گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

روابط و مسایل تولید/ روابط و مسایل مصرف
بسیاری از نقدهای سیاسی- ایدئولوژیک، انسان‌شناسانه و جامعه‌شناسانه‌ی موسیقی مردم‌پسند بر این جنبه‌ها تکیه دارند (حتی نقد آدورنو با عنوان «درباره‌ی موسیقی عامه‌پسند» که جنبه‌های موسیقایی را نیز از نظر دور نمی‌دارد). برای کسانی که از این دیدگاه می‌نگرند موسیقی (به‌ویژه مردم‌پسند) به‌عنوان یک عنصر فرهنگی که در شکل‌دهی روابط اجتماعی و فرهنگی نقشی تعیین کننده دارد، مورد توجه است و نه یک فرآورده‌ی کاملاً مستقل هنری.

برای مثال می‌توان بعضی نقاط مورد توجه در نقد را از زاویه‌ی روابط و مسایل مصرف و مصرف‌کننده چنین شمرد: هویت، خرده فرهنگ و نظریه‌ی گروه‌شدگی، جامعه‌شناسی مصرف‌کننده. که دو مورد اول هم بسیار به هم پیوسته‌اند و هم در حوزه‌ی مطالعات فرهنگیِ موسیقی بسیار مورد توجه.

جنبه‌های عاطفی
شاید از معدود جاهایی که دیده شده منتقدان جنبه‌های عاطفی مرتبط با موسیقی را نیز در نقد خود دخالت می‌دهند نقد موسیقی مردم‌پسند باشد. با توجه به این که در این نوع موسیقی تاکید بر ابراز آشکار عواطف بسیار است و عملا با عواطف توده‌ی بزرگی از مردم هم سر و کار می‌یابد.

در آمریکا مجلاتی وجود دارند که حوزه‌ی کارشان موسیقی مردم‌پسند است و منتقدانی زبردست را نیز به همکاری می‌گیرند. از میان آنها «رولینگ استونز» شاید بهترین مثال باشد که کیفیت و استاندارد مورد بحث در اینجا برگرفته از نوشتارهای آن است.

آوردن مثال‌هایی از همه‌ی این نوع گرایش‌ها به‌ویژه هنگامی که بخواهیم به فارسی باشد بسیار دشوار است. از میان نقد‌های منتشر شده در مورد موسیقی مردم‌پسند که در سال‌های گذشته در دسترس قرار گرفته‌اند یک نقد از «محمدرضا فیاض» و یک نقد هم از «سید علی‌رضا میرعلینقی» درباره‌ی آلبوم «ترنج» محسن نامجو جالب توجه بود که متاسفانه امکان بازتاب آن در کارگاه فراهم نشد. علاوه بر آنها به نمونه‌هایی از نوشته‌های «نصیر مشکوری» درباره‌ی موسیقی مردم‌پسند ایرانی در کارگاه اشاره شد که جزو معدود نمونه‌های با کیفیت و قابل اعتنا در این حوزه به شمار می‌آیند:
«حدود دو سال پیش برای اولین بار رپ «تریپ ما» را شنیدم و آنچه مرا تحت تاثیر قرار داد ساختار ساده و هم گامی موسیقی اصیل ایرانی بر ریتم جهانی هیپ هاپ، و ایجاد فضائی شهری بر آمده از فرهنگ جوانان و دسته‌های خیابانی تهرانی بود. دیدگاهی نو از هیپ هاپ که در میان موج تازه وارد رپ فارسی آن زمان که اکثراً تقلیدی و برگرفته از رپ آمریکائی بود، اثری مستقل و متفاوتی بود.

این قطعه موسیقی با آوای ساز سه‌تار و همخوانی سنتی گروه کُر، جّوی سنگین و اصیل در پس زمینۀ آهنگ بوجود می‌آورد که جایگاه مناسبی برای ترانۀ «تریپ ما» خلق کرده است. تمامی این عناصر سوار بر ضرب و گام‌های هیپ هاپ به بیانی دراماتیک و ملموس درون-شهری رسیده‌اند.

محتوا و کلام این اثر همراه با رپ برگرفته از زبان رایج محاوره‌ای تهرانی، بنیادی محکم و ترکیبی بسیار دینامیک ایجاد کرده که حس زندگی در تهران بزرگ را در آن براحتی بیان می‌کند. آنچه این آهنگ را یک حادثه موسیقائی فرامدرن می‌سازد، تلفیق فرهنگ خیابانی‌ست که با آوای ساز سه‌تار هویت سنتی و ایرانی خود را حفظ می‌کند و با ریتم هیپ هاپ مرزها را در هم می‌شکند و جهانی می‌شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

روز باشکوه ایل بختیاری (I)

روز باشکوه ایل بختیاری (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، پیشتر در روزنامه «اعتماد» به صورت خلاصه چاپ شده است که از امروز این نوشته، در دو قسمت در «گفتگوی هارمونیک» به انتشار می رسد.
کج بشینیم، راستشو بگیم  (II)

کج بشینیم، راستشو بگیم (II)

زادگاه من (محله‌ی قره‌آغاج شهر تبریز) نیز یکی دو تا مجنون خیلی جالب و با مزه داشت. یکی‌شان «دلی جاواد» یا همان جواد دیوونه بود؛ خیلی بعید است هنوز زنده باشد. این آدم، عجیب دوست داشتنی بود؛ تپل بود و قد بلند. غالبن سنگریزه جمع می‌کرد. عاشق نان سنگک بود و ویژگی منحصربفردش این بود که بیشتر اوقات زار زار گریه می‌کرد. در حدی که جگر شمر کباب می‌شد! یا مورد دیگری که در دوره‌ی دانشجویی از دوستان سبزواری‌ام شنیدم؛ مجنونی موسوم به «هَنتال»، در روستای بِیزَخ سبزوار که سال ۸۷ از دنیا رفت. هنتال را «کِله شِفتله» (کله شفتالو) هم صدا می‌کردند. ریش سفید بلندی داشت و سرش طاس بود. بیشتر اوقات مشغول هیزم جمع کردن بود. می‌گویند روی تشت و این قبیل چیزها ضرب می‌گرفت و یکی از دوستان اهل موسیقی که هم‌روستایی هنتال نیز بود می‌گفت درک ریتم شگفت‌انگیزی داشت. هنتال گاه ساعتها در سکوت به صدای پرندگان گوش می‌داد و اگر کسی در آن حوالی سر و صدایی می‌کرد در ساکت کردن او با جدیت تمام، فرمان «هیس!» می‌داد.
گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت اول)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت اول)

به جرأت می توان ادعا نمود که در بستر شرایط تاریخی و اجتماعی ویژه ی ایران، مسأله ی تعامل فرهنگ ها به سبب معضل فرهنگ پذیری جوامع زیر سلطه، به گونه ای به رابطه ای یک سویه بدل گشت و در این میان موسیقی غرب تأثیر بسیار قوی تر و پاینده تری را بر موسیقی ایرانی داشته است.
گروه کمل (II)

گروه کمل (II)

پس از انتشار آلبوم زنده ای به نام Pressure Points در سال ۱۹۸۴، کمل وارد یک دوره طولانی خواب زمستانی شد که تا اوایل دهه ۹۰ ادامه یافت، به بخصوص که در سال ۸۵، کمپانی دکا آنها را از فهرست خود حذف کرده بود. لاتیمر نیز به خاطر اختلاف اساسی قانونی با مدیر برنامه سابق گروه، موفق به یافتن کمپانی جدیدی برای ضبط نشده بود. این دعوی قانونی بالاخره در اواخر دهه ۸۰ به نفع گروه پایان یافت، اما گروه در طی این مدت هیچ اثر تازه ای تولید نکردند.
درباره حسین خان اسماعیل زاده (I)

درباره حسین خان اسماعیل زاده (I)

حسن مشحون در جلد ۲ تاریخ موسیقی ص ۵۴۳ می نویسد: «حسین خان معروف به اسماعیل زاده فرزند اسماعیل خان نوازنده می باشد و استاد اواخر عصر قاجاریه». حسین خان تحت زیر نظر پدر به نواختن کمانچه مشغول شد ولی بیشتر نوازندگی را از عموی خود قلی خان فرا گرفت. از نوازندگان حرفه ای کمانچه بود و محل کارش در محله سرپولک (بازار تهران) بود وی به اشاره ظهیرالدوله از جمع عوام خارج و با طبقات عالی و رجال دمساز شد و در جلسات انجمن اخوت حضور یافت و به تاسیس کلاس و تربیت شاگردان پرداخت. از شاگردان ممتاز وی در نوازندگی: رضا محجوبی، رکن الدین مختاری، ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، ابراهیم منصوری، شهباز برمکی و حسین میرخانی را می توان نام برد.
نقدی بر اثر جدید ایمان وزیری ” تکنوازی تار”

نقدی بر اثر جدید ایمان وزیری ” تکنوازی تار”

ایمان وزیری پیش از این به عنوان آهنگسازی پیشرو، جوان و مرتبط با جریان معاصر آهنگسازی ایران به وسیله دو CD “کوارتت زهی” و “موسیقی مجلسی” به جامعه هنری معرفی شده بود. هر چند که قبل از آنهم به عنوان نوازنده تار در نواری که از آثار دکتر اسدالله حجازی بوسیله منتشر شده بود به عنوان همنواز شرکت داشت، اما در این اثر جدید با چهره‌ای کاملا متفاوت از این آهنگساز و نوازنده جوان روبرو می‌شویم که شاید برای کسانی که جریان آهنگسازی معاصر ایران را کمی جدی تر دنبال می‌کنند غافلگیرکننده باشد.
گزارش اختصاصی از اجرای ارکستر سمفونیک تهران در آلمان

گزارش اختصاصی از اجرای ارکستر سمفونیک تهران در آلمان

ارکستر سمفونیک تهران، ۲۰ آگوست ۲۰۰۶ (۲۹ مرداد ۱۳۸۵) در شهر اوسنـابـروک (Osnabruck) در آلمان کنسرت داد. در این برنامه که در واقع سرآغاز جشنـواره شرقـی (Morgenland Festival) در تالار شهر اوسنابروک بود حدود ۱۴۰۰ شنونده حضور یافتند. پیش از اجـرای موسیقـی، شهـردار اوسنابروک، هانـس یورگـن فیـپ (Hans-Jürgen Fip) در سخنانـی کوتاه، با توجه به دشواری های برگزاری این برنامه گفت: «تا امشب باور نمی کردم که ارکستر سمفونیک تهران در اوسنابروک کنسرت خواهد داشت!»
دونوازی فیروزه نوائی و لیلا رمضان در تالار رودکی

دونوازی فیروزه نوائی و لیلا رمضان در تالار رودکی

کنسرت دونوازی فلوت و پیانو با اجرای فلوت فیروزه نوایی و پیانوی لیلا رمضان برگزار می شود. این برنامه که مصادف با صدسالگی تاسیس هنرستان عالی موسیقی تهران است، ۲۲ دیماه ۹۷، ساعت ۲۰:۰۰، در تالار رودکی به اجرا می رسد.