گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نقد و بررسی بخش دوم کتاب سِیر در سیاره ­ها (II)

با وجود منابع نسبتاً زیاد و متنوعی که در رابطه با ردیف های سازی در این کتاب به آن پرداخته شده است، کتاب «ردیف موسیقی ایرانی» که یکی از قدیمی ­ترین روایات ردیف به نقل از مهدی صلحی با نت نویسی مهدیقلی هدایت (هدایت ۱۳۹۲) می باشد به عنوان منبع، مورد استفاده قرار نگرفته است. بدون شک رجوع به منابع دسته اول دقت نظریه­ پردازی را بسیار بالا برده و در گشودن راه های جدید بیشترین کمک را می کند.

با وجود منابع نسبتاً زیاد و متنوعی که در رابطه با ردیف های سازی در این کتاب به آن پرداخته شده است، کتاب «ردیف موسیقی ایرانی» که یکی از قدیمی ­ترین روایات ردیف به نقل از مهدی صلحی با نت نویسی مهدیقلی هدایت (هدایت ۱۳۹۲) می باشد به عنوان منبع، مورد استفاده قرار نگرفته است. بدون شک رجوع به منابع دسته اول دقت نظریه­ پردازی را بسیار بالا برده و در گشودن راه های جدید بیشترین کمک را می کند.

همان طور که پیش تر گفته شد در اثر محدودیت هایی که به­ طور نمونه ناشی از پرده بندی ساز تار معرفی شده است و یا در اثر تکرار یک دانگ در یک دور (که می تواند آن دانگ حتماً در دورهایی با دانگ های تکراری قرار نگیرد) منجر به حذف دانگ ها و به تبع آن دورهایی شده است (تهماسبی ۱۳۹۸، ۲۵۸-۲۵۹). تلاشی که رسیدن به عدد هفت برای دانگ ها را به ذهن متبادر می کند. به هر صورت عدم شامل شدن برخی از گوشه های ردیف در «دوره ای پنجاه وپنج گانۀ» مجاز که نویسنده کتاب نیز به آنها اشاره می کند (تهماسبی ۱۳۹۸، ۲۸۳) و یا مواردی که برای نگارنده این مقاله مطرح شده است (مثل سه­ گاه لاکرن، مویه چهارگاه، منصوری)، وجود یک استراتژی فراگیرتر را گوشزد می کند.

در کتاب الأدوار فی الموسیقی برای ساخت ادوار و تعیین ملایمت در آنها، ابتداً ذی­ الاربعات و ذی الخمسات (همان اجناس) را از طریق ترکیب ابعاد لحنی و البته محدودیتِ مربوط به اسباب تنافر، برهم­ساخته شده و بعد از ترکیب آنها، ملایمت دوره ای به دست آمده، با معیار دیگری یعنی مقایسه «عدد نسبت های شریف» با «عدد نغمات»، مورد ارزیابی قرار گرفته شده است (ارموی ۱۳۸۰، ۲۰-۲۸).

در ضمن در دورهای تشکیل شده مثلاً در محل اتصال اجناس همچنان بحث اسباب تنافر مد نظر می باشد. در دیگر کتاب صفی ­الدین یعنی الرساله الشرفیه فی النسب التألیفیه نیز با دیدگاه های وام گرفته شده از آرای فارابی در کتاب الموسیقی الکبیر، از سویی ابعادی با نسبت های عددی خاص را که اصطلاحاً «کل و جزء» نام می نهد به عنوان معیارِ ملایمت و متفق بودن در اجناس به کار می ­گیرد و ابعاد با نسبت های «کل و اجزاء» را متنافر معرفی می کند (ارموی ۱۳۸۵، ۲۲-۲۳)، و از سویی با صحبت از عواملی مانند «طبعِ آدمی»، اجناس به ­دست آمده از ترکیب فواصل را در کاربرد، اصطلاحاً مهجور و یا بعضی را به علت مشابهت حذف می کند (ارموی ۱۳۸۵، ۹۸). البته این نکته را نیز باید گفت که از نظر صفی ­الدین «اتفاق» (سازواری) در بحث اجناس، مسئله ای نسبی­ ست (ارموی ۱۳۸۵، ۶۹). با این حال بُعد ذی­ الاربع میان تمام نغمات در اغلب نمودارهای ادوارِ رسم شده به عنوان معیاری پیش­فرض در تشکیل آنها پذیرفته شده است (ارموی ۱۳۸۵، ۹۹-۱۱۰).

سیاوش سحابی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است