گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

تالیف علم و عمل؛ درباره ارشد تهماسبی (III)

ارشد تهماسبی

جالب این که شخصیت معلمی او از شخصیت تک نوازی و بداهه سرایی او جداست و ارشد این جمع اضداد را به خوبی از عهده برآمده است. هنگام معلمی مقید و منضبط و صبور و مصر به رعایت موبه موی مطالب است و هنگام نوازندگی و بداهه نوازی، آزاد و رها و گاه بسیار با احساس و تأثیرگذار. محمدرضا لطفی در یکی از شماره های مجله «نامه شیدا» (چاپ آمریکا، زمستان ۱۳۶۸) می نویسد هنگامی که او را در نوجوانی دیدم، هنگام شنیدن و نواختن موسیقی چنان شوریده و بی قرار بود که مرا به یاد حالات هنرمندان بزرگ و بی قراری های آنها می انداخت.» هم اکنون نیز ارشد با استادش در کلاس های مکتب خانه میرزاعبدالله همکاری دارد.

جالب این که شخصیت معلمی او از شخصیت تک نوازی و بداهه سرایی او جداست و ارشد این جمع اضداد را به خوبی از عهده برآمده است. هنگام معلمی مقید و منضبط و صبور و مصر به رعایت موبه موی مطالب است و هنگام نوازندگی و بداهه نوازی، آزاد و رها و گاه بسیار با احساس و تأثیرگذار. محمدرضا لطفی در یکی از شماره های مجله «نامه شیدا» (چاپ آمریکا، زمستان ۱۳۶۸) می نویسد هنگامی که او را در نوجوانی دیدم، هنگام شنیدن و نواختن موسیقی چنان شوریده و بی قرار بود که مرا به یاد حالات هنرمندان بزرگ و بی قراری های آنها می انداخت.» هم اکنون نیز ارشد با استادش در کلاس های مکتب خانه میرزاعبدالله همکاری دارد.

ارشد تهماسبی و استاد دیگرش حسین علیزاده، از نخستین نوازندگانی هستند که روی صحنه با یکدیگر دونوازی تار اجرا کردند.این تجربه را یک بار دیگر حسین علیزاده و محمدرضا لطفی در یکی از کنسرت ها در آمریکا انجام داده بودند.تهماسبی همراه با علیزاده در تدوین و انتشار مجموعه «ده قطعه برای تار» همکاری داشته و در جای جای نوشته هایش، احترام به مقام استادی و هنری حسین علیزاده هویدا است.
گو این که رفتار و شخصیت او همیشه یک الگوی درخشان برای حفظ اخلاق حرفه ای و احترام به استادان گذشته و سخاوت با شاگردان بوده است.

 ارشد تهماسبی در سال،۱۳۷۶ نخستین موزه خصوصی موسیقی در ایران را تشکیل داد. در آپارتمانی دو یا سه اتاقه، استیجاری و با تزئینات بسیار زیبا. او عشق غریبی به ساز تخصصی خود – تار – دارد و آن را شایسته می بیند که موزه ای مخصوص آن برایش تدارک دیده شود. او این «جایگاه تار» را با هزینه شخصی و از «جیب معلمی» به راه انداخت و تا حدود یک سال دوام کرد.
در این موزه، هر چه مربوط به تار بود، دیده می شد: سازهای قدیمی، انواع مضراب از نوازندگان بزرگ (درویش، شهنازی، شهناز، لطفی، مجد و …) برش هایی از انواع چوب و عاج و کاسه و سرپنجه و… عکس های استادان بزرگ تارنوازی و تارسازی، کتاب ها، نوارها و حتی صفحه های قدیمی از نواخته های شهنازی و میرزاحسینقلی و علینقی وزیری. او هنگامی که این موزه را تأسیس کرد، از مرجعی کمک نخواست و هنگامی هم که نتوانست مخارج آن را تحمل کند، باز هم به راه مستقل و بی نیاز خود ادامه داد.

در عین حال، تمرین و تدریس وتألیف را نیز رها نکرد. او جزو موسیقیدانان معدودی است که تقریباً هیچ سال را بدون اثر منتشر شده، به پایان نرسانده است. در عین این که با همه این مشاغل، راهنمای دائمی اهل تحقیق نیز بوده است. زندگی خانوادگی او در کنار همسر و یگانه پسرش، با مهر و درایت همسری هنرمند و هنرشناس، قوام گرفته است.

نام همسر ایشان، خانم کیانوش امیری در کتاب های اولیه ارشد به چشم می خورد، و ایشان نویسنده نت های آن کتاب ها بودند. هم اکنون نیز از طراحان چیره دست در لباس و دکور هستند و هنر او در لباس اعضای گروه و دکور صحنه کنسرت ارشد تهماسبی، جلوه گر بوده است.

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

۱ نظر

بیشتر بحث شده است