دهد.

صبا در تدوین ردیف های موسیقی سنتی زیر تاثیر آموزه های مکتب وزیری به پیرایش آنها نیز پرداخته است. گوشه ها و نغمه های مهم و اصلی آواز ها را برگزیده و مشابهات کوتاه و غیر اصلی آنها را به کناری نهاده و در نتیجه با کم کردن از حجم ردیف و وزن شاخ و برگ های اضافی گلچینی شسته و رفته فراهم آورده است.

حرف های صبا

دیدگاه فرهنگی هنری صبا کمابیش همان دیدگاه مکتب وزیری است. او نیز در برابر موسیقی سنتی منطقی، معتدل و واقع گرا بود. نه چون غربزدگان زمانی ارزش های جوهری موسیقی سنتی را انکار می کرد و نه چون سنت گرایان افراطی آن را برتر از موسیقی بین المللی به شمار می آورد. ارزش موسیقی را در ذات زیبای آن می جست و نه در تابعیت شرقی یا غربی آن.

صبا در برابر سنت گرایانی که نوآوران را متهم می ساختند که می خواهند همه میراث سنتی را به دور بریزند گفته است: «… موسیقی ایرانی ساخته روح و محیط و تاثرات و عواطف فراوان است. چیزی نیست که به دور ریخته شود. .. فقط برای آنکه احتیاجات امروز را کفایت کند باید در قالب علمی برخته شود.»

از سوی دیگر در برابر آن گروه از آهنگسازان که از فرنگ برگشته که بدون شناخت درست از موسیقی ملی آن را خوار می شمردند جبهه می گرفت: «من از آقایان تحصیل کرده سوال می کنم آیا با مطالعه چند کتاب موسیقی اروپایی و یک نظر اجمالی به موسیقی ایرانی می توان در زمینه موسیقی ملی آهنگسازی کرد؟ برای شناخت موسیقی ایرانی و تحقیق در باره آن برای کسی که موسیقی بین المللی را بداند لااقل پنج شش سال وقت لازم است.»

صبا در نظرات خود نوعی بررسی اجتماعی از موسیقی سنتی ایران نیز به دست داده و درباره غمگین بودن مایه های ایرانی گفته است: «اگر موسیقی نشاط انگیز تهیه شود که ریشه آن از موسیقی ایرانی آب بخورد چگونه می توان آن را ایرانی نامید. روحیه ایرانی مغموم بوده و هنوز هم هست. این مغمومیت در همه شئون و همه اشعار و موسیقی ما نهفته است. پس اگر بخواهیم موسیقی نشاط آور داشته باشیم اول باید در درون قلب خود ایجاد بشاشت و نشاط بنماییم (ساختگی خیر!) طبعا موسیقی ما هم که تراوشات روحی ماست نشاط آور خواهد شد.»

پنجاه سال پس از مرگ صبا آموزه های مکتب او به همت والای شاگردان برجسته ای که پرورش داده همچنان بارآور باقی مانده است. مهدی خالدی، همایون خرم، فرامرز پایور، علی تجویدی، رحمت الله بدیعی و پرویز یاحقی از جمله دست پروردگان صبا هستند که هر یک در فراگیر ساختن مکتب او نقشی مهم ایفا کرده اند. آموزه های فراگیر شده صبا نام او را برای همیشه در جامعه موسیقی ایران زنده نگاه می دارد.

«شهریار» یار دیرین صبا، در سوگ او سروده است:

«عمر دنیا به سر آمد که صبا می میرد
ورنه آتشکده عشق کجا می میرد؟

شهریارانه صبا مرده خدا را بس کن
آن که شد زنده جاوید کجا می میرد؟»

bbc.com

محمود خوشنام

۱ نظر

بیشتر بحث شده است