گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

متن به تنهایی و متن و موسیقی
بخش بزرگی از توجهی که موسیقی مردم‌پسند به خود جلب می‌کند مربوط به متن ترانه‌های آن است. بسیاری از نوشته‌ها و گفتارهای ارایه شده در مورد آن هم تکیه‌ی بسیار بر تحلیل متن دارند. این نوع مطالعات اغلب با شکل‌های مختلف تحلیل محتوای ادبی (متنِ بدون موسیقی) چندان متفاوت نیستند.

این ویژگی نوشتارها درباره‌ی موسیقی مردم‌پسند گاه از سوی کسانی که علاقه‌ی بیشتری به موسیقی سازی یا خالص دارند به‌عنوان نقص در نظر گرفته می‌شود، اما به نظر می‌رسد که اگر ما این گونه‌های موسیقی را فرآورده‌هایی چند هنری (به گونه‌ای که می‌توان آن را حتی «متنموسیقی» یا «متن- موسیقی» نامید) در نظر بگیریم توجه زیاد به کلام هم دور از ذهن نخواهد بود.

ارتباط موسیقی با متن، یا تحلیل شکلی- محتوایی متن در پرتو موسیقی‌ای که بر آن سوار شده، امری است که کمتر در حوزه‌ی موسیقی مردم‌پسند رخ داده است و برای روی دادنِ آن باید بر طیفی از مسایل هم‌زمانی متن و موسیقی چیره شد. این به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که کمتر موسیقی مردم‌پسندی را می‌شناسیم که مطلقاً سازی و بدون کلام باشد. موسیقی‌های بی‌کلامِ مردم‌پسند کمیاب‌اند. (سجاد پورقناد به بعضی نمونه‌ها اشاره کرد که به نظر او در عین مردم‌پسندی، سازی هم هستند؛ مانند برخی نواخته‌های «جو ساتریانی»)

به این ترتیب برخی چشم‌اندازهای نقد در مواجهه با متنموسیقی را می‌توان چنین برشمرد: تحلیل محتوا، تفسیر محتوا به‌ویژه در شرایطی که صراحتی در متن نیست، لحن‌ها و خوانش‌ها، یافتن پیام متن (به این معنی که گاه صحبت از چیزی به میان می‌آید که منتقد می‌پندارد پیام سازنده است)، توافق عمومی یا درک مشابه (ادعای این که در درک آن پیام توافقی وجود دارد)، و هم‌زمانی با موسیقی.

تصویر – موسیقی؛ نماهنگ
در دهه‌های اخیر رشدِ توجه به رسانه‌های تصویری باعث شده است که موسیقی مردم‌پسند را امروز دور از تصویر همراهش (یا بدون نماهنگ) به سختی می‌توان در نظر گرفت. دست‌کم می‌دانیم که بخش بزرگی از تولیدات آن همراه تصویراند و در بعضی موارد هم نمی‌توان تصویر را تنها عنصری تزیینی به حساب آورد. در این حوزه هنوز شک‌های جدی وجود دارد که پدیده‌ی ویدیویی شدن موسیقی نوعی رادیوی تصویردار است یا نوعی تلویزیون موسیقی‌دار (اهمیت کدام بیشتر است). به نظر می‌رسد پاسخ این است که مورد به مورد باید بررسی کرد و احتمالاً می‌توان میان گونه‌های مختلفش تفاوت قایل شد.

بعضی چشم‌اندازهای مربوط به این بخش را می‌توان به این صورت دسته‌بندی کرد: محتوای دیداری (مانند تحلیل محتوای متن این هم به خودی خود نقد موسیقی به حساب نمی‌آید بلکه از توانایی‌های شکل گرفته در نقد پدیده‌های تصویری بهره می‌برد)، برخورد متن و زمینه (که این‌بار علاوه بر موسیقی تصویر هم به آن افزوده شده)، بر سر دو راهی؛ موسیقی یا فیلم، هم‌زمانی‌های یک پدیده‌ی چند هنری.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

سخن از این است که اگر شما انگشت‌گذاری مورب را برگزینید، بسیاری از مشکلاتی که در انگشت‌گذاری عمود با آن مواجه بوده‌اید برطرف یا آسان‌تر خواهد شد. برای مثال:
روایت یک سده پیانو

روایت یک سده پیانو

بعضی کنسرت‌ها مهم‌اند. حتا با نگاه کردن به فهرست برنامه‌شان، نشنیده هم می‌توان گفت که مهم‌اند. از آن دست کنسرت‌ها که بروی و چند لحظه به موسیقی سازی خالص گوش بسپاری؛ کنسرتی که نه کلام دل و هوش از شنونده برباید نه صدای دلکش خواننده‌ای، فقط موسیقی باشد و خودش…
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VII)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VII)

در سال ۱۸۷۳ ساختن یک قطعه سرود ملی به هموطن ما مسیو لومر تکلیف می شود. این سرود جالب و همچنین مارش تاجگذاری توسط لومر ساخته می شود و بوسیله مؤسسه انتشاراتی شودن (۱۶) {یا شودنس} واقع در کوچه سنت انوره (۱۷) پاریس به طبع میرسد و هزینه سنگین چاپ آن از طرف دولت ایران پرداخت می گردد.
کتابی در اقتصاد موسیقی (VII)

