گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

میرعلی نقی: مجموعه ای از نامه های تاریخی را دارم

علیرضا میرعلی نقی (تصویر از کامبیز باقری)

مجموعه هایی از نامه های وزیری، صبا و خالقی را هم به صورت کپی جمع کرده ام. مثلا از موسیقیدان های قدیمی مثل آقای علی تجویدی می گرفتم که خیلی از این نامه ها را داشتند. افراد زیادی به من نامه هایشان را داده اند مثل خانم ارفع اطرایی، آقای حسینعلی ملاح و… خیلی هم دوست داشتم نامه های آقای مرتضی حنانه را هم به دست بیاورم چون هم اهل قلم بود و هم خوب می نوشت ولی نامه های آقای غلامحسین غریب حفظ شده و دست دو دختر ایشان یعنی چیستا و کرشمه است. دختران ایشان مشغول چاپ این نامه ها هستند. دکتر محمد سریر هم قول دادند نامه هایشان را به من بدهند. هرچند این نامه ها فقط جواب نامه است و نامه اول وجود ندارد. فقط من بودم که نامه اول را هم کپی می کردم و نگه می داشتم.

مجموعه هایی از نامه های وزیری، صبا و خالقی را هم به صورت کپی جمع کرده ام. مثلا از موسیقیدان های قدیمی مثل آقای علی تجویدی می گرفتم که خیلی از این نامه ها را داشتند. افراد زیادی به من نامه های شان را داده اند مثل خانم ارفع اطرایی، آقای حسینعلی ملاح و… خیلی هم دوست داشتم نامه های آقای مرتضی حنانه را هم به دست بیاورم چون هم اهل قلم بود و هم خوب می نوشت ولی نامه های آقای غلامحسین غریب حفظ شده و دست دو دختر ایشان یعنی چیستا و کرشمه است. دختران ایشان مشغول چاپ این نامه ها هستند. دکتر محمد سریر هم قول دادند نامه هایشان را به من بدهند. هرچند این نامه ها فقط جواب نامه است و نامه اول وجود ندارد. فقط من بودم که نامه اول را هم کپی می کردم و نگه می داشتم.

آیا ممکن است این نامه ها ناقض حریم خصوصی باشد؟
در نامه های من که اینطور نیست. آن زمان آنها من را به چشم یک بچه می دیدیدند. حرف خصوصی با من نداشتند، پاسخ ها فقط در حوزه موسیقی بود. جالب ترین این پاسخ ها از دکتر محمدتقی مسعودیه است؛ ایشان نامه من را مانند یک مقاله علمی پاسخ داده اند و شماره گذاری دقیق کرده اند و تایپ هم کرده اند.

زمانی که جای مشخصی نداشتید این نامه ها به چه آدرسی می آمد؟
آن زمان یک انسان بسیار خوب و شریف که ده سال است فوت کرده، معلم ادبیات من بود در دوره دبیرستان به نام آقای علیمحمد هنر که شیرازی الاصل و شاگرد بزرگانی مثل آقای مجتبی مینوی بود. این مرد که بسیار بسیار فاضل بود، انگلیسی را در حد متوسط می دانست، روسی را خیلی خوب می دانست، عربی را در حد استادی می دانست، کمی آلمانی می دانست و با حقوق کم معلمی و زندگی مستاجری زندگی می گذراند تا اینکه در سال های آخر برادرش آمد و برای او خانه ای خرید.

او سالها در یک زیر زمین استیجاری که تنگ و ترش بود با سه بچه اش زندگی می کرد. در این زیر زمین هم از فرط کتاب نمی شد راه رفت. بسیار پاک و پاکیزه و زاهد بود و خیلی روی درست نویسی فارسی من نقش زیادی داشت.

در مجله بخارا هم در مورد او نوشته شده است. این مرد شریف تا سالهای سال اجازه داده بود من که مکان مشخصی نداشتم، نامه هایم به آدرس منزل او در محله سید خندان برسد.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است