کتابی در اقتصاد موسیقی (VII)

محیط موسیقایی ایران متأثر از فرهنگ و سیاست، شرایط ویژه‌ای دارد که حرکت به سمت رشد و توسعه در این شرایط خاص می‌بایست با در نظر گرفتن مقتضیات آن صورت گیرد. کتاب حاضر نیز بویژه در فصل آخر، با محور قرار دادن عنصر فرهنگ، ضمن بازگویی نظریه های مرتبط با این موضوع، به درستی به این مسأله اذعان دارد که الگوبرداری کشورهای درحال توسعه از کشورهای توسعه یافته‌ای که فرهنگی متفاوت دارند، نهایتاً کشور الگوپذیر را با چالش هایی مواجه خواهد کرد. همچنین از موانع موجود بر سر راه توسعه فرهنگی در ایران، خصوصاً در مورد هنر و موسیقی، به مواردی همچون حضور و نقش دولت در عرصه فرهنگ و وجود نظام ارزیابی دولتی بر تولیدات موسیقی و نیز وجود این تفکر در جامعه که اقتصاد و هنر را جدا از هم می داند و ورود یکی در عرصه دیگری را ضد ارزش می پندارد، اشاره شده است. (۹)
عبدی: به امپرسیونیسم علاقمندم

عبدی: به امپرسیونیسم علاقمندم

من در اکراین زندگی می کنم و آنجا با ارکستری در ارتباط هستم و سالها از نزدیک کار کرده ام، طبیعی است که به خاطر ارتباط زیاد و نزدیکم با آنها و کیفیت کار استاندارد و عالی آنها، با این ارکستر و رهبر همکاری زیادی دارم.
درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

پس از بازگشت به ایران با مخالفت شدید جناب میرزا حسینقلی با محصول ضبط شده می گردند جناب میرزا حسینقلی به عنوان ریاست موسیقی دربار قاجار در سال ۱۲۹۱ ش در ضبط چهارم آن دوره در تهران تنها میرزا اسدالله خان را به دلیل پیشکسوتی و سن بالا به ضبط دعوت می ناید حتی باقرخان داماد خودش در این دوره از ضبط حضور ندارد.
یادداشتی بر آلبوم «نواخته‌های نورعلی برومند»

یادداشتی بر آلبوم «نواخته‌های نورعلی برومند»

سه خاطره نورعلی برومند را نه در مقام یک نوازنده بلکه آموزگار ردیف می‌شناسیم. کمتر نوازنده‌ی تار و سه‌تاریست که گذرش به اجرای برومند از ردیف میرزاعبدالله نیافتاده باشد. محتوای اجرای او از حیث روایت بااهمیت است اما در عملِ نوازندگی، نه تنها راهی برنگشوده بلکه تأثیر مخربی بر هنرجویان دارد؛ به ویژه اگر با…
ادامهٔ مطلب »
لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها <br>تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (I)

لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها
تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (I)

کیاوش صاحب نسق آهنگساز جوان ایرانی ساکن اتریش است ، که در مدرسه موسیقی وین مشغول فراگیری فنون آهنگسازی میباشد . از این آهنگساز تا کنون ۳ مجموعه اثر منتشر شده ، نوشتار حاضر به قصد معرفی و بررسی این آثار فراهم آمده است .
یادداشتی به بهانه‌ کنسرت گروه موسیقی دستگاهی نقش

یادداشتی به بهانه‌ کنسرت گروه موسیقی دستگاهی نقش

گروه نقش به سرپرستی امیر شریفی نوازنده‌ی تار و سه تار و خوانندگی مهدی امامی و به همراهی ۴ تن از نوازندگان که از دانشجویان ممتاز مقطع کارشناسی هنرستان عالی موسیقی تهران هستند، در آبان ماه سال ۸۹ کار خود را آغاز نمود. حاصل کار این گروه ضبط دو آلبوم در دستگاه ماهور و آواز افشاری است که تا پایان امسال به بازار خواهد آمد. این گروه از تابستان امسال اقدام به برگزاری کنسرت‌هایی در تهران و شهرستان‌ها نمود. آخرین آنها جمعه ۲۷ آبان در خانه‌ی هنرمندان ایران، با حمایت و سخنرانی دکتر حمیدرضا اردلان و استاد داریوش پیرنیاکان برگزار شد. یادداشتی که در ذیل این خبر خواهد می آید، شرح مختصری است بر نحوه‌ی نگرش و عملکرد و محورهای اصلی کار گروه نقش.
پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

حال من مسئله‏اى دیگر را مطرح مى‏کنم آن آثار نه به خاطر علیزاده و مشکاتیان و لطفى و… و نه به خاطر شجریان و یا ناظرى و… ماندگار شد. بلکه به خاطر همدلى این هنرمندان با مردم بود. یعنى آنها آن چیزى را ساختند و خواندند که مردم نیاز داشتند نه آن چه را که دلشان مى‏خواست. این مردم هستند که آثار را باید ماندگار بدانند یا بى‏اثر